ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شدهاند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفتهاند.
ثبتنام و ارسال نوشته در این وبسایت امکانپذیر نیست. چنانچه نوشتهای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، میتوانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.
یک نت روی دیوار انجمن
pAshMak
1 هفته پیش
آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com
ژنرال
نمایش یا پنهان متن
این تاپیک فقط یه شوخیه.دوستانی که اسمی ازشون در تاپیک نیس، به حساب کم محلی نذارن
در این تاپیک به 30سال بعد (سال 1421 هجری شمسی) سفر کردیم و میخوایم ببینیم بچه های سایت کجا هستن، چیکار میکنن و چه اوضاعی دارن.
کارلوس:
در سن شصت و یک سالگی، هنوز فعال و با انرژیه
صاحب بزرگترین شرکت جواهرسازی خاور میانه س که توسط دو پسرش اداره میشه
کارلوس برج سازی هم میکنه و خلاصه هر کاری که توش پول حلال باشه هست
دارایی زیادی داره و گفته میشه بعد از خاندان راکفلر در امریکا، بیشترین ثروت رو داره
کماکان ساکن مشهده و هنوز اعتقاد داره که مهریه دختر باید حداکثر یه دونه سکه باشه
یک همسر ایرانی و سه همسر اسپانیایی، فرانسوی و آمریکایی داره که همه اینهارو فقط یه دونه سکه مهرشون کرده
اوقات فراغتش رو در شاندیز با کشیدن قلیون پُر میکنه
آرش 52:
آقاجونِ بوفیلند در آستانه هفتاد سالگی قرار داره
رکورددار سفر به کربلای معلی از مسیر دوبی در 20سال پیاپی
در سال 1414 دیوانش اشعارش به چاپ رسید که با استقبال بی نظیری مواجه شد و از طرف وزیر فرهنگ لقب "شیطان الشعرا" رو دریافت کرد
سال 1418 همزمان با شصت و ششمین سالگرد تولدش، اقدام به تجدید فراش کرد
لورونه:
بهروز در حال حاضر شصت ساله س و ساکن کاناداست. اون صاحب پنجاه درصد از سهام کازینوهای جزیره سیسیله
به تازگی با بیست و یکمین عشق زندگیش
بهروز اوقات فراغتش رو معمولا در میادین گاوبازی اسپانیا سپری میکنه
آرسام:
مهندس آرسام بعد از سالها خدمت در تاسیسات نفتی عسلویه و سیزده عمل جراحی دماغ
اون پنج سال پیش، طی یک مراسم رسمی به سمت استاد اعظمِ سازمان جواتان ایران (لژ شیراز) انتخاب شد
آرسام اوقات فراغتش رو در مغازه جگرکیش در شیراز (واقع در خیابان زند
بچه مثبت:
مرد دانا و مثبت بوفیلند کمافی السابق مثبته
در رشته تخصصی خودش یلی شده و در دانشگاه جان هاپکیرنز تدریس میکنه
برای یک دوره هشت ساله ریاست دانشگاه تهران رو به عهده داشت.
در حال حاضر قائم مقام باشگاه ملوانه و با حفظ سمت، مشاور عالی شرکت گوگله؛
البته آخر هفته ها برمیگرده انزلی پیش گل گندم
امین امتیاز بوفیلند رو خریداری کرده و ریاست سایت رو به عهده گرفته
مستانه:
کماکان هجده ساله س
مژده:
دو سال از مستانه بزرگتره
تخصص مژده، افزایش ظرفیت انواع خودروهای سواری از 4سرنشین به 8 و حتی 10 سرنشینه (بسته به میزان مقاومت سرنشینان).
الان سالهاست که به این کار مشغوله و اوقات فراغتش رو با مستانه صرف امور خیریه میکنن
عمو محمود:
مهربون ترین مرد بوفیلند
محمود در سال 1414 بر علیه امیر کویت کودتا کرد
بعد از تحکیم پایه های حکومت آل محمود، به همراه عمه زری به شیراز برگشتن و الان در این شهر زندگی میکنن
نخبه:
شیرین 11 سال پیش با سفر به امریکا و طی یک دوره درمانی سنگین تونست "سندروم خود نخبه بینی" رو
اون مدتهاست که از سندروم خودکاشف بینی هم رنج میبره که این مورد رو پزشکان از درمانش قطع امید کردن
اون علاقه زیادی به بچه داره
یه دوقلو هم تو راهه
در حال حاضر 55تا نوه و نتیجه داره
شیرین اوقات فراغتش رو با خالی بندی برای دوستانش سپری میکنه
دیااکو:
بعد از ترور کیم کارداشیان در سال 1400 شمسی، دیااکو دچار ضربات روحی شدیدی شد
بعد از سه ماه، عکس کین کارداشیان دختر کیم کارداشیان رو در بوف بوفی دید، توبه رو شکست و رفت به هالیوود سراغ کین.
در حال حاضر مسئول استعدادیابی، گزینش و تست کردن ستارگان مونث هالیووده.
دیااکو اوقات فراغت نداره و همه وقتش رو خالصانه وقف نسوان هالیوود کرده
لایف دریم:
مازیار از سال 1410 در ایستگاه فضایی ناسا مشغول به کار شد.
پنج سال پیش توسط یوفو ها دزدیده شد
اطلاعات زیادی از مازیار در دست نیست و محققان احتمال میدن، ساکن مریخ باشه
شاپرک:
زندگی فقیرانه ای داره و از راه شلاق زنیِ مجرمین
شاپری به عنوان بازجو و شکنجه گر افتخاری با زندان های گوانتانامو و ابوغریب همکاری میکنه
هاچو هاچو:
دکترای رقص
3سال پیش در حین اجرای حرکت هلیکوپتری
ولی در همین حال مربی گری تیم ایروبیک بانوان مشهد رو به عهده داره
هاچو خادم افتخاری حرم رضوی هم هست
اوقات فراغتش رو در شاندیز با کارلوس قلیون میکشه و دودش رو به اشکال مختلف خارج میکنه
محسن صائب:
حاج محسن در سن هفتاد سالگی، کماکان سرزنده و پرتوانه و مخصوصاً دلش خیلیییییییییی جووون مونده
حاجی در سال 1410 تصمیم گرفت، خاطراتش رو منتشر کنه که با ممیزی وزارت ارشاد روبرو شد
بعد از چند سال کش و قوس
حاج محسن در حال حاضر ریاست حراست استان قدس رضوی رو به عهده داره و اوقات فراغتش رو به مشاوره و ارشاد جوانان و بانوان
سیب (ساناز):
ساناز در حال حاضر یه نقاش چیره دسته و در تهران زندگی میکنه.
بیشتر اوقاتش رو در گالری شخصیش (گالری سیبون = بر وزن سیحون) سپری میکنه.
سال 1402 بعد از جدایی از همسرش (واسه هنرمندا طلاق از نون شب واجب تره
بعد از یکسال با یکی از نوادگان ونگوگ (نقاش معروف هلندی) آقای تئو ونگوگ آشنا شد که این آشنایی منجر به ازدواج شد.
تئو قبل از ازدواج با ساناز، مسلمون شد و اسمش رو به نصرت اله ونگوگ تغییر داد.
بعد از 13 سال زندگی در پاریس از همسرش جدا شد و به ایران برگشت.
سبک مورد علاقه ساناز در نقاشی، سبک کوبیسمه. (سبک کوبیسم =
مهمترین آثار نقاشی ساناز که شهرت جهانی دارن، عبارتند از:
1- لبخند ساناز (سانالیزا)
2- شامِ یکی مونده به آخر
3- اولین ناهار
4- چشم غره های یک دختر شرقی
5- صندلی آتشین
6- شب های آفتابیِ پاریس
ساناز اوقات فراغتش رو با چشم غره رفتن برای دوستانش در گالری سپری میکنه ---->
نمایش یا پنهان متن
فعلا از سرنوشت باقی اعضای بوفیلند، خبری در دست نیست.به محض دریافت اخبار جدید، تاپیک تکمیل خواهد شد
دلشاد
gilas
خوشمان آمد
مستانه
بخصوص :
کاش میشد نظرمو کامل بگم
دلشاد
یعنی در این سال من وجود خارجی ندارم
ژنرال
دلشاد جان!
از سرنوشت شما و چند نفر دیگه فعلا خبری نداریم
کیش مهر، سیب، ماهی، گیلاس، مریم لندن، دوکی و خیلی های دیگه ...
ژنرال
بگو تو میتونی بگو
هاچو هاچو
حالا نوبت خودته
ژنرال :
الان 60
carlos
خیلی باحال بود
ای ول به خلاقیتت
mz56mz
اينجورى كه ما رو لوو دادى كاكو محسن , داشتم برنامه ريزى ميكردم براى كودتا بايد برم برنامه ام رو تغيير بدم
arash52
امیدوارم از سرنوشت بقیه هم اطلاعی حاصل بشه
gilas
گیلاس یه دونه است
باورم نداری بیا از شازده بپرس
ژنرال
رسماً برنامه های آینده ام رو منفجر کردی که
این رسم الخط مربوط میشه به سال 1421
اون موقع اینجوری مینویسن
ای ول به خلاقیتت
حال میکنی چه آینده درخشانی داری؟
خودمم قراره شریک تجاریت بشم؛ فعلا کسی خبری ازم نداره
راس میگیا حواسم نبود
کودتا نکن، ضایع بشن
محسن صائب
ممنون
ژنرال
آقاجون از صنعت ادبی تشبیه استفاده کردن
ژنرال
ممنون
هاچو هاچو
برو خداتو شکر کن راننده شدی...کلی صحبت کردم که شاگرد شوفر نشی
محسن صائب
.
من توی مراسم عقد خیلی ها بودم تا حالا 2 نفر مرد رو دیدم که بعد عقد گریه کنند
.
این بود مقدمه
و اما هدف من از تعریف کردن این موضوع
.
وقتی رفتیم محضر و عقد کردند ، تا ساعت 11 شب داشتیم به داماد بیچاره مشاوره میدادیم
.
وقتی گفتی اطراف حرم یاد این قضیه افتادم
gilas
صنعت و تشبیه و اینا من حالیم نیست گیلاس یه دونه است
carlos
داداش میشه بپرسی اسم پسرام چیه ؟؟؟
آخرین ورود: امروز, 07:39
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→