₪ انجمن بوف بوفی ₪ » طنز و جوک » اس ام اس خنده دار - اسفند 91
₪ انجمن بوف بوفی ₪ » طنز و جوک » اس ام اس خنده دار - اسفند 91

بدون عکس

اس ام اس خنده دار - اسفند 91

207 بازدید، 12 پست، نویسنده: soheyla

  • soheyla




    اس ام اس های خنده دار







    تصویر در دسترس نیست







    خیلی سال پیش ، شب خونمون مهمون بود ، برق رفت
    به پسر خالم گفتم زنگ بزن اداره برق بپرس کی برق میاد و این حرفا
    گفت شمارش چنده
    گفتم بیست و چهار هزار و چهار صد
    گفت : یا علی این همه شماره رو چه جوری بگیرم !!!
    (کاملا واقعی)


    ****************


    یکی از دغدغه های بچگیم این بود که میرفتم دستشویی
    نمیدونستم کدوم طرفی باید بشینم…


    ****************


    امروز ناهار آبگوشت داشتیم
    طبق معمول منو و داداشم سر استخون قلم ، دعوامون شد !
    … مامان از تو آشپزخونه داد میزنه :
    چتونه خونه رو گذاشتید رو سرتون
    مگه شما سگید که بر استخون دعوا میکنید ؟
    صد بار گفتم استخونا برا باباتونه !!


    ****************


    شامپو خریدم روش نوشته:
    این محصول را روی سرتان بریزید و موهایتان را بمالید سپس آبکشی کنید!
    من میخواستم بریزم تو دهنم قرقره کنم،خدا خیرشون بده آگاهم کردن


    ****************


    اینایی که هر کاری در توانته براشون انجام میدی آخرش بهت میگن :
    مگه من ازت خواستم ؟؟؟
    ” یعنی با آر پی جی ” بزنی لهشون کنی بازم کمه… خالی نمیشی !!!!


    ****************


    وقتی می پرسی چیزی میخوریین ؟
    اونی که میگه : من یکی دو لقمه باهات میخورم…
    جدا موجود ترسناکیه


    ****************


    میدونی لذت بخش ترین لحظه زندگی کیه
    وقتی یه عطسه میکنی از ته دل
    یعنی انگار ری استارت میشی !


    ****************


    مامان بزرگمو بردن رادیولوژی
    اومده میگه خیلی خوب بود، خوب شدم !


    ****************


    واقعا کی فکرشو میکرد یه روز خود آجیل مشکل‌گشا هم بشه مشکل یه ملت؟


    ****************


    یه سوالی از صبح تا حالا ذهن مارو درگیر کرده
    ببینین شما میتونین بهش جواب بدین؟
    اگه “مردان آنجلس” یه زن همراهشون بود
    بازم میتونستن ۳۰۰سال با خیال تخت بخوابن!؟


    ****************


    مامان بزرگم خیلی مریض بود
    و در ضمن دکتری که همیشه میره پیشش مطبش باز نبود
    به هزار زحمت راضیش کردیم بره پیش یه دکتر دیگه
    وقتی رفتیم داخل،معاینه که تموم شد مامان بزرگم گفت:
    آقای دکتر یه چیزی بنویس فعلأ خوب بشم
    تا چند روز دیگه برم پیش یه دکتر درست حسابی .
    ۷سال درس خوندشُ شست مثل رخت پهن کرد رو بند!


    ****************


    ﻫﯿﭻ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﯽ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺩﺳﺘﺖ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﯽ ﺑﺨﻮﺭﻩ
    ﺭﻭ ﺍﯾﻨﺘﺮﻧﺖ ﺍﮐﺴﭙﻠﻮﺭﺭ، ﺑﺎﺯ ﺷﺪﻧﺶ ﯾﻪ ﺩﺍﺳﺘﺎﻧﻪ،
    ﺑﺴﺘﻪ ﺷﺪﻧﺶ ﯾﻪ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺩﯾﮕﻪ !


    ****************


    یکی بیاد به مامانم بگه من شکمو نیستم
    فقط نسبت به غذاهای توی یخچال احساس مسئولیت میکنم


    ****************


    یه جوری درباره آدما قضاوت کنید که اگه
    یه روزی خلافش بهتون ثابت شد شرمنده خودتون نشید !


    ****************


    پسر داداشم ۸سالشه معلم مدرسشون
    تلفن کرده به مامان بچه گفته شما به این بچه چی یاد میدین؟
    ازش پرسیدم چهار مزه اصلی چیه؟
    پسرتون میگه: خیارشور/چیپس/ ماست موسیر/ زیتون!


    ****************


    تلفن خونمون زنگ خورد برداشتم بجا اینکه بگم الو بله
    گفتم بلو اله
    طرف هم قاطی کرد گفت سلو الام


    ****************


    یکی از سرگرمی های مورد علاقم اینه که
    یه پچه ی ۳ تا ۶ ساله رو بغلش میکنم و دور خودم میچرخم
    تا سرش گیج بره ، بعد میذارمش رو زمین تا راه بره
    بعد میشینم نگاه میکنم که چطور هی میخوره به در و دیوار …
    حتما امتحان کنید !


    ****************


    از کسانی که تو کامپیوتر شون
    فایلها رو با اسمهایی مثل hjkhkjkh ذخیره میکنن
    توقع اتاق مرتب و جمع و جور نداشته باشید


    ****************


    رفتم گلفروشی گفتم آقا این گل طبیعیه؟
    یه دختر بچه ۵ ساله ای اونجا بود گفت پــَ نَ پــَ سزارینه!!
    به جون خودم
    من تا ۱۲ سالگی فکر میکردم بچه ها رو لک لک ها از آسمون میارن !


    ****************


    وقتی داری به شدت دنبال چیزی میگردی
    همون چیزی رو پیدا می کنی که دفعه پیش شدید دنبالش می گشتی


    ****************


    بدترین شکست عشقی عمرمو کلاس سوم خوردم
    که فهمیدم جایزه ها رو مامانم می خریده می داده به معلما


    ****************


    ﻣﻦ ﻫﺮﭼﯽ ﺻﺒﺮ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﯿﻔﺘﻪ ﺭﻭ ﻏﻠﺘﮏ ﺧﺒﺮﯼ
    ﻧﺸﺪ . . .
    ﺍﻻﻥ ﻣﻨﺘﻈﺮﻡ ﮐﻪ ﻏﻠﺘﮏ ﺑﯿﻮﻓﺘﻪ ﺭﻭﻡ ﺧﻼﺹ
    ﺷﻢ ﺑﺮﻩ



    10 سپاس: هاچو هاچو، دلشاد، Cyrus66، sib، شهلا، بندری، بچه مثبت، ♥Rose♥، zrnznn، mojde

  • هاچو هاچو

    نقل قول: soheyla
    رفتم گلفروشی گفتم آقا این گل طبیعیه؟
    یه دختر بچه ۵ ساله ای اونجا بود گفت پــَ نَ پــَ سزارینه!!
    به جون خودم
    من تا ۱۲ سالگی فکر میکردم بچه ها رو لک لک ها از آسمون میارن !


    :83:
    مرسی سهیلا خانوم باحال بود :78:

    1 سپاس: soheyla

  • AVINAR

    1 سپاس: soheyla

  • 1 سپاس: soheyla

  • 1 سپاس: soheyla

  • Cyrus66

    نقل قول: soheyla
    من تا ۱۲ سالگی فکر میکردم بچه ها رو لک لک ها از آسمون میارن !


    خوب مگه بچه ها چجوری میان پس ؟!! :7:

    1 سپاس: soheyla

  • sib

    1 سپاس: soheyla

  • شهلا

    جالب بودند :1:
    1 سپاس: soheyla

  • ♥Rose♥

    امروز ناهار آبگوشت داشتیم
    طبق معمول منو و داداشم سر استخون قلم ، دعوامون شد !
    … مامان از تو آشپزخونه داد میزنه :
    چتونه خونه رو گذاشتید رو سرتون
    مگه شما سگید که بر استخون دعوا میکنید ؟
    صد بار گفتم استخونا برا باباتونه !!

    :23: :23: :23:


    ﻣﻦ ﻫﺮﭼﯽ ﺻﺒﺮ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﯿﻔﺘﻪ ﺭﻭ ﻏﻠﺘﮏ ﺧﺒﺮﯼ
    ﻧﺸﺪ . . .
    ﺍﻻﻥ ﻣﻨﺘﻈﺮﻡ ﮐﻪ ﻏﻠﺘﮏ ﺑﯿﻮﻓﺘﻪ ﺭﻭﻡ ﺧﻼﺹ
    ﺷﻢ ﺑﺮﻩ

    اين الان شرح حال منههههههههه[b][/b][i][/i] :101:

    1 سپاس: soheyla

  • zrnznn

    نقل قول: soheyla
    یکی از دغدغه های بچگیم این بود که میرفتم دستشویی
    نمیدونستم کدوم طرفی باید بشینم…

    یادمه یه بار کوچیک بودم اون طرفی رو امتحان کردممممممم :23: به خدا راست میگم :83: تازه ور های دیگره رو هم امتحان کردم :83: هیچ کدومشون خوب نبود :9:

    1 سپاس: ♥Rose♥

  • mojde

    روحمان شاديد ممنون

  • mahsa joon

    نقل قول: soheyla


    یکی از دغدغه های بچگیم این بود که میرفتم دستشویی
    نمیدونستم کدوم طرفی باید بشینم…


    :23:







    نقل قول: soheyla

    ﻣﻦ ﻫﺮﭼﯽ ﺻﺒﺮ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﯿﻔﺘﻪ ﺭﻭ ﻏﻠﺘﮏ ﺧﺒﺮﯼ
    ﻧﺸﺪ . . .
    ﺍﻻﻥ ﻣﻨﺘﻈﺮﻡ ﮐﻪ ﻏﻠﺘﮏ ﺑﯿﻮﻓﺘﻪ ﺭﻭﻡ ﺧﻼﺹ
    ﺷﻢ ﺑﺮﻩ



    :83: مرسي عزيزه دلم خيلي باحال بود
    786

    1 سپاس: ♥Rose♥
پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: