₪ انجمن بوف بوفی ₪ » هنر و ادبیات » دو فرشته مسافر+پرسه بزن تو چشم من
آبان
9
ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شده‌اند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفته‌اند.
ثبت‌نام و ارسال نوشته در این وب‌سایت امکان‌پذیر نیست. چنانچه نوشته‌ای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، می‌توانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.


₪ انجمن بوف بوفی ₪ » هنر و ادبیات » دو فرشته مسافر+پرسه بزن تو چشم من

یک نت روی دیوار انجمن pAshMak
1 هفته پیش

آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com



دو فرشته مسافر+پرسه بزن تو چشم من

209 بازدید، 12 پست، نویسنده: KuRoSh

  • KuRoSh

    تصویر در دسترس نیست

    دو فرشته مسافر، برای گذراندن شب، در خانه یک خانواده ثروتمند فرود آمدند. این خانواده رفتار نامناسبی داشتند و دو فرشته را به مهمانخانه مجللشان راه ندادند، بلکه زیرزمین سرد خانه را در اختیار آنها گذاشتند.
    فرشته پیر در دیوار زیر زمین شکافی دید و آن را تعمیر کرد. وقتی که فرشته جوان از او پرسید چرا چنین کاری کرده، او پاسخ داد:" همه امور بدان گونه که می نمایند نیستند."
    شب بعد، این دو فرشته به منزل یک خانواده فقیر ولی بسیار مهمان نواز رفتند.

    بعد از خوردن غذایی مختصر، زن و مرد فقیر، رختخواب خود را در اختیار دو فرشته گذاشتند.
    صبح روز بعد، فرشتگان، زن و مرد فقیر را گریان دیدند. گاو آنها که شیرش تنها وسیله گذران زندگیشان بود، در مزرعه مرده بود.
    فرشته جوان عصبانی شد و از فرشته پیر پرسید:" چرا گذاشتی چنین اتفاقی بیفتد؟ خانواده قبلی همه چیز داشتند و با این حال تو کمکشان کردی، اما این خانواده دارایی اندکی دارند و تو گذاشتی که گاوشان هم بمیرد."
    فرشته پیر پاسخ داد:"وقتی در زیر زمین آن خانواده ثروتمند بودیم، دیدم که در شکاف دیوار کیسه ای طلا وجود دارد. از آنجا که آنان بسیار حریص و بد دل بودند، شکاف را بستم و طلاها را از دیدشان مخفی کردم. دیشب وقتی در رختخواب زن و مرد فقیر خوابیده بودیم، فرشته مرگ برای گرفتن جان زن فقیر آمد و من به جایش آن گاو را به او دادم. همه امور بدان گونه که می نمایند نیستند و ما گاهی اوقات، خیلی دیر به این نکته پی می بریم."







    "پرسه بزن تو چشم من
    چشام که خواب ندارن
    برای رد پای تو
    همیشه جا میذارن

    پرسه بزن توی خیال
    خیاله من ماله تو
    قلبمو میدم که بشه
    عیدیه امساله تو

    پرسه بزن توی خیال
    خیال من ماله تو
    قلبمو میدم که بشه
    عیدیه امساله تو

    پرسه بزن تو یاده من
    که دل خوشم بیادت
    چکارکنم دل عاشقه
    دل بدجوری میخوادت

    پرسه بزن توی خیال
    خیال من ماله تو
    قلبمو میدم که بشه
    عیدیه امساله تو

    نگاهتو از من نگیر
    شب بی ستاره میشه
    مهتاب زیره چادر شب
    بد جور بیچاره میشه

    بیا که پل بسته برات
    دستایه من, گذر بکن
    ستاره یه خیال من
    با من شبو سحر بکن

    پرسه بزن تو چشم من
    چشام که خواب ندارن
    برای رد پای تو
    همیشه جا میذارن

    پرسه بزن توی خیال
    خیال من ماله تو
    قلبمو میدم که بشه
    عیدیه امساله تو

    9 سپاس: حورا، مستانه، gilas، mz56mz، garfild، شهلا، دلشاد، Ahora Quien، ملیکا

  • حورا

    هر دو زیبا بود :46:
    1 سپاس: KuRoSh

  • مستانه

    KuRoSh,

    ممنون :1:
    این آواتارت تمرکز و حس رمانتیک رو به شدت از من دور می کنه :4:

    1 سپاس: KuRoSh

  • mahsa joon

    قشنگ بود مرسي.

    301

    1 سپاس: KuRoSh

  • gilas

    1 سپاس: KuRoSh

  • mz56mz

    زيبا و قشنگ بود كاكو
    نقل قول: KuRoSh
    پرسه بزن تو چشم من

    452

    1 سپاس: KuRoSh

  • sib

    1 سپاس: KuRoSh

  • شهلا

    سلام
    بسیار خوب :1:

    1 سپاس: KuRoSh

  • KuRoSh

    نقل قول: مستانه
    این آواتارت تمرکز و حس رمانتیک رو به شدت از من دور می کنه

    اواتار شما که خیلی بدتره از آواتار من :4:
    نقل قول: شهلا
    سلام

    درود بر شما 533


  • دلشاد

    مرسی داش کوروش زیبا بود
    1 سپاس: KuRoSh

  • Ahora Quien

    متن آهنگ رو دوست داشتم :8:
    1 سپاس: KuRoSh

  • ملیکا

    هردو خیلی خوب بودن 280
پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: