₪ انجمن بوف بوفی ₪ » هنر و ادبیات » چهل نامه كوتاه به همسرم - نادر ابراهيمی
آبان
9
ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شده‌اند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفته‌اند.
ثبت‌نام و ارسال نوشته در این وب‌سایت امکان‌پذیر نیست. چنانچه نوشته‌ای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، می‌توانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.


₪ انجمن بوف بوفی ₪ » هنر و ادبیات » چهل نامه كوتاه به همسرم - نادر ابراهيمی

یک نت روی دیوار انجمن pAshMak
1 هفته پیش

آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com



چهل نامه كوتاه به همسرم - نادر ابراهيمی

2288 بازدید، 9 پست، نویسنده: ♥Rose♥

  • ♥Rose♥

    با سلام خدمت دوستان بوفیلندی
    از امروز تصمیم گرفتم روزی یک نامه از چهل نامه نادر ابراهیمی به همسرش رو تاپیک کنم
    امیدوارم که مورد پسند عزیزان قرار بگیرد .
    :24:

    تصویر در دسترس نیست مقدمه کتاب
    در مقدمه این کتاب آمده است:
    آن روزها که تازه تمرین خطاطی را شروع کرده بودم، حدود سال‌های 63-65، به هنگام نوشتن، در تنهایی- در فضایی که بوی تلخ مرکب ایرانی در آن می‌پیچید و صدای سنتی قلم نی، تسکین دهنده خاطرم می‌شد که گرد ملالی چون غبار بسیار نرم بر کل آن نشسته بود- غالباً به یاد همسرم می‌افتادم- که او نیز همچون من و شاید نه همچون من اما به شکلی، گهگاه و بیش از گهگاه، دل‌گرفتگی، قلبش را خاکستری می‌کرد- و می‌کوشیدم که با جستجو به امید رسیدن به ریشه‌های گیاه بالنده و سر سخت اندوه، و دانستن این‌که این روینده بی پروا از چه چیزها تغذیه می‌کند و شناختن شرایط رشد و دوامش را نه آنکه نابود کنم بل زیر سلطه و در اختیار بگیرم.

    پس یکی از خوب‌ترین راه های رسیدن به این مقصود را در این دیدم که متن تمرین‌های خطاطی‌ام را تا آنجا که مقدور باشد اختصاص دهم به نامه‌های کوتاهی برای همسرم و در این نامه‌ها بپردازم تا سرحد ممکن، به تک تک مسایلی که محتمل بود ما را، قلب‌هایمان را آزرده کند؛ و دست رد به سینه زورآوری‌های ناحقی بزنم که نباید بر زندگی خوب ما تسلطی مستبدانه بیابد و دائما بیازاردمان.

    رفته رفته عادتم شد که تمرین نستعلیق را از روی سرمشق استادم بنویسم و شکسته را، به میل خودم، خطاب به همسرم، در باب خرده و کلان مسایلی که زندگی مان داشت و گمان می‌کنم که هر زندگی سالمی، در شرایطی، می‌تواند داشته باشد.
    و این شد که تدریجا تعداد این نامه ها که نگاهی هم داشتند به جریان‌های عادی زندگی، رو به فزونی نهاد تا آنجا که فکر کردم این مجموعه، شاید، فقط نامه‌های من به همسرم نباشد، بل سخنان بسیاری از همسران به همسرانشان باشد و به همین دلیل به فکر بازنویسی و چاپ و انتشار آن‌ها افتادم.
    در سال شصت وشش، عمده توانم را برای تنظیم و ترتیب این نامه ها به کار گرفتم؛ و اینک این هدیه راستین ماست - من و همسرم - به همه کسانی که این نامه‌ها می‌تواند از زبان ایشان نیز بوده باشد- لااقل، گهگاه، اگر نه همیشه، و مشکل گشای ایشان به همین گونه.
    و شاید، در لحظه‌هایی به ضرورت، غم را عقب بنشاند، آن قدر که امکان به آسودگی نفس کشیدن پدید آید.
    ن.ا.


    یادداشت : همسرم میگوید : « بنویس که رسم نامه نوشتن و از طریق نامه حدیث دل گفتن و به مسائل و مشکلات جاری پرداختن را تو از آغاز جوانی داشتی، تا گمان نرود که تنها بوی تلخ مُرکّب و صدای سُنّتی قلم به نوشتن وادارت کرده است » و نوشتم.



    نامه اول /


    ای عزیز!
    راست می گویم.
    من هرگز یک قدم جلوتر از آنجا که هستم را ندیده ام.
    قلمم را دیده ام چنان که گویی بخشی از دست راست من است؛ و کاغذ را.
    من هرگز یک قدم جلوتر از آنجا که هستم را ندیده ام.
    من اینجا «من» را دیده ام -که اسیر زندان بزرگ نوشتن بوده است، همیشه ی خدا، که زندان را پذیرفته، باور کرده، اصل بودن پنداشته، به آن معتاد شده، و به تنها پنجره اش که بسیار بالاست دل خوش کرده...
    و آن پنجره تویی ای عزیز!
    آن پنجره ، آن در، آن میله ها، و جمیع صداهایی که از دور دستها می آیند تا لحظه ای، پروانه وش، بر بوته ی ذهن من بنشینند، تویی...
    این ، می دانم که مدح مطلوبی نیست
    اما عین حقیقت است که تو مهربان ترین زندانبان تاریخی.
    و آنقدر که تو گرفتار زندانی خویشتنی
    این زندانی، اسیر تو نیست-
    که ای کاش بود
    در خدمت تو، مرید تو، بنده ی تو...
    و این همه در بند نوشتن نبود.
    اما چه می توان کرد؟
    تو تیماردار مردی هستی که هرگز نتوانست از خویشتن، بیرون بیاید
    و این، برای خوب ترین و صبور ترین زن جهان نیز آسان نیست.
    می دانم.
    اینک این نامه ها
    شاید باعث شود که در هوای تو قدمی بزنم
    در حضور تو زانو بزنم
    سر در برابرت فرود آورم
    و بگویم: هر چه هستی همانی که می بایست باشی، و بیش از آنی، و بسیار بیش از آن. به لیاقت تقسیم نکردند؛ و الا سهم من، در این میان، با این قلم، و محو نوشتن بودن، سهم بسیار ناچیزی بود: شاید بهترین قلم دنیا، اما نه بهترین همسر دنیا...


    یادش گرامی و روحش شاد:46:



    تصویر در دسترس نیست معرفی و زندگی نامه نادر ابراهیمی
    نادر ابراهیمی (زادروز: ۱۴ فروردین ۱۳۱۵ در تهران -وفات: ۱۶ خرداد ۱۳۸۷، تهران)، داستان‌نویس معاصر ایرانی است.
    او علاوه بر نوشتن رمان و داستان کوتاه، در زمینه‌های فیلم‌سازی، ترانه‌سرایی، ترجمه، و روزنامه‌نگاری نیز فعالیت کرده‌ است.


    تصویر در دسترس نیست


    زندگی‌نامه

    نادر ابراهیمی در ۱۴ فروردین سال ۱۳۱۵ در تهران به‌دنیا آمد. پدرش عطاءالمُلک ابراهیمی، فرزندِ آجودان حضور قاجار و از نوادگانِ ابراهیم خان ظهیرالدوله، حاکم نامدارِ کرمان در عصر قاجار بود، که رضاشاه پهلوی او را، ضمنِ خلعِ درجه از کرمان به مشکین شهر تبعید نمود، که هنوز قلمستانی به نام او در حومهٔ مشکین شهر وجود دارد (قلمستان عطا) و هنوز فامیل او (ابراهیمی‌های کرمان) در شهر و استان کرمان شناخته شده و مشهور هستند. مادرِ نادر ابراهیمی هم از لاریجانی‌های مقیم تهران به شمار می‌آمد. نادر ابراهیمی تحصیلات مقدماتی خود را در زادگاهش یعنی شهر تهران گذراند و پس از گرفتن دیپلم ادبی از دبیرستان دارالفنون، به دانشکدهٔ حقوق وارد شد. اما این دانشکده را پس از دو سال رها کرد و سپس در رشتهٔ زبان و ادبیات انگلیسی به درجهٔ لیسانس رسید. او از ۱۳ سالگی به یک سازمان سیاسی پیوست که بارها دستگیری، بازجویی و زندان رفتن را برایش درپی داشت. ارایهٔ فهرست کاملی از شغل‌های ابراهیمی، کار دشواری است. او خود در دو کتاب «ابن مشغله» و «ابوالمشاغل» ضمن شرح وقایع زندگی، به فعالیت‌های گوناگون خود نیز پرداخته‌است. از جملهٔ شغل‌های او بوده‌است: کمک کارگری تعمیرگاه سیار در ترکمن‌صحرا، کارگری چاپخانه، حسابداری و تحویلداری بانک، صفحه‌بندی روزنامه و مجله و کارهای چاپ دیگر، میرزایی یک حجرهٔ فرش در بازار، مترجمی و ویراستاری، ایران‌شناسی عملی و چاپ مقاله‌های ایران‌شناختی، فیلمسازی مستند و سینمایی، مصور کردن کتاب‌های کودکان، مدیریت یک کتاب‌فروشی، خطاطی، نقاشی و نقاشی روی روسری و لباس، تدریس در دانشگاه‌ها و...

    در تمام سال‌های پرکار و بی‌کار یا وقت‌هایی که در زندان به‌سر می‌برد، نوشتن را ـ که از ۱۶ سالگی آغاز کرده بود ـ کنار نگذاشت. در سال ۱۳۴۲ نخستین کتاب خود را با عنوان «خانه‌ای برای شب» به‌چاپ رسانید که داستان «دشنام» در آن با استقبالی چشمگیر مواجه شد. تا سال ۱۳۸۰ علاوه بر صدها مقالهٔ تحقیقی و نقد، بیش از صد کتاب از او چاپ و منتشر شده‌است که دربرگیرندهٔ داستان بلند (رمان) و کوتاه، کتاب کودک و نوجوان، نمایش‌نامه، فیلم‌نامه و پژوهش در زمینه‌های گوناگون است. ضمن آن‌که چند اثرش به زبان‌های مختلف دنیا برگردانده شده‌است.

    نادر ابراهیمی چندین فیلم مستند و سینمایی و همچنین دو مجموعهٔ تلویزیونی را نوشته و کارگردانی کرده، و آهنگ‌ها و ترانه‌هایی برای آن‌ها ساخته‌است. او همچنین توانسته‌ است نخستین مؤسسهٔ غیرانتفاعی ـ غیردولتی ایران‌شناسی را تأسیس کند؛ که هزینه و زحمت‌های فراوانی برای سفر، تهیهٔ فیلم و عکس و اسلاید از سراسر ایران و بایگانی کردن آن‌ها صرف کرد؛ ولی چنان‌که باید، شناخته و به‌کار گرفته نشد و با فرارسیدن انقلاب و جنگ، متوقف شد.

    او فعالیت حرفه‌ای خود را در زمینهٔ ادبیات کودکان، با تأسیس «مؤسسهٔ همگام با کودکان و نوجوانان» ـ با همکاری همسرش ـ در آن مؤسسه متمرکز کرد. این مؤسسه، به‌منظور مطالعه در زمینهٔ مسائل مربوط به کودکان و نوجوانان برپا شد و فعالیتش را در حیطهٔ نوشتن، چاپ و پخش کتاب، نقاشی، عکاسی، و پژوهش دربارهٔ خلق‌وخو، رفتار و زبان کودکان و نیز بررسی شیوه‌های یادگیری آنان دنبال کرد. «همگام» عنوان «ناشر برگزیدهٔ آسیا» و «ناشر برگزیدهٔ نخست جهان» را از جشنواره‌های آسیایی و جهانی تصویرگری کتاب کودک دریافت کرد.

    ابراهیمی در زمینهٔ ادبیات کودکان، جایزهٔ نخست براتیسلاوا، جایزهٔ نخست تعلیم و تربیت یونسکو، جایزهٔ کتاب برگزیدهٔ سال ایران و چندین جایزهٔ دیگر را هم دریافت کرده‌است. او همچنین عنوان «نویسندهٔ برگزیدهٔ ادبیات داستانی ۲۰ سال بعد از انقلاب» را به‌خاطر داستان بلند و هفت جلدی «آتش بدون دود» به‌دست آورده‌ است.

    نادر ابراهیمی رشته‌های مختلف ورزشی را تجربه کرده، یکی از قدیم‌ترین گروه‌های کوهنوردی به‌نام «اَبَرمرد» را بنیان نهاده و در توسعهٔ کوهنوردی و اخلاق کوهنوردی، تأثیرگذار بوده‌است.

    نادر ابراهیمی در سن ۷۲ سالگی پس از چندین سال دست و پنجه نرم کردن با بیماری بعد از ظهر پنجشنبه ۱۶خرداد ۱۳۸۷ درگذشت.

    آثار
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    ادبیات بزرگسال

    1. با سرودخوان جنگ در خطه نام و ننگ
    2. خانه‌ای برای شب
    3. آرش در قلمرو تردید (یا: پاسخ‌ناپذیر)
    4. مصابا و رویای گاجرات
    5. بار دیگر شهری که دوست می‌داشتم
    6. هزارپای سیاه و قصه‌های صحرا
    7. افسانهٔ باران
    8. در سرزمین کوچک من - منتخب آثار
    9. تضادهای درونی
    10. انسان - جنایت - احتمال
    11. مکان‌های عمومی
    12. رونوشت بدون اصل
    13. درحد توانستن - شعرگونه
    14. غزل‌داستان‌های سال بد
    15. ابن مشغله - زندگینامه، جلد اول
    16. ابوالمشاغل - زندگینامه، جلد دوم
    17. فردا شکل امروز نیست
    18. براعت استهلال - از مجموعه «ساختار و مبانی ادبیات داستانی»
    19. مقدمه‌ای بر فارسی‌نویسی برای کودکان
    20. مقدمه‌ای بر مصورسازی کتاب‌های کودکان
    21. مقدمه‌ای بر مراحل خلق و تولید ادبیات کودکان
    22. مقدمه‌ای بر آرایش و پیرایش کتاب‌های کودکان
    23. دور ایران در شش ساعت - گزارش دومین نمایشگاه ایرانگردی در سال ۱۳۷۱
    24. چهل نامهٔ کوتاه به همسرم
    25. آتشْ بدون دود - داستان بلند هفت جلدی
    26. با سرودخوان جنگ، در خطهٔ نام و ننگ
    27. یک صعود باورنکردنی
    28. تکثیر تاسف‌انگیز پدربزرگ
    29. مردی در تبعید ابدی - براساس زندگی ملاصدرا
    30. حکایت آن اژدها
    31. بر جاده‌های آبیِ سرخ - داستان بلند ۱۰ جلدی، براساس زندگی میرمَهنای دوغابی
    32. صوفیانه‌ها و عارفانه‌ها - بخشی از «تاریخ تحلیلی پنج‌هزار سال ادبیات داستانی ایران»
    33. یک عاشقانه آرام
    34. سه دیدار با مردی که از فراسوی باور ما می‌آمد
    35. طراحی حیوانات - طرح‌های کوثر احمدی، با گفتاری تحلیلی در باب مفاهیم و تعاریف «طرح» در هنرها
    36. الف‌با - تحلیل فلسفی ۵۰ طرح از علی‌اکبر صادقیـ نقاش
    37. پیشگفتار «کوچه‌های کوتاه» - مجموعه قصه‌های کوتاه گروهی از شاگردان نادر ابراهیمی

    ادبیات کودک و نوجوان

    1. کلاغ‌ها - جایزهٔ اول فستیوال کتاب‌های کودکان توکیو ژاپن، جایزه اول - سیب طلایی - براتیسلاوا، جایزه اول تعلیم و تربیت از یونسکو
    2. سنجاب‌ها
    3. دور از خانه - قصه برگزیدهٔ آسیا، از سوی «سازمان جهانی یونسکو» و کتاب برگزیده شورای کتاب کودک در سال ۱۳۴۷
    4. قصه گل‌های قالی
    5. پهلوان پهلوانان؛ پوریای ولی - کتاب برگزیده از سوی «آکادمی المپیک» همایش فردوسی و اخلاق پهلوانی ۱۳۸۴، جایزهٔ بزرگ جشنوارهٔ کتاب کودک کنکور نوما، ژاپن ۱۹۷۸
    6. باران - آفتاب و قصهٔ کاشی
    7. بزی که گم شد
    8. من راه خانه‌ام را بلد نیستم
    9. سفرهای دورودراز هامی و کامی در وطن
    10. پدر چرا توی خانه مانده‌است - از مجموعه«قصه‌های انقلاب برای کودکان»
    11. جای او خالی - از مجموعهٔ «قصه‌های انقلاب برای کودکان»
    12. جای تو خالی - از مجموعهٔ «قصه‌های انقلاب برای کودکان»
    13. نیروی هوایی - از مجموعهٔ «قصه‌های انقلاب برای کودکان»
    14. سحرگاهان همافرها اعدام می‌شوند - از مجموعهٔ «قصه‌های انقلاب برای کودکان»
    15. برادرت را صدا کن - از مجموعهٔ «قصه‌های انقلاب برای کودکان»
    16. برادر من مجاهد، برادر من فدایی - از مجموعهٔ «قصه‌های انقلاب برای کودکان»
    17. جَنگ بزرگ از مدرسهٔ امیریان - از مجموعهٔ «قصه‌های انقلاب برای کودکان»
    18. نامهٔ فاطمه، پاسخِ‌نامهٔ فاطمه - از مجموعهٔ «قصه‌های انقلاب برای کودکان»
    19. مامان! من چرا بزرگ نمی‌شوم - از مجموعهٔ «قصه‌های ریحانه خانم»
    20. روزی که فریادم را همسایه‌ها شنیدند - از مجموعهٔ «قصه‌های ریحانه خانم»
    21. آدم وقتی حرف می‌زند چه شکلی می‌شود - از مجموعه‌ٔ «قصه‌های ریحانه خانم»
    22. درخت قصه ـ قُمری‌های قصه - جایزهٔ کتاب برگزیده ازسوی هیات داوران بزرگسال کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، جایزهٔ کتاب برگزیده ازسوی هیات داوران خردسال، ترجمه‌شده به زبان روسی در ترکمنستان
    23. عبدالرزاق پهلوان - کتاب برگزیده از سوی «آکادمی المپیک» همایش فردوسی و اخلاق پهلوانی ۱۳۸۴
    24. آن‌که خیال بافت و آن‌که عمل کرد
    25. حکایت کاسهٔ آب خنک - از مجموعهٔ «نوسازی حکایت‌های خوب قدیم برای کودکان»
    26. حکایت دو درخت خرما - از مجموعهٔ «نوسازی حکایت‌های خوب قدیم برای کودکان»
    27. آن شب که تا سحر - از مجموعهٔ «نوسازی حکایت‌های خوب قدیم برای کودکان»
    28. قلب کوچکم را به چه کسی هدیه بدهم؟ - دیپلم افتخار نخستین نمایشگاه بین‌المللی تصویرگران کتاب کودک ۱۳۷۲
    29. مثل پولاد باش پسرم؛ مثل پولاد - از مجموعهٔ «ایران را عزیز بداریم»
    30. داستان سنگ و فلز و آهن - از مجموعهٔ «ایران را عزیز بداریم»
    31. با من آشنا شو، با من دوست شو - از مجموعهٔ «ایران را عزیز بداریم»
    32. هستم اگر می‌روم؛ گر نروم نیستم - از مجموعهٔ «ایران را عزیز بداریم»
    33. راستی اگر نبودم - از مجموعهٔ «ایران را عزیز بداریم»
    34. کمیاب و قیمتی اما... - از مجموعهٔ «ایران را عزیز بداریم»
    35. مدرسهٔ بزرگ‌تری هم وجود دارد - از مجموعهٔ «ایران را عزیز بداریم»
    36. گل‌آباد دیروز؛ گل‌آباد امروز - از مجموعهٔ «ایران را عزیز بداریم»
    37. گل‌آباد امروز؛ گل‌آباد فردا - از مجموعهٔ «ایران را عزیز بداریم»
    38. فرهنگ فراورده‌های فلزی ایران - از مجموعهٔ «ایران را عزیز بداریم»
    39. هفت آموزگار مهربان - از مجموعهٔ «ایران را عزیز بداریم»
    40. ما مسلمانان این آب و خاکیم - از مجموعهٔ «ایران را عزیز بداریم» دریافت جایزه نخست آسیایی تصویرگران کتاب کودک ۱۳۷۰
    41. قصه سار و سیب
    42. قصه موش خودنما و شتر باصفا
    43. با من بخوان تا یاد بگیری
    44. حالا دیگر می‌خواهم فکر کنم
    45. قصه قالیچه‌های شیری
    46. همه گربه‌های من ۱ و۲
    47. دیدار با آرزو

    نمایشنامه

    1. اجازه هست آقای برشت؟
    2. وسعت معنای انتظار (سه قصه نمایشی)
    3. یک قصه معمولی و قدیمی در باب جنایت

    فیلم‌نامه

    1. آخرین عادل غرب
    2. صدای صحرا

    ترجمه‌ها

    1. مویه کن سرزمین محبوب - ترجمه با همکاری فریدون سالک
    2. از پنجره نگاه کن - ترجمه با همکاری احمد منصوری
    3. دوست؛ کسی است که آدم را دوست دارد - ترجمه با همکاری احمد منصوری
    4. آدم آهنی - کتاب برگزیدهٔ سال ۱۳۵۱ از سوی شورای کتاب کودک، ترجمه با همکاری احمد منصوری

    8 سپاس: بچه مثبت، jaj، kahkeshan، serpent، تنها، mahsa joon، Ahora Quien، Andia

  • بچه مثبت

    همش قشنگه، بعضیاش فوق‌العاده‌اند
    می‌رسد روزی که بی‌هم می‌شویم ..... یک‌به‌یک از جمع هـم کم می شویم
    می‌رسد روزی کــه مــا در خاطـرات ..... موجـب خنـدیـــدن و غـــم می‌شویم
    گاه گاهـی یـــاد مـا کـن ای رفیـــق ..... می‌رسد روزی که بی‌هم می‌شویم
    1 سپاس: ♥Rose♥

  • 1 سپاس: ♥Rose♥

  • serpent

    اولش باید تاپیکه معرفی نادر ابراهیمی رو میزدی :4:
    1 سپاس: ♥Rose♥

  • ♥Rose♥

    نقل قول: بچه مثبت
    همش قشنگه، بعضیاش فوق‌العاده‌اند

    دقیقاً :105:

    نقل قول: jaj
    من هیچوقت نامه های خصوصی دیگرانو نمیخونم :bahone:

    بله بله
    حالا اینبار رو بخونین ضرر نخواهید کرد
    :24:

    نقل قول: serpent
    اولش باید تاپیکه معرفی نادر ابراهیمی رو میزدی

    این تاپیک مخصوص ِ چهل نامه هست معرفی نامه که نیست! فکر کنم که اکثراً نادر ابراهیمی رو بشناسن، حالا به درخواست جنابعالی معرفی نامه اش هم گذاشتم :buff:

    2 سپاس: serpent، بچه مثبت

  • serpent

    1 سپاس: ♥Rose♥

  • تنها

    1 سپاس: ♥Rose♥

  • mahsa joon

    1 سپاس: ♥Rose♥

  • ♥Rose♥

    بچه مثبت, :46:
    jaj,:46:
    serpent,:46:
    تنها,:46:
    mahsa joon,:46:

پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: