ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شدهاند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفتهاند.
ثبتنام و ارسال نوشته در این وبسایت امکانپذیر نیست. چنانچه نوشتهای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، میتوانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.
یک نت روی دیوار انجمن
pAshMak
1 هفته پیش
آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com
انشای تکان دهنده یک دختر 10 ساله!
KuRoSh
” خوب نمي دانم که فاحشه ها چه کار مي کنند … ( معلومه که نمي داني
ولي به نظرم شغل خوبي است . خانم همسايه ما فاحشه است .اين را مامان گفت . تا پارسال دلم مي خواست مثل مادرم پرستار بشوم . پدرم هميشه مخالف است . حتي مامان هم ديگر کار نمي کند .من هم پشيمان شدم . شايد اگر مامان هم مثل خانم همسايه بشود بهتر باشد او هميشه مرتب است . ناخن هايش لاک دارند و هميشه لباس هاي قشنگ مي پوشد . ولي مامان هميشه معمولي است . مامان خانم همسايه را دوست ندارد . بابا هم پيش مامان مي گويد خانم خوبي نيست . ولي يک بار که از مدرسه بر مي گشتم بابا از خانه آن خانم بيرون آمد . گفت ازش سوال کاري داشته . باباي من ساختمان مي سازد . مهندس است . ازش پرسيدم يعني فاحشه ها هم کارشان شبيه مهندس هاي ساختمان است ؟ خانم همسايه هنوز دم در بود . فقط کله اش را مي ديدم . بابا يکي زد در گوشم ولي جوابم را نداد . من که نفهميدم چرا کتکم زد . بعد من را فرستاد تو و در را بست .
… من براي اين دوست دارم فاحشه بشوم چون فکر مي کنم آدم هاي مهمي هستند . مامان هميشه مي گ...
ويد که مردها به زن ها احترام نمي گذراند .ولي مرد ها هميشه به خانم همسايه احترام مي گذارند مثلا همين باباي من . زن ها هم هميشه با تعجب نگاهش مي کنند ، شايد حسودي شان مي شود چون مامانم مي گويد زنها خيلي به هم حسودي مي کنند . خانم همسايه خيلي آدم مهمي است . آدم هاي زيادي به خانه اش مي آيند . همه شان مرد هستند . براي من خيلي عجيب است که يک زن رئيس اين همه مرد باشد . بعضي هايشان چند بار مي آيند . بعضي وقت ها هم اين قدر سرش شلوغ است که جلسه هايش را آخر شب ها تو خانه اش برگزار مي کند . همکار هايش اينقدر دوستش دارند که برايش تولد گرفتند . من پشت در بودم که يکي از آنها بهش گفت تولدت مبارک . بابا مي خواست من را ببرد پارک ، بهش گفتم امروز تولد خانم همسايه است . گفت مي داند . آن روز من تصميم گرفتم فاحشه بشوم چون بابا تولد مامان را هيچ وقت يادش نمي ماند .
تازه خانم همسايه خيلي پول در مي آورد . زود زود ماشين هايش را عوض مي کند . فکر کنم چند تا هم راننده داشته باشد که مي آيند دنبالش . اين ور و آن ور مي برند .
من هنوز با مامان و بابا راجع به اين موضوع صحبت نکردم . اميدوارم بابا مثل کار مامان با کار من هم مخالفت نکند !
serpent
Ahora Quien
هاچو هاچو
آخی چقدرم کار میکنه بیچاره
نمایش یا پنهان متن
این بابا رو باید برد تو اتاق 5-6 ساعت ازش سوال کاری کردKuRoSh
چه نوع سوال هایی مثلن
خوب اینه برای خودش یه کار محسوب میشه دیگه
SaMaN TaJ
نغمه
mz56mz
نمایش یا پنهان متن
كاكو يه سوال؟ مرد هم ميتونه فاحشه بشهsoheyla
امان از این روزگار کثیف ...
sib
بله عمو تو ایران هستند
gilas
علیرضا
اینجاش خیلی جالب بود.
هاچو هاچو
همون سوالایی که بابائه رفته بود از فاحشه بپرسه
Kishe Mehr
متاسفانه از این جور ادما هستن
lion1360
maryamlondon1
زنها همیشه حسودی میکنند از همه چیز همه کس
اره ادم مهمیه چرا نباشه
اره دادش محمود مرد فاحشه تو ایران وجود داره...
http://www.youtube.com/watch?v=zK_E6Qt79Ho
العربیه فارسی ...
http://www.alarabiya.net/articles/2012/04/30/211320.html
نمایش یا پنهان متن
مصاحبه با یک مرد تن فروش تهرانی
عرفان را در یکی از پارکهای شمال شهر تهران میبینم. پسر 28 سالهای که کتابی از 'کافکا' به دست گرفته و مشغول نت برداری از کتاب است.
عرفان 5 سال است که به زنانی که مشتری او هستند خدمات جنسی ارائه میدهد. عاشق فلسفه، زن و شغل خود است.
به زعم خودش تن فروش حرفه ای و متخصصی است و تفاوت زیادی با نامزد خود دارد که همکار اوست.
به نظر او مردی که خدمات جنسی ارائه میدهد خوشبختتر است و مثل زنان روسپی افسرده نمی شود.
گفت و گو با عرفان سلسله مراتب فرودستی و فرادستی زنان و مردان را به خوبی نشان میدهد.
عرفان شغل خود را تخصص بی نظیری می داند و درآمدی بسیار بالاتراز همکاران زن خود دارد.
خود را تحقیر شده نمییابد و زندگی خود را مدرن و توام با خوشبختی میداند.
وقتی می خواهم از 5 سال پیش بگوید و اینکه چرا چنین فکری به سرش زد، خیلی ساده میگوید: درست مثل همه زنان فاحشه.
من از زمان نوجوانی مثل اکثر پسرهای جوان متوجه بودم که برای زنان میانسال جذابیت هایی دارم.
آن زمان که شروع به کار حرفهای (به این معنی که بخواهم پولی بابت خدماتم بگیرم)کردم، دانشجوی دانشگاه تهران بودم.
چند بار از طرف همکلاسیهای مسن تر و حتی یکی از اساتید به من پیشنهاد شد که فقط با آنها سکس داشته باشم. و بعد یکی از همان ها بود که به من پول
خوبی داد و گفت حاضر است این رابطه را به همین شیوه ادامه دهد. شروع کار از همین روابط جسته گریخته بود
شیوه جذب مشتری عرفان کم کم روشمند میشود. او میگوید: دو سال بعد از آن که چند مشتری ثابت پیدا کرده بودم
خانه ای در شمال شهر اجاره کردم و تردد در شمال شهر من را نسبت به بوق ماشین زنان حساس کرد.
با زنها می رفتم و تمام مدت از اینکه مثل بچه نوازشم می کنند و تا 600 هزار تومان برای یک شب به من می دهند احساس غرور می کرد
او احساس خود را نسبت به زنان اینطور توصیف می کند: اوایل چندان از زنها خوشم نمیآمد یعنی فقط به سکس و جنبه های جنسی زنان فکر میکردم.
ولی بعد از اینکه این کار را شروع کردم عاشق زنها شدم. موجوداتی بسیار ظریف هستند و پیچیدگی هایی دارند که از کشف آنها در هر زنی لذت میبرم.
زنان میانسالی که مشتری من هستند واقعا ترسناک هستند. وقتی با من حرف میزنند از درک آنها و از پیچیدگی دنیای ذهنی آنها وحشت می کنم. ساده ترینشان
از بزرگترین مردهایی که میشناسم پیچیده تر هستند. من با تک تک مشتریانم عاشقانه می خوابم
عرفان با وجود اینکه سالها کنار خیابان ایستاده و امروز هم همه مخارج سنگین خود را از همین طریق تامین می کند اما هیچگاه احساس حقارت را در مقابل مشتریانش حس نکرده.
وقتی در این مورد خاص صحبت میکند نشانی از افسردگی و تحقیر شدگی یک زن روسپی در حرفهایش نیست. همانطور که نشانی از آن نگاه اومانیستی و عاشقانه نسبت به زن. میگوید:
این زنها هستند که به من نیاز دارند. زنانی که می دانم حاضرند به خاطر خدمات من پول زیادی بدهند.
آنها تا 10 برابر توافق اولیه را با کمال می پذیرند, بارها در رختخواب امتحانشان کردم.
در حاشیه همین حرفها همکاران زن خود را سرزنش میکند و میگوید: زنها بیخود موضوع را برای خودشان نکبتبار میکنند.
البته جامعه هم به این موضوع دامن میزند.
این یک شغل است مثل همه شغلها. وقتی اینطور به موضوع نگاه کنیم قضیه حل میشود.
من یک تخصص دارم. بدن و قیافه خوبی دارم، پس از آن استفاده می کنم تا خوب زندگی کنم. هیچ چیز هم نمیتواند این کار را برای من قبیح و زشت جلوه دهد.
زنان زیادی به خدمات من نیاز دارند و من هم به پول زیادی نیازمندم. پس قضیه ایرادی ندارد. یک معامله عادلانه!!!!
عرفان می گوید زنان روسپی همه زندگی خود را وقف شغل خود و دردسرهایش می کنند در حالی که او به تفریح، موسیقی و مطالعه خود هم می رسد.
البته او به این نکته توجه نمی کند که درآمد او قابل مقایسه با زنان روسپی نیست. امنیت او تا این حد در خطر نیست و حس خرسندی او را هیچ یک از زنان همکارش تجربه نمیکنند
در منطقهای که مشتریان عرفان زندگی می کنند، قیمت یک روسپی زن بین 50-150 هزار تومان است در حالی که او برای هر سرویسی که ارائه میکند بین 300 تا 600 هزار تومان پول میگیرد.
این رقم باورنکردنی را می توان با دیدن لباس های مارکدار، ماشین گرانقیمت و منزل شخصیاش حدس زد
عرفان می گوید تا وقتی که توان این کار را دارد بیهیچ شرمساری این کار را ادامه خواهد داد و :' خدا را چه دیدی شاید با یکی از مشتریانم ازدواج کردم. آنها دوست داشتنی و عاشق شدنی هستند
این جمله خداحافظی عرفان است: حالا باور کردی من خوشبختترین تنفروش جهانم!
Kishe Mehr
mz56mz
KuRoSh
فکر کنم جواب رو گرفته باشید کاکو جان
روزگار کثیف نیست ما کثیفش کردیم
بلههههههههه کاکوووووو
سپاس مامی جان بخاطر زحمتی که کشیدی
ولی من مهم نمی بینم این آدم ها رو
نمی دونم چرا هر کسی که هیکل و خوشتیپ یا خوشگل هست رو به این سمت میاره برای استفاده شخصی خودش هر کسی رو نابود می کنه و خانه هایی که ویران میشن و... خیلی اتفاقات دیگه که این افراد چه زن و چه مرد برای اطرافیان به وجود میارن و عده اندکی هم هستند که به قول معروف جدا از این آدم ها هستند
آخرین ورود: امروز, 07:39
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→