ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شدهاند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفتهاند.
ثبتنام و ارسال نوشته در این وبسایت امکانپذیر نیست. چنانچه نوشتهای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، میتوانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.
یک نت روی دیوار انجمن
pAshMak
1 هفته پیش
آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com
اوج بد بياري يه مرد وقتيه که بره بهشت ببينه فاميلاي زنش اونجان!!!
بندری
بچه بودم، بابام منو برده بود مسجد، امام جماعت هم پير بود آروم آروم نماز ميخوند، منم حوصه ام سر رفته بود پا شدم رفتم بالاي منبر ميکروفونو ورداشتم، شروع کردم به خوندن شعراي مهد کودکمون، کل مسجد داشتن همراه با لبخند مليحي به نمازشون ادامه ميدادن...
يهو ديدم بابا نمازو ول کرده اينهو پلنگ گرسنه داره مياد سمتم، منم که به شدت احساس خطر ميکردم فرارو به قرار ترجيح دادم و بابا بدو من بدو، منم که ريزه ميزه بودم از بين نماز گزارا سريع رد ميشدمو داد ميزدم: کمک اين بيناموس (تازه ياد گرفته بودم) ميخواد منو بزنه!! ،
چند نفر که اصن افتاده بودن کف مسجد ريسه ميرفتن، بقيه هم در حال ذوق کردن بودن، اين ماراتون حتي تو تامو جري هم بي سابقه بود تا اينکه بابام منو گرفتو تا ميخوردم منو زد...
اگه تو يخچال آب خنک نباشه بخواي از شير آب بريزي، نيم ساعتم وايسي آب خنک نميشه
فقط کافيه آبگرمکن خراب بشه و آب گرم بخواي!
از شير آب يخي مياد که آلاسکا پيشش صحراي کربلاس !!!
رفتم داروخونه يه قرص ضد حساسيت گرفتم.
تو عوارض جانبيش نوشته: سردرد، سرگيجه، نفخ، حالت تهوع، اختلال در خواب، دو بيني، اختلال در تشخيص، نارسايي کبد، نارسايي کليه، نارسايي قلب، سکته قلبي، سکته مغزي، مرگ ناگهاني ! ! !
فکر کنم اگه سيانور مي گرفتم، عوارضش کمتر بود :l
:))))
با اين نرخ سکه ديگه دختر مذهبي هم نميشه گرفت، 14 تا سکه هم زياده!
بايد يکي و پيدا کنيم به 5 تن راضي باشه ..!
يکي از آرزو هام اينه که سوار يه ماشين بشم بگم آقا اون ماشين جلويي رو تعقيب کن،
بعد يارو هم بگه : برو گم شو پايين بابا ، ما دنبال شر نميگرديم …
هيچي ديگه منم پياده شم برم !
يه دوس دخدر هم نداريم ازمون بپرسه غير از من چندتا جي اف داري؟
مام بش بگيم عزيزم با اينكه خيليا منو ميخوان اما من فقط تورو ميخوام !
بعدش اونم ذوق مرگ شه پرواز كنه و گير كنه تو پنكه سقفي تيكه تيكه شه بميره از شرش راحت شم کصصافط!!!
مامانم سيم کارتشو در آورده ميگه فک کنم داره ميسوزه
نيگا رنگشم داره عوض ميشه!!!! :|
يه زمان ملت کارشون که با کامپيوتر تموم ميشد روي کيبورد و مانيتور و کيس کاور مي کشيدن!
يعني در حد رو مبلي پذيرايي!
اين روزا وقت نميشه بدبختو خاموش کنيم خنک شه!!!
ديدين صبحا که بيدار ميشين بعدش يه لحظه دوباره ميخوابين،
بيدار که ميشي ميبيني ۳۰دقيقه گذشته…؟؟؟
حالا تابلوئه که ۵دقيقه بيشتر نخوابيديا ! فکر ميکنن ما خريم… !!!
سه تا پشه رو ديوار حموم بودن، حمله کردم و دوتاشون رو کُشتم. اون يکي که زنده موند فرار کرد رفت تو هواکش..حالا نميدونم خودکشي کرده.! يا رفته بقيهشون رو خبر کنه، شب بريزن سرم...
خيلي اضطراب دارم...:|
يارو صبح تا شب تو خيابون مخ ميزنه، شب تا صب تو فيس بوک...
بعد ميگه دنبال نيمه گمشده ام ميگردم!!
آخه لامصب پازل هزار تيکه هم بودي تا حالا تموم شده بود!!!
اي خدا . . .
واسه همه سوژه هاي خوشتيپ و خوشگل مي فرستي ايمانشونو امتحان کني
واسه من پشه مي فرستي اعصابمو تست کني ؟
دقت کرديد هر وقت تو زندگيتون يه روزنه اميد پيدا ميشه
سريع يه پتروس فداکار پيدا ميشه انگشتش رو ميکنه توش !!!
دست دوستم يه گوشي ايفون ديدم حسوديم شد اومدم خونه به مامانم ميگم من يه اپل ميخوام!!ي لبخند مرموز زد! شب که بابام اومد دستش يه پلاستيک سيبه ميگه تو فک کردي من وبابات انگليسي بلد نيستيم!
ما که اسطوره هامون شاملو و فروغ فرخزاد و ارنستوچگوارا و هايده و داريوش بودن شديم اين….واي به حال بچه هاي ما که اسطوره هاشون کامي پاسکال و عليشمس و ساسي مانکن و جاستين بيبره
در نظر دارم با يه دختر عرب ازدواج کنم و اسم بچمو بذارم خليج پارس تا به مملکتم خدمت کرده باشم… در اين حد فداکارم من…
خواهر زادم ميگه چرا تصوير آيفون خونتون رنگي نيست؟ گفتم اخه لازم نيس، چرا رنگي باشه؟ گف اگه پلنگ صورتي بياد از کجا بفميم پلنگ صورتيه آخه؟
با خانواده رفتيم خونه يکي از اقوام،دختر صاحبخونه با سيني شربت(البالو)رفت پيش داداشم تا بهش تعارف کنه!داداشم اومد شربت ور داره دستش خورد به ليوان و شربت ريخت رو پاش!يهو مثل فنر پريد بالا و گفت:آي سوختم!!!!!
چند لحظه بعد وقتي همه رو دست پاچه کرد يه نگاه به دور و برش انداخت گفت: چيه خو فک کردم چاييه !!!!!!!
با پسر عموم داشتيم تو خيابون قدم ميزديم که يه خارجيرو ديديم...
اومد از من پرسيد : can you speak english?
پسر عموم لامصـــب فوري گفت : yes,I go to school by bus.
من :|
خارجيه :|
پسر عموم ^_^
تلويزيون داره تبليغات موسسه کودکان نابغه رو نشون ميده، مرده تو تبليغ ميگه استـــعداد کودک شما در چيست؟ مامان من خيلي جدي ميگه در خــــر بازي ! :|
جاي هيچ حرفي واسم نمونده :|
امروز بابابزرگم زنگ زده خونه با من صحبت ميکنه
يهو برگشت بهم گفت : نميدونم چي شده تازگي ها خيلي آشغال شدي!!!!!!!!!!
من :جان!!!!!!!!!!! چي کار کردم مگه؟؟؟
ميگه: کاري نکردي عزيزم زنگ زدم به موبايلت آشغال بود!!
من :|
بابابزرگم باغ داره امروز واسمون گوجه اورده بود، برگشته به مامانم ميگه:
گوسفندام ديگه گوجه نميخورن اوردم واسه شما:|
چند وقت پيش تولدم بود
جشن گرفته بوديم دختر خواهرم 4 سالشه گفت دايي امین ميخوام به مناسبت تولدت برات شعر بخونم اين شعر تقديم به تو
قيافه من در اون لحظه: ^_^
گفتم بخون دايي
گفت:
سلام سلام عزيزم
گوساله تميزم
دمبت سفيد و آبي
پشکل نريز رو قالي
من :|
خواهر زاده ام ^_^
خونواده : =))))
دست مخترع کولر درد نکنه چون:
اگه به ما بود الان
يا ميگفتيم مشيتِ خدا در اينه که هوا گرم باشه و حتما يه حکمتي
هست،بايد تحمل کرد و نبايد تو کارِ خدا دخالت کرد!!
يا اينکه يه دعا ساخته بوديم و ميگفتيم بايد
روزي 70 بار از روش خوند تا خنک شد...!
اگرم ميخونديم و خنک نميشديم،ميگفتن با اخلاص نخونديو
فقط بنده هاي واقعي و با تقوا خنک ميشن ...!!!
گاليله غلط کرد گفت زمين ميچرخه
اگه ميچرخه پس چرا خنک نميشه ؟
به خواهرم ميگم دعا کن برام ، دعاي بچه ها زود اجابت ميشه …
ميگه :دِ نَه دِ اگه دعاي بچه ها اثر داشت
وقتي که من شيش سالم بود و تو اون عروسکمو شيکوندي ، بايد ميمردي !
رفيقم اومده خونمون ! وضو گرفته ميخواد نماز بخونه ! مي پرسه قبله کدوم طرفه ؟!
ميگم : ميخواي نماز بخوني ؟!
ميگه نه ميخوام ديش ماهوارتو تنظيم کنم !
ميگن تو روز قيامت گوگل به حرف مياد؛
همه جست و جوها و عکسايي که سرچ کردي رو لو ميده...
گفتم که در جـــــــــريان باشيد!!!!!!!!
يارو 95 سال عمر کرده بعد که مي ميره مينويسن: به ديدار حق شتافت !! خو اين کجاش شتافته؟ اينو که به زور بردن
والااااا
انقدر بدم مياد از اين آب نبات چوبيايي که کلي وقت و انرژي براشون صرف ميکني بعد آخرش ميفهمي آدامس ندارن...!
آخه چرا با احساسات آدم بازي مي کنيد؟ :|
تازگي ها هم يه تبليغ ديدم که اصلا نميتونم هضمش کنم.
باباهه مياد تو خونه ميگه دخترم امسال دوست داري مسافرت کجا بريم؟
دختره ميگه بابايي من از مسافرت ميترسم.
باباهه ميگه واسه چي عزيزم؟
دختر : آخه خيلي ها تو مسافرت کشته ميشن
... بابا :غصه نخور دخترم بابا فکر اونجاشم کرده
بعد پرده رو کنار ميزنه يه پرايد پارکه.
دختره :هورااااااااااا ااا
بعدشم ميگه سايپا مطمئن :|
من :|
پرايد :|
مدير عامل سايپا >:))))))
من هر روز، از خونه که بيرون مي زنم رو يه کاغذ مي نويسم: «امروز قراره بميرم» که اگه احيانا مردم، بگن يارو چقدر خفن بوده، مي دونسته...!
دقت کردين اگه انگشتت با تبر قطع شه، دردش کمتره تا اينکه با کاغذ بريده بشه!
ما به يکي گفتيم خدا به زمين گرم بزنتت، نام برده الان روي شن هاي سواحل جزاير قناري داره آفتاب مي گيره، فکر کنم سوءتفاهم شده به خدا!
يه پشه مشاهده کردم تو اتاق. رفتم يه دماسنج آوردم نشستم جلوش نشونش دادمو باهاش منطقي بحث کردم که هنوز سرده هوا. اونم قبول کرد و رفت!
يکي از دوراهي هاي زندگي وقتي است که نمي دانيد، در شيشه اي مقابل تان را بايد «بکشيد» يا «فشار دهيد»!
تلويزيون داره اتش سوزي جنگلهاي استراليا رو نشون ميده .خواهر زاده ام ميگه خاله حيف شد دماغت را عمل کردي وگرنه الان خرطومت را اب ميکردي ميرفتي اتيش را خاموش ميکردي.
مامانم عصري ميگه ماشينو بردار بريم دور دور ...
رفتيم تو ترافيک يه دختره وايساده سوار تاکسي شه .. مامانم ميگه برو بگو مستقيم سوارش کن ... ميگم چرا ؟؟ ميگه حرف گوش کن !
سوار کردم دختره رو ... تا دختره نشسته مامانم ميگه : عروس گلم دانشجويي ؟؟ دختره قرمز کرد منم نزديک بود بزنم به جلوييم .. مامانمم برگشته خيلي خونسرد ميگه کي واسه تو خواست ؟؟ واسه داداشت ميخوام !!
دختره بنده خدا گفت بله سال آخرم .. خلاصه مامانم تلفن دختر رو گرفت :) از اين به بعد مامانمو ميبرم شماره بگيره واسم :)
همه فيلماي ماه رمضون يه سکانس دارن که يه مادر تو راهروي بيمارستان قرآن به سر ميگيره،که اين سکانس هم شب قدر پخش ميشه!!!
شوهرم داشت کوفته قلقلي درست ميکرد (ظرفي که قلقليا رو مي گداشت داخلش کوچيک بود) ديدم داره با خودش حرف ميزنه گفتم چي ميگي با خودت؟
گفت دارم به قلقليا ميگم مسجدي بشينين همه تون جا شين
:))))))
داشتم فکر ميکردم که آخه ..
يه دوس دختــــــرم نداريم که ترکمون کنه ما هم نفرينش کنيم يدفعه تصادف کنه زمين گير شه!
بعد ما بريم خواستگاريش ...
اونم از ديدن اين صحنه و حس انسان دوستي ما از تعجب سکته کنه بميره از دستش راحت شيم.
يه دوست دختر هم نداريم 5 دقيقه باهاش حرف بزنيم 55دقيقه مكالمه رايگان بگيريم ... !!
هيچكس همراه نيست....تنهای اول....
امروز رفته بودم پشت بوم كه آنتن تلويزيونون رو تنظيم كنم، با موبايلم شماره خونه رو گرفتم به بابا ميگم: الو، بابا خوبه؟
بابا هم ميگه : مرسي همه خوبن شما خوبين؟
خانواده خوبن؟
ببخشيد بجا نياوردم.
ديشب رفتيم خونه خالم اينا يه پسر داره اندازه ماکاروني 4 ساله،
اومده ميگه" اين علامت حاکم بزرگ ميتي کومان"
خواستم خر کيف شه احترام گذاشتم.
برگشته ميگه تو نمي خواد احترام بزاري ...تو از خودمونی زومبه!!!!!!
من :|
اوج بد بياري يه زن وقتيه که بره بهشت ببينه فاميلاي شوهرشم اونجان!!!
والا ما يادمونه تو مدرسه با گوجه سبز کلهء همديگرو نشونه ميگرفتيم، حالا شده کيلويي ۱۸ هزار تومن!
شما دختر جوونا يادتون نمياد!!!
.
.
.
.
.
ولي يه زماني دخترا خواستگاراشون رو رد ميکردن !!
ما که تا اين سن شديم نفهميديم دربست کجاست که ملت به تاکسي ها دست تکون ميدن ميگن دربست! تازه همه ي تاکسي ها هم ميرن دربست. ما نيم ساعت دم خيابون واستاديم به هر تاکسي که رد شد دست تکون داديم "مستقيم مستقيم" نگامونم نکرد ولي يه نفر ديگه به اولين تاکسي که داشت رد ميشد گفت "دربست" راننده هم در جا زد رو ترمز و سوارش کرد! حالا اونايي که رفتن دربست جايي خوبي هستش؟
لذتي که در کشتن پشه هست در شکار ببر بنگال نيست.
serpent
نخبه
mahsa joon
يکي از آرزو هام اينه که سوار يه ماشين بشم بگم آقا اون ماشين جلويي رو تعقيب کن،
بعد يارو هم بگه : برو گم شو پايين بابا ، ما دنبال شر نميگرديم …
هيچي ديگه منم پياده شم برم !
jaj
gilas
mojde
mz56mz
sib
maryamlondon1
رفتم داروخونه يه قرص ضد حساسيت گرفتم.
تو عوارض جانبيش نوشته: سردرد، سرگيجه، نفخ، حالت تهوع، اختلال در خواب، دو بيني، اختلال در تشخيص، نارسايي کبد، نارسايي کليه، نارسايي قلب، سکته قلبي، سکته مغزي، مرگ ناگهاني ! ! !
فکر کنم اگه سيانور مي گرفتم، عوارضش کمتر بود :l
:))))
وای برا من هم پیش امده که بروشور داروها را میخونم از مصرف دارو صرف نظر میکنم
تلويزيون داره اتش سوزي جنگلهاي استراليا رو نشون ميده .خواهر زاده ام ميگه خاله حيف شد دماغت را عمل کردي وگرنه الان خرطومت را اب ميکردي ميرفتي اتيش را خاموش ميکردي.
با پسر عموم داشتيم تو خيابون قدم ميزديم که يه خارجيرو ديديم...
اومد از من پرسيد : can you speak english?
پسر عموم لامصـــب فوري گفت : yes,I go to school by bus.
من :|
خارجيه :|
پسر عموم ^_^
اخی
آخرین ورود: امروز, 07:39
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→