ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شدهاند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفتهاند.
ثبتنام و ارسال نوشته در این وبسایت امکانپذیر نیست. چنانچه نوشتهای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، میتوانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.
یک نت روی دیوار انجمن
pAshMak
1 هفته پیش
آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com
درخواست طلاق تنها سه روز پس از ازدواج!!
garfild
یک زوج جوان كه پس از یك سال انتظار راهی خانه بخت شده بودند تنها 3 روز پس از ازدواج بخاطر دخالت های مادر عروس برای جدایی به دادگاه خانواده رفتند.
زوج جوان مقابل قاضی شعبه 268 دادگاه خانواده تهران نشسته بودند كه قاضی پس از مطالعه پرونده با تعجب از مرد جوان پرسید: علت درخواست طلاق آن هم 3 روز پس از ازدواجتان چیست؟
كامیار در حالی كه سر به زیر انداخته بود به آرامی گفت: یك سال قبل ترم آخر دانشگاه بودم و برای تأمین مخارج در مغازه یكی از آشنایان كار میكردم. یك روز به طور اتفاقی با همسرم آشنا شدم كه برای خرید به مغازه آمده بود. در همان دیدار احساس عجیبی وجودم را فرا گرفت. بعد هم شماره تلفن همراه یاسمن را گرفته و چند روز بعد با او قرار ملاقات گذاشتم. دیدارها و تماسهای تلفنی ما ادامه داشت تا این كه با طرح موضوع ازدواج، خانوادههایمان را نیز در جریان قرار دادیم.
خوشبختانه خیلی زود با توافق خانواده «یاسمن» مراسم رسمی خواستگاری برگزار شد. اما در ادامه مادرش كه زن پرتوقعی بود به طرح خواستههای عجیبش پرداخت. من هم برای رسیدن به دختر موردعلاقهام با مهریه یك هزار سكه طلا، برگزاری جشن عروسی در تالاری باشكوه و خرید بخشی از جهیزیه موافقت كردم. این درحالی بود كه خانوادهام بشدت با آن مخالف بودند.
سرانجام با سختی فراوان و كمك خانواده و دوستان و بدهی سنگین عروسی چهل میلیون تومانی برگزار شد. اما افسوس كه خیلی زود متوجه شدم همه این تلاشها بیفایده بوده و همسرم همچنان تحت نفوذ حرفهای مادر و خانوادهاش زندگیمان را جهنم كرده است. در ادامه زن جوان كه سكوتش را شكسته بود به قاضی گفت: حرفهای همسرم را قبول دارم و شرمنده او هستم. اما افسوس كه نه من، بلكه هیچكدام از اعضای خانوادهام اجازه نداریم روی حرف مادرمان حرف بزنیم.
حالا هم سه روز پس از شروع زندگی مشترك به این نتیجه رسیدهام كه ادامه زندگی ما هیچ فایدهای ندارد. چرا كه همسرم بشدت از مادرم دلگیر است و دائم میگوید این زندگی به نتیجه ای نمیرسد. حالا هم تصمیم دارم مهریهام را ببخشم و بخشی از هدایای عروسی را نیز به او بپردازم تا كمی از بدهی سنگین را تسویه كند.
ضمن این كه میخواهم به او ثابت كنم عاشقانه دوستش دارم. قاضی عموزادی پس از شنیدن اظهارات زوج جوان و ارائه راهكارهای كارشناسی عروس و داماد را از طلاق منصرف كرد و زوج جوان با لبخند از محكمه بیرون رفتند.
دلشاد
امان از دست این مادر زنها
mz56mz
خب خدا رو شكر
▧ تصویر در دسترس نیست
lion1360
Life Dream
توو فرهنگ ما از مادر عروس به اسم "زبان خسو" ياد ميشه، يعني ربانش مثل تيغ كاكتوسه!
farzane
میسی میسی داداش مرتضیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
حورا
ملیکا
taha_1990
خدا رو شکر به خیر گذشت .
garfild
mz56mz,
lion1360,
Life Dream,
farzane,
حورا,
ملیکا,
s_ali_m68,
ممنون از همه دوستان که نظر دادن
ماهی
AVINAR
garfild
AVINAR,
هاچو هاچو
garfild
شما ببخششون دیگه داش مهدی فیلم دیگه بلد نبودن
gilas
هاچو هاچو
نه خب به آدم بر میخوره
نمایش یا پنهان متن
ژنرال
garfild
چشم طلاق بعدی میگیم اکشن بزارن حالشو ببری
آخیییییییییی
نمایش یا پنهان متن
الان از کجا متوجه شدی ساکن شرق هستن
آخرین ورود: امروز, 07:39
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→