₪ انجمن بوف بوفی ₪ » هنر و ادبیات » خانۀ کودکی هایم
آبان
9
ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شده‌اند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفته‌اند.
ثبت‌نام و ارسال نوشته در این وب‌سایت امکان‌پذیر نیست. چنانچه نوشته‌ای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، می‌توانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.


₪ انجمن بوف بوفی ₪ » هنر و ادبیات » خانۀ کودکی هایم

یک نت روی دیوار انجمن pAshMak
1 هفته پیش

آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com

1 2


خانۀ کودکی هایم

183 بازدید، 22 پست، نویسنده: شهلا

  • شهلا

    خوابهایم گاهی
    تکرار رویاهایی است
    که به آنها
    دل خوش کرده ام ...
    بیدارم نکنید
    می خواهم
    آرامش گذشته ام را
    دوباره پیدا کنم...
    این روزها
    دلتنگ خانه قدیمی امان شده ام
    با در طوسی رنگ
    و باغچه ها ی کوچکش...
    حس می کنم خنکای آب را
    وقتی در خیال
    دستهایم را
    درون حوض فرو می برم
    و لمس می کنم
    ماهیهای قرمزش را...
    انگاراطاق کودکیهایم
    همچنان دست نخورده مانده
    یک عروسک لب پنجره
    و یک دفترچه
    پر از نقاشی های خط خطی...

    تصویر در دسترس نیست


    پی نوشته : به دنبال تمامی سکوت ها ، باید منتظر فریاد هم بود.
    آدمها همیشه در تدارک قفسی برای پرندگان بوده اند .
    عجیب است که خود دنبال آزادی اند اما برای این موجودات ، اسارت را ترجیح می دهند!!!

    15 سپاس: gilas، دلشاد، ...ROSHANAK، mz56mz، علیرضا، بچه مثبت، sib، s_ali_m68، maryamlondon1، soheyla، ماهی، محسن صائب، aac198000، مستانه، ژنرال

  • 1 سپاس: شهلا

  • دلشاد

    خیلی زیبا بود
    مرسی

    1 سپاس: شهلا

  • mz56mz

    نقل قول: شهلا
    دلتنگ خانه قدیمی امان شده ام
    با در طوسی رنگ
    و باغچه ها ی کوچکش...

    من هم شهلا جان 301

    1 سپاس: شهلا

  • علیرضا

    بسیار زیبا بود. :39:
    ممنون شهلا جان.

    1 سپاس: شهلا

  • شهلا

    سلام
    با سپاس از دوستان عزیز نظر دهنده
    گیلاس عزیز... آقا دلشاد و آقا محمود :46: :46: :46:
    ------
    بله آقا محمود
    دلتنگی های من و شما و همۀ آدمها یی که دیگه بچه نیستند این روزا مشترک شده .
    خاطراتی که هرگز تکرار نمی شه و نخواهد شد.
    برای خیلیها هنوز خوش ترین ایام زندگی ، همون بچگیهاست. :2:

    2 سپاس: gilas، mz56mz

  • sib

    خدا رو شکر که من هنوز دارم توی خونه بچگی هام زندگی میکنم :65:
    1 سپاس: شهلا

  • taha_1990

    شهلا,
    ای کاش زندگی اونقدر سخت نبود که آدم ها با توجه به علاقه خود پیشرفت میکردند...
    عالی بود شهلا خانم.
    مرسی.

    1 سپاس: شهلا

  • شهلا

    سلام به علیرضا خان مدیر کل سایت.

    منوّر فرمودید تاپیک من را.
    تشکر از اظهار نظرتون.
    لطف کردید :1: :46:


  • شهلا

    سلام
    تشکر از ساناز عزیز برای خواندن نوشته ام .
    چه خوب و خوش به حالت که هنوز توی خانه کودکیهات هستی.
    جایی خاطره آفرین و فراموش نشدنی. :46:
    ----
    سلا م آقا طاها
    تشکر از شما برای نظرتون
    بله ایکاش زندگیها به این سختی امروز نبود.
    هر چه بیشتر وسایل مدرن و امروزی در اختیارمون باشه انگار خوشیها رو از دست می دیم برای به دست آوردن اونها... :46:

    2 سپاس: maryamlondon1، s_ali_m68

  • maryamlondon1

    نقل قول: شهلا
    یک عروسک لب پنجره

    یکی از دوستان بابام تو کویت کار میکرد اخرین باری که امد خونه ما اونوقتها من 8 سالم بود به من گفت عمو از کویت چه میخواهی برات بیارم من هم بهش گفتم یک عروسک :1: .بعد از مدتی دوتا عروسک اورد یکی برا من ویکی برا خواهرم . وقتی اواره شدیم اون عروسک هم اواره شد همراه من به غربت امد چه موهای بلند وقشنگی داشت همیشه موهاش شونه میزدم وگیرهای مو قشنگ براش میبستم گشواره گوشش میکردم ویک میخ زده بودم به دیوار واون از موهاش اویزون کرده بودم پیراهن ابی خوشکل تنش بود خیلی قشنگ بود :2: .تا 18 سالگی داشتمش بعدکه ازدواج کردم مادرم اون انداخته بود وقتی فهمیدم عزا گرفتم ومدتی با مامانم قهر بودم :17:


  • شهلا

    سلام مریم جان :46:
    تشکر برای خاطره ای که گفتی. چه حیف شد اون عروسکت. :2:
    بچه ها بخاطر عاطفۀ صادقانه ای که دارند به هر چیزی دلبسته می شن. دخترها بیشتر به عروسک پسرها به ماشین.
    منم از بچگی عروسک خیلی دوست داشتم برای همین الانم که بزرگم ، چندین عروسک دارم که توی اطاقها چیدم به شکل تزئین. :1:


  • soheyla

    سلام و سپاس :46: .
    خیلی خیلی خوش اومدید 282 .
    عذر میخوام که دیر بهتون خوش آمد میگم .
    به خاطر مشکلاتی چند وقتی هست که به سایت سر نمیزدم .

    زیبا بود :8: .


    نقل قول: شهلا
    این روزها
    دلتنگ خانه قدیمی امان شده ام
    با در طوسی رنگ
    و باغچه ها ی کوچکش...


    منم یه دنیا دلتنگ خونه ای هستم که علاوه برخاطرات کودکی و جوونی و نوجوونی ، تو تک تک آجراش اثری از مردونگی و مهر و محبت پدرم بود .
    حالا که از کنار خونه قدیمیمون رد میشم ، دردی تو قلبم احساس میکنم . دردی که فکر میکنم بالاخره یه روز داغونم میکنه 387 .
    خونه های امروزی همه جور امکاناتی دارن . میتونن چشم انسان و سیر کنن ولی هرگز قلبهامون و به آرامش نمیرسونن ...


  • ماهی

    نقل قول: sib
    خدا رو شکر که من هنوز دارم توی خونه بچگی هام زندگی میکنم

    منم همینجور :65:
    ولی خیلی وقتا برای اون حال و هوا دلم تنگ میشه :8:
    خیلی قشنگ بود :46:


  • aac198000

    نقل قول: شهلا
    آدمها همیشه در تدارک قفسی برای پرندگان بوده اند .
    عجیب است که خود دنبال آزادی اند اما برای این موجودات ، اسارت را ترجیح می دهند!!!

    عالی بود :110:


  • مستانه

    نقل قول: شهلا
    خوابهایم گاهی
    تکرار رویاهایی است
    که به آنها
    دل خوش کرده ام ...
    بیدارم نکنید
    می خواهم
    آرامش گذشته ام را
    دوباره پیدا کنم...


    :65:

    ممنون شهلا جان :46:


  • شهلا

    سلام سهیلای عزیز :46:
    خواهش می کنم. اشکالی نداره خو ش آمد گویی شما به من دیر تر از دیگر دوستان بود.

    ممنونم از نظرت :1:
    امیدوارم مشکلاتتون حل شده باشه.
    اگر پدرتون فوت کردند خدا رحمتشون کنه . واقعا خیلی سخته عبور از جایی که خاطرات محبت پدر و مادر در اون جاریه و اینکه دیگه اونها در اون خانه نباشند خیلی دردناکه.
    بله متاسفانه هرچی امکانات زندگی و وسایل رفاهی زیاد تر شده در عوض محبت و عشق در حال کم شدن و از بین رفتنه . :38:


  • شهلا

    سلام ماهی عزیز :1:
    تشکر که نظری برای کارم دادی.
    خوشحالم که تو هم هنوز در خانه قدیمیتون هستی.
    بله ... حال و هوای خوبی داشت کودکیها و همه دلتنگ اون زمان هستیم. :46:


  • شهلا

    سلام و تشکر از آقای کوروش.
    لطف کردید :46:

پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: