هاچو خوش به حالت لباست جور شد لباس داری فکر کن ما میخاهیم بریم عروسی گیلاسی تو خونه ازمون میپرسن عروسی کدوم دوستته باید بگیم گیلاس بعد اونجا گیلاسی میخاد ما رو معرفی کنه میگه ایشون نخبه هستن اینم هاچو و .... خلاصه که عجب عروسی کر کر خنده ای بشه من که هر وقت میخام به خانوادم معرفی کنم با اسم میگم واسه همین کسی با نام کاربری بچه ها رو نمیشناسه نمایش یا پنهان متنیاد یه خاطره ای افتادم تعریف کنمش بی ربط نیست خواهرم یه دوستی داره به نام زهرا این دختر تو دوره دبیرستان به چه دلیل دقیقا نمیدونم البته خودش که میگه اسم عروسکم بود ولی احتمالا اسم بی افش بوده به دوستاش میگه منو شهروز صدا کنید خواهرم و بقیه دوستاش از اون روز شهروز صداش میکنن و خواهرم هر وقت میخاست در موردش حرف بزنه تو خونه هم میگفت شهروز و ما واقعا فکر میکردیم اسمش شهروزه وقتی هم زنگ میزد خونمون میگفتیم بیا شهروز کارت داره حتی تو گوشی من اسم دوستش شهروز سیو شده خلاصه که تو ولیمه ددی جانم خانواده دوست خواهرم هم دعوت بودن پدرم تا اون روز خانواده زهرا رو ندیده بود و داداشم برای اینگه پدر زهرا رو به بابام معرفی کنه میاد جلو و میگه بابا ایشون بابای شهروز هستن که یهو چشای بابای زهرا گرد میشه و بعد داداشم سریع نام فامیلیشون رو میگه و تعریف میکرد که یه لحظه خندم گرفت که چی گفتم و باباش چه جوری متعجب شد که نکنه اشتباهی داره میگه و این شد از اون روز به زور داریم تمرین میکنیم که بگیم زهرا نه شهروز این بود انشای من
کر کن ما میخاهیم بریم عروسی گیلاسی تو خونه ازمون میپرسن عروسی کدوم دوستته باید بگیم گیلاس بعد اونجا گیلاسی میخاد ما رو معرفی کنه میگه ایشون نخبه هستن اینم هاچو و .... خلاصه که عجب عروسی کر کر خنده ای بشه
نخبه
دختر خاله های شازده هم همین طور
اخیش پس خرجمون کم شد
gilas
کمتر هم بود حله ها
من که خودم برای پاتختی دنبال یه مدل کوتاه هستم
بلند هم بخوام بپوشم مامانم نمیزاره
هاچو هاچو
اما من لباس بی آستین دوست نمی خوام تنم کنم
اِ؟..نکنه میخوای خرگوش از تو آستینت در بیاری؟
با فتوشاپ درستش کن شب عروسی
نمایش یا پنهان متن
من چی بپوشم راستی؟ماهی
نخبه
اون کت و شلوار قرمزت رو
gilas
نه بابا آستین چیه یه چیزی تو این مایه ها مثلا
ورژن فتوشاب قبول نمیکنه میگه جنس لباست نا شناخته است
آره اونم با کروات زرد
هاچو هاچو
نمایش یا پنهان متن
ها این قشنگه
نخبه
فکر کن ما میخاهیم بریم عروسی گیلاسی تو خونه ازمون میپرسن عروسی کدوم دوستته باید بگیم گیلاس
نمایش یا پنهان متن
یاد یه خاطره ای افتادم تعریف کنمش بی ربط نیست خواهرم یه دوستی داره به نام زهرا این دختر تو دوره دبیرستان به چه دلیل دقیقا نمیدونم البته خودش که میگه اسم عروسکم بود ولی احتمالا اسم بی افش بوده به دوستاش میگه منو شهروز صدا کنید خواهرم و بقیه دوستاش از اون روز شهروز صداش میکنن و خواهرم هر وقت میخاست در موردش حرف بزنه تو خونه هم میگفت شهروز و ما واقعا فکر میکردیم اسمش شهروزه وقتی هم زنگ میزد خونمون میگفتیم بیا شهروز کارت داره حتی تو گوشی من اسم دوستش شهروز سیو شدهgilas
خیلی هم خوبه مگه چیه
هاچو هاچو
نمایش یا پنهان متن
خاطرت باحال بودملیکا
آخرین ورود:
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→