₪ انجمن بوف بوفی ₪ » روانشناسی و روابط اجتماعی » روزگار سخت سالمندي
آبان
9
ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شده‌اند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفته‌اند.
ثبت‌نام و ارسال نوشته در این وب‌سایت امکان‌پذیر نیست. چنانچه نوشته‌ای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، می‌توانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.



یک نت روی دیوار انجمن pAshMak
1 هفته پیش

آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com



روزگار سخت سالمندي

207 بازدید، 8 پست، نویسنده: Cyrus66

  • Cyrus66

    «گفتم که بابا جون کلاغ‌ها قارقار مي‌کنن، سگ‌ها مي‌گن واق واق»

    خسته که نمي‌شد هيچ، لحظه به لحظه شيرين‌تر به نظرش مي‌آمد، پسربچه مدام سوال‌هايي تکراري را مي‌پرسيد و پدر با حوصله و مهرباني پاسخش را مي‌داد...

    .
    .
    .
    هر چه نيرو داشت به کار گرفت تا بلندتر داد بزند «چند بار بهت توضيح بدم پدر جان، کلافم کردي، اين قرص قرمزها رو بايد صبح بخوري، قرص‌هاي سفيد رو يکي صبح يکي شب، همين جور قاطي پاتي مي‌خوري فشارت مي‌ره بالا، مکافاتش واسه منه کي هي بيام ببرمت دکتر» لب‌هايش را آن‌قدر در نزديکي گوش‌هاي پدر پيرش به هم مي‌فشرد که هيچگاه چشمان باراني‌اش را نديد.



    ***

    «ببينم کي بهونه‌گيري کرده نمي‌خواد سوپش رو بخوره، بدو بيا بپر بغل بابا، غذا بدم به پسرم زودي بزرگ بشه، عصاي دست باباش بشه، دهنتو باز کن گل بابا...»

    پسرش عادت کرده بود تنها از دست او غذا بخورد، با همه خستگي ناشي از يک روز سخت کاري بازهم عاشقانه پسر را در آغوش مي‌گرفت تا غذا را با همان شعر و آواز و بازي هميشگي به خوردش دهد.

    .
    .
    .
    آبرو واسم نذاشته اين پيرمرد، هي مي‌گه ببرم بيرون ببرم بيرون، بردمش رستوران ظرف ماست رو چپه کرده روي شلوارش، جلوي مردم نمي‌تونستم سرمو از خجالت بلند کنم...



    ***

    باز که شيطوني کردي پسر بابا، شلوارتو کجا خيس کردي، آخه مرد که گريه نمي‌کنه عزيزم، خودم الان برات درستش مي‌کنم...
    .
    .
    .
    «پدر جان واسه چي اين قدر اذيت مي‌کني؟ يعني ياد گرفتنش اين قدر سخته؟ هزار بار گفتم هر وقت از دست شويي برمي‌گردي اون برق کوفتي رو پشت سرت خاموش کن»




    تمام اين داد زدن‌ ها بهانه بود، بهانه‌اي که خودش دليلش را خوب مي‌دانست.

    7 سپاس: دلشاد، aac198000، mz56mz، farzane، jaj، حورا، gilas

  • دلشاد

    مرسی دوست عزیز عالی بود
    1 سپاس: Cyrus66

  • KuRoSh

    سپاس کوروش جان

    چی بگم که جز واقعیت چیزی نیست نمیگم صد درصد ولی 80 تا 90 درصد اینگونه هست
    دو تا آرزو دارم که خیلی برام با ارزش هستند دوست دارم به یکی از این دو برسم اگر به بقیه آرزو هام نرسیدم
    یکی این که پیر نشم که محاله
    دومی این که هیچ وقت محتاج کسی نباشم

    1 سپاس: Cyrus66

  • aac198000

    Cyrus66,
    به مطلب بسیار خوبی اشاره کردی :110:

    احترام به پدرو مادر برکت این دنیا و اون دنیا ست

    من دیدم فرزندی که احترام دار مادر پدرش بود چه عزتی در این دنیا داره
    و دیدم بی حرمتی به پدر و مادر چه مکافاتی داشته
    :46:

    1 سپاس: Cyrus66

  • mz56mz

    241
    اميدوارم قدر پدر و مادران پير و بيشتر و بيشتر بدونيم :8:

    1 سپاس: Cyrus66

  • farzane

    مرسی عالیییییییییییییییییییییییییی بود 301 1189
    1 سپاس: Cyrus66

  • حورا

    1 سپاس: Cyrus66

  • 1 سپاس: Cyrus66
پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: