₪ انجمن بوف بوفی ₪ » هنر و ادبیات » تک بیتی ها و دوبیتی های ناب
₪ انجمن بوف بوفی ₪ » هنر و ادبیات » تک بیتی ها و دوبیتی های ناب

بدون عکس

تک بیتی ها و دوبیتی های ناب

197 بازدید، 9 پست، نویسنده: hs.kavir

  • hs.kavir


    [center] تصویر در دسترس نیست


    چمنی دید و هوایی خوش و پروازی کرد
    مرغ مسکین چه خبر داشت که شهبازی هست(عرفی)
    ***
    بیان کردم حدیث دوری وشرح شب هجران
    پریشان کرد زلف و گفت: از زلفم پریشانتر؟(قصاب کاشانی)
    ***
    چشمت که به خونریزی عشاق سری داشت
    می کشت یکی را و نظر بر دگری داشت(غزالی مشهدی)
    ***
    دور شادی بود عهد کودکی، لیکن نماند
    وقت عشرت بود ایام شباب، اما گذشت(گلچین معانی)
    ***
    نفسی بیا و بنشین سخنی بگو و بشنو
    که به تشنگی بمُردم بَرِ آب زندگانی (مولانا)
    ***
    مخوام و می خواستمت تا نفسم بود
    می سوختم از حسرت و عشق تو بَسَم بود(مشیری)
    ***
    در این گلشن بود خاکم، نه آن مرغ هوسناکم
    که هر ساعت به گلزاری کشاند آشیانش را(شفایی اصفهانی)
    ***
    سوختیم و جوهر ما بر کسی ظاهر نشد
    چون چراغان شب مهتاب بی جا سوختیم
    ***
    ز پاره دل من، هیچ گوشه خالی نیست
    کدام سنگدل، این شیشه برزمین دده است؟(شوکتی)
    ***
    گر به بالینم نیامد بر مزار آمد مرا
    جانسپاری در رهش آخر به کار آمد مرا(یغمای جندقی)
    ***
    ثبت نام عاشقان در دفتر دیوانگی است
    حاصل این عاشقی از جان و تن بیگانگی است
    ***
    اگر در خواب میدیدم غم روز جدایی را
    به دل هرگز نمی کردم خیال آشنایی را
    ***
    سر خوش آمد ز در و می زد و سرمست برفت
    فرصتی بود ولی حیف که از دست برفت
    ***
    بر لبم کس خنده ای هرگز مدید الا مگر
    در میان گریه بر احوال خود خندیده ام
    ***
    نیست در کس کرم و وقت طرب می گذرد
    چاره آن است که سجاده به می بفروشیم
    ***
    ناشادی ما گر سبب شادی غیر است
    شادم که بمانم من و ناشاد بمانم(مهدی سهیلی)
    ***
    هرکس به طریقی دل ما می شکند
    بیگانه جدا دوست جدا می شکند
    بیگانه اگر می شکند حرفی نیست
    من در عجبم دوست چرا می شکند
    ***
    هر سنگ که بر سینه زدم نقش تو بگرفت
    آن هم صنمی بهر پرستیدن من شد(طالب آملی)
    ***
    از دل دیوانه ام دیوانه تر دانی که کیست؟
    من که دایم در علاج این دل دیوانه ام(سحاب اصفهانی)
    ***
    قامت خمیده گشت و پر از چین شده است روی
    پیر زمان شدیم، درین نو بهار عمر(حبیب)
    ***
    سر به زیر پَر از آن دارم که دیگر این زمان
    با من آن مرغ غزل خوانی که می نالید نیست(فرخی یزدی)
    ***
    شراب تلخ می خواهم كه مرد افكن بود زورش
    كه تا یكدم بیاسایم ز دنیا و شر و شورش
    ***
    گرچه می گفت که زارت بکُشم، می دیدم
    که نهانش نظری با من دل سوخته بود
    ***
    سرای توبه، که دی کرده بودمش تعمیر
    به یک کرشمه ساقیش ببین خراب امشب(نورعلیشاه)
    ***
    روز مرگ و شام هجران را ز هم فرقی که بود
    این به آسانی سرآمد، آن به دشواری گذشت(دولت شاه)
    ***
    روشن بگویمت که فزون بر نیاز خویش
    اهل زمانه بر تو عنایت نمی کنند(معینی کرمانشاهی)
    ***
    من از روییدن خاشاک بر دیوار دانستم
    که نا کس کس نمی گردد از این بالا نشینیها
    ***
    مخور صائب فریب زُهد از عمامه ی زاهد
    که در گنبد ز بی مغزی صدا بسیار می پیچد
    ***
    از زندگانی ام گِله دارد جوانی ام
    شرمنده جوانی از این زندگانی ام
    دارم هوای صحبت یاران رفته را
    یاری کن ای اجل که به یاران رسانی ام(شهریار)
    ***
    ویران شود این شهر که میخانه ندارد
    در حسرت یک نعره مستانه بمردیم
    ***
    بیراهه رفته بودم آن شب
    دستم را گرفته بود و می کشید
    زین بعد همه عمرم را
    بیراهه خواهم رفت( حسین پناهی)
    ***
    دوستت دارم و دانم که تویی دشمن جانم
    از چه با دشمن جانم شده ام دوست ندانم
    ***
    نمی دانم كه از داغ كدامین داغ او سوزم
    به آن پروانه می مانم كه افتد در چراغاتی
    ***
    گفتی که چه شد قاعده مهر ومحبت
    رسم کهنی بود به عهد تو برافتاد
    ***
    تکیه بر عهد تو کردیم و نمی دانستیم
    کانچه نزد تو حقیر است همان میثاق است
    ***
    نردبان این جهان ما و منی است
    عاقبت این نردبان افتادنی است
    لا جرم هر كس كه بالاتر نشست
    استخوانش زودتر خواهد شكست
    ***
    اگر بر جای من غیری گزیند دوست حاکم اوست
    حرامم باد اگر من جان به جای دوست بگزینم
    ***
    ای عطر ریخته
    عطر گریخته
    دل عطردان خالی و پرانتظار توست
    غم
    یادگار توست(سیاوش کسرایی)
    ***
    ترسیدن ما چونکه هم از بیم بلا بود
    اکنون ز چه ترسیم؟ که در عین بلاییم(مولانا)
    ***
    یارا چه کرده ایم که از ما بریده ای
    یا ما چه گفته ایم که از ما رمیده ای( غبار)
    ***
    تو چه دانی که چه افسونگر و بی پا وسرم
    تو چه دانی که پس هر نگه ساده ی من
    چه جنونی، چه نیازی، چه غمی ست؟
    یا نگاه تو، که پر عصمت و ناز
    برمن افتد، چه عداب و ستمی ست؟(اخوان)
    ***
    غریب شهر توام من، بکُش مرا و مترس
    که هیچکس به دیار من این خبر نَبرد( سنجرکاشانی)
    ***
    تو پاییز پریشم کردی ای گل
    پریشان تر ز پیشم کردی ای گل
    به شهر عاشقان تنها شدم من
    غریب شهر خویشم کردی ای گل( سیاوش کسرائی)
    ***
    همدم پیر خراباتیم و، با رندان حریف
    پادشاه عالمیم، اما گدای میکده( نعمت الله ولی)
    ***
    یکی به گور عزیزان شهر، سیری کن
    ببین که نقش اَمَل ها چه باطل افتاده است ( نظیری)
    ***
    هیچ می دانی که لرزد پایه عرش خدای
    گر یتیمی هو کشد یا عاشقی تنها شود( رسوا)
    ***
    منم چنگی غنوده در غم خویش
    به لب خاموش و غوغا در دل ریش
    غبار آلودِ یاد بزم و ساقی
    گسسته رشته اما نغمه اندیش( سیاوش کسرایی)
    ***
    یاد باد آنکه مرا یار عزیزت خواندی
    یاد این یار عزیز کهن از یاد مبر(فرشید ورد)
    ***
    همه مرغان چمن در قفسم جمع شوند
    گر بدانند چو من ذوق گرفتاری را( الفت کردستانی)
    ***
    همی گویی غمش را در دل نگهدار
    نصیحت گو! نمی گویی دلت کو؟ ( یاری خراسانی)
    ***
    زیر لب وقت نوشتن همه کس نقطه نهد
    وین عجب، نقطه خال تو به بالای لب است(صبوحی)
    ***
    ز آه خود مشو نومید گر صدق طلب داری
    که تیر راست خواهد خورد روزی بر نشان آخر(صائب)
    ***
    چرا با باغ این بیداد رفته است؟
    بهار نغمه ها از یاد رفته است؟
    چرا ای بلبلان مانده خاموش
    امید گل شدن بر باد رفته است؟( سیاوش کسرایی)
    ***
    گفتم: چه الفتی است به گیسوی او تو را؟
    دل ناله کرد و گفت: دیوانه ام هنوز(رضا ثابتی)
    ***
    سلام، خداحافظ
    چیز تازه اگر یافتید بر این دو اضافه کنید
    بل باز شود این در باز شده بر دیوار( حسین پناهی)
    ***
    جز خون دل، ز خوان فلک نیست بهره ای
    این تنگ چشم، طاقت مهمان نداشته است ( رهی معیری)
    ***
    کجایی ای رفیق نیمه راهم
    که من در چاه شب های سیاهم
    نمی بخشد کسی جز غم پناهم
    نه تنها از تو نالم از خدا هم( مشیری)
    ***
    پیراهنی از تار وفا دوخته بودم
    چون تاب جفای تو نیاورد کفن شد(طالب آملی)
    ***
    پاکان سبب فساد، هرگز نشوند
    از آب دهن، روزه نگردد باطل(آشنا)
    ***
    تیره روزان جهان را به چراغی دریاب
    که پس از مرگ، تو را شمع مزاری باشند(صائب)
    ***
    گفتم دل را به پند درمان کُنمش
    جان را به کمند سر به فرمان کنمش
    این شعله چگونه از دلم سر نکشد
    وین شوق چگونه از پنهان کنمش( مشیری)
    ***
    تو از خرابی این آشیانه نالی و من
    به بی ثباتی هر آشیانه می خندم(پارسا تویسرکانی)
    ***
    جز مرهم نگاه تو ای مهربانترین
    چیزی برای زخم دلم کارگر نبود(حسن غفاری)
    ***
    رسمی که هیچ آه نگویند و جان دهند
    ما در میان مردم عالم گذاشته ایم(ملک قمی)
    ***
    ز بی تابی بسی شب گرد کویت تا سحر گشتم
    سحرگه چون دعای بی اثر، نومید برگشتم(فرقتی)
    ***
    سایه بید گزیدم که ز سودا برهم
    بید، مجنون شد و آنهم ره صحرا برداشت( شوقی ساوه ای)
    ***
    سخنها خفته در چشمم، نگاهم صد زبان دارد
    سیه چشما! مگر طرز نگاهم را نمی بینی(مهدی سهیلی)
    ***
    گفتم ار عاشق شوم، گاهی غمی خواهم کشید
    من چه دانستم که بار عالمی خواهم کشید(اهلی شیرازی)
    [/center]

    7 سپاس: serpent، jaj، gilas، sib، mahsa joon، KuRoSh، Kishe Mehr

  • serpent

    خیلی قشنگ بود ، مرسی

  • jaj

    نقل قول: hs.kavir
    ز بی تابی بسی شب گرد کویت تا سحر گشتم
    سحرگه چون دعای بی اثر، نومید برگشتم(فرقتی)


  • gilas


  • sib

    عالی عالی عالی
    ممنون از انتخاب قشنگت


  • mahsa joon

    نقل قول: hs.kavir

    سلام، خداحافظ
    چیز تازه اگر یافتید بر این دو اضافه کنید
    بل باز شود این در باز شده بر دیوار( حسین پناهی)
    ***


    خيلي قشنگ بود .دسته گلت درد نكنه 260 260 260 280 280


  • KuRoSh

    سپاس عزیز زیبا بود بعضی هایی که خوندم
    ذخیره کرده که در فرصت مناسب همه رو بخونم

    فقط آخری بیت اولش زیاد هماهنگی نداشت از نظر آوایی :1:


  • Kishe Mehr

    بسی زیبا و دست شما مرسی :65:

  • hs.kavir

    دوستان عزیزم serpent, jaj, gilas, sib, mahsa joon, KuRoSh, Kishe Mehr

    شاد زی و لبخندتان گلباران :46: :46: :46: :46: :46: :46: :46:

    1 سپاس: Kishe Mehr
پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: