ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شدهاند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفتهاند.
ثبتنام و ارسال نوشته در این وبسایت امکانپذیر نیست. چنانچه نوشتهای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، میتوانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.
یک نت روی دیوار انجمن
pAshMak
1 هفته پیش
آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com
Ahora Quien
آقای مجری سشووار میدونی چیه؟
فامیل دور:میشه راهنمایی کنی، تو جیب جا میشه
آقای مجری سشووار تو خونه داشتیم کجاس؟
فامیل دور: من بعید میدونم تو خونه داشته باشیم فوقش یه شوواره که اونم تو اینجا ما نداریم ما تو دور یه نفرو داشتیم یه شووار داشت بعد چیز شد او شووارش فوت کرد یه شووار دیگه گرفت شد دو شووار سه شووار دیگه نشنیده بودیم
.
.
.
.
.
یکی از قشنگترین دیالوگ ها به نظر من اونجا بود که فامیل دور میخواست اختراعاش رو به آقای مجری معرفی کنه،
فامیل دور: آقای مجری شما یکی داشتین توی فامیلتون مخترع بود ،اسمش بهرام بود؟
آقای مجری: بله بهرام بود چطور؟
فامیل دور: بهرام که گور میگرفتی همه عمر،دیدی که چگونه دور بهرام گرفت؟؟؟
(منظورش این بود که اختراع من از بهرامتون بهتره)
.
.
.
.
.
آقای مجری در حال پاره کردن دفتر مشق کلاه قرمزی چون خودش ننوشته بود . . .
آقای مجری: الان این رو پاره میکنم تا خودت مشقاتو بنویسی.
فامیل دور: نه، عجب گیری افتادیما، 3 ساعت به این گاو فهموندیم که نباید پاره کنه و بخوره، حالا باید به شما بفهمونیم
.
.
.
.
.
.
سه نوع دور داریم:
اونی که دستت بش نمیرسه
اونی که چشمت بهش نمیرسه
اونی که فکرت هم بش نمیرسه
.
.
.
.
.
فامیل دور: آقای مجری یه چیزی بگم اصن باورتون نشه ، من بچه بودم
آقای مجری: خب !
فامیل دور: باورتون شد ؟!؟!؟
آقای مجری به جیگر : تو به گوشی من دست زدی؟
آقای مجری: جیگر کار تو بود ؟؟؟
جیگر: من نمیگم دست نزدم زدم ، اما کم زدم
.
.
.
.
.
طناز طبابایی: اگه گفتین معما چیه بچه ها ؟
جیگر :
یک سری سوالات که جوابهای نا مشخصی داره
یک سری سوالات که جوابهای نا مشخصی داره
یک سری سوالات که جوابهای نا مشخصی داره
طناز طبابایی: نه جیگر جان جوابه مشخص داره ! خب حالا معما اون چیه که اول 4 تا پا داره بعدش 2تا بعدش 3 تا ؟!؟
هیچکس نتونست جوابه درست بده ، بعد خودش گفت میشه آدمیزاد که آخرش با عصا راه میره
کلاه قرمزی : آخه عصا پا میشه ؟!؟
جیگر گفت : دیدی جوابه نا مشخص داره
دیدی جوابه نامشخصی داره
دیدی جوابه نا مشخصی داره
ببعی : make a word with A
مهمان: a apple
ببعی : no . A kaho
مهمان : کاهو فارسیه که !
ببعی : no it is international word
.
.
.
.
.
بع بعی: هویج اصله خانوم دکتر گاز زده
آقای مجری: قیمتش چنده؟
بع بعی: وان هاندرد اند فیفتی فایو دالر
آقای مجری: دالر
بع بعی: نمیخوای کاهو ببر خر گاز زده
آقای مجری: نه به دلار بوجمون نمیرسه
بع بعی: جوون مادرت بخر!
بع بع
پسرعمه زا در تست بازیگری وقتی میخواست خبر دزدیده شدن ماشین رامبد جوان رو یه جوری بده که بیهوش نشه :
پسر عمه زا : دو تا خبر دارم ؛ یه خبر خوب ، یه خبر بد. اول کدوم رو بگم ؟
رامبد جوان : خبر خوب.
پسر عمه زا : ماشینت رو دزد برد !
رامبد جوان : ای وای...! حالا خبر بد چیه ؟
پسر عمه زا : بابات هم توش بود..!!
.
.
.
.
.
آقای مجری:من دو ساعته دارم تو رو صدا می زنم . صدامو نشنیدی ؟
پسر عمه ز ا: چرا شنیدم
آقای مجری :پس چرا نیومدی :
[پسر عمه ز ا: اهمیت ندادم
آقای مجری: همه بچهها مسؤولیت دارن به بزرگترها کمک کنن.
مسؤولیت چیه کلاه قرمزی؟
کلاه قرمزی: محسولیت؟ اینه که از محسولیت شروع میشه، آخرش بدبختیه.
اول میگی محسولیت. میگم مثلا چی؟ میگی دفتر مدادتو جمع کن. میگم چشم.
بعد میگی محسولیت، کیفتم درست کن. بعد اون کشوئه رو برو درست کن.
بعد محسولیت، آخرش بدبختیه. سلط آبو باید کف درست کنی، بری اونجا رو بشوری.
این شد محسولیت که میگی خوفه
.
.
.
.
.
.
فامیل دور به کلاه قرمزی: نمیخواد سبقت بگیری از این کامیونه، همین پشت همین کامیون برو دیگه آروم میره خوبه دیگه!
کلاه قرمزی: یه ساعته پشت کامیونیم، اصن این شاید واستاده ما چیدونیم داره میره یا نه!!!!
پسر خاله :يه روز رفتم نونوايي … نونوا گفت هر کسي اومد بگو پشت سرت وا نسه نون نمي رسه منم هر کي اومد گفتم بيا جلوي من واسا پشت سرم نون نمي رسه … !!
.
.
.
.
.
.
آقای مجری: درخواست مون رومی تونیم با یه کلمه قشنگ بگیم.
مثلا یه لیوان آب بخوایم چی می گیم؟
پسرخاله: خودمون می ریم آب می خوریم، برای بقیه هم میاریم
- نه، مثلا بخوایم بگیم این شیرینی رو به من بده
- خودمون بلند می شیم بر می داریم به بقیه هم تعارف می کنیم
- نه، یه کلمه ای بگو که محبت شما رو به من نشون بده
- می خوای برم نون بگیرم؟ می خوای برم نفت بگیرم؟ آب بیارم؟
- نه نه قبل از اینکه بگیم این شیرینی رو به من بده، می تونیم یه کلمه قبلش
بگذاریم. بگیم: عزیزم، ممکنه شیرینی رو به من بدی؟
- بله بفرما. بفرما. من خودم باید زودتر می فهمیدم شیرینی می خوای،
بهت می گفتم. بفرمایین بفرمایین.
مجری :چه فیلمی میخواید ببینید؟
کلاه قرمزی: ;کلابلانکا
پسر عمه زا : ارباب کتلتها
ببعی :درباره بی بی
فامیل دور : دور شهر بی دفاع
گابی : بر گاو رفته
.
.
.
.
.
گابی :
حالا این حمام که نمیگی ؛ چی هست؟
.
.
.
.
آقای مجری : برای شما یه تیکه نون بیاریـم کافیه ؟!؟
گاو جان: یه تیکه نون ! یه تیکه نون کجای نونــه !؟؟!!
آقو ما به دنیا اومدیم انقلاب شد
حرف زدیم جنگ شد
راه رفتیم کودتا شد
رفتیم مدرسه جنگ تموم شد
درس خوندیم هی نظاموی آموزشی عوض شد
رفتیم دانشگاه کنکور ول شد
رفتیم سربازی معافیت آزاد شد
رفتیم سرکار مملکت تحریم شد
خواستیم ازدواج کنیم طلا گرون شد
گفتیم بریم خارج پاسپورتمون دی پرت شد
الانم اینترپل دنبالمونه هه هه هه هه یعنی له لهماااا
با این شرایط که پیش میره آقو فکر کنم مشکل از ما باشه اگه بمیریم شاید دنیا بهشت شد هه هه هه هه هه
.
.
.
.
.
آقو ما یه باررفتیم بانک یارانمونو بگیریم.
طرف گفت دیگه به شما یارانه تعلق نمیگیره!
گفتیم چرا؟گفت چون شما ۲۱ روزه که مردی!!!!
آقو مارو به زور بردن پزشکی قانونی زنده زنده کالبد شکافیمون کردن!
گفتن مرگش مشکوک بوده پلیس اومد ۲ ماه و نیم تحقیق کرد
آخرش گفت تنها مظنون ماجرا خود ماییم!مارو بردن دادگاه…
گفتیم خدارو شکر اولیای دم خونواده خودمونن مارو میبخشن…
آقو وسط دادگاه خونوادمونو جو گرفت
از قاضی اشد مجازات رو خواستار شدن!!…ها ها ها…
قراره پس فردا اعداممون کنن!
همش به خاطر ۴۰تومن یارانه ایجور داغون شدیم!
serpent
عااالی بود ، واااقعا عالی بود ، مرسی خیلی وقت بود که اینحوری نخندیده بودم
jaj
خرزوخان
mz56mz
ماهی
تنها
garfild
♥Rose♥
هاچو هاچو
Ahora Quien
baron jon
دستت درد نکنه
zrnznn
.
.
.
من چرا این تاپیک های بامزه رو ندیدمممممممممممممم
gilas
ژنرال
Ahora Quien,
کجایی تو؟
آخرین ورود: امروز, 07:39
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→