ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شدهاند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفتهاند.
ثبتنام و ارسال نوشته در این وبسایت امکانپذیر نیست. چنانچه نوشتهای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، میتوانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.
یک نت روی دیوار انجمن
pAshMak
1 هفته پیش
آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com
بابک
▧ تصویر در دسترس نیست
یارو : آقا به خدا این خانوم خواهرمه! مامور : من پلیس راهنماییم نه مامور انتظامی. این خانم مادرتم باشه دو نفری نمیتونید پشت فرمون بشینید
مناجات يك یارو !: خدايا دقت كردی بعضی وقتا شيطون چه پيشنهادای جالبی ميده؟! تو هم یه کم خلاقیت داشته باش
ﺩﻳﺪین این دخترایی که تا قبل عقد اسمشون آرمیتا بوده. بعد وقتی دارن قند میسابن رو سرشون و خطبه خونده میشه، یهو میبینی عاقد میگه : دوشیزه "خدیجه قره قوزلوی جادوغ آبادیِ اصل"، آیا من وکیلم؟
يارو 95 سال عمر کرده بعد که ميميره مينويسن: به ديدار حق شتافت !! خو اين کجا ششتافته ؟!!! اينو که به زور بردن اون دنيا
بزرگی میگفت: اگر پدرت ثروتمند نباشه تو مقصر نیستی!!! اما اگر پدر زنت ثروتمند نباشه خودت مقصری
به یکی میگن برو خبر مرگ پدر همسایه رو به پسرش بده؛ طرف میره در میزنه میپرسه بابات خونست؟ پسره میگه: نه شب میاد میگه: بشین تا بیاد
وقت مرگ
یارو نشسته بود داشت تلویزیون میدید که یهو مرگ اومد پیشش ...
مرگ گفت : الان نوبت توئه که ببرمت ...
طرف یه کم آشفته شد و گفت : داداش اگه راه داره بیخیال ما بشو بذار واسه بعدا ...
مرگ : نه اصلا راه نداره. همه چی طبق برنامست. طبق لیست من الان نوبت توئه ...
مرده گفت : حداقل بذار یه شربت بیارم خستگیت در بره بعد جونمو بگیر ...
مرگ قبول کرد و مرده رفت شربت بیاره...
توی شربت 2 تا قرص خواب خیلی قوی ریخت ...
مرگ وقتی شربته رو خورد به خواب عمیقی فرو رفت...
مرده وقتی مرگ خواب بود لیستو برداشت اسمشو پاک کرد نوشت آخر لیست ...
و منتظر شد تا مرگ بیدار شه ...
مرگ وقتی بیدار شد گفت : دمت گرم داداش حسابی حال دادی خستگیم در رفت ...
بخاطر این محبتت منم بیخیال تو میشم و میرم از آخر شروع به جون گرفتن میکنم ...
جدیدترین علل مرگ و میر در ایران
ذوق مرگ - علت : رفاه بیش از حد بعد از گرانیهای اخیر
زخم بستر- علت : کندی اینترنت برای دانلود مجموعه آثار افتخاری
پارگی روده -علت: خندیدن بیش از حد هنگام تماشای بیست و سی
سکته مغزی- علت : محاسبه قیمت ارز براساس نظر رییس جمهور (1226تومان) و قیمت آزاد آن
تومور مغزی- علت :تلاش برای درک جدول آمارتورم مورد نظر بانک مرکزی
مننژیت مزمن- تلاش برای گرفتن یارانه دی ماه از عابر بانک قبل از واریز
دق مرگ - غصه حاصل از دیدن فقر و جنایت و بیکاری در اروپا
هدیه دادن یارو ؟ به همسرش : سکینه جان خواستم برات گل بخـــرم دیدم خودت گلـــی واست کــــود خریدم
ل.....ها کشف کردن خورشید، روزها بی جهت روشنه!!!در اصل باید شبها که تاریکه روشن باشه
میگن تو شیراز شانس "ده بار " در خونه ی آدم رو میزنه ولی کیـه که در رو باز کنه
بنی آدم ابزار یکدیگرند / در اسگل کردن ز هم برترند
چو عضوی به درد اورد روزگار / دگر عضوها را خنده و هار هار
یه ضرب المثل شیرازی هست که میگه
اگر شما به وسیله ای نیاز دارید و آن وسیله از شما دور است،،،،شما دیگر به آن وسیله نیاز ندارید
مغز چیست؟
ارگانی از بدن که ما فکر می کنیم فکر می کند
ما بدبختی رو بوسیدیم و گذاشتیم کنار
حالا ول کن نیست , میره و میاد میگه : یه بوس بده
روزی حضرت موسی (ع) برای گرفتن وامی به بانک سینا در خیابان آزادی تهران، مراجعه کردندی
رییس بانک گفتندی: وام نمیدهیم. موسی عصبی شدندی
و گفتندی که من پیامبر خدا هستندی و اگر وام ندهندندی، دها... تان را سرویس خواهم کردندی!
رییس بانگ گفتندی: هیچ کاری نتوانندی بکنندی
در این هنگام موسی (ع) با عصای خویش شعبه را به دونیم کردندی و از وسط آن گذر کردندی و به بانک دیگری رفتندی.!!
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
▧ تصویر در دسترس نیست
هاچو هاچو
gilas
دلشاد
mojde
ژنرال
آخرین ورود: امروز, 07:39
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→