₪ انجمن بوف بوفی ₪ » هجده » شب جمعه!
1 2

بدون عکس

شب جمعه!

368 بازدید، 22 پست، نویسنده: levrone

  • levrone

    شب جمعه


    اون قدیما شب جمعه که میشد بابای خدابیامرزم هی اَلَکی به رادیوی لامپی تِلِفُنکَن وَر میرفت و هی موجش رو عوض میکرد تا بلکه ما خوابمون ببره…! هی توی رختخواب جُل جُل میکردَم مادرم بهم میگفت وُول نخور اِقَد بچه…كِرم دِري مَگه…؟بیگیر بخواب دیگه…! منم بخاطر اينكه دعوام نكنن اَدای خواب بودن رو درمیاوردم…! مادره میومد بالای سرم میگفت: مسعود…؟میگفتم : ها…!! میگفت: اِی مَرگه ها…بیگیر بخواب دیگه سِندِه شب مُونده نصف شبی…!! و من باز خودم رو به خواب میزدم…!

    باز مادر میومد بالای سرم میگفت: مسعود…! و من اَدای خواب رفته ها رو در میاوردم خُرخُر میکردم و خودم رو میخاروندَم…! باز مادره میگفت مسعود جان…؟ پاشو هِندِوانه بُخور…! و من جستی میزدم بلند میشدم میگفتم آخ جان هِندوانِه…! مادره میگفت:هندوانهُ كوفت…هندوانهُ دَرد…بیگیر کَپه مَرگته بذار دیگه صُبح رَفت…! باباهه هم از پای رادیو میگفت: ماخوابی یا بیام با تَسمه سیات کُنُم ..! و مادره میگفت: ماخوابه حسن اقا جان…ماخوابه الان…!من میگفتم : مُو خواب بودم که …شما گفتِن بیا هِندِوانه بُخُور…! مادَره میگفت: بخواب مسعود جان فردا بهت هندوانه مُدُم مادر… بخواد عزیزُم…بخواب قربونت بُرُم…! و من باز میخوابیدم…!

    باز مادر میومد بالای سرم میگفت: مسعود…؟ مسعود جان…! پاشو شربت خاکشیر بُخور…! ولی من که دیگه خر نمیشدم که …! باباهه به مادره میگفت: خوابید یا نه…؟ مادره میگفت: خوابید حسن اقا…! و مادره با باباهه میرفتن تو اتاق عقبی در رو میبستن…! و من هیچوقت نفهمیدم چرا فقط شب های جمعه مادره میرفت توی اتاق عقبی پهلوی بابام میخوابید…!

    یه نیم ساعتی که میگذشت در باز میشد و مادر میومد بیرون پهلوی ما لُکه میشد چادرش رو میکشید روسَرش میخوابید و باباهه هم یک اِهنُ اوهونی میکرد میرفت مستراح….!


    مسعود مشهدی




    17 سپاس: هاچو هاچو، jaj، arash52، دلشاد، بچه مثبت، gilas، نخبه، Life Dream، ماهی، sib، mojde، بندری، mz56mz، mahsa joon، maryamlondon1، ژنرال، mohamad70

  • هاچو هاچو

    :83: خِطِرناک باحال بود یره :4:
    2 سپاس: Life Dream، levrone

  • jaj

    عجب بچه سر زیادی
    2 سپاس: Life Dream، levrone

  • arash52

    خيلي باحال بود :83:
    2 سپاس: Life Dream، levrone

  • arash52

    خيلي باحال بود :83:
    نقل قول: levrone
    كِرم دِري مَگه

    غلطه آي غلطه . قطعا بايد ميگفته : كُخ دِري :4:

    4 سپاس: Life Dream، هاچو هاچو، levrone، ژنرال

  • دلشاد

    مرسی داش بهروز باحال بود
    2 سپاس: Life Dream، levrone

  • بچه مثبت

    بسی آموزنده بود
    ممنون :4:

    می‌رسد روزی که بی‌هم می‌شویم ..... یک‌به‌یک از جمع هـم کم می شویم
    می‌رسد روزی کــه مــا در خاطـرات ..... موجـب خنـدیـــدن و غـــم می‌شویم
    گاه گاهـی یـــاد مـا کـن ای رفیـــق ..... می‌رسد روزی که بی‌هم می‌شویم
    2 سپاس: Life Dream، levrone

  • 2 سپاس: Life Dream، levrone

  • نخبه

    نقل قول: بچه مثبت
    بسی آموزنده بود

    ااااااااااااااااااااا چشمون روشن اون وقت کدوم قسمتش رو اموختی:23: بیحیات 315 848 848

    5 سپاس: بچه مثبت، Life Dream، levrone، بندری، ژنرال

  • Life Dream

    خيلي باحال بود، طفلي مادره!! :83:
    نقل قول: بچه مثبت
    بسی آموزنده بود

    هي فاي اينم از دست رفت!! :23:

    4 سپاس: نخبه، بچه مثبت، levrone، ژنرال

  • sib

    :4:

    نقل قول: بچه مثبت
    بسی آموزنده بود

    :22:

    3 سپاس: بچه مثبت، levrone، ژنرال

  • mojde

    چه بچه جلفي :4:
    1 سپاس: levrone

  • mz56mz

    :4: اون وقتها اين بابا و ننه هاى بيچاره فقط و فقط شب جمعه رو داشتند حالا كه شب و روز ايام اصلا حاليشون نيست والووو :83: 314
    4 سپاس: ژنرال، نخبه، levrone، maryamlondon1

  • ژنرال

    حال کِردُم دِداش :4:
    1 سپاس: levrone

  • mahsa joon

    نقل قول: بچه مثبت
    بسی آموزنده بود


    امين جان كجاشو ياد گرفتي اونوقت.؟ 334


    مرسي باحال بود. 247

    3 سپاس: نخبه، پرهام، levrone

  • پرهام

    :86:
    یه دوستی داشتم تو دوران دبیرستان که باباش معلم بود میگفت بابام هروقت میره خونه همسایمون برای درس دادن به بچه شون "من هم میرم از پشت بوم :4: میبینم داره چه درسی تدریس میکنه :86: البته برای مادر بچه :74:

    2 سپاس: levrone، maryamlondon1

  • levrone

    نقل قول: arash52
    غلطه آي غلطه . قطعا بايد ميگفته : كُخ دِري

    اگه مویَم جای راوی بودُم مُگُفتم "کرم دِری!". ایجوری بیشتر تو زِبون مِچِرخه!
    ولی دمت گرم! درستش همو کُخه!

    1 سپاس: arash52

  • Kishe Mehr

    بچه هه نصف شب از خواب پا میشه می بینه باباش داره شلوارشو درمیاره، میگه بابا میخوای پی پی کنی؟
    باباشم میگه اره میخوام پی پی کنم به بختم که تو این موقع شب هنوز بیداری :4:

    2 سپاس: نخبه، levrone
پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: