ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شدهاند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفتهاند.
ثبتنام و ارسال نوشته در این وبسایت امکانپذیر نیست. چنانچه نوشتهای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، میتوانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.
یک نت روی دیوار انجمن
pAshMak
1 هفته پیش
آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com
koorosh kabir
الان ميگم:
موها فر ريز،سيبيل بناگوش در رفته،چشا برق زده،سينه كفتري دكمه باز،پشم سينه بيرون،نوار جوات يساري رو ضفت،دست چپ تا زير بغل از پنجره بيرون،همچينم كه دنده ميداد بالا دستش ميخورد به اسكلت و آيينه،يكيم ميزد تو سر از اون عروسك سگيا كه كلشون ديلينگ ديلينگ بالا و پايين ميشه،خلاصه منم نشستم بغل دستشو جلو تر 2تا دختر سوار كردو جلوترش يه افغاني سوار كرد،چند دقيقه اي گذشت...
يه دفعه يكي از 2خيا جيغ بلندي كشيدو با خشونت هرچه تمام به افغانيه گفت:كصصااافت آشغال دستتو در بيار...
اينو كه گفت رارنده قصته ي ما وسط خيابون همچين زد رو ترمز كه اگه پيكان ايربگ داشت از بيخوبن كنده ميشدو ميرفت تو حلق من!!
مث برق پريد پايينو نفهميديم از كجا اين افغانيه نگون بخت و كشيد بيرون!!از در؟از شوشه؟از صندوق عقب؟!خلاصه درش اووردو گرفتش به باد كتك،حالا نزن و كي بزن..مردم هميشه در صحنه ام وقتي جوياي ماجرا شدن راننده گفت بي ناموس بي ناموسي كرده و اونا هم هر كدوم يه مشت و لگد افغانيه بخت برگشته رو مهمون كردن تا بالاخره يه جسم نيمه جون و خونينو مالين و بقيه مردم از زير دست و پاي اينا كشيدن بيرون....
.
.
.
.
.
.
.
.
.
نتيجه اخلاقي
.
.
.
.
نتيجه اخلاقي؟!
نه بابا،هنوز مونده...
راننده با قيرط و با طعثب و ناموس پرست ما بعد از يه بزن بزن حسابي با صداي فيلم هنديا يه دستي به لباساش كشيد و موهاشم مرتب كردو دوباره نشست پشت فرمون عينهو خوده خدابيامرز فرمون..و دوباره شروع به ادامه مسير كرد،دخترا هم هروكر كنان مشغول حرف زدن با هم بودن كه آق رارنده صداشو صاف و صوف كردو با يه تبسم مغرورانه ويه لحن مليحي پرسيد:
ببشخين خانوما،حالاميشه بگين اين فلان فلان شده چيكار كرده بود؟؟؟
يكي از دخترا كه معلوم بود از اون پاچه پاره هاي بي خشتكه گفت:آره،كصافت از وقتي سوار شد همش دستش تو دماغش بود.....!! آغا باز دوباره چشمتون روز بد نبيه همچين گذاشت رو ترمز كه من مث پخشه چسبيدم به شيشه جلو و ايينه با اسكلتش رفت تو حلق وگوش وبينيم!!
دوباره جنون گير شدو با انواع و اقسام فحشاي خيلي خيلي بي تربيتي از ماشين پيادشون كردو منم با يه كله بادكرده و آيينه تو گوش از خنده ولو شده بودم كف خيابون.تا اينكه بعد از چند دقيقه با سلام و صلوات وباچندنفر ديگه نشونديمش تو ماشين و ادامه مسيرو باش رفتم.اولش انقدر خنديدم كه نزديك بود ترمز سومو به افتخار خودم بزنه و...
اما خوشبختانه به زور جلو خودمو گرفتمو به خير گذشت،تا مقصدم به خودشو افغانيه و دخترا و شغل شريف شوفري و اتحاديه تاكسي رانيو بيت....ونهاد رياست... و خلاصه زمين و زمان فوش ميداد،بد اعصاب خسته اي داشت بنده خدا.
serpent
Life Dream
بچه مثبت
میرسد روزی کــه مــا در خاطـرات ..... موجـب خنـدیـــدن و غـــم میشویم
گاه گاهـی یـــاد مـا کـن ای رفیـــق ..... میرسد روزی که بیهم میشویم
zrnznn
sib
KuRoSh
بیچاره چی کشیده بدبخت دلم کباب شد
gilas
Kishe Mehr
ژنرال
اگر بنز بود دیگه چی میشد...
آخرین ورود: امروز, 07:39
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→