₪ انجمن بوف بوفی ₪ » هنر و ادبیات » ماجرای پیرمرد و پادشاه
₪ انجمن بوف بوفی ₪ » هنر و ادبیات » ماجرای پیرمرد و پادشاه

بدون عکس

ماجرای پیرمرد و پادشاه

256 بازدید، 11 پست، نویسنده: lion1360

  • lion1360

    ماجرای پیرمرد و پادشاه

    تصویر در دسترس نیست



    هنگام غروب، پادشاه از شکارگاه به سوی ارگ و قصر خود روانه می شد .

    در راه پیرمردی دید که بارسنگینی از هیزم بر پشت حمل میکند لنگ لنگان قدم بر میداشت و نفس نفس صدا میداد پادشاه به پیرمرد نزدیک شد و گفت : مردک مگر تو گاری نداری که بار به این سنگینی میبری؟! هر کسی را بهر کاری ساخته اند.

    گاری برای بار بردن و سلطان برای فرمان دادن و رعیت برای فرمان بردن !!!

    پیرمرد خند ه ای کرد و گفت : اعلی حضرت، اینگونه هم که فکر میکنی فرمان در دست تو نیست . به آن طرف جاده نگاه کن. چه میبینی؟!

    پادشاه: پیرمردی که بارهیزم بر گاری دارد و به سوی شهر روانه است .

    پیرمرد: میدانی آن مرد، اولادش از من افزون تر است و فقرش از من بیشتراست؟!

    پادشاه: باور ندارم، از قرائن بر می آید فقر تو بیشتر باشد زیرا آن گاری دارد و تو نداری و بر فزونی اولاد باید تحقیق کرد ...

    پیرمرد : اعلی حضرت آن گاری مال من و آن مرد همنوع من است .او گاری نداشت و هر شب گریه ی کودکانش مرا آزار میداد چون فقرش از من بیشتر بود گاری خود را به او دادم تا بتواند خنده به کودکانش هدیه دهد .

    بارسنگین هیزم، باصدای خنده ی کودکان آن مرد، چون کاه بر من سبک میشود .

    آنچه به من فرمان میراند خنده ی کودکان است و آنچه تو فرمان میرانی گریه ی کودکان است...!

    دوستان گلم تا توانی دلی بدست آر
    دل شکستن هنر نمی باشد

    11 سپاس: mahsa joon، zrnznn، jaj، ملیکا، Ahora Quien، maryamlondon1، serpent، KuRoSh، sib، gilas، mz56mz

  • mahsa joon

    اول شدم هوراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا 261 261 261

    مرسي هاشم جان 280

    2 سپاس: serpent، lion1360

  • zrnznn

    نقل قول: lion1360
    بارسنگین هیزم، باصدای خنده ی کودکان آن مرد، چون کاه بر من سبک میشود .

    آنچه به من فرمان میراند خنده ی کودکان است و آنچه تو فرمان میرانی گریه ی کودکان است...!

    عالی بود :95:


  • ملیکا

    عالی بود مرسی280
    1 سپاس: maryamlondon1

  • KuRoSh

    نقل قول: lion1360
    دوستان گلم تا توانی دلی بدست آر

    نقل قول: lion1360
    دل شکستن هنر نمی باشد

    جمله قشنگی بود
    ولی در جمله اولی ناموفق بودم ولی در جمله دومی خدا رو شکر که دل کسی رو هنوز نشکوندم اگر هم شکونده باشم بی اطلاع هستیم

    1 سپاس: lion1360

  • mz56mz

    عالى بود هاشم جان 241

  • شهلا

    سلام آقا هاشم
    خیلی خوب بود :1:


  • serpent

    مرسی هاشم جون ، عالی بود
پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: