₪ انجمن بوف بوفی ₪ » هنر و ادبیات » نمیدونم این شعر از کیست ولی خیلی زیباست
آبان
9
ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شده‌اند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفته‌اند.
ثبت‌نام و ارسال نوشته در این وب‌سایت امکان‌پذیر نیست. چنانچه نوشته‌ای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، می‌توانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.


₪ انجمن بوف بوفی ₪ » هنر و ادبیات » نمیدونم این شعر از کیست ولی خیلی زیباست

یک نت روی دیوار انجمن pAshMak
1 هفته پیش

آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com



نمیدونم این شعر از کیست ولی خیلی زیباست

209 بازدید، 10 پست، نویسنده: KuRoSh

  • KuRoSh




    سخت آشفته و غمگین بودم…

    به خودم می گفتم:

    بچه ها تنبل و بد اخلاقند

    دست کم میگیرند

    درس ومشق خود را…

    باید امروز یکی را بزنم، اخم کنم

    و نخندم اصلا

    تا بترسند از من

    و حسابی ببرند…

    خط کشی آوردم،

    درهوا چرخاندم...

    چشم ها در پی چوب، هرطرف می غلطید

    مشق ها را بگذارید جلو، زود، معطل نکنید !

    اولی کامل بود،

    دومی بدخط بود

    بر سرش داد زدم...

    سومی می لرزید...

    خوب، گیر آوردم !!!

    صید در دام افتاد

    و به چنگ آمد زود...

    دفتر مشق حسن گم شده بود

    این طرف،
    آنطرف، نیمکتش را می گشت

    تو کجایی بچه؟؟؟

    بله آقا، اینجا

    همچنان می لرزید...

    ” پاک تنبل شده ای بچه بد ”

    " به خدا دفتر من گم شده آقا، همه شاهد هستند"

    ” ما نوشتیم آقا ”

    بازکن دستت را...

    خط کشم بالا رفت، خواستم برکف دستش بزنم

    او تقلا می کرد

    چون نگاهش کردم

    ناله سختی کرد...

    گوشه ی صورت او قرمز شد

    هق هقی کردو سپس ساکت شد...

    همچنان می گریید...

    مثل شخصی آرام، بی خروش و ناله

    ناگهان حمدالله، درکنارم خم شد

    زیر یک میز،کنار دیوار،
    دفتری پیدا کرد ……


    گفت : آقا ایناهاش،
    دفتر مشق حسن


    چون نگاهش کردم، عالی و خوش خط بود

    غرق در شرم و خجالت گشتم

    جای آن چوب ستم، بردلم آتش زده بود

    سرخی گونه او، به کبودی گروید …..

    صبح فردا دیدم

    که حسن با پدرش، و یکی مرد دگر

    سوی من می آیند...

    خجل و دل نگران،
    منتظر ماندم من

    تا که حرفی بزنند

    شکوه ای یا گله ای،
    یا که دعوا شاید

    سخت در اندیشه ی آنان بودم

    پدرش بعدِ سلام،
    گفت : لطفی بکنید،
    و حسن را بسپارید به ما ”

    گفتمش، چی شده آقا رحمان ؟؟؟

    گفت : این خنگ خدا

    وقتی از مدرسه برمی گشته

    به زمین افتاده
    بچه ی سر به هوا،
    یا که دعوا کرده

    قصه ای ساخته است

    زیر ابرو وکنارچشمش،
    متورم شده است

    درد سختی دارد،
    می بریمش دکتر
    با اجازه آقا …….

    چشمم افتاد به چشم کودک...

    غرق اندوه و تاثرگشتم

    منِ شرمنده معلم بودم

    لیک آن کودک خرد وکوچک

    این چنین درس بزرگی می داد

    بی کتاب ودفتر ….

    من چه کوچک بودم

    او چه اندازه بزرگ

    به پدر نیز نگفت

    آنچه من از سرخشم، به سرش آوردم

    عیب کار ازخود من بود و نمیدانستم

    من از آن روز معلم شده ام ….

    او به من یاد بداد درس زیبایی را...

    که به هنگامه ی خشم

    نه به دل تصمیمی

    نه به لب دستوری

    نه کنم تنبیهی

    ***

    یا چرا اصلا من
    عصبانی باشم

    با محبت شاید،
    گرهی بگشایم

    با خشونت هرگز...

    با خشونت هرگز...

    8 سپاس: Ahora Quien، jaj، gilas، دلشاد، sib، farzane، taha_1990، mahsa joon

  • Ahora Quien

    خواندنی بود ...
    شاعر: محمد علی غنی پور :3:

    3 سپاس: jaj، دلشاد، KuRoSh

  • jaj

    ولی بعضی بچه ها هم بچه نیستند که اژدهای هفت سرند
    1 سپاس: KuRoSh

  • gilas

    عجب مردی بوده این بچه :1:
    1 سپاس: KuRoSh

  • دلشاد

    خیلی زیبا بود
    1 سپاس: KuRoSh

  • sib

    بچه ها دوست داشتنی ترین موجوداتن
    1 سپاس: KuRoSh

  • farzane

    مرسییییییییییییییییییییییییییییییی 1189
    1 سپاس: KuRoSh

  • taha_1990

    نقل قول: KuRoSh
    یا چرا اصلا من
    عصبانی باشم

    با محبت شاید،
    گرهی بگشایم

    با خشونت هرگز...

    با خشونت هرگز...

    ای کاش فراموش نکنیم:
    وز محبت خارها گل میشوند
    مرسی کورش عزیز:46:

    1 سپاس: KuRoSh

  • mahsa joon

    مرسي كوروش جان 280
    1 سپاس: KuRoSh
پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: