₪ انجمن بوف بوفی ₪ » طنز و جوک » چرا تنها بیا باهم بخندیم :)
آبان
9
ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شده‌اند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفته‌اند.
ثبت‌نام و ارسال نوشته در این وب‌سایت امکان‌پذیر نیست. چنانچه نوشته‌ای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، می‌توانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.


₪ انجمن بوف بوفی ₪ » طنز و جوک » چرا تنها بیا باهم بخندیم :)

یک نت روی دیوار انجمن pAshMak
1 هفته پیش

آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com



چرا تنها بیا باهم بخندیم :)

1926 بازدید، 11 پست، نویسنده: KuRoSh

  • KuRoSh

    دیشب بابام گیر داده بود به من که چرا ازدواج نمی کنی ؟
    اولش ساکت بودم بعد گفتم من اگه شانس بیارم
    یه دختر قانع گیرم بیاد که حتی به املت هم قانع باشه
    روزی ۶ تا تخم مرغ (۱/۵۰۰ تومن) دو کیلو‌گوجه (۱۱/۰۰۰ تومن)
    ۳ تا بربری (۱/۵۰۰ تومن) میشه ۱۴/۰۰۰ تومن روزی
    ... ماهی می شه ۴۲۰ هزار تومن
    تازه دو سال بعدم ۴۰ میلیون باید بدم دوتا کبد بخرم واس جفتمون
    بعد بابام توو افق محو شد ...!!!


    دیروز دم مترو ولیعصر داشتن مصاحبه میکردن مامان من هی از جلوشون رد شد آخر یارو گزارشگره گفت خانم میاین مصاحبه مامان من رفت شروع کردن به سوال پرسیدن
    گزارشگر: شما سریال پاییتخت رو میبینید؟
    مامانم: ما اصلاً تلویزیون ایران نمیبینیم
    گزارشگر: دست شما درد نکنه.....


    يكي از دختراي همكلاسيم هميشه با تاخير مياد سرِ كلاس ، عاغا امروز باز دير اومد اُستاد گفت تو چرا هميشه دير مياي سرِ كلاس . دخترِ گفت استاد درگيرم يه پام تهرانه يه پام دليجان منم از ته كلاس گُفتم پس خوش به حال قُمي ها
    اول كسي متوجه نشد يِهو كلاس رفت رو هوا
    اُستاد بي جنبه بيرونم كرد از كلاس :


    فک و فامیل جمع شدیم که بریم کوه و دشت ! با بابام رفتم که کالباس بخره واسه شام , یارو داره با دستگاه کالباسا رو ورق ورق میکنه بابام میگه نازکتر ببر جمعیت زیاده !
    یعنی مردم از خجالت


    یه چند وقتیه کودک درونم ناآرومه
    مدام بهانه ی تابستونو می گیره
    منم که اعصاب ندارم به نظرتون اگه بزنم لهش کنم، کودک آزاری محسوب می شه؟؟؟



    یک شباهت اساسی بین مهندس های کامپیوتر و دکترها هست
    و اونم اینه که:
    .
    .
    .
    .
    .
    از هر چی سر در نمیارن می گن ویروسه .


    اي بابا ديروز رفتم يه آيفون 5 خريدم
    پشيمون شدم مگه لامصب از جيب در مياد؟
    هيچي ديگه رفتم پس دادم يه GLX گرفتم


    لامصـــب با این نرخ سکه
    دیگه دختر مذهبی هم نمیشه گرفت !!14 تا سکه هم حساب میكنی خیلی زیاده !
    باید یکی و پیدا کنی فقط 5 تنو قبول داشته باشه... والاااااا


    يكي از فانتزيام اينه كه يه راني (ترجيحا آناناس) بگيرم دستم بخورم چند قدم حركت كنم بعد قوطي راني رو به سمت پشت بندازم همونطوري كه تيكه هاي آناناس دارن از قوطي درميان (با حركت آهسته) همه دهنشون وا بمونه بگن اين كيه كه اينقدر پولداره از خير ته راني گذشت! منم پشت سرمو نگاه نكنم و به سمت افق به حركتم ادامه بدم


    ﺍﺯ ﺑﻲ ﺩﻭﺱ ﺩﺧﺘﺮﻱ تو نت ، ﻳﻪ ﭘﺮﻭﻓﺎﻳﻞ ﺑﻪ ﺍﺳﻢ ﺩﺧﺘﺮ ﻣﻮﺭﺩ ﻋﻼﻗﻪ ﺍﻡ
    ﺩﺭﺳﺖ ﮐﺮﺩﻡ
    ﺑﺎﻫﺎﺵ ﺍﻳﻦ ﺍِ ﺭﻳﻠﻴﺸﻨﺸﻴﭗ ﺯﺩﻡ ... ﭘﺮﻭﻓﺎﻳﻞ ﺧﻮﺩﻣﻮ ﺑﺎ ﻓﺎﻳﺮﻓﺎﮐﺲ
    ﺑﺎﺯ ﻣﻴﮑﻨﻢ ،
    ﭘﺮﻭﻓﺎﻳﻞ ﺩﻭﺱ ﺩﺧﺘﺮ ﺗﺨﻴﻠﻴﻢ ﺭﻭ ﺑﺎ ﮔﻮﮔﻞ ﮐﺮﻭﻡ ...
    ... ﺧﻼﺻﻪ ﻫﺮ ﺷﺐ ﺗﺎ ﺳﺎﻋﺖِ 2 ﻧﺼﻒ ﺷﺐ ﺑﺎﻫﺎﺵ ﭼﺖ ﻣﻴﮑﻨﻢ ،
    ﺍﻳﻦ ﺭﻭﺯﺍ ﺍﺯ ﺩﺭﺱ ﻭ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺍﻓﺘﺎﺩﻡ
    ﻭﻟﻲ ﺧﻮﺑﻴﺶ ﺍﻳﻨﻪ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﭼﻴﺰ ﻫﻢ ﺑﺮ ﻭﻓﻖ ﻣُﺮﺍﺩﻣﻪ به هیچی همگیر نمیده . اصن عاشقشم


    مامانم دیشب :
    این یه ذره ماهی از ظهر مونده میخوری یا بریزم واسه گربه ؟
    من :|

    مامانم امروز صبح :
    این لوبیا پخته رو میخوری یا بریزم سطل آشغال ؟
    من :|

    مامانم امروز ظهر :
    ... این کباب مونده رو میخوری یا بدم به این کارگر افغانیه ؟
    من :|

    مامانم همین الان :
    این برنج رو میخوری یا بریزم واسه کفترا ؟
    من :|

    گربه ، سطل آشغال ، کارگر افغانی ، کفتر ?!!!
    خیلی سخته باهاشون همزاد پنداری کردن !


    چن روز قبل پست گذاشته بودم که آغا زلزله اومده و همه جا ويران شده و اينا....
    .
    يه دونه حالا اسم نميبرم گناه داره , کامنت گذاشته بود : چه باحال ....!!
    .
    ايمان پيدا کردم که ساديسمسي ها خيلي خطرناکن....!!!


    عزيز من اون سنگي که داري به سينت ميزني....
    .
    .
    .
    .
    .
    ما به پامون ميزديم...!!! :|

    گفتم که در جريان باشي....!!!


    ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺩﺍﻣﺎﺩ : ﻋﺮﻭﺱ ﺧﺎﻧﻢ ﭼﯿﮑﺎﺭﻩ ﻫﺴﺘﻦ ؟؟؟
    ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻋﺮﻭﺱ : ﻣﻌﻠﻢ ﻫﺴﺘﻦ .
    ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺩﺍﻣﺎﺩ : ﺑﻪ ﺑﻪ . ﻣﻌﻠﻤﯽ ﺷﻐﻞ ﺍﻧﺒﯿﺎﺳﺖ !!!
    ﻣﻌﻠﻢ ﭼﯽ ﻫﺴﺘﻦ ﺣﺎﻻ ؟؟؟
    .
    .
    .
    ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻋﺮﻭﺱ : ﻣﻌﻠﻢ ﺭﻗﺺ ﻋﺮﺑﯽ……!!! :|
    ﻣﻌﻠﻢ :|
    ﺍﻧﺒﯿﺎ :|


    وقتی میخوای از یه نفر بگذری فکر کن میخوای از خیابون بگذری!
    آدم عاقل وقتی از خیابون میگذره پشت سرش رو نگاه نمیکنه:|
    حالا هی تو برگرد کرم برییییز....
    خودت میری زیر ماشین بدبخت من که تو پیاده رو ام....


    ﮐﻼﺱ ﺍﻭﻝ ﺩﺑﺴﺘﺎﻥ ﺑﻮﺩﻡ ﺑﺎ ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﯽ ﺩﺳﺖ ﺗﻮ
    ﻧﻤﺮﻡ ﺑﺮﺩﻡ ﻭ ۹ ﺭﻭ ﮐﺮﺩﻡ ۱۹ ﺑﺮﺩﻣﺶ ﭘﯿﺶ ﺑﺎﺑﺎﻡ
    ﮔﻔﺘﻢ ۱۹ ﺷﺪﻡ ﺟﺎﯾﺰﻩ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ....
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    ﺍﻭﻧﻢ ﮔﻮﺷﻢ ﺭﻭ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ ﺣﺎﻻ ﺑﺮﺍ ۹۱ ﮐﻪ
    ﮔﺮﻓﺘﯽ ﭼﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ؟؟؟؟!!!


    ﺭﻭﺯﯼ ﺩﺧﺘﺮ ﻭ ﭘﺴﺮﯼ ﮐﻪ ﻫﻤﺪﯾﮕﺮﻭ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ، ﺗﻮ
    ﺧﯿﺎﺑﻮﻥ
    ﻗﺪﻡ ﻣﯿﺰﺩﻥ ﮐﻪ ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﯾﮏ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺧﻮﺷﮕﻞ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩ
    ﺟﻠﻮﺷﻮﻥ .
    ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺑﻪ ﭘﺴﺮﻩ ﮔﻔﺖ ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ﻣﻦ ﻣﯿﺮﻡ ﺳﻮﺍﺭ
    ﻣﯿﺸﻢ ﭼﻮﻥ ﺗﻮ
    ﻣﺎﺷﯿﻦ ﻧﺪﺍﺭﯼ . ﺩﺧﺘﺮﻩ ﻭﻗﺘﯽ ﺭﻓﺖ ﺟﻠﻮ ﺗﺎ ﺳﻮﺍﺭ ﺷﻪ
    ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ
    ﮔﻔﺖ
    ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ﻣﻦ ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﺍﯾﻦ ﺁﻗﺎ ﻫﺴﺘﻢ ﺍﻭﻣﺪﻡ
    ﺩﻧﺒﺎﻟﺶ ..............


    اخه چرا اینجوریه !!!
    تهران به کابل 1500 کیلومتر
    کابل به تهران 1500 کیلو متر

    طبقه اول به هشتم: 8 طبقه
    طبقه هشتم به اول:8 طبقه

    بچشنبه تا شنبه: 2روز
    شنبه تا بچشنبه 5 روز



    در خواب ديدم 7 دختر لاغر , 7 پسر چاق را خوردند....

    تعبير : قحطي شوهر در راه است....!!


    اولین جلسه ی کلاس بود، استاد اسامی بچه ها را یکی یکی می خواند ...

    رسید به اسم «بارانه». شخص مورد نظر را که پیدا کرد پرسید: واسه چی بارانه؟

    دختر جواب داد: واسه اینکه روز تولدم بارون میومده !

    برادر اهل دلی از ته کلاس گفت: خوبه اون روز آفتابی نبوده !!!


    ﻋﻤﻪ ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﻓﻮﺕ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﺯﻧﮓ ﺯﺩﻧﺪ ﺑﻪ ﺑﺎﺑﺎﻡ
    ﮔﻔﺘﻦ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻮﻣﺖ ﺧﯿﻠﯽ ﻧﺮﻡ ﺑﮕﻮ ﮎ ﻋﻤﺶ ﻓﻮﺕ
    ﮐﺮﺩﻩ ﺑﺎﺑﺎﻡ ﺑﺮﮔﺸﺘﻪ ﺑﻪ ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﻣﯿﮕﻪ ﺍﻭﻥ ﻋﻤﺖ
    ﺑﻮﺩ؟
    ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﺗﺮﺳﯿﺪﻩ ﮔﻔﺖ ﺧﺐ ﺧﺐ ﭼﯽ ﺷﺪﻩ؟
    ﺑﺎﺑﺎﻡ ﮔﻔﺖ ﻧﺘﺮﺱ ﺑﺎﺑﺎ ﭼﯿﺰﯼ ﻧﺸﺪﻩ ﻓﻘﻂ ﯾﮑﻢ
    ﻣﺮﺩﻩ.
    ﯾﻌﻨﯽ ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﻢ ﮐﻪ ﯾﻪ ﻫﻤﭽﯿﻦ ﺑﺎﺑﺎﯾﻪ ﻭﺍﻗﻊ ﺑﯿﻨﯽ
    ﺩﺍﺭﻣﺎﺍﺍ.......!!


    مکالمه من و بغل دستیم تو تاکسی

    من : آدامس نعنایی داری ؟
    بغل دستیم: آره
    من : یه دونه بخور ...!


    به سگ ها که محبت ميکني باوفا ميشن :|
    به آدم ها که محبت ميکني هار ميشن
    امااااا به خر که محبت ميکني....
    اصلابراش فرقي نداره!!
    از بس که ثبات شخصيت داره اين بزرگوار...



    یه ﺑﺎﺭ ﺗﻮ ﻓﻴﺴﺒﻮﻙ ﺑﻪ ﻳﻪ پسره ﮔﻔﺘﻢ
    میای ﺧﻮﺍﺳﺘﮕﺎﺭﻳم؟
    ﮔﻔﺖ: جوابم نه،
    ﭘﺮﺳﻴﺪﻡ ﭼﺮﺍ؟
    ﮔﻔﺖ ﭼﻮﻥ ﻣﺘﺎﻫﻠﻢ!!!
    ﭘﺮﺳﻴﺪﻡ ﻛﻲ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻛﺮﺩﻱ؟!
    ﮔﻔﺖ ﺩﻩ ﺳﺎﻝ ﭘﻴﺶ!
    ﭘﺮﺳﻴﺪﻡ ﺑﭽﻢ ﺩﺍﺭﻱ؟
    ﮔﻔﺖ: ﺁﺭﻩ ﺩﻭ ﺗﺎ ﺩﺍﺭﻡ!
    ﭘﺮﺳﻴﺪﻡ ﭘﺲ ﭼﺮﺍ ﺍﻳﻨﺎﺭﻭ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻧﮕﻔﺘﻲ؟
    ﮔﻔﺖ : ﭼﻮﻥ ﺧﻮﺩﺕ ﻫﻤﺸﻮ ﻣﻴﺪﻭﻧﺴﺘﻲ !!
    ﭘﺮﺳﻴﺪﻡ ﻳﻨﻲ ﭼﻲ؟!
    ﮔﻔﺖ: ﺍﺑﻠﻪ ﻣﻦ داییتم ! ﻣﺎﻣﺎﻧﺖ ﮔﻔﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﺑﻴﺎﻡ ﺑﺒﻴﻨﻢ ﺗﻮ
    ﻓﻴﺴﺒﻮﻙ ﭼﻪ ﻏﻠﻄﻲ ﻣﻴﻜﻨﻲ !!!!!!!!!!!!!


    ﻳﺒﺎﺭسيم كارت دو قلو گﺭﻓﺘﻢ با يكيش به خوﺩﻡاس ﺩﺍﺩﻡ سلام عزيزم دلم برات تنگ شده،با اون یکیش جواب ﺩﺍﺩﻡ ببخشید ﺷﻤﺎ؟
    ﺭﻭﺍن ﮕﺴﻴﺨﺘﮕﯽ و ﺗﻮﻫﻢ ﺩﺭﺣﺪ ﺟﻨﮓ ﺳﺘﺎﺭﮔﺎﻥ


    فقط خدا میدونه چن نفر سبزه هاشونو دیروز بخاطر من گره زدن... بار این
    مسئولیت داره خفم میکنه...!


    شما هارو به ته دیگ ماکارونی قسمتون می دم وقتی دارین با تلفن یا موبایل صحبت می کنین با خودکار روی هر چیزی که دم دستتون بود چرت و پرت ننویسین یا نقاشی نکشین…
    آخه من الان این مدرک پایان تحصیلاتم که بابام در حال موبایل صحبت کردن روش عکس اولاغ کشیده ،کجا ببرم نشون بدم …


    امروز صبح از آپارتمانم اومدم بیرون و کفشم می پوشیدم که زن همسایه از اسانسور پیاده شد و زنگ واحدشو زد ، یه بچه 3,4 ساله داره که اومد درو باز کنه که گفت کیه ؟
    خانومه هم خیلی با ناز گفت عزیزم منم مامانت !
    منم یهو برگشتم گفتم دروغ میگه آقا گرگست ! :خخخخخخ
    بچهه هم لج کرده بود درو وا نمیکرد
    با هزار ترفند به زور درو باز کرد ...


    بابام یهویی پریده تو اتاقم ٬ میگه:
    اصلا هُل نکن هیچیم از رو مانیتورت نمی خواد ببندی٬
    نیگا نمیکنم !!
    فقط اومدم ببینم چه غلطی میکنی ..!


    یکی تعریف میکرد که:

    تو عروسی یکی از فامیلا دلار میریختن رو سر عروس و داماد! حمله به دلارا سی مجروح به جا گذاشت!
    فرداش همه رفتیم صرافی یارو گفت دلارا تقلبیه!!! :



    همین که میام به خودم بگم :

    همه چیز آرومه من چقدر خوشحالم ....

    یه حس درونی‌ بهم میگه : غلط کردی ... !!!


    رفیقم یه پلی لیست درست کرده اسمشو گذاشته "غمگین"!
    دیشب حالم خیلی داغون بود،چشم بسته پلی کردمش!
    اولین آهنگش ساسی مانکن بود!
    یعنی در این حد که ریده شد به فاز ناراحتیم،
    بجاش ضعف اعصاب گرفتم!


    اون خره بود تو کلاه قرمزی ..
    دو روز که تحویلش گرفتن ،از فرداش اومد گفت من اسبم ...بعضی از آدما هم همین طورین ... !


    داشتم تلویزیون میدیدم یهو داداشم داد زد: کمک کمک ...!
    پریدم تو آشپزخونه دیدم از ماکروویو آتیش میزنه بیرون ! نگو این شاهکاره خلقت داشته تو ماکروویو جورابشو خشک میکرده؟ آخه الان من چی بگم بهش؟

    نه شما بگین !!!!


    خانمی به آشپز خانه رفت و دید همسرش با یک مگس کش اینطرف و آنطرف میچرخد.
    پرسید : چیکار میکنی؟
    همسرش پاسخ داد : مگس شکار میکنم!

    چند تا کشتی؟
    پنج تا، سه مذکر و دو مونث!!
    همسرش با تحیر پرسید : چجوری جنسیتشونو فهمیدی؟
    شوهرش گفت : آخه سه تاشون روی شیشه خالی آبجو بودن و دو تا روی تلفن


    رفتم امتحان تو شهری بدم (گواهینامه)
    خیلی خونسرد نشستم تو ماشین آزمون
    ۵ دقیقه گذشت
    افسر: تو واسه چی استرس نداری؟ ردت کنم بری حالیت بشه؟
    من :|


    دعا کردم خدا یه موتور بهم بده
    ولی از اونجا که بعدا فهمیدم خدا اونجوری دعاها رو قبول نمیکنه:
    خودم یه موتور دزدیدم و دعا کردم از گناهم بگذره


    یکی از دوستان میگفت که :
    یه روز استادمون برگه های میان ترم تصحیح شده رو آورده بود تا به بچه هابده، بعد از توزیع اوراق به بچه ها، استاد میگه : این کیه اسمشو بالا برگشننوشته؟! خیر سرش 16 هم شده
    هیشکی جواب نمیده! 2 دقه بعد میگه دست خطشم شبیه خودمه؟!!! اِ این که کلید سؤالاست که!!!!"
    استاد برگه ی کلید سؤالات رو هم تصحیح کرده بود به خودش 16 داده بود!


    تو خیابون دو نفر داشتن دعوا میکردن مردم دورشون جمع شدن اون دو نفری که داشتن دعوا
    میکردن رفتن ، مردم 10 دقیقه اونجا وایستادن به امید اینکه دوباره برگردن دعوا کنن
    مردمم بیکارنا!!!


    يکى از دوستام بينيشو عمل کرده، ابروهاشو تتو کرده، گونه گذاشته، مژه مصنوعى
    گذاشته، لنز گزاشته، تو موهاش موى مصنوعى گذاشته و...
    اونوقت يه دختر ساده طفلى از جلومون رد شده، دوستم برگشته به من ميگه: دختررو ديدى چه ايکبيرى بود؟!!! ا
    چند لحظه فقط نگاش کردم خودش فهميد منظورمو... اينم شد طرز فکر آخه؟

    17 سپاس: ♥Rose♥، دلشاد، jaj، kahkeshan، maryamlondon1، chelchele، taha_1990، نخبه، hadi04، soheyla، هاچو هاچو، zrnznn، mahsa joon، SePaNDaR313، alizaker، javad1020، میهم

  • 1 سپاس: KuRoSh

  • jaj

    2 سپاس: maryamlondon1، KuRoSh

  • ♥Rose♥

    نقل قول: KuRoSh
    در خواب ديدم 7 دختر لاغر , 7 پسر چاق را خوردند....
    تعبير : قحطي شوهر در راه است....!!

    یکی از دوستان میگفت که :
    یه روز استادمون برگه های میان ترم تصحیح شده رو آورده بود تا به بچه هابده، بعد از توزیع اوراق به بچه ها، استاد میگه : این کیه اسمشو بالا برگشننوشته؟! خیر سرش 16 هم شده
    هیشکی جواب نمیده! 2 دقه بعد میگه دست خطشم شبیه خودمه؟!!! اِ این که کلید سؤالاست که!!!!"
    استاد برگه ی کلید سؤالات رو هم تصحیح کرده بود به خودش 16 داده بود!


    247 247 247

    2 سپاس: maryamlondon1، KuRoSh

  • maryamlondon1

    نقل قول: KuRoSh


    یک شباهت اساسی بین مهندس های کامپیوتر و دکترها هست
    و اونم اینه که:
    .
    .
    .
    .
    .
    از هر چی سر در نمیارن می گن ویروسه .

    286
    نقل قول: KuRoSh

    چند تا کشتی؟
    پنج تا، سه مذکر و دو مونث!!
    همسرش با تحیر پرسید : چجوری جنسیتشونو فهمیدی؟
    شوهرش گفت : آخه سه تاشون روی شیشه خالی آبجو بودن و دو تا روی تلفن

    :56:

    2 سپاس: ♥Rose♥، KuRoSh

  • hadi04

    :23: نمیری تو خیلی باحال بود
    1 سپاس: KuRoSh

  • نخبه

    نقل قول: KuRoSh
    ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺩﺍﻣﺎﺩ : ﻋﺮﻭﺱ ﺧﺎﻧﻢ ﭼﯿﮑﺎﺭﻩ ﻫﺴﺘﻦ ؟؟؟
    ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻋﺮﻭﺱ : ﻣﻌﻠﻢ ﻫﺴﺘﻦ .
    ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺩﺍﻣﺎﺩ : ﺑﻪ ﺑﻪ . ﻣﻌﻠﻤﯽ ﺷﻐﻞ ﺍﻧﺒﯿﺎﺳﺖ !!!
    ﻣﻌﻠﻢ ﭼﯽ ﻫﺴﺘﻦ ﺣﺎﻻ ؟؟؟
    .
    .
    .
    ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻋﺮﻭﺱ : ﻣﻌﻠﻢ ﺭﻗﺺ ﻋﺮﺑﯽ……!!! :|
    ﻣﻌﻠﻢ :|
    ﺍﻧﺒﯿﺎ :|

    :23:

    1 سپاس: KuRoSh

  • soheyla

    سلام و سپاس :46: .
    خیلی خیلی جالب بودن :72: .
    اول صبح حسابی سرحال شدم :1: .


    نقل قول: KuRoSh

    دعا کردم خدا یه موتور بهم بده
    ولی از اونجا که بعدا فهمیدم خدا اونجوری دعاها رو قبول نمیکنه:
    خودم یه موتور دزدیدم و دعا کردم از گناهم بگذره


    خدائیش من با این مورد خیلی تفاهم دارم :4: .
    ولی وقتی اینطوری گناه میکنم یه حس عجیبی ته دلم میگه خدا حتماً میبخشتم 286.

    2 سپاس: نخبه، KuRoSh

  • هاچو هاچو

    دمت گرم :83:
    نقل قول: KuRoSh
    مکالمه من و بغل دستیم تو تاکسی

    من : آدامس نعنایی داری ؟
    بغل دستیم: آره
    من : یه دونه بخور ...!

    باور کنین این تیکه رو من ساختم نمیدونم کی دزدیدش :62:

    2 سپاس: نخبه، KuRoSh

  • zrnznn

    1 سپاس: KuRoSh

  • mahsa joon

    نقل قول: jaj
    خداوند خودش بهمون رحم کنه
    دیگه امنیت جانی هم نخواهیم داشت


    اوهووووو..نترس اين فقط جك بود :28:

    1 سپاس: KuRoSh
پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: