₪ انجمن بوف بوفی ₪ » روانشناسی و روابط اجتماعی » در جستجوي نيمه گمشده
آبان
9
ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شده‌اند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفته‌اند.
ثبت‌نام و ارسال نوشته در این وب‌سایت امکان‌پذیر نیست. چنانچه نوشته‌ای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، می‌توانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.



یک نت روی دیوار انجمن pAshMak
1 هفته پیش

آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com



در جستجوي نيمه گمشده

211 بازدید، 11 پست، نویسنده: mojde

  • mojde


    در جستجوی تکه گم شده

    چند سالی میگذشت که دایره آبی قطعه گمشده خود را پیدا کرده بود.
    اکنون صاحب فرزند هم شده بود، یک دایره آبی کوچک با یک شیار کوچک.

    تصویر در دسترس نیست

    زمان میگذشت و دایره آبی کوچک، بزرگ میشد.
    هر چقدر که دایره بزرگ تر میشد شعاع آن هم بیشتر میشد و
    مساحت شیار که دیگر اکنون تبدیل به یک فضای خالی شده بود نیز بیشتر.
    تصویر در دسترس نیست


    آنقدر این فضای خالی زیاد شد و دایره ناراحت تر که ناچار برای کمک
    به سراغ پدر رفت و به او گفت: پدر شما چرا جای خالی ندارید؟
    پدر گفت: عزیزم جالی خالی نه، قطعه گمشده.
    هر کسی در زندگی خود قطعه گمشده دارد من هم داشتم،
    مادرت قطعه گم شده‌ی من بود. با پیدا کردن او تکمیل شدم.
    یک دایره کامل.
    پسر از همان روز جست و جوی قطعه‌ی گمشده خود را آغاز کرد.
    رفت و رفت تا به یک قطعه‌ای از دایره رسید شعاع و زاویه آن را اندازه
    گرفت درست اندازه جای خالی بود ولی مشکل آن بود که قطعه زرد بود.


    تصویر در دسترس نیست


    دایره باز هم رفت تا اینکه به یک مثلث رسید که فضای خالی خود
    را با قطعه‌های رنگارنگ کوچک پر کرده بود.

    تصویر در دسترس نیست

    دایره دیگر از جست و جو خسته شده بود تا اینکه به یک قطعه مربع
    گمشده رسید، به او گفت:شما قطعه گمشده من را ندیدید؟
    قطعه مربع گریه کرد و گفت: من هستم.
    - ولی شما مربع هستید و قطعه گمشده‌ی من قسمتی از دایره.
    - من اول قطعه‌ای از دایره بودم یعنی دقیقا بگویم قسمتی از شما
    و منتظرتان که یک مربع قرمز آمد.
    قطعه‌ی گمشده او مربع بود ولی من گول خوردم و خود را به زور داخل
    فضای خالی او کردم، به مرور زمان تغییر شکل دادم و به شکل فضای
    خالی مربع در آمدم .
    ولی او قرمز بود و من آبی، به هم نمی‌خوردیم. اکنون پشیمانم.
    من قطعه‌ی گمشده‌ی شما هستم.

    تصویر در دسترس نیست
    دایره که دید قطعه گمشده خود را پیدا کرده سعی کرد او را در فضای
    خالی خود جا دهد اما نشد، بنابراین او را با طناب به خود بست و
    خوشحال راه افتاد.
    حرکت کردن با یک قطعه که سبب بد قواره شدن دایره شده بود
    خیلی سخت بود ولی دایره تمام این سختیها را به جان خریده بود و
    با عشق حرکت میکرد.
    تصویر در دسترس نیست

    رفت و رفت ولی ناگهان گودال را ندید و داخل آن افتاد و گیر کرد.
    بخت به او رو کرده بود که قطعه‌ی گمشده‌اش قسمت بالای او بود
    و گیر نکرده بود.
    قطعه گمشده به او گفت: من را باز کن تا بروم و کمک بیاورم.

    تصویر در دسترس نیست

    قطعه‌ی گمشده رفت و هیچ وقت برنگشت.
    دایره هم سالها آنقدر گریه کرد تا بیضی شد (لاغر شد) و
    توانست از گودال بیرون بیاید.
    دلش شور میزد که نکند اتفاقی برای قطعه گم شده افتاده باشد.
    دنبال او به هر سو رفت. تا اینکه بالاخره او را پیدا کرد.
    کاش هیچ وقت او را پیدا نمی‌کرد.
    تصویر در دسترس نیست

    نتیجه گیری اخلاقی : سعی کنید گول تکه های گمشده دروغی رو نخورید.



    ---------------ارزيابي عملكرد---------------------------------------------------------


    پسر كوچكي وارد مغازه اي شد، جعبه نوشابه را به سمت تلفن هل داد و بر روي جعبه رفت تا دستش به دكمه هاي تلفن برسد و شروع كرد به گرفتن شماره.
    مغازه دار متوجه پسر بود و به مكالماتش گوش مي داد.
    پسرك پرسيد: خانم، مي توانم خواهش كنم كوتاه كردن چمن هاي حياط خانه تان را به من بسپاريد؟
    زن پاسخ داد: كسي هست كه اين كار را برايم انجام مي دهد !
    پسرك گفت: خانم، من اين كار را با نصف قيمتي كه او مي دهد انجام خواهم داد!
    زن در جوابش گفت كه از كار اين فرد كاملا راضي است.
    پسرك بيشتر اصرار كرد و پيشنهاد داد: خانم، من پياده رو و جدول جلوي خانه را هم برايتان جارو مي كنم. در اين صورت شما در يكشنبه زيباترين چمن را در كل شهر خواهيد داشت.
    مجددا زن پاسخش منفي بود.
    پسرك در حالي كه لبخندي بر لب داشت، گوشي را گذاشت.
    مغازه دار كه به صحبت هاي او گوش داده بود به سمتش رفت و گفت: پسر...، از رفتارت خوشم آمد؛ به خاطر اينكه روحيه خاص و خوبي داري دوست دارم كاري به تو بدهم.
    پسر جواب داد: نه ممنون، من فقط داشتم عملكردم را مي سنجيدم.
    من همان كسي هستم كه براي اين خانم كار مي كند

    آيا ما هم ميتوانيم چنين خود ارزيابي از كار خود داشته باشيم؟

    11 سپاس: نخبه، علیرضا، gilas، ژنرال، mz56mz، دلشاد، sib، Ahora Quien، هاچو هاچو، zrnznn، مستانه

  • نخبه

    چه نیمه گمشده های پروئی:4:
    2 سپاس: mojde، gilas

  • gilas

    نقل قول: نخبه
    چه نیمه گمشده های پروئی

    تازه بی حیات هم هست :4:

    1 سپاس: mojde

  • ژنرال

    نقل قول: mojde
    -ارزيابي عملكرد

    خیلی خوب بود :95:

    1 سپاس: mojde

  • mz56mz

    نقل قول: mojde
    سعی کنید گول تکه های گمشده دروغی رو نخورید.

    نخبه,
    gilas,
    ايا ميدانستيد اين نیمه گمشده خانم بوده؟!!!! :4: همشون همينجورند والووووووووو داغونمون کِردن :103:

    نقل قول: mojde
    ارزيابي عملكرد

    :39:

    3 سپاس: gilas، ژنرال، mojde

  • دلشاد

    مرسی مژده جون
    1 سپاس: mojde

  • sib

    مرسی مژده جان
    1 سپاس: mojde

  • Ahora Quien

    1 سپاس: mojde

  • serpent

    mz56mz,
    هاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاها ، خیلی باحال گفتی

    1 سپاس: mojde

  • gilas

    نقل قول: mz56mz
    ايا ميدانستيد اين نیمه گمشده خانم بوده؟!!!!

    نـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه :4:

    نقل قول: mz56mz
    همشون همينجورند والووووووووو داغونمون کِردن

    عمو جوووونم ؟؟؟

    عمه زری رفته مسافرت ؟؟ :4:

    1 سپاس: mojde

  • zrnznn

    :5: هم از شکلشون خوشم آومد هم از داستانش :65:
    1 سپاس: mojde
پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: