₪ انجمن بوف بوفی ₪ » هنر و ادبیات » بابای منی بابابزرگ ..
آبان
9
ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شده‌اند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفته‌اند.
ثبت‌نام و ارسال نوشته در این وب‌سایت امکان‌پذیر نیست. چنانچه نوشته‌ای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، می‌توانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.


₪ انجمن بوف بوفی ₪ » هنر و ادبیات » بابای منی بابابزرگ ..

یک نت روی دیوار انجمن pAshMak
1 هفته پیش

آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com



بابای منی بابابزرگ ..

203 بازدید، 17 پست، نویسنده: Ahora Quien

  • Ahora Quien

    تصویر در دسترس نیست






    حامد با اصرار سوار ماشین پدرش شد .
    هر کاری کردند از ماشین پیاده بشه نشد که نشد.
    پدر و مادرش فکر میکردند اگه بفهمه بابا بزرگ رو میخوان ببرن خونه سالمندان و اون دیگه نمی تونه پدر بزرگش رو ببینه قیامت به پا میکنه.


    اما اینطور نشد.
    خیلی اروم نشست صندلی جلوی ماشین، مثل آدم بزرگها.

    بابا بزرگ هم مات و مبهوت نشسته بود صندلی عقب و غرق در خیالات خودش بود ،
    وهر چند حالش خوب نبود از بی احساسی حامد کوچولو تعجب زده بود ولی به روی خودش نمی آورد.

    به اولین خیابان که رسیدند حامد رو به باباش کرد وپرسید :بابا اسم این خیابون چیه؟

    باباش جوابش رو داد.اما حامد ول کن نبود.
    اسم تمام خیابونها رو دقیق دقیق میپرسد.
    بلاخره حوصله باباش سر اومد با ناراحتی پرسید:
    بچه جون اسم این خیابونها رو میخوای چیکار کنی؟به چه دردت میخوره؟

    حامد با صدای معصومانه اش گفت:ب
    ابایی میخوام اسم خیابونها رو خوب خوب یاد بگیرم تا وقتی تو هم مثل بابابزرگ پیر شدی ببرمت اونجا تنها زندگی کنی....:((

    دنیا رو سرش خراب شد.نگاهی از آیینه به پدر پیرش کرد، خودش رو اون پشت دید .
    از همون جا بسرعت دور زد . و برگشت بطرف خونشون.

    حامد کوچولو اون جلو یواشکی داشت میخندید.
    برگشت و دستای داغ و تب دار بابابزرگش رو تو دستای کوچیکش محکم فشار داد ،اشک از چشمهای پیرمرد سرازیر بود...




    11 سپاس: mz56mz، gilas، ژنرال، sib، garfild، دلشاد، هاچو هاچو، ملیکا، حورا، بچه مثبت، ماهی

  • mz56mz

    من بابابزرگم رو نديدم :2:

    عمو جان با اجازه :d-_-b: تقديم به تمام بابابزرگها :8:

    [/b]

    6 سپاس: Ahora Quien، gilas، ژنرال، garfild، دلشاد، بچه مثبت

  • Ahora Quien

    نقل قول: mz56mz
    من بابابزرگم رو نديدم
    عمو جان با اجازه تقديم به تمام بابابزرگها


    آخی منم ندیدم هیچ کدومشون رو :2:
    مرسی واسه ای آهنگ عموییییی :46:

    1 سپاس: mz56mz

  • gilas

    خیلی عاالی بود یلدایی :11:
    1 سپاس: Ahora Quien

  • Ahora Quien

    نقل قول: gilas
    خیلی عاالی بود یلدایی :11:

    فداتت گیلاسی جونممم :11:


  • ژنرال

    پنجشنبه شب، شب یلداس یلدا !
    1 سپاس: Ahora Quien

  • sib

    پدر و مادر پدرمو هیچوقت ندیدم ولی خدا رو شکر پدر و مادر مادرم هنوز هستند :1:
    1 سپاس: Ahora Quien

  • دلشاد

    مرسی یلدای عزیز عالی بود
    1 سپاس: Ahora Quien

  • هاچو هاچو

    دلم یه پدر بزرگ مادر بزرگ میخواد :44:
    نمایش یا پنهان متنکسی پدر بزرگ اضافه نداره بده به من؟ :4:

    خیلی مرسی یلدایییی 533

    1 سپاس: Ahora Quien

  • Ahora Quien

    نقل قول: ژنرال
    پنجشنبه شب، شب یلداس یلدا !

    خوش به حالتون دیگه یه یلدا دارید تو سایت :51:

    نقل قول: sib
    پدر و مادر پدرمو هیچوقت ندیدم ولی خدا رو شکر پدر و مادر مادرم هنوز هستند

    انشالله همیشه سلامت باشند :46:

    نقل قول: دلشاد
    مرسی یلدای عزیز عالی بود

    مرسی از شما دلشادییی :46:

    نقل قول: هاچو هاچو
    دلم یه پدر بزرگ مادر بزرگ میخواد

    منم همینطورررر :2:

    نقل قول: هاچو هاچو
    خیلی مرسی یلدایییی

    خواهش میشه هاچوییییی
    282

    3 سپاس: هاچو هاچو، mahsa joon، ژنرال

  • mahsa joon

    نقل قول: Ahora Quien

    حامد با صدای معصومانه اش گفت:ب
    ابایی میخوام اسم خیابونها رو خوب خوب یاد بگیرم تا وقتی تو هم مثل بابابزرگ پیر شدی ببرمت اونجا تنها زندگی کنی....:((


    :79:

    مرسي عزيزم واقعا قشنگ بود

    1 سپاس: Ahora Quien

  • ملیکا

    Ahora Quien,
    خداروشکر دوتا پدربزگام زندن یکیشونو که عاشقشم :6:
    ایشالا همه پدربزرگا سلامت باشن :48:

    1 سپاس: Ahora Quien

  • حورا

    خیلی قشنگ بود

    خدا :46:

    1 سپاس: Ahora Quien

  • Ahora Quien

    نقل قول: mahsa joon
    مرسي عزيزم واقعا قشنگ بود

    فدات عزیزم :46:

    نقل قول: ملیکا
    خداروشکر دوتا پدربزگام زندن یکیشونو که عاشقشم
    ایشالا همه پدربزرگا سلامت باشن

    شکر ... انشالله سلامت باشه :46:

    نقل قول: حورا
    خیلی قشنگ بود
    خدا

    مرسی حوراااا جونممم :46:


  • بچه مثبت

    :39:
    نعمتی هستند عظیم. مثل زنجیر خانواده ها رو به هم وصل میکنن :24:

    می‌رسد روزی که بی‌هم می‌شویم ..... یک‌به‌یک از جمع هـم کم می شویم
    می‌رسد روزی کــه مــا در خاطـرات ..... موجـب خنـدیـــدن و غـــم می‌شویم
    گاه گاهـی یـــاد مـا کـن ای رفیـــق ..... می‌رسد روزی که بی‌هم می‌شویم
    2 سپاس: ژنرال، Ahora Quien

  • ماهی

    یادم کلاس دوم راهنمایی معلم موضوع انشا داده بود بهمون بدترین یا بهترین خاطره ی زندگیتونو بنویسید و من خاطره فوت پدر بزرگمو نوشته م .موقع خوندن خودم گریه کردم :2: و یه کلاسی رو هم به گریه انداختم :83:
    روح رفتگان شاد :8:

    2 سپاس: ژنرال، Ahora Quien

  • Ahora Quien

    نقل قول: بچه مثبت
    نعمتی هستند عظیم. مثل زنجیر خانواده ها رو به هم وصل میکنن

    من که ندیدمشون :2:

    نقل قول: ماهی
    یادم کلاس دوم راهنمایی معلم موضوع انشا داده بود بهمون بدترین یا بهترین خاطره ی زندگیتونو بنویسید و من خاطره فوت پدر بزرگمو نوشته م .موقع خوندن خودم گریه کردم و یه کلاسی رو هم به گریه انداختم
    روح رفتگان شاد

    آخیییی خدا بیامرزدشوننن :8:

پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: