₪ انجمن بوف بوفی ₪ » روانشناسی و روابط اجتماعی » نگاه مثبت (منظورم بچه مثبت نيستا)
آبان
9
ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شده‌اند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفته‌اند.
ثبت‌نام و ارسال نوشته در این وب‌سایت امکان‌پذیر نیست. چنانچه نوشته‌ای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، می‌توانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.


₪ انجمن بوف بوفی ₪ » روانشناسی و روابط اجتماعی » نگاه مثبت (منظورم بچه مثبت نيستا)

یک نت روی دیوار انجمن pAshMak
1 هفته پیش

آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com

1 2


نگاه مثبت (منظورم بچه مثبت نيستا)

1787 بازدید، 21 پست، نویسنده: mojde

  • mojde

    تصویر در دسترس نیست


    يكي از اساتيد دانشگاه شهيد بهشتي خاطره جالبي را كه مربوط به سالها پيش بود نقل ميكرد:


    "چندين سال قبل براي تحصيل در دانشگاه سانتا کلارا کالیفرنیا، وارد ايالات متحده شده بودم، سه چهار ماه از شروع سال تحصيلي گذشته بود كه يك كار گروهي براي دانشجويان تعيين شد كه در گروه هاي پنج شش نفري با برنامه زماني مشخصي بايد انجام ميشد.
    دقيقا يادمه از دختر آمريكايي كه درست توي نيمكت بغليم مينشست و اسمش كاترينا بود پرسيدم كه براي اين كار گروهي تصميمش چيه؟
    گفت اول بايد برنامه زماني رو ببينه، ظاهرا برنامه دست يكي از دانشجوها به اسم فيليپ بود.
    پرسيدم فيليپ رو ميشناسي؟
    كاترينا گفت آره، همون پسري كه موهاي بلوند قشنگي داره و رديف جلو ميشينه!
    گفتم نميدونم كيو ميگي!
    گفت همون پسر خوش تيپ كه معمولا پيراهن و شلوار روشن شيكي تنش ميكنه!
    گفتم نميدونم منظورت كيه؟
    گفت همون پسري كه كيف وكفشش هميشه ست هست باهم!
    بازم نفهميدم منظورش كي بود!
    اونجا بود كه كاترينا تون صداشو يكم پايين آورد و گفت فيليپ ديگه، همون پسر مهربوني كه روي ويلچير ميشينه...
    اين بار دقيقا فهميدم كيو ميگه ولي به طرز غير قابل باوري رفتم تو فكر،
    آدم چقدر بايد نگاهش به اطراف مثبت باشه كه بتونه از ويژگي هاي منفي و نقص ها چشم پوشي كنه...
    چقدر خوبه مثبت ديدن...
    يك لحظه خودمو جاي كاترينا گذاشتم، اگر از من در مورد فيليپ ميپرسيدن و فيليپو ميشناختم، چي ميگفتم؟
    حتما سريع ميگفتم همون معلوله ديگه!!
    وقتي نگاه كاترينا رو با ديد خودم مقايسه كردم خيلي خجالت كشيدم...

    شما چي فكر ميكنيد؟
    چقد عالي ميشه اگه ويژگي هاي مثبت افراد رو بيشتر ببينيم و بتونيم از نقص هاشون چشم پوشي كنيم"







    زمانی که من بچه بودم،مادرم علاقه داشت گهگاهی غذای ساده صبحانه را برای شب هم آماده کند. یک شب را خوب یادم مانده که مادرم
    پس از گذراندن یک روز سخت و طولانی در سر کار، شام ساده ای مانند صبحانه تهیه کرده بود.
    آن شب پس از زمان زیادی، مادرم بشقاب شام را با تخم مرغ، سوسیس و بیسکویت های بسیار سوخته، جلوی پدرم گذاشت. یادم می آید منتظر شدم ببینم
    آیا او هم متوجه سوختگی بیسکویتها شده است!
    در آن وقت، همه ی کاری که پدرم انجام داد این بود که دستش را به طرف بیسکویت دراز کرد، لبخندی به مادرم زد و از من پرسید
    که روزم در مدرسه چطور بود. خاطرم نیست که آن شب چه جوابی به پدرم دادم، اما کاملاً یادم هست که او را تماشا میکردم که داشت کره
    و ژله روی آن بیسکویتهای سوخته می مالید و لقمه لقمه آنها را می خورد.
    یادم هست آن شب وقتی از سر میز غذا بلند شدم،شنیدم مادرم بابت سوختگی بیسکویت ها از پدرم عذرخواهی می کرد
    و هرگز جواب پدرم را فراموش نخواهم کرد که گفت: اوه عزیزم، من عاشق بیسکویتهای خیلی برشته هستم.
    همان شب، کمی بعد که رفتم بابام را برای شب بخیر ببوسم، از او پرسیدم که آیا واقعاً دوست داشت که بیسکویتهاش سوخته باشد؟
    او مرا در آغوش کشید وگفت:مامان تو امروز روز سختی را در
    سرکار گذرانده و خیلی خسته است. بعلاوه، بیسکویت کمی سوخته هرگز کسی را نمی کشد!
    زندگی مملو از چیزهای ناقص... و انسان هایی است که پر از کم و کاستی هستند .
    خود من در بعضی موارد، بهترین نیستم، مثلاً مانند خیلی از مردم، روزهای تولد و سالگردها را فراموش میکنم.
    اما در طول این سالها فهمیده ام که یکی از مهمترین راه حل ها برای ایجاد روابط سالم، مداوم و پایدار:
    درک و پذیرش عیب های همدیگر و شاد بودن از داشتن تفاوت با دیگران است و امروز دعای من برای تو این است که یاد بگیری که قسمت های خوب، بد،
    و ناخوشایند زندگی خود را بپذیری و با انسان ها رابطه ای داشته باشی که در آن، بیسکویت سوخته موجب قهر و دلخوری نخواهد شد.
    این موضوع را می توان به هر رابطه ای تعمیم داد. در واقع، تفاهم، اساس هر روابطی است،هر رابطه ای با همسر یا والدین، فرزند یا برادر،خواهر یا دوستی!
    کلید دستیابی به شادی خود را در جیب کسی دیگر نگذارید آن را پیش خودتان نگهدارید.
    بنابراین، لطفاً یک بیسکویت به من بدهید، و آری، حتی از نوع سوخته که حتماً خیلی خوب خواهد بود.!.!.!.!
    این داستان را می توانید برای کسانی بفرستید که برایتان ارزشمندند
    کاش همه می دانستند زندگی شادی نیست
    شاد کردن است
    زندگی قهقهه نیست
    لبخند است

    14 سپاس: دلشاد، ماهی، mz56mz، hadi04، بچه مثبت، garfild، Kishe Mehr، ♥Rose♥، ژنرال، maryamlondon1، serpent، soheyla، gilas، محسن صائب

  • دلشاد

    نقل قول: mojde
    شما چي فكر ميكنيد؟

    همون بچه مثبت :bahone:

    1 سپاس: mojde

  • ماهی

    مخصوصا از قسمت دوم خیلی لذت بردم :65:
    1 سپاس: mojde

  • mz56mz

    نقل قول: mojde
    چقد عالي ميشه اگه ويژگي هاي مثبت افراد رو بيشتر ببينيم و بتونيم از نقص هاشون چشم پوشي كنيم"

    :39:

    2 سپاس: mojde، ♥Rose♥

  • hadi04

    ممنون مژده تاپیکت کمک کرد بغض گلومو فرو ببرم اعصابم از یه جریاناتی اینجا خورد بود من چه فکری میکردم اصلش چی بود والا ... من خیلی ساده دل هستم برای خودم متاسفم
    4 سپاس: mojde، Kishe Mehr، ژنرال، maryamlondon1

  • mojde

    نقل قول: hadi04
    من خیلی ساده دل هستم برای خودم متاسفم



    آرسااااااااام چي شده؟

    به خدا دركت ميكنم تو محيط كارم منم دقيقا به نقطه اي رسيدم كه تو رسيدي خدا كمك كنه آدم بعضي برخردا و بي عدالتي ها و ظلما رو تحمل كنه

    3 سپاس: hadi04، Kishe Mehr، ژنرال

  • hadi04

    نقل قول: mojde
    آرسااااااااام چي شده؟

    چی بگم والا؟
    ما کجا سیر میکنیم بعضی از همکارها کجا
    همش دنبال راه افتادن کار و حل مشکل واحدها و دستگاه ها هستم ولی بعضی ها تو این شلوغی کار دنبال سناریو چیدن برای گرفتن پست سازمانی دیگران هستن مثل همین کاری که با من کردن ولی نتونستن چون لایق اون جایگاه نبودن خودشون به غلط کردن افتادن خوبی اینجا اینه که اگر کسی اهل این کار نباشه زیاد طول نمیکشه تا گندش در بیاد خدا رو شکر با در اومدن گند کارش هم پیش من دستش رو شد هم همه فهمیدن اینکاره نیست از این به بعد کمتر ادعا میکنه میخواست با درخواست دادن به رییس با توجه به رابطه خوبشون منو دک کنه یه واحد دیگه با بهونه اینکه من بهتر میتونم از عهده اونجا بر بیام بعد خودش بیاد جایگاه منو تو این واحد بگیره خدا شاهده من اصلا به جایگاه شغلی توجهی ندارم ولی فکر نمیکردم نقشه ایشون این باشه بعد از سه روز فهمیدم با اومدنش جای من چه تشنجی ایجاد کرده تو واحد اعصاب همه رو به هم ریخته بود چند بار هم دستگاه ها به مشکل خوردن وقتی برگشتم نزدیکترین دوستش همه چیو بهم گفت ولش کن باید تا صبح بنویسم اعصاب ندارم

    4 سپاس: mojde، Kishe Mehr، ژنرال، maryamlondon1

  • garfild

    فوق العاده بود
    موهای بدنم سیخ شد خوندمشون

    1 سپاس: mojde

  • mojde

    hadi04,

    ولي من هنوز نتونستم حال طرف و جا بيارم .شك ندارم كه دستش رو ميشه

    1 سپاس: hadi04

  • بچه مثبت

    نقل قول: mojde
    نگاه مثبت (منظورم بچه مثبت نيستا)
    جای تأسف داره که بعضیا از برند بچه مثبت استفاده تبلیغاتی می‌کنن :87: :bahone:

    نقل قول: mojde
    نيمكت بغليم
    بغلی یا بقلی؟ :bahone:

    نقل قول: mojde
    چقدر خوبه مثبت ديدن...
    عالی! یچ یچ! :4:


    نقل قول: mojde
    کلید دستیابی به شادی خود را در جیب کسی دیگر نگذارید
    من همینشه کلید رسیدن به شادی را در جیب چپم و کلید رسیدن به آرزو را در جیب راستم میذارم. شرمنده جای شاه کلید رو نمیتونم بگم :bahone:

    می‌رسد روزی که بی‌هم می‌شویم ..... یک‌به‌یک از جمع هـم کم می شویم
    می‌رسد روزی کــه مــا در خاطـرات ..... موجـب خنـدیـــدن و غـــم می‌شویم
    گاه گاهـی یـــاد مـا کـن ای رفیـــق ..... می‌رسد روزی که بی‌هم می‌شویم
    3 سپاس: ژنرال، ♥Rose♥، mojde

  • Kishe Mehr

    این همه من داد زدم مثبت باشید ، مهربون باشید ، مهر بکنید به همدیگه و گوش ندادید تا اینکه این استاد دانشگاه شهید بهشتی اومد بهتون گفت :bahone: حالا امیدوارم که زود از یادتون نره این حرفای این بنده خدا :4:
    2 سپاس: ♥Rose♥، mojde

  • hadi04

    نقل قول: mojde
    ولي من هنوز نتونستم حال طرف و جا بيارم .شك ندارم كه دستش رو ميشه

    کاش دستشون پیش خودشون و وجدانشون رو بشه کاش بفهمن دارن اینجا واسه زن و بچشون نون در میارن باید حلال باشه کاش ..... ای بابا ول کن

    3 سپاس: maryamlondon1، ♥Rose♥، mojde

  • ♥Rose♥

    بسیار عالی بود :39:
    1 سپاس: mojde

  • ژنرال

    با تشکر از شما، بچه مثبت، ریاست محترم و اعضای هیئت علمی دانشگاه سانتا کلارا کالیفرنیا، کاترین، فیلیپ، بیسکوئیت سوخته، مامان خانواده، پدر خانواده، دختر خانواده، استانداری کالیفرنیا، پلیس راه کالیفرنیا، میراث فرهنگی و خانواده محترم رجبی و کلیه عزیزانی که در ایجاد این تاپیک شما را یاری کردند :46:

    4 سپاس: maryamlondon1، Kishe Mehr، mojde، بچه مثبت

  • maryamlondon1

    داستان اولی امروز تو فیس بوک خوندم خیلی جالب بود :1: .بسکویت های سوخته هم فکر کنم زیر خاکی باشه :68: دست درد نکنه مژده جون . :11:
    1 سپاس: mojde

  • soheyla

    سلام و سپاس :46: .
    خیلی قشنگ بودن :8: .
    در مورد داستان اول باید بگم : خیلی باید رو رفتارم کار کنم که بتونم خوب ببینم . چون خیلی وقته محیط کارم باعث شده تنها ایرادهارو ببینم . چون فقط ایرادهامو میبینن .
    محیط اداره محیط مزخرفیه وقتی بخوای خوب ببینی فکر میکنن حتماً یه مشکلی داری ...
    در مورد داستان دوم : تا زمانیکه دانشگاه نرفته بودم تمام سعیم این بود که خانواده و دوستانم و خوشحال کنم بدون اینکه چشم داشتی ازشون داشته باشم . وقتی خوشحالی اطرافیانمو میدیم بی اندازه خوشحال میشدم .
    ولی متأسفانه حالا اینطوری نیستم چون همین کارو تو دانشگاه و محیط کار انجام دادم و حسابی ضربه شو خوردم ...
    اونجا بود که معنی ضرب المثل با یک گل بهار نمیاد و کاملاً درک کردم ....

    1 سپاس: mojde

  • mojde

    نقل قول: بچه مثبت
    جای تأسف داره که بعضیا از برند بچه مثبت استفاده تبلیغاتی می‌کنن


    کو ؟
    کو ها؟



    نمایش یا پنهان متنما میتوانیم :bahone:

    نقل قول: بچه مثبت
    بغلی یا بقلی؟


    حالا هر کدومو شما دوست داری همون :4:
    نقل قول: ژنرال
    خانواده محترم رجبی و کلیه عزیزانی که در ایجاد این تاپیک شما را یاری کردند

    کوفت :23:

    2 سپاس: بچه مثبت، ژنرال

  • mojde

    Kishe Mehr,

    شاید کم گفتی خوب یه بار دیگه بگو :4:
    ♥Rose♥,

    ممنون از حضورت عزیزم
    maryamlondon1,

    نگو مریم نگو

    2 سپاس: Kishe Mehr، ♥Rose♥

  • gilas

    چقدر خوب بود خاله جونم :65:

    نمایش یا پنهان متنهر شب که میریم خونه یکی من میگم یکی شاهزاده

    آخ یادمون رفت زنگ بزنیم :4:

    :9:


  • محسن صائب

    با سلام.......................
    درمورد مطلب اول ........................
    این دیدن موارد منفی دیگران در ایران رو میشه خیلی قدیمی دونست ..... گفتن اون کچله و اون چاقه و اون لاغره و به این وسیله تحقیر طرف مقابل امری پیش پا افتاده بوده و هست تقریبا اکثرمون با دیدن یک ادم کور بجای گفتن نابینا ، از واژه کوره استفاده میکنیم و ............بدتر از اون دادن القاب زشت .......... بشکه ، نردبان، نی قلیون ووووووووو که به ظاهر افراد تعلق میگره
    همیشه هم برام سوال بوده که واقعا علت چی میتونه باشه ؟

پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: