₪ انجمن بوف بوفی ₪ » روانشناسی و روابط اجتماعی » داستان عشق موسی مندلسون
آبان
9
ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شده‌اند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفته‌اند.
ثبت‌نام و ارسال نوشته در این وب‌سایت امکان‌پذیر نیست. چنانچه نوشته‌ای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، می‌توانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.



یک نت روی دیوار انجمن pAshMak
1 هفته پیش

آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com



داستان عشق موسی مندلسون

2550 بازدید، 7 پست، نویسنده: بندری

  • بندری

    داستان عشق موسی مندلسون


    تصویر در دسترس نیست

    موسی مندلسون، فیلسوف آلمانی یهودی و پدربزرگ موسیقی‌دان برجسته فلیکس مندلسون، انسانی زشت و عجیب‌الخلقه بود. قدی

    بسیار كوتاه و قوزی بدشكل بر پشت داشت.



    موسی روزی در هامبورگ با تاجری آشنا شد كه دختری بسیار زیبا و دوست داشتنی به نام فرومت داشت. موسی در كمال ناامیدی،



    عاشق آن دختر شد، ولی فرومت از ظاهر و هیكل از شكل افتاده او منزجر بود.



    زمانی كه قرار شد موسی به شهر خود بازگردد، آخرین شجاعتش را به كار گرفت تا به اتاق دختر برود و از آخرین فرصت برای



    گفتگو با او استفاده كند. دختر حقیقتاً از زیبایی به فرشته ها شباهت داشت، ولی ابداً به او نگاه نكرد و قلب موسی از اندوه به درد



    آمد. موسی پس از آن كه تلاش فراوان كرد تا صحبت كند، با شرمساری پرسید:



    - آیا می دانید كه عقد ازدواج انسانها در آسمان بسته می شود؟



    دختر در حالی كه هنوز به كف اتاق نگاه می كرد گفت:


    - بله، شما چه عقیده ای دارید؟


    - من معتقدم كه خداوند در لحظه تولد هر پسری مقرر می كند كه او با كدام دختر ازدواج كند. هنگامی كه من به دنیا آمدم، عروس



    آینده ام را به من نشان دادند و خداوند به من گفت:



    «همسر تو گوژپشت خواهد بود»



    درست همان جا و همان موقع من از ته دل فریاد برآوردم و گفتم:



    «اوه خداوندا! گوژپشت بودن برای یك زن فاجعه است. لطفاً آن قوز را به من بده و هر چی زیبایی است به او عطا كن»



    فرومت سرش را بلند كرد و خیره به او نگریست و از تصور چنین واقعه ای بر خود لرزید.



    او سال های سال همسر فداكار موسی مندلسون بود.



    نتيجه اخلاقي1:

    راست است كه دخترها از گوش خر می شوند و پسرها از چشم

    نتیجه اخلاقی2:

    ای تو روح هرچی مرد قالتاقه



    نتیجه اخلاقی 3:



    هیچگاه زود نباید قضاوت کرد، موسی مندلسون در کنارفلسفه بافی هایش تجارت و بیزینس هم می کرد



    و تاجر موفق و متمولی بود پس فرومت همینجوری هم بله را نگفته است. آره داداش ، اینجوریاس!

    5 سپاس: هاچو هاچو، حورا، دلشاد، gilas، ماهی

  • هاچو هاچو

    2 سپاس: حورا، بندری

  • 1 سپاس: بندری

  • دلشاد

    نقل قول: بندری
    آره داداش ، اینجوریاس!

    آره واقعا انجوریاست :4:

    1 سپاس: بندری

  • 1 سپاس: بندری

  • 1 سپاس: بندری
پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: