ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شدهاند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفتهاند.
ثبتنام و ارسال نوشته در این وبسایت امکانپذیر نیست. چنانچه نوشتهای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، میتوانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.
یک نت روی دیوار انجمن
pAshMak
1 هفته پیش
آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com
ھر قدر در برابرش کوتاه بیایی، قد میکشد، سلطه میطلبد، وَ لِه میکند
بچه مثبت
«شب ْ عمیق است؛ اما روز از آن ھم عمیقتر است. غم عمیق است اما شادی از آن ھم عمیقتر است».
دیگر به یاد نمیآورم که این سخن را در جوانی در جایی خواندهام، یا در جوانی، خود ْ، آن را در جایی نوشتهام.
اما به ھر حال، این سخنیست که آن را بسیار دوست میدارم. دیروز نزدیک غروب، باز دیدمت که غمزده بودی و در خود.
من، ھرگز، ضرورتِ اندوه را انکار نمی کنم؛ چرا که میدانم ھیچ چیز مثل اندوه، روح را تصفیه نمیکند و الماسِ عاطفه را صیقل نمیدھد؛ امّا میدان دادن به آن را نیز ھرگز نمیپذیرم؛ چرا که غم، حریص است و بیشترخواه و مرزناپذیر، طاغی و سرکش و بَدلِگام.
ھر قدر که به غم ْ میدان بدھی، میدان می طلبد، و باز ھم بیشتر، و بیشتر...
ھر قدر در برابرش کوتاه بیایی، قد میکشد، سلطه میطلبد، وَ لِه میکند...
غم، ھرگز عقب نمینشیند مگر آنکه به عقب برانیاش، نمیگریزد مگر آنکه بگریزانیاش، آرام نمیگیرد مگر آنکه بیرحمانه سرکوبش کنی...
غم، ھرگز از تھاجم ْ خسته نمیشود.
و ھرگز به صلحِ دوستانه رضا نمیدھد.
و چون پیش آمد و تمامیِ روح را گرفت، انسان ْ بیھوده میشود، و بیاعتبار، و ناانسان، و ذلیلِ غم، و مصلوبِ بیسبب.
من، مثلِ تو، می دانم که در جھانی اینگونه دردمند، بیدردیِ آن کس که میتواند گلیمِ خود را از دریای اندوه بیرون بکشد و سبکبارانه و شادمانه بر ساحل بنشیند، یک بی دردیِ دَدمنشانه است، و بیغیرتیست، و بیآبرویی، و اسباب سرافکندگیِ انسان. آنگونه شادبودن، ھرگز به معنای خوشبخت بودن نیست، بَل فقط به معنایِ نداشتن تفکّر است و احساس و ادراک؛ و با این ھمه، گفتم که، برای دگرگون کردنِ جھانی چنین افسرده و غمزده، و شفادادنِ جھانی چنین دردمند، طبیب، حق ندارد بر سر بالینِ بیمار خویش بِگریَد، و دقایقِ معدودِ نشاط را از سالھای طولانیِ حیات بگیرد.
چشمِ کودکان و بیماران، به نگاه مادران و طبیبان است.
اگر در اعماقِ آن، حتّی لبخندی محو ببینند، نیروی بالندگیشان چندین برابر میشود.
به صدای خندهی خالصِ بچهھا گوش بسپار، و به صدای دردناکِ گریستنشان، تا بدانی که این، سخنی چندان پریشان نیست.
عزیز من!
این بیمارِ کودک ْصفت ِخانهی خویش را از یاد مران!
من، محتاجِ آن لحظهھای دلنشینِ لبخندم ━━ لبخندی در قلب، علیرغمِ ھمه چیز.
برگرفته از کتاب چهل نامه کوتاه به همسرم
نادر ابراهیمی
میرسد روزی کــه مــا در خاطـرات ..... موجـب خنـدیـــدن و غـــم میشویم
گاه گاهـی یـــاد مـا کـن ای رفیـــق ..... میرسد روزی که بیهم میشویم
ژنرال
♥Rose♥
mz56mz
دلشاد
هاچو هاچو
taha_1990
ماهی
وقتی غم با خستگی دست به یکی می کنه
خیلی جنگیدن سخت میشه..
نهنگهای قاتل وقتی می خوان فوکی رو شکار کنن گروهی حمله می کنن
اونو توی پهنای اقیانوس به شنا وا می دارن
از این سمت به اون سمت
یه جور بازی ناجوانمردانه
اونقدر که خستگی بر فوک غالب میشه
و فوک تسلیم دندونهای تیز نهنگ میشه..
کاش نادر به من می گفت : توی خستگی های مفرط زندگی وقتی انرژیت به حداقل رسیده چطور میشه پیروز میدون شد؟ نه اینکه نشه...ولی خیلی سخته
خیلی زیبا بود
gilas
پری سا
چند بار خوندمش
baron jon
قشنگ بود
ھر قدر در برابرش کوتاه بیایی، قد میکشد، سلطه میطلبد، وَ لِه میکند...
غم، ھرگز عقب نمینشیند مگر آنکه به عقب برانیاش، نمیگریزد مگر آنکه بگریزانیاش، آرام نمیگیرد مگر آنکه بیرحمانه سرکوبش کنی...
غم، ھر گز از تھاجم ْ خسته نمیشود.
و ھرگز به صلحِ دوستانه رضا نمیدھد.
mojde
بچه مثبت
♥Rose♥,
mz56mz,
دلشاد,
هاچو هاچو,
taha_1990,
ماهی,
gilas,
پری سا,
baron jon,
mojde,
میرسد روزی کــه مــا در خاطـرات ..... موجـب خنـدیـــدن و غـــم میشویم
گاه گاهـی یـــاد مـا کـن ای رفیـــق ..... میرسد روزی که بیهم میشویم
حورا
خیلی قشنگ بود
آخرین ورود: امروز, 07:39
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→