₪ انجمن بوف بوفی ₪ » طنز و جوک » اعترافهای تکان دهنده
آبان
9
ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شده‌اند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفته‌اند.
ثبت‌نام و ارسال نوشته در این وب‌سایت امکان‌پذیر نیست. چنانچه نوشته‌ای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، می‌توانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.


₪ انجمن بوف بوفی ₪ » طنز و جوک » اعترافهای تکان دهنده

یک نت روی دیوار انجمن pAshMak
1 هفته پیش

آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com



اعترافهای تکان دهنده

247 بازدید، 16 پست، نویسنده: KuRoSh

  • KuRoSh



    ***اعتراف می کنم یه بار از مسیری پیاده داشتم می رفتم خونه دوستم، رسیدم سر کوچشون دیدم ورود ممنوعه. رفتم از یه چهارراه بالاتر دور زدم از سر کوچشون وارد شدم!

    ***اعتراف میکنم نصفه شبی وسط کویر چادر زدیم بهم گفت به آسمون نگاه کن ببین چی می بینی؟ گفتم یه آسمون ستاره گفت خوب یعنی چی؟ من که نمیخواستم کم بیارم گفتم از چه جهتی؟ فلسفی، نجوم یا علمی؟ گفت احمق جان چادرمون و دزدیدن!!!!

    ***داشتم به همسرم اس ام اس میدادم که عروسک خوشگله من کجاست؟ اشتباهی به بابام دادم. جواب داد من چه میدونم خرسه گنده؟ الان بچت باید عروسک بازی کنه!!!!!!!!

    ***اعتراف یكی از دوستان : مامان بزرگ خدا بیامرز ما تو 95 سالگی فوت کرد .صبح روزی که مامان بزرگم فوت کرده بود همه دور جنازش نشسته بودیم و همه داشتن گریه میکردن.. جمعیتم زیاد بود ... منو داداشمم تو بغل هم داشتیم گریه میکردیم .... اشک فراوون بود و خلاصه جو گریه بود ... یهو دختر خالم که تازه رسیده بود اومد تو حیاط و با جدیت داد کشید : مامان بزرگ زود رفتی ... یهو کل خونه رفت رو هوا ...حالا خندمون قطع نمیشد

    ***اعتراف میکنم سوم دبستان که بودم یه روز معلممون مدرسه نیومد منم ظهرش رفتم در خونشون که یه کوچه بالاتر از ما بود تکلیف شبمو ازش گرفتم.

    ***اعتراف میکنم بچه که بودم..جو گیر بودم نماز بخونم....بعد چادر گل منگولیمو میذاشتم مهرم میذاشتم رو به قبله وا میستادم شروع میکردم به نماز خوندن...اما جای سوره ها شعر کلاه قرمزیو می خوندم....>>>آقای راننده...آقای راننده...یالا بزن توو دنده...!!

    ***اعتراف میکنم به عنوان 1 مهندس میخواستم دیوار رو سوراخ کنم، شک داشتم که از زیر جایی که میخوام سوراخ کنم سیم برق رد شده باشه، واسه اینکه برق نگیرتم فیوز رو قطع کردم، تازه وقتی دیدم دریل کار نمیکنه کلی غصه خوردم که دریل سوخت!!

    ***اعتراف میكنم بچه كه بودم با دختر و پسر خاله هام لباس كهنه میپوشیدیم میرفتیم گدایی با درامدش بستنی میگرفتیم كه همسایمون مارو لو داد و كتك خوردیم!!


    تصویر در دسترس نیست
    شب جلو تلویزیون خوابم برده بود


    شب جلو تلویزیون خوابم برده بود
    مامانم اومد ساعت 2 نصفه شب پتو انداخت روم بوسم کرد ، کلی هم قربون صدقم رفت بعد موقع رفتن پامو لگد کرد، داد زدم و گفتم : اهههههههههههه پام داغون شد
    جواب داد: خاک تو سرت کنن آخه اینجا جای خوابه؟
    ◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊

    منطقِ پدرو مادر از تحصیل در دانشگاه: "این همه درس خوندی، درِ یه نایلون رو نمیتونی‌ باز کنی‌!

    ◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊

    باز یه سوالی مغزمو پریشون کرد چرا جمعه انقدر به شنبه نزدیکه، ولی شنبه انقدر از جمعه دوره؟؟

    ◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊

    خداییش جاذبه ای که سوراخ چاه توالت نسبت به گوشی داره
    جاذبه ی زمین به سیب نداره
    دیدم که میگمااااااا

    ◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊

    عمو زنجیر باف جان
    ضمن عرض سلام و خسته نباشید
    جهت زحمات بی دریغ شما بزرگوار
    یک گِلگی داشتم از حضورتون ...
    شما که زنجیر ما رو بافتی..؟
    ... پَه چرا پشت کوه انداختی..؟
    مشکلتون دقیقاً چی بود؟
    مرض داشتید این همه زنجیر بافته شده رو پشت کوه انداختید؟

    ◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊

    بچگی یعنی: وقتیکه فاصله ی دستشویی تا اتاقمونو می دویدیم
    و از اینکه لولو ما رو نمی خورد فریاد می زدیم، ھـــــوراااا

    ◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊

    فقط یه ایرانی اونم از نوع تهرانی می تونه از دود شهر فرار کنه تا بره شمال هوای تازه تنفس کنه، بعد اونجا هی تند تند قلیون بکشه!

    ◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊

    گوشيم زنگ خورد ، اسم رفيقم "رضا" افتاد
    گوشی رو برداشتم ، با يه صدای خسته گفتم : سلام بی شرف
    يه صدای کلفتی اومد : پدر بی شرف هستم ، بی شرف اونجا نيست؟

    ◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊

    فقط یک زن ایرانی می تونه روزی چند ساعت برنامه آشپزی نگاه کنه و چند تا دفتر هم پر کرده باشه و آخرش همون کوکوسبزی برای شوهرش درست کنه!

    ◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊

    یادش بخير ما بچه بوديم ، يه دستمال کهنه اي ، لنگ ماشيني چيزي پيدا ميکردن ميذاشتن لاي پامون بقچه ميکردن تا يه هفته بعد بازش کنن الان پوشک زدن واسه بچه با خروجي هوا از هردو طرف ، 8 لايه محافظ ، ويتامينه ، همراه با عصاره مالت ، 12 اير بگ ، کروز کنترل ، سنسور عقب ، تهويه مطبوع ، با ال سي دي... خلاصه فول آپشن ديگه ! از ال سي دي هم توشو نشون ميده ديگه لازم نيست را به را بازش کنن

    ◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊

    هیچ وقت کار امروز رو به فردا ننداز...
    فردا یه عالمه کار داری،

    قشنگ بندازش واسه دو سه هفته دیگه که خیالــــــــــــــتم راحت باشه

    ◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊

    کافیه یه روز اتفاقی یه جوراب سوراخ بپوشین . اگه شده اتوبان رو موکت کنن یه جوری میشه که تو مجبور شی کفشتو دربیاری

    ◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊

    توی شهر بازی تو بعضی از این وسایل بازیش باید یه دکمه ی "غلط کردم" هم بزارن

    16 سپاس: دلشاد، hadi04، magmag206، kahkeshan، بندری، sib، Ahora Quien، مستانه، soheyla، gilas، mojde، maryamlondon1، هاچو هاچو، ژنرال، jaj، ملیکا

  • hadi04

    نقل قول: KuRoSh
    ***داشتم به همسرم اس ام اس میدادم که عروسک خوشگله من کجاست؟ اشتباهی به بابام دادم. جواب داد من چه میدونم خرسه گنده؟ الان بچت باید عروسک بازی کنه!!!!!!!!

    :23:
    جند شب پیش برادر خانومم پیام داده به من که بابا همه ی مغازه ها تعطیله نتونستم بخرم منم بهش گفتم اشکالی نداره پسرم فردا برو بخر بنده خدا زنگ زده میگه من پیام دادم به بابام تو از کجا فهمیدی جواب دادی منم گفتم چند دقیقه پیش به پیامبری مبعوث شدم خوووو گوشیتو چک کن آیکیو ببین واقعا به بابات پیام دادی :4: خلاصه کلی خندیدیم ازش بنده خدا :23:

    8 سپاس: بندری، مستانه، mojde، maryamlondon1، هاچو هاچو، ژنرال، KuRoSh، ملیکا

  • sib

    بعضیاش خیلی خوب بود :83:
    1 سپاس: KuRoSh

  • Ahora Quien

    دلمون رو شاد کردی ...
    خدا دلت رو شاد کنه :10:

    1 سپاس: KuRoSh

  • مستانه

    نقل قول: KuRoSh
    کافیه یه روز اتفاقی یه جوراب سوراخ بپوشین . اگه شده اتوبان رو موکت کنن یه جوری میشه که تو مجبور شی کفشتو دربیاری

    :83:

    2 سپاس: maryamlondon1، KuRoSh

  • mojde

    روز حسابدار (15 آذر) يكي از همكاراي قديمي آقايي بودن به نام فتاحي ترخيصكار بودن برام تبريك زدن آخرشم نوشتن فتاحي منم از هولم كه براي حسابرسمون كش بيام اونو همونجوري فوروارد كردم سريع چشمم افتاد به اون فتاحي آخرش دعا كردم نره اس ام اسم چون تو خونه جديدمون خوب آنتن نميده و پيش اومده اس ام اسم نرفته اما اون اس ام اس سريعترين اس ام اسي بود كه تو اين خونه ارسال شد :4: خلاصه كلي آبروم رفت
    6 سپاس: maryamlondon1، هاچو هاچو، ژنرال، hadi04، KuRoSh، ملیکا

  • 2 سپاس: maryamlondon1، KuRoSh

  • maryamlondon1

    نقل قول: KuRoSh

    ***اعتراف میکنم نصفه شبی وسط چادر زدیم بهم گفت به آسمون نگاه کن ببین چی می بینی؟ گفتم یه آسمون ستاره گفت خوب یعنی چی؟ من که نمیخواستم کم بیارم گفتم از چه جهتی؟ فلسفی، نجوم یا علمی؟ گفت احمق جان چادرمون و دزدیدن!!!!

    :23: :23:
    نقل قول: hadi04

    جند شب پیش برادر خانومم پیام داده به من که بابا همه ی مغازه ها تعطیله نتونستم بخرم منم بهش گفتم اشکالی نداره پسرم فردا برو بخر بنده خدا زنگ زده میگه من پیام دادم به بابام تو از کجا فهمیدی جواب دادی منم گفتم چند دقیقه پیش به پیامبری مبعوث شدم خوووو گوشیتو چک کن آیکیو ببین واقعا به بابات پیام دادی خلاصه کلی خندیدیم ازش بنده خدا

    وایییییی از شیطون بازیات :23: :23:

    2 سپاس: hadi04، KuRoSh

  • 1 سپاس: KuRoSh

  • KuRoSh

    نقل قول: hadi04
    جند شب پیش برادر خانومم پیام داده به من که بابا همه ی مغازه ها تعطیله نتونستم بخرم منم بهش گفتم اشکالی نداره پسرم فردا برو بخر بنده خدا زنگ زده میگه من پیام دادم به بابام تو از کجا فهمیدی جواب دادی منم گفتم چند دقیقه پیش به پیامبری مبعوث شدم خوووو گوشیتو چک کن آیکیو ببین واقعا به بابات پیام دادی خلاصه کلی خندیدیم ازش بنده خدا

    :23: میگم چه حالی داشته اون بنده خدا و هی تو دلش خدا خدا می کرد خوب شده چیز ناجوروی نفرستادم
    نقل قول: mojde
    روز حسابدار (15 آذر) يكي از همكاراي قديمي آقايي بودن به نام فتاحي ترخيصكار بودن برام تبريك زدن آخرشم نوشتن فتاحي منم از هولم كه براي حسابرسمون كش بيام اونو همونجوري فوروارد كردم سريع چشمم افتاد به اون فتاحي آخرش دعا كردم نره اس ام اسم چون تو خونه جديدمون خوب آنتن نميده و پيش اومده اس ام اسم نرفته اما اون اس ام اس سريعترين اس ام اسي بود كه تو اين خونه ارسال شد خلاصه كلي آبروم رفت

    :83:


  • ملیکا

    نقل قول: KuRoSh
    خداییش جاذبه ای که سوراخ چاه توالت نسبت به گوشی داره
    جاذبه ی زمین به سیب نداره
    دیدم که میگماااااااعمو زنجیر باف جان
    ضمن عرض سلام و خسته نباشید
    جهت زحمات بی دریغ شما بزرگوار
    یک گِلگی داشتم از حضورتون ...
    شما که زنجیر ما رو بافتی..؟
    ... پَه چرا پشت کوه انداختی..؟
    مشکلتون دقیقاً چی بود؟
    مرض داشتید این همه زنجیر بافته شده رو پشت کوه انداختید؟
    فقط یک زن ایرانی می تونه روزی چند ساعت برنامه آشپزی نگاه کنه و چند تا دفتر هم پر کرده باشه و آخرش همون کوکوسبزی برای شوهرش درست کنه!

    :23:

پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: