₪ انجمن بوف بوفی ₪ » هنر و ادبیات » داستان زیبای خیانت
آبان
9
ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شده‌اند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفته‌اند.
ثبت‌نام و ارسال نوشته در این وب‌سایت امکان‌پذیر نیست. چنانچه نوشته‌ای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، می‌توانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.


₪ انجمن بوف بوفی ₪ » هنر و ادبیات » داستان زیبای خیانت

یک نت روی دیوار انجمن pAshMak
1 هفته پیش

آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com



داستان زیبای خیانت

210 بازدید، 8 پست، نویسنده: KuRoSh

  • KuRoSh

    چند سالی میگذشت که دایره آبی قطعه گمشده خود را پیدا کرده بود. اکنون صاحب فرزند هم شده بود، یک دایره آبی کوچک با یک شیار کوچک.

    تصویر در دسترس نیست

    زمان میگذشت و دایره آبی کوچک، بزرگ میشد. هر چقدر که دایره بزرگ تر میشد شعاع آن هم بیشتر میشد و مساحت شیار که دیگر اکنون تبدیل به یک فضای خالی شده بود نیز بیشتر.

    تصویر در دسترس نیست

    آنقدر این فضای خالی زیاد شد و دایره ناراحت تر که ناچار برای کمک به سراغ پدر رفت و به او گفت: پدر شما چرا جای خالی ندارید؟
    پدر گفت: عزیزم جالی خالی نه، قطعه گمشده. هر کسی در زندگی خود قطعه گمشده دارد من هم داشتم، مادرت قطعه گم شده*ی من بود. با پیدا کردن او تکمیل شدم. یک دایره کامل.
    پسر از همان روز جست و جوی قطعه*ی گمشده خود را آغاز کرد. رفت و رفت تا به یک قطعه*ای از دایره رسید شعاع و زاویه آن را اندازه گرفت درست اندازه جای خالی بود ولی مشکل آن بود که قطعه زرد بود.

    تصویر در دسترس نیست

    دایره باز هم رفت تا اینکه به یک مثلث رسید که فضای خالی خود را با قطعه*های رنگارنگ کوچک پر کرده بود.

    تصویر در دسترس نیست

    دایره دیگر از جست و جو خسته شده بود تا اینکه به یک قطعه گمشده رسید، به او گفت شما قطعه گمشده من را ندیدید؟
    قطعه مربع گریه کرد و گفت: من هستم
    - ولی شما مربع هستید و قطعه گمشده*ی من قسمتی از دایره
    - من اول قطعه*ای از دایره بودم یعنی دقیقا بگویم قسمتی از شما و منتظرتان که یک مربع قرمز آمد. قطعه*ی گمشده او مربع بود ولی من گول خوردم و خود را به زور داخل فضای خالی او کردم، به مرور زمان تغییر شکل دادم و به شکل فضای خالی مربع در آمدم .ولی او قرمز بود و من آبی، به هم نمی*خوردیم. اکنون پشیمانم. من قطعه*ی گمشده*ی شما هستم


    تصویر در دسترس نیست

    دایره که دید قطعه گمشده خود را پیدا کرده سعی کرد او را در فضای خالی خود جا دهد اما نشد، بنا بر این او را با طناب به خود بست و خوشحال راه افتاد. حرکت کردن با یک قطعه که سبب بد قواره شدن دایره شده بود خیلی سخت بود ولی تمام این سختیها را به جان خریده بود و با عشق حرکت میکرد.

    تصویر در دسترس نیست


    رفت و رفت ولی ناگهان گودال را ندید و داخل آن افتاد و گیر کرد. بخت به او رو کرده بود که قطعه*ی گمشده*اش قسمت بالای او بود و گیر نکرده بود. قطعه گمشده به او گفت: من را باز کن تا بروم و کمک بیاورم.

    تصویر در دسترس نیست

    قطعه*ی گمشده رفت و هیچ وقت برنگشت. دایره هم سالها آنقدر گریه کرد تا بیضی شد (لاغر شد) و توانست از گودال بیرون بیاید. دلش شور میزد که نکند اتفاقی برای قطعه گم شده افتاده باشد. دنبال او به هر سو رفت. تا اینکه بالاخره او را پیدا کرد. کاش هیچ وقت او را پیدا نمی*کرد.

    تصویر در دسترس نیست

    نتیجه گیری اخلاقی : سعی کنید گول تکه های گمشده دروغی رو نخورید

    5 سپاس: دلشاد، Cyrus66، gilas، ماهی، jaj

  • دلشاد

    نقل قول: کوروش فسقلی
    نتیجه گیری اخلاقی : سعی کنید گول تکه های گمشده دروغی رو نخورید

    چشم سعی میکنم :51:

    1 سپاس: کوروش فسقلی

  • Kishe Mehr

    خیانت کلا بده :15:
    1 سپاس: کوروش فسقلی

  • KuRoSh

    نقل قول: Kishe Mehr
    خیانت کلا بده

    اره خیلی بده
    و خیلی هم بی ادبه :4:
    نقل قول: دلشاد
    چشم سعی میکنم

    خیلی زیاد سعی کن


  • SaMaN TaJ

    ای قطعه بی ادب :4:
    1 سپاس: کوروش فسقلی

  • gilas

    قطعه بی حیات :45:

  • ماهی

    قطعه ی بی احساس :79:

  • khodam

    salam be dostan golam bad az chand sal kurosh aziz dastane kheli ghashang bood ...
پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: