ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شدهاند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفتهاند.
ثبتنام و ارسال نوشته در این وبسایت امکانپذیر نیست. چنانچه نوشتهای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، میتوانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.
یک نت روی دیوار انجمن
pAshMak
1 هفته پیش
آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com
صـدای بـاد، خیـابان و جعبـه ای کهنـه
KuRoSh
نشسته بود پسر، روی جعبهاش با واکس
غریب بود، کسی را نداشت الا واکس
نشسته بود و سکوت از نگاه او میریخت
و گاه بغض صدا میشکست : "آقا واکس؟"
درست اول پائیز، هفت سالش بود
و روی جعبهی مشقش نوشت : بابا واکس...
غروب بود، و مرد از خدا نمیفهمید
و میزد آن پسرک کفش سرد او را واکس
سیاه مشقی از اسمِ خدا خدا بر کفش
نماز محضی از اعجاز فرچهها با واکس
برای خنده لگد زد به زیر قوطی، بعد
صدای خندهی مرد و زنی که : "ها ها واکس
چقدر روی زمین خندهدار میچرخد!
(چه داستان عجیبی!) بله، در اینجا واکس
پرید توی خیابان، پسر به دنبالش
صدای شیههی ماشین رسید، اما واکس
یواش قل زد و رد شد، کنار جدول ماند
و خون سرخ و سیاهی کشیده شد تا واکس
غروب بود، و دنیا هنوز میچرخید
و کفشهای همه خورده بود گویا واکس
و کارخانه به کارش ادامه میداد و
هنوز طبق زمان هر دقیقه صدها واکس...
کسی میان خیابان سه بار "مادر!" گفت
و هیچ چیز تکان هم نخورد، حتی واکس
صدای باد، خیابان و جعبه ای کهنه
نشسته بود ولی روی جعبه تنها واکس
شعر از : پوریا میررکنی
Ahora Quien
دلشاد
gilas
KuRoSh
Ahora Quien
با این تاپیکت
آخرین ورود: امروز, 07:39
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→