ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شدهاند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفتهاند.
ثبتنام و ارسال نوشته در این وبسایت امکانپذیر نیست. چنانچه نوشتهای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، میتوانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.
یک نت روی دیوار انجمن
pAshMak
1 هفته پیش
آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com
...))فائـــــــــــــــــــــــــــــــز((...
hadi04
نمایش یا پنهان متن
زایر محمدعلی متخلص به (( فایز )) و مشهور به (( فایز دشتستانی )) از شاعران دوبیتی سرای بزرگ ایران است. اصل وی از دشتی می باشد و چون در طول تاریخ بلوک دشتی و مرکز آن خورموج یکی از بلوکات و مناطق دشتستان بزرگ محسوب می گردیده است لذا به همین مناسبت در تاریخ ادبیات ایران این شاعر به فایز دشتستانی شهرت یافته است.از زندگی اولیه فایز ما را چندان اطلاع دقیقی نیست و آنچه که در زمینه تاریخ و محل تولد و زندگیش به دست آمده در میان و صاحبان تراجم اختلاف است. بعضی سال تولد او را 1250 هجری قمری برابر با 1290 هجری خورشیدی و محل تولدش را قریه (( کُردُوان )) از قراء دشتی دانسته اند. بعضی دیگر زادگاهش را بندر (( دیر )) ذکر نموده اند. و پاره ای تاریخ تولد او را به سال 1252 یا 1253 هجری قمری و محل تولدش را قریه (( زیارت )) می دانند. با این همه معلوم و مسلم گردیده که مسقط الراس او روستای (( کُردُوان)) از ولایت (( شُنبه)) در بلوک دشتی است. گویا در کودکی پدر را از دست داده و تحت سرپرستی مادر قرار می گیرد.
او دوره کودکی را در زادگاهش گذرانید و در نوجوانی به تحصیل خواندن و نوشتن در مکتب خانه پرداخت.
فایز مردی متوسط القامه با چهره ای گندم گون بود، گویند مدتی از عمر خود را به شبانی گذرانید و زندگی ساده و بی ریای روستایی داشت، در عین حال مردی خوش مشرب و بذله گو نیز بود و چون از صدایی خوش و گیرا برخوردار بود دوبیتی هایی را که می سرود با آوای غم انگیز دشتستانی (شَروه) بر زبان زمزمه می کرد. در بیان شرح حال وی عوام زندگی افسانه آمیزی به او نسبت داده و با استناد به بعضی از دوبیتی هایش او را با موجودی افسانه ای یعنی حور و پری (پریزاد) مرتبط دانسته وی را در ردیف عشاق معروف قلمداد کرده اند.
بگو تا دلبر((حورم)) بیاید سفید و نازک و بورم بیاید
دمی که میرود تابوت فایز بگو تا بر لب گورم بیاید
***
پری پیکر بت عیسی پرستم به یک نظاره دل بردی زدستم
پری برگرد و با من آشنا شو که من دین مسلمانی شکستم
گویند فایز در زمان میرزا علی اکبر خان و پدر میرزا محمد خان غضنفرالسلطنه سفری به برازجان کرد و مدت کوتاهی مهمان ضابط برازجان بود و از طرف او مورد توجه و محبت قرار گرفت. وی معاصر محمد خان دشتی بود.
بیشتر سروده های فایز در قالب دوبیتی است و شاعر تخلص خود را در آخردوبیتی هایش آورده است و این از ویژگی های شعر فایز می باشد در حالی که شاعران قبل و بعد از او نام و تخلص خود را اغلب در غزل و قصیده آن هم در مقطع غزل جایز دانسته اند.
فایز را در واقع شاعری با احساس و متعلق به عوام باید دانست او در حقیقت بنیانگذار شعر فولکوریک و ادبیات عامیانه و بومی است و در این خصوص سرمشق دیگر شعرای دوبیتی سرای جنوب ایران بخصوص دوبیتی سرایان مناطق دشتی، دشتستان و تنگستان بوده است به طوری که شاعران دوبیتی سرای بعد از او از این شاعر تأثیر پذیرفته و بسیاری از مضامین شعری را از او تقلید کرده اند.
در مورد طول عمر، تاریخ وفات و محل فوت فایز اخبار مختلفی وجود دارد. بعضی مدت عمر او را هفتاد و بعضی دیگر هشتاد سال گفته اند همچنین تاریخ فوت او را بعضی سال 1330 هجری قمری در قریه بردخون و بعضی در سال 1333 هجری قمری در خورموج و پاره ای نیز محل فوتش را قریه زیارت یاد کرده اند.
چه بسم الله الرّحمن الرّحيم است
به هفتاد و دو ملت برده حسنت
قدم از هجر تو مانند جيم است
*بهارآمد زمين مست و زمان مست
شتر بر زير پاي ساروا ن مست
هنون مستن كه خوردن آب انگور
نه من مستم كه يارم ازبرم رفت
*بهار آمد زمين پيروزه گون شد
به وزن صيف دلدارم رَوون شد
نو بهار آمد درختان بخروشيد
درختان جامه ي سبزي بپوشيد
*سركوه بلند جفتي پلنگ است
صداي ناله ي توپو تفنگ است
مگر داني كه فردا محشري نيست
سؤال و پرسش و پيغمبري نيست
بتاز اسب جفا تا مي تواني
كه فايز بي سپاه و لشكري نيست
*به قرآني كه يك كلمش غلط نيست
به غم خوردن كسي مانند من نيست
اگر شيره شكر غربت بنوشي
مثال يك گدايي در وطن نيست
*قلم از شوشتر و كاغذ از بغداد
مركّب آب ديده قاصدش باد
نويسم نامه اي سر نصرالدين شاه
تن فايز به قربان شما باد
*خروس عرش ديشب ارتجا كرد
براي عاشق مسكين دعا كرد
الهي خير از جانش نبينا
كه يار از فايز جدا كرد
*سحر گاهي گذشتم پشت باغي
كه ديدم بلبلي در چنگ زاغي
كه فايز صنعت ناديده ديدست
به زير دود ميسوزه چراغي
*اگر يار مني از نو وفا كن
اگر كافر دلي شرم از خدا كن
اگر حرف بدي از من شنيدي
بكش خنجر سرم ازتن جدا كن
دلشاد
التماس دعا
mz56mz
maryamlondon1
gilas
آخرین ورود: امروز, 07:39
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→