هر وقت كه می رم استادیوم برای بازیكنا می خونم: «خوشگلا گل می زنن، عزیزا گل می زنن، سالارا گل می زنن ...» آنها هم در رختكن برای من می خوانند: «مادر ما خوش آمدی، سرور ما خوش آمدی ... نیكبخت به من می گفت ننه بگو خوشگلا گل می زنن».
اسمش را گذاشته اند: « ننه آبی ». پیرزن 70 ساله مشهدی سال هاست که طرفدار تیم آبی پوش پایتخت شده و کلی خاطره تلخ و شیرین از همراهی با آبی پوشان در استادیوم های ورزشی دارد.
پیرزن ۷۰ و اندی ساله مشهدی خودش هم نمی داند دقیقا متولد چه سالی است .
▧ تصویر در دسترس نیست
او تنها زنی است كه می تواند وارد استادیوم آزادی شود. قسمتی از گفت و گوی او را می خوانید:
- از بچگی هایم طرفدار فوتبال بوده ام. از همون بچگیا آبی ام. من آبی ام، خدا آبیه منم آبی ام ...
- به پوسترهایی كه روی دیوارهای خانه اش است اشاره می كند و می گوید: «این ها همه شان قهرمانان من هستند، هر وقت بروم تشویق شان كنم گل می زنند، هر وقت من نروم می بازند! من همه استادیوم ها می رم، آزادی می رم، شیرودی می رم، تختی می رم، پارس می رم، مرغوبكار می رم. هر جا آبی بره، منم می رم. سال پیش قرار بود با قهرمانانم، سعودی هم برم كه عشقی گفت اجازه نمی دم بری. (عشقی اسمی است كه ننه آبی با آن شوهرش را صدا می زند)».
- سال های ۵۶-۵۵ بود. عشقی آن وقت ها راننده اتوبوس بود. در راه بیرجندت تصادف كرده بود. ما هم وضع مالی خوبی نداشتیم. از خدا خواستم كارم رو درست كنه، حال عشقی هم اصلا خوب نبود. آقایی كه بعدا فهمیدم اسمش كامرانی است آمد جلو گفت چرا گریه می كنی؟ كاری از دستم برمیاد انجام بدم. منم مشكلم رو گفتم. او هم گفت من رو می بره باشگاه استقلال تا اونجا كار كنم و پول دربیارم. اون روز بود كه پام به استقلال باز شد.
- هر وقت كه می رم استادیوم برای بازیكنا می خونم: «خوشگلا گل می زنن، عزیزا گل می زنن، سالارا گل می زنن ...» آنها هم در رختكن برای من می خوانند: «مادر ما خوش آمدی، سرور ما خوش آمدی ... نیكبخت به من می گفت ننه بگو خوشگلا گل می زنن».
- فقط استقلال فقط آبی. تا به حال از خیلی جاها اومدن دنبال من. از ابومسلم می گفتن تورو خدا بیا واسه ما باش، همشهری خودت هستیم. خود علی پروین می آمد می گفت بیا باشگاه پرسپولیس، خودم برات خونه می گیرم، حقوق می دم، می برمت با تیم خارج. من هیچكدوم از اینارو از استقلال نمی گیرم اما فقط آبی بودم و آبی می مونم.
خود علی پروین می آمد می گفت بیا باشگاه پرسپولیس، خودم برات خونه می گیرم، حقوق می دم، می برمت با تیم خارج. من هیچكدوم از اینارو از استقلال نمی گیرم اما فقط آبی بودم و آبی می مونم.
میرسد روزی که بیهم میشویم ..... یکبهیک از جمع هـم کم می شویم میرسد روزی کــه مــا در خاطـرات ..... موجـب خنـدیـــدن و غـــم میشویم گاه گاهـی یـــاد مـا کـن ای رفیـــق ..... میرسد روزی که بیهم میشویم
mz56mz
هر وقت كه می رم استادیوم برای بازیكنا می خونم: «خوشگلا گل می زنن، عزیزا گل می زنن، سالارا گل می زنن ...» آنها هم در رختكن برای من می خوانند: «مادر ما خوش آمدی، سرور ما خوش آمدی ... نیكبخت به من می گفت ننه بگو خوشگلا گل می زنن».
اسمش را گذاشته اند: « ننه آبی ». پیرزن 70 ساله مشهدی سال هاست که طرفدار تیم آبی پوش پایتخت شده و کلی خاطره تلخ و شیرین از همراهی با آبی پوشان در استادیوم های ورزشی دارد.
پیرزن ۷۰ و اندی ساله مشهدی خودش هم نمی داند دقیقا متولد چه سالی است .
او تنها زنی است كه می تواند وارد استادیوم آزادی شود. قسمتی از گفت و گوی او را می خوانید:
- از بچگی هایم طرفدار فوتبال بوده ام. از همون بچگیا آبی ام. من آبی ام، خدا آبیه منم آبی ام ...
- به پوسترهایی كه روی دیوارهای خانه اش است اشاره می كند و می گوید: «این ها همه شان قهرمانان من هستند، هر وقت بروم تشویق شان كنم گل می زنند، هر وقت من نروم می بازند! من همه استادیوم ها می رم، آزادی می رم، شیرودی می رم، تختی می رم، پارس می رم، مرغوبكار می رم. هر جا آبی بره، منم می رم. سال پیش قرار بود با قهرمانانم، سعودی هم برم كه عشقی گفت اجازه نمی دم بری. (عشقی اسمی است كه ننه آبی با آن شوهرش را صدا می زند)».
- سال های ۵۶-۵۵ بود. عشقی آن وقت ها راننده اتوبوس بود. در راه بیرجندت تصادف كرده بود. ما هم وضع مالی خوبی نداشتیم. از خدا خواستم كارم رو درست كنه، حال عشقی هم اصلا خوب نبود. آقایی كه بعدا فهمیدم اسمش كامرانی است آمد جلو گفت چرا گریه می كنی؟ كاری از دستم برمیاد انجام بدم. منم مشكلم رو گفتم. او هم گفت من رو می بره باشگاه استقلال تا اونجا كار كنم و پول دربیارم. اون روز بود كه پام به استقلال باز شد.
- هر وقت كه می رم استادیوم برای بازیكنا می خونم: «خوشگلا گل می زنن، عزیزا گل می زنن، سالارا گل می زنن ...» آنها هم در رختكن برای من می خوانند: «مادر ما خوش آمدی، سرور ما خوش آمدی ... نیكبخت به من می گفت ننه بگو خوشگلا گل می زنن».
- فقط استقلال فقط آبی. تا به حال از خیلی جاها اومدن دنبال من. از ابومسلم می گفتن تورو خدا بیا واسه ما باش، همشهری خودت هستیم. خود علی پروین می آمد می گفت بیا باشگاه پرسپولیس، خودم برات خونه می گیرم، حقوق می دم، می برمت با تیم خارج. من هیچكدوم از اینارو از استقلال نمی گیرم اما فقط آبی بودم و آبی می مونم.
mahsa joon
اي جانم چه پيرزنه عسليه
مرسي عموي مهربونم
دلشاد
پرهام
بچه مثبت
میرسد روزی کــه مــا در خاطـرات ..... موجـب خنـدیـــدن و غـــم میشویم
گاه گاهـی یـــاد مـا کـن ای رفیـــق ..... میرسد روزی که بیهم میشویم
mz56mz
sib
gilas
KuRoSh
خدا نگهش داره
پرهام
هاچو هاچو
آخرین ورود:
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→