₪ انجمن بوف بوفی ₪ » هنر و ادبیات » زنـدگی و گـذر عمـر گرانـمایه ...
آبان
9
ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شده‌اند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفته‌اند.
ثبت‌نام و ارسال نوشته در این وب‌سایت امکان‌پذیر نیست. چنانچه نوشته‌ای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، می‌توانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.


₪ انجمن بوف بوفی ₪ » هنر و ادبیات » زنـدگی و گـذر عمـر گرانـمایه ...

یک نت روی دیوار انجمن pAshMak
1 هفته پیش

آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com



زنـدگی و گـذر عمـر گرانـمایه ...

135 بازدید، 7 پست، نویسنده: KuRoSh

  • KuRoSh

    نمی دانم؛ این عمر تو دانی به چه سانی طی شد؟
    پوچ و بس تند چنان باد دمان !
    همه تقصیر من است ...
    اینکه خود می دانم که نکردم فکری
    که تامل ننمودم روزی
    ساعتی یا آنکه چه سان می گذرد عمر گران

    تصویر در دسترس نیست
    کودکی رفت به بازی
    به فراغت به نشاط
    فارغ از نیک وبد و مرگ و حیات
    همه گفتند کنون تا بچه است بگذارید بخندد شادان
    که پس از این دگرش فرصت خندیدن نیست !
    بایدش نالیدن ...



    من نپرسیدم هیچ که پس از این ز چه رو نتوان خندیدن
    نتوان فارغ و دلرسته زغم همه شادی دیدن
    هر زمان بال گشادن سر هر بام که شد خوابیدن
    من نپرسیدم هیچ، هیچکس نیز هیچ نگفت


    تصویر در دسترس نیست

    نوجوانی سپری گشت به بازی، به فراغت، به نشاط
    فارغ از نیک و بد و مرگ و حیات
    همه گفتند کنون جوان است هنوز
    بگذارید جوانی بکند
    بهره از عمر برد، کامرانی بکند
    بگذارید که خوش باشد و مست
    بعد از این باز مرا عمری هست؟

    تصویر در دسترس نیست

    یک نفر بانگ برآورد که او اکنون باید فکر فردا بکند
    دیگری آوا داد که چو فردا بشود فکر فردا بکند
    سومی گفت همانگونه که دیروزش رفت، بگذرد امروزش همچنین فردایش

    تصویر در دسترس نیست

    بعد از این باز نفهمیدم من، که به چه سان دی بگذشت
    آنهمه قدرت و نیروی عظیم به چه ها مصرف گشت
    نه تفکر نه تعمق و نه اندیشه دمی عمر بگذشت به بیحاصلی و دمی
    چه توانی که ز کف دادم مفت
    من نفهمیدم و کس نیز مرا هیچ نگفت


    تصویر در دسترس نیست

    مدت عهد شباب می توانست مرا تا به خدا پیش برد
    لیک بیهوده تلف گشت جوانی هیهات
    آن کسانی که نمی دانستند جوانی یعنی چه راهنمایم بودند
    که دائم فکر خوردن باشم
    فکر گشتن باشم
    فکر تامین معاش، فکر یک زندگی بی جنجال فکر همسر باشم
    کس مرا هیچ نگفت زندگی خوردن نیست
    زندگی ثروت نیست
    زندگی داشتن همسر نیست
    زندگی فکر خود بودن و غافل ز جهان نیست

    تصویر در دسترس نیست


    حال فهمیدم هدف زیستن این است رفیق:
    من شدم خلق که با عزمی جزم پای بند هواها گسلم
    پای در راه حقایق بنهم
    با دلی آسوده فارغ از شهوت و آز و حسد و کینه و بخل
    مملو از عشق و جوانمردی و زهد در ره کشف حقایق کوشم
    شربت جرات و امید و شهامت نوشم
    زره جنگ برای بد و ناحق پوشم
    شمع راه دیگران گردم و با شعله خویش
    ره نمایم به همه گر چه سرا پا سوزم

    تصویر در دسترس نیست

    من شدم خلق که مثمر باشم نه چنین زاید و بی جوش و خروش
    عمر بر باد و به حسرت خاموش
    ای صد افسوس که چون عمر گذشت معنی اش فهمیدم
    که این سه روز از عمر به چه ترتیب گذشت:
    تصویر در دسترس نیست



    کودکی بی حاصل
    نوجوانی بــــــاطل
    وقت پیری غــــافل

    به عبارتی دیگر:

    کودکی در غفــلت
    نوجوانی شهـــوت
    در کهولت حسرت

    7 سپاس: mahsa joon، دلشاد، taha_1990، ژنرال، حورا، gilas، sib

  • mahsa joon

    اول شدم هوراااااااااااااااااااااااااااااا 256 262 261 261

    عالي بود مرسي كوروش جان 280 260 260

    1 سپاس: KuRoSh

  • دلشاد

    مرسی داش کوروش زیبا بود
    1 سپاس: KuRoSh

  • taha_1990

    KuRoSh,
    یک چند به کودکی به استاد شدیم
    یک چند ز استادی خود شاد شدیم
    پایان سخن شنو که ما را چه رسید
    چون آب برآمدیم و چون باد شدیم .
    مرسی دوست عزیز

    2 سپاس: ژنرال، KuRoSh

  • ژنرال

    چون بلبل مست راه در بستان یافت
    روی گل و جام باده را خندان یافت
    آمد به زبان حال در گوشم گفت
    دریاب که عمر رفته را نتوان یافت

    2 سپاس: taha_1990، KuRoSh
پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: