₪ انجمن بوف بوفی ₪ » هنر و ادبیات » چهل نامه كوتاه به همسرم - نادر ابراهيمی
آبان
9
ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شده‌اند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفته‌اند.
ثبت‌نام و ارسال نوشته در این وب‌سایت امکان‌پذیر نیست. چنانچه نوشته‌ای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، می‌توانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.


₪ انجمن بوف بوفی ₪ » هنر و ادبیات » چهل نامه كوتاه به همسرم - نادر ابراهيمی

یک نت روی دیوار انجمن pAshMak
1 هفته پیش

آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com



چهل نامه كوتاه به همسرم - نادر ابراهيمی

1519 بازدید، 3 پست، نویسنده: ♥Rose♥

  • ♥Rose♥

    نامه هشتم/


    عزیز من!

    بی پروا به تو می گویم که دوست داشتنی خالصانه ، همیشگی، و رو به تَزایُد، دوست داشتنی ست بسیار دشوار - تا مرزهای ناممکن. اما من، نسبت به تو، از پسِ این مهمِ دشوار، به آسانی بر آمده ام ؛ چرا که خوبیِ تو، خوبیِ خالصانه، همیشگی و رو به تزایُدی ست که امر دشوار را بر من آسان کرده است و جمیع مرزهای ناممکن را فرو ریخته.

    امروز که روز تولد توست، و حق است خانه را به مبارکیِ چنین روزی گل باران کنم، اگر تنها یک غنچه ی فروبسته ی گل سرخ به همراه این نامه کرده ام دلیلش این است که گمان می کنم، عصر ، بچه ها ، و شاید برخی از دوستان و خویشان، با گلهایشان از راه برسند. و این، البته، شرط ادب و مهمان نوازی نیست که ما، همه ی گلدانها را اشغال کرده باشیم.
    گلدان ، خانه ی محبتِ دوستان ماست.



    نامه نهم/


    عزیز من!

    روزگاری ست که حتی جوان های عاشق نیز قدر مهتاب را نمی دانند. این ما هستیم که در چنین روزگارِ دشواری باید نگهبانِ اعتبارِ شفاف و پر شکوه ، کهکشان شیری، و شهاب های فرو ریزنده باشیم...

    شاید بگویی : «در زمانه ای چنین ، چگونه می توان به گزمه رفتن در پرتوِ ماهِ پُر اندیشید؟» و شاید نگویی؛ چرا که پاسخ این پرسش را بارها و بارها از من شنیده ای و باز خواهی شنید.

    « آنکه هرگز نان به اندوه نخورد
    و شب را به زاری سپری نساخت
    شما را ای نیروهای آسمانی
    هرگز، هرگز، نخواهد شناخت»
    گوته


    اگر فرصتی پیش بیاید – که البته باید بیاید – و باز هم شبی مثل آن شبهای عطر آگینِ رودبارک که سرشار است از موسیقیِ ابدی و پُر خروشِ سرداب رود ، در جاده های خلوتِ خاکی قدم بزنیم ، دست در دست هم ، دوش به دوش هم، باز هم به تو خواهم گفت: گوش کن ! گوش کن بانوی من! در آن ارتفاع، کسی هست که ما را صدا می زند...
    و تو می گویی : این فقط موسیقیِ نامیرای افلاک است...


    ما هر گز کهنه نخواهیم شد.



    نامه اول
    نامه دوم و سوم
    نامه چهارم و پنجم
    نامه ششم و هفتم

    4 سپاس: mahsa joon، بچه مثبت، jaj، خرزوخان

  • mahsa joon

    ♥Rose♥,
    خيلي قشنگه....

    :8:

    1 سپاس: ♥Rose♥

  • 1 سپاس: ♥Rose♥
پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: