₪ انجمن بوف بوفی ₪ » تاریخ » "روزى که امیرکبیر به شدت گریست !"
آبان
9
ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شده‌اند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفته‌اند.
ثبت‌نام و ارسال نوشته در این وب‌سایت امکان‌پذیر نیست. چنانچه نوشته‌ای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، می‌توانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.


₪ انجمن بوف بوفی ₪ » تاریخ » "روزى که امیرکبیر به شدت گریست !"

یک نت روی دیوار انجمن pAshMak
1 هفته پیش

آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com



"روزى که امیرکبیر به شدت گریست !"

1974 بازدید، 17 پست، نویسنده: taha_1990

  • taha_1990

    تصویر در دسترس نیست

    سال 1264 قمرى، نخستین برنامه‌ى دولت ایران براى واکسن زدن به فرمان امیرکبیر آغاز شد. در آن برنامه، کودکان و نوجوانان ایرانى را آبله‌کوبى مى‌کردند. اما چند روز پس از آغاز آبله‌کوبى به امیر کبیر خبردادند که مردم از روى ناآگاهى نمى‌خواهند واکسن بزنند.

    به ‌ویژه که چند تن از فالگیرها و دعانویس‌ها در شهر شایعه کرده بودند که واکسن زدن باعث راه ‌یافتن جن به خون انسان مى‌شود! هنگامى که خبر رسید پنج نفر به علت ابتلا به بیمارى آبله جان باخته‌اند، امیر بى‌درنگ فرمان داد هر کسى که حاضر نشود آبله بکوبد باید پنج تومان به صندوق دولت جریمه بپردازد. او تصور مى کرد که با این فرمان همه مردم آبله مى‌کوبند. اما نفوذ سخن دعانویس‌ها و نادانى مردم بیش از آن بود که فرمان امیر را بپذیرند.

    شمارى که پول کافى داشتند، پنج تومان را پرداختند و از آبله‌کوبى سرباز زدند. شمارى دیگر هنگام مراجعه مأموران در آب انبارها پنهان مى‌شدند یا از شهر بیرون مى‌رفتند. روز بیست و هشتم ماه ربیع الاول به امیر اطلاع دادند که در همه‌ى شهر تهران و روستاهاى پیرامون آن فقط سیصد و سى نفر آبله کوبیده‌اند. در همان روز، پاره دوزى را که فرزندش از بیمارى آبله مرده بود، به نزد او آوردند. امیر به جسد کودک نگریست و آنگاه گفت: ما که براى نجات بچه‌هایتان آبله‌کوب فرستادیم. پیرمرد با اندوه فراوان گفت: حضرت امیر، به من گفته بودند که اگر بچه را آبله بکوبیم جن زده مى‌شود ...

    امیر فریاد کشید: واى از جهل و نادانى، حال، گذشته از اینکه فرزندت را از دست داده‌اى باید پنج تومان هم جریمه بدهی. پیرمرد با التماس گفت باور کنید که هیچ ندارم. امیرکبیر دست در جیب خود کرد و پنج تومان به او داد و سپس گفت: حکم برنمى‌گردد، این پنج تومان را به صندوق دولت بپرداز. چند دقیقه دیگر، بقالى را آوردند که فرزند او نیز از آبله مرده بود. این بار امیرکبیر دیگر نتوانست تحمل کند. روى صندلى نشست و با حالى زار شروع به گریستن کرد.

    در آن هنگام میرزا آقاخان وارد شد. او در کمتر زمانى امیرکبیر را در حال گریستن دیده بود. علت را پرسید و ملازمان امیر گفتند که دو کودک شیرخوار پاره دوز و بقالى از بیمارى آبله مرده‌اند. میرزا آقاخان با شگفتى گفت: عجب، من تصور مى‌کردم که میرزا احمدخان، پسر امیر، مرده است که او این چنین هاى‌هاى مى‌گرید. سپس، به امیر نزدیک شد و گفت: گریستن، آن هم به این گونه، براى دو بچه‌ى شیرخوار بقال و چقال در شأن شما نیست.

    امیر سر برداشت و با خشم به او نگریست، آنچنان که میرزا آقاخان از ترس بر خود لرزید. امیر اشک‌هایش را پاک کرد و گفت: خاموش باش. تا زمانى که ما سرپرستى این ملت را بر عهده داریم، مسئول مرگشان ما هستیم. میرزا آقاخان آهسته گفت: ولى اینان خود در اثر جهل آبله نکوبیده‌اند.

    امیر با صداى رسا گفت: و مسئول جهلشان نیز ما هستیم. اگر ما در هر روستا و کوچه و خیابانى مدرسه بسازیم و کتابخانه ایجاد کنیم، دعانویس‌ها بساطشان را جمع مى‌کنند. تمام ایرانى‌ها اولاد حقیقى من هستند و من از این مى‌گریم که چرا این مردم باید این قدر جاهل باشند که در اثر نکوبیدن آبله بمیرند ؟!


    حکایات و روایاتی که در مورد میرزا تقی‌خان فراهانی مشهور به امیرکبیر، صدراعظم سابق ایران در زمان ناصرالدین‌شاه قاجار، بیان شده همه پندآموز و خواندنیست ولی آیا هیچ می دونید که قبر امیر کبیر در کجاست ؟ اصلا تا حالا فکر کردید که مزار این بزرگمرد ایرانی کجاست ؟ البته اگر نمی دونید تعجبی نداره ؛ از جمله خود من که تا همین چند وقت پیش اطلاع نداشتم .

    به احتمال قوی هر ایرانی باید بداند که مزار میرزا تقی خان امیر کبیر در کربلاست. اینکه چرا بعد از مرگش او را به کربلا بردند سوالات زیادی را در بر دارد ولی آنچه مسلم است و همه می دانند امیرکبیر اسطوره تاریخ ایران بود و یک مشت وطن فروش و طماع با دسیسه های متعدد توانستند حکم قتل وی را از ناصرالدین‌شاه بگیرند و در حمام فین کاشان او را به قتل برسانند چنانکه حاکمان آن زمان حتی جنازه اش را در خاک ایران نتوانستند تحمل کنند.

    بطوریکه کالبد امیر را ابتدا در همان کاشان دفن کردند. به روایت میرزا جعفر حقایق نگار خورموجى روز بعد از قتل جسدش را به گورستان "پشت مشهد" کاشان بردند و پهلوى گور حاج سید محمدتقى نامى به خاک سپردند. چند ماه بعد، به پایمردى همسرش عزت الدوله کالبد امیرکبیر را به کربلا حمل کردند و در اتاقى که در آن به سوى صحن حضرت سیدالشهدا(ع) باز مى شود به خاک سپردند. علت این کار این بوده که در قدیم به خاطر کمبود امکانات تازه متوفی را نمی توانستند در مسافت های طولانی جابجا کنند زیرا مرده متعفن میگردیده است به همین خاطر ابتدا او را در جایی موقتا دفن کرده پس از مدتی که جسد خشک شد و تعفن از بین رفت به مزار اصلی منتقل می کردند. و امیرکبیر که تاریخ ایران همواره مدیون نیکی های اوست در کربلا در جوار حرم حضرت اباعبدالله الحسین (ع) آرمیده است و این شعر حماسى پرسوز بر سنگ گور او نقش بسته است :

    تصویر در دسترس نیست

    آه که در جهان دون، از صدمات این غما
    عالم روز واپسین گشت عیان به عالما

    خاک ملال از جهان، رفت به هفتم آسمان
    رفت به گلشن جنان، وارث آصف جما‎

    کارگشایى متقى، حارس ملک دین تقى
    آنکه ز سهم او شقى، شد به سوى جهنما‎

    بست چه بار زین سفر، روح امیر نامور
    شد زمدار تا مدر، ماه صفر محرما‎

    هاتف رحمت خدا، خواند به گوش این ندا
    کز در بندگى درآ، تا که شوى مکرما‎

    مال وفات او ز غم، کلک سرور زد رقم
    گفت که بى زیاد و کم آه امیر اعظما


    13 سپاس: gilas، دلشاد، soheyla، بچه مثبت، علیرضا، mz56mz، هاچو هاچو، ali_otrish، ژنرال، farzane، پرهام، شهلا، lion1360

  • gilas

    ایران باز هم امیر کبیر می خواد :21:

  • دلشاد

    مرسی دوست عزیز
    1 سپاس: s_ali_m68

  • soheyla

    سلام و سپاس :46: .
    مطلب قشنگی بود :8: .
    ثابت شده تو این دنیا هرچقدر دلسوزتر باشی کمتر قدرت و میدونن . امیر کبیر هم از از این قانون مثتثنی نبودن .


    نقل قول: s_ali_m68
    امیرکبیر که تاریخ ایران همواره مدیون نیکی های اوست در کربلا در جوار حرم حضرت اباعبدالله الحسین (ع) آرمیده است


    فکر میکنم خداوند بهترین پاداش و به امیر کبیر عطا کرده که در کنار امام حسین (ع) به آرامش رسیدن .

    2 سپاس: هاچو هاچو، s_ali_m68

  • علیرضا

    خیلی جالب و تکان دهنده بود...
    ممنون دوست عزیز از تاپیک بسیار خوبتون

    نقل قول: s_ali_m68
    امیر با صداى رسا گفت: و مسئول جهلشان نیز ما هستیم. اگر ما در هر روستا و کوچه و خیابانى مدرسه بسازیم و کتابخانه ایجاد کنیم، دعانویس‌ها بساطشان را جمع مى‌کنند. تمام ایرانى‌ها اولاد حقیقى من هستند و من از این مى‌گریم که چرا این مردم باید این قدر جاهل باشند که در اثر نکوبیدن آبله بمیرند ؟!

    1 سپاس: s_ali_m68

  • mz56mz

    ما به اين بزرگ مرد ايرانى افتخار ميكنيم و اى كاش همه به مانند ايشان بودند
    2 سپاس: هاچو هاچو، s_ali_m68

  • هاچو هاچو

    آفرین به این مسئولیت پذیریش...خدا رحمتش کنه :46:
    خیلی خوب بود دوست من :46:

    1 سپاس: s_ali_m68

  • taha_1990

    gilas, دلشاد, soheyla, بچه مثبت, علیرضا, mz56mz, هاچو هاچو, ali_otrish, ژنرال
    از همتون سپاسگزارم . :1:


  • zrnznn

    1 سپاس: s_ali_m68

  • garfild

    این متن چندمین بار بود که میخوندم ولی خوب بود :3:


    نمایش یا پنهان متنمن آخر نفهمیدم این امیر کبیر چه شکلی بود صدتا عکس مختلف ازش دیدم :7:

    1 سپاس: s_ali_m68

  • 1 سپاس: s_ali_m68

  • 1 سپاس: s_ali_m68

  • پرهام

    امیر کبیر مرد و آن جهالتها همچنان باقی مانده است :2:
    نمایش یا پنهان متناگه الان بیاد دیگه فرصت نمیکنه گریه کنه "در جاسکته میکنه خلاص

    1 سپاس: s_ali_m68

  • taha_1990

    s_ali_m68,
    zrnznn,garfild,farzane,farzane,پرهام
    سپاسگزارم ...

    1 سپاس: farzane

  • شهلا

    سلام
    روح این بزرگ مرد بی نظیر تاریخ شاد که برای ایران دل می سوزاند
    و دشمنان نگذاشتند مدت بیشتری زنده بماند. :38:

    1 سپاس: s_ali_m68

  • lion1360

    نقل قول: s_ali_m68
    "روزى که امیرکبیر به شدت گریست !"

    مرد نکونام نمیرد هرگز
    ممنون بابت مطلب جالبتون :39:

    1 سپاس: s_ali_m68

  • taha_1990

    s_ali_m68,
    شهلا خانم و lion1360
    سپاسگزارم...

پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: