صفحه اصلی
انجمن بوف بوفی
قوانین انجمن
پستهای جدید
اشتراکهای شما
تاپیکهای شما
پستهای شما
کیبورد فارسی
آپلود سنتر
جستجوی دقیق
₪ انجمن بوف بوفی ₪
»
هنر و ادبیات
» پنجره
₪ انجمن بوف بوفی ₪
»
هنر و ادبیات
» پنجره
لطفاً چند لحظه منتظر بمانید..!
جستجوی دقیق
آپلود سنتر
کیبورد فارسی
پستهای شما
تاپیکهای شما
اشتراکهای شما
پستهای جدید
قوانین انجمن
انجمن بوف بوفی
صفحه اصلی
₪ انجمن بوف بوفی ₪
»
هنر و ادبیات
» پنجره
43 صفحه قبل
1
2
3
...
41
42
43
صفحه بعد
پنجره
1454 بازدید، 9 پست، نویسنده: آدم برفي
0
سوابق امتیازات
آدم برفي
۲۸ آبان ۱۳۹۱
1
مادرم پنجره را دوست نداشت
با وجودي كه بهار
از همين پنجره مي آمد و
مهمان دل ما ميشد
▧
تصویر در دسترس نیست
با وجودي كه همين پنجره بود
كه به ما مژده ي باز آمدن چلچله ها را ميداد
▧
تصویر در دسترس نیست
مادرم پنجره را دوست نداشت
مادرم مي ترسيد
كه لحاف نيمه شب
از روي خواهر كوچك من پس برود
يا كه وقتي باران مي بارد
گوشه ي قالي ما تر بشود
هر زمستان سرما
روي پيشاني مادر خطي از غم مي كاشت
مادرم پنجره را دوست نداشت
پنجره شيشه نداشت
↑ بالا
گزارش
10 سپاس: دلشاد، mz56mz، garfild، ژنرال، ملیکا، ماهی، حورا، farzane، gilas، javad1020
+41
سوابق امتیازات
دلشاد
۲۸ آبان ۱۳۹۱
2
مرسی دوست عزیز زیبا بود
↑ بالا
گزارش
1 سپاس: حورا
+1
سوابق امتیازات
mz56mz
۲۸ آبان ۱۳۹۱
3
زيبا بود
نمایش یا پنهان متن
يه عكس براى عكس مربوطه انتخاب كردم
↑ بالا
گزارش
2 سپاس: ماهی، حورا
+2
سوابق امتیازات
garfild
۲۸ آبان ۱۳۹۱
4
بسیار زیبا بود
↑ بالا
گزارش
1 سپاس: حورا
0
سوابق امتیازات
ملیکا
۲۹ آبان ۱۳۹۱
5
↑ بالا
گزارش
1 سپاس: حورا
+9
سوابق امتیازات
ماهی
۲۹ آبان ۱۳۹۱
6
نقل قول: آدم برفي
پنجره شيشه نداشت
خیلی زیبا بود..
شعر مال کی بود دوست من؟
↑ بالا
گزارش
1 سپاس: حورا
+4
سوابق امتیازات
حورا
۲۹ آبان ۱۳۹۱
7
عالی بود
↑ بالا
گزارش
0
سوابق امتیازات
farzane
۲۹ آبان ۱۳۹۱
8
مرسی دوست عزیز خیلی خیلی زیبا بود
↑ بالا
گزارش
+1
سوابق امتیازات
gilas
۳۰ آبان ۱۳۹۱
9
خیلی زیبا بود
↑ بالا
گزارش
اطلاعات
کاربراني که در گروه کاربري
ميهمان
قرار دارند، نمي توانند پستي در اين انجمن ارسال کنند.!
ورود به سایت
ثبت نام
انتقال به گروه کاربری پیشرفته
43 صفحه قبل
1
2
3
...
41
42
43
صفحه بعد
اشتراک گذاری این مطلب
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر:
ورود
نام کاربری:
کلمه عبور:
کلمه عبورم را فراموش کرده ام
ورود
ثبت نام
آدم برفي
مادرم پنجره را دوست نداشت
با وجودي كه بهار
از همين پنجره مي آمد و
مهمان دل ما ميشد
▧ تصویر در دسترس نیست
با وجودي كه همين پنجره بود
كه به ما مژده ي باز آمدن چلچله ها را ميداد
▧ تصویر در دسترس نیست
مادرم پنجره را دوست نداشت
مادرم مي ترسيد
كه لحاف نيمه شب
از روي خواهر كوچك من پس برود
يا كه وقتي باران مي بارد
گوشه ي قالي ما تر بشود
هر زمستان سرما
روي پيشاني مادر خطي از غم مي كاشت
مادرم پنجره را دوست نداشت
پنجره شيشه نداشت
دلشاد
mz56mz
نمایش یا پنهان متن
يه عكس براى عكس مربوطه انتخاب كردمgarfild
ملیکا
ماهی
خیلی زیبا بود..
حورا
farzane
gilas
آخرین ورود:
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→