₪ انجمن بوف بوفی ₪ » هنر و ادبیات » دوتا فرشته...
آبان
9
ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شده‌اند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفته‌اند.
ثبت‌نام و ارسال نوشته در این وب‌سایت امکان‌پذیر نیست. چنانچه نوشته‌ای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، می‌توانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.



یک نت روی دیوار انجمن pAshMak
1 هفته پیش

آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com



دوتا فرشته...

184 بازدید، 14 پست، نویسنده: KuRoSh

  • KuRoSh

    تصویر در دسترس نیست

    یه روز دوتا فرشته بهم میرسن و یکیشون به اون یکی میگه :


    اگه بدونی خدا به من چه ماموریتی داده سخت تعجب میکنی .


    اون فرشتته دیگه هم میگه :


    تو هم اگه بدونی خدا به من چه ماموریتی داده دوبله تعجب میکنی .


    خلاصه این دوتا فرشته با هم به توافق میرسن که ماموریتاشونو بهم بگن .


    فرشته اول میگه : یه ماهی تو دریا داره شنا میکنه و یه ماهیگیری هم مشغول ماهی


    گرفتنه ، من از طرف خدا مامورم که این ماهی رو بیارم و تو تور این ماهیگیر بندازم و این


    ماهیگیر ، این ماهی رو به شهر ببره ، تو اون شهر یه حاکم ظالمی حکومت میکنه که


    چند روزی هست که مریضه و در بستر بیماری قرار داره و خدا شفای اون حاکم ظالم و تو

    این ماهی قرار داده و میخواد این ماهی به وسیله چندتا واسته به اون حاکم ظالم برسه

    و شفا پیدا کنه.



    خلاصه فرشته اولی ماموریتشو تعریف میکنه و نوبت به فرشته دومی میرسه .

    فرشته دوم میگه : یه عابد ، زاهدی تو بیابون زندگی میکنه و همیشه در حال عبادت و


    ذکر و دعاست و ما عرشیان همیشه به صدای زیبای اون عادت داریم ، اما این عابد چند

    روزی است که گرسنه است . امروز این عابد در بیابان یه گیاه شیرین پیدا کرده و میخواد

    اونو با آب بجشونه و بخوره تا این باعث بشه که کمی از ضعف گرسنگی رها بشه . من

    از طرف خدا مامورم تا سنگ زیر ظرف اونو شل کنم که ظرف اون برگرده و اون نتونه اونو

    بخوره.......
    خلاصه هر دوتا فرشته ماموریتهای خودشونو انجام میدن و میان پیش خدا و به خدا

    میگن : خدایا حکمت این دوتا ماموریتو واسه ما روشن کن...


    خدا میفرماید : اون حاکم ظالم یه روز در شهر داشت سوارکاری میکرد ، اونجا بچه ها

    داشتن نگاهش میکردن که بین اون بچه ها یه بچه یتیم هم بود حاکم که داشت از اونجا


    رد میشد یه دست نوازشی به سر اون کشید و اون بچه تا مدتها در بین دوستاش به

    خاطر اون نوازش احساس شادی و خوشحالی میکرد و امروز که بیمار شده بود و وقت

    مرگش بود ما گفتیم به برکت اون کارش اونو شفا بدیم تا یه فرصت دیگه داشته باشه که

    تغییر کنه ....
    فرشته ها با تعجب گفتن : پس خدایا اون عابد و زاهد چی ، اون که دوست خودت بود ،

    چرا نگذاشتی به آب شیرین بخوره ...............


    خداوند فرمود : اون عابد مرد ، اون همون شب وقت مرگش بود اما خودش خبر نداشت ..

    اون هر شب در حال عبادت و رازو نیاز بود و امشب که خیلی هم گرسنه بود اگر اون آب


    رو میخورد به خواب میرفت و در حالت خواب پیش ما می آمد ، ما گفتیم امشب کمکش

    کنیم و نگذاریم اون آب را بخوره تا در همان حالت رازو نیاز به درگاه ما بیاد ..............


    11 سپاس: بچه مثبت، Life Dream، حورا، دلشاد، نخبه، gilas، sib، arash52، هاچو هاچو، mahsa joon، Ahora Quien

  • Life Dream

    فعلاً اول تا بهرزو نيومده! :4:
    2 سپاس: حورا، دلشاد

  • بچه مثبت

    به نام خدا، با تشکر از فرشتگان، پادشاه، عابد، کودک یتیم و فسقلی عزیز، عکس تاپیک دیده نمیشود لطفاً از آپلود سنتر سایت استفاده کن :24:
    می‌رسد روزی که بی‌هم می‌شویم ..... یک‌به‌یک از جمع هـم کم می شویم
    می‌رسد روزی کــه مــا در خاطـرات ..... موجـب خنـدیـــدن و غـــم می‌شویم
    گاه گاهـی یـــاد مـا کـن ای رفیـــق ..... می‌رسد روزی که بی‌هم می‌شویم
    3 سپاس: Life Dream، حورا، KuRoSh

  • Life Dream

    خوب شد نظر دادم وگرنه بچه مثبت جان اول ميشد!! :4:

    چقدر زيبا بود به خصوص اون قسمت كه خدا فرمود اين كار رو براي اين انجام دادم كه اون بنده در حالت عبادت به نزد من برگرده، خيلي زيبا بود و خوشا به حال چنين انسانهايي :65:

    3 سپاس: بچه مثبت، حورا، KuRoSh

  • 2 سپاس: KuRoSh، Life Dream

  • دلشاد

    مرسی داش کوروش
    Life Dream,
    ها چیه مگه پنجم ابتدایی نخوندی همه جا به نوبت 242

    2 سپاس: KuRoSh، Life Dream

  • نخبه

    اخیش بالاخره یه تاپیک پیدا شد که حوادث نباشه و با روح روان ما بازی نکنه خوشمان امد و بسی روحیه مان را نوازش کرد تاپیکتان :4: مثبت نوش جانتان .. بچه مثبت رو نمیگما :56:
    1 سپاس: KuRoSh

  • gilas

    1 سپاس: KuRoSh

  • 1 سپاس: KuRoSh

  • Ahora Quien

    خیلی زیبا بوددددد مرسییی :46:
    1 سپاس: KuRoSh

  • KuRoSh

    نقل قول: بچه مثبت
    به نام خدا، با تشکر از فرشتگان، پادشاه، عابد، کودک یتیم و فسقلی عزیز، عکس تاپیک دیده نمیشود لطفاً از آپلود سنتر سایت استفاده کن

    ممنون امین جان اصلاح شد

    1 سپاس: بچه مثبت
پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: