₪ انجمن بوف بوفی ₪ » هنر و ادبیات » شعر سیاه (حسین پناهی)
آبان
9
ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شده‌اند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفته‌اند.
ثبت‌نام و ارسال نوشته در این وب‌سایت امکان‌پذیر نیست. چنانچه نوشته‌ای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، می‌توانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.


₪ انجمن بوف بوفی ₪ » هنر و ادبیات » شعر سیاه (حسین پناهی)

یک نت روی دیوار انجمن pAshMak
1 هفته پیش

آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com



شعر سیاه (حسین پناهی)

1496 بازدید، 6 پست، نویسنده: serpent

  • serpent

    سیاه

    خب ..آره که خیابونا و بارونا و میدونا و آسمونا ارث بابامه

    واسه همینه که از بوق سگ تا دین روز

    این کله پوکو میگیرم بالا

    و از بی سیگاری میزنم زیر آواز

    و اینقدر میخونم

    تا این گلوی وا مونده وا بمونه....

    تا که شب بشه و بچپم تو یه چار دیواری حلبی

    که عمو بارون رو طاقش

    عشق سیاه خیالی منو ضرب گرفته

    شام که نیس

    خب زحمت خوردنشم ندارم

    در عوض

    چشم من و پوتینای مچاله و پیریه که

    رفیق پرسه های بابام بودن

    بعدشم واسه اینکه قلبم نترکه

    چشمارو میبندم و کله رو ول میکنم رو بالشی که پر از گریه های ننمه

    گریه که دیگه عار نیست

    خواب که دیگه کار نیست

    تا مجبور بشی از کله سحر

    یا مفت بگی و یا مفت بشنفی و

    آخر سر اینقدر سر بسرت بذارن که

    سر بذاری به خیابونا

    هی هی

    دل بده تا پته دلمو واست رو کنم

    میدونی؟

    همیشه این دلم به اون دلم میگه

    دکی

    تو این دنیای هیشکی به هیشکی

    این یکی دستت باید اون یکی دستتوبگیره

    ورنه خلاصی

    خلاص!

    اگه این نبود ...حالیت میکردم که

    کوهها رو چه طوری جابجا میکنن

    استکانها رو چه جوری می سازن

    سرد و گرم و تلخ و شیرینش نوش جان

    من یاد گرفتم

    چه جوری شبا

    از رویاهام یک خدا بسازم و...

    دعاش کنم که

    عظمتتو جلال

    امشب هم گذشت و کسی ما رو نکشت

    بعدش هم چشما مو میبندم و دلو میسپرم

    به صدای فلوت یدی کوره

    که هفتاد سال تمومه عاشق یه دخترچارده ساله بوره

    منم عشق سیاهمو سوت میزنم تا خوابم ببره

    تو ته تهای خواب یه صدای آشنایی چه خوش میخونه

    بشنو.....

    هی لیلی سیاه

    اینقدر برام عشوه نیا

    تو کوچه...

    تو گذر...

    تو سر تا سر این شهر هرجا بری همراتم

    سگ و سوتک میدونه

    کشته عشوه هاتم

    4 سپاس: خرزوخان، mahsa joon، ♥Rose♥، garfild

  • mahsa joon

    نقل قول: serpent
    کشته عشوه هاتم

    261 262 261 262 261 262 261

    1 سپاس: serpent

  • mahsa joon

    1 سپاس: serpent

  • garfild

    حیف که حسین پناهی بد مرگش شناخته شد :2:
    1 سپاس: serpent

  • serpent

    garfild,
    شما ب من ی نفر نشون بده که قبل از مرگش تو ایران شناخته شده باشه

پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: