₪ انجمن بوف بوفی ₪ » طنز و جوک » اعترافهای تکان دهنده طنز
₪ انجمن بوف بوفی ₪ » طنز و جوک » اعترافهای تکان دهنده طنز

بدون عکس

اعترافهای تکان دهنده طنز

1700 بازدید، 8 پست، نویسنده: serpent

  • serpent

    اعتراف می کنم وقتی از خیابون رد میشم اسم تابلو مغازه هارو می خونم اگه تو ماشینم باشم
    سعی میکنم همرو بخونم اگه نشه یه جورایی وجدان درد میگیرم اَصَن یه وضعی!!!
    این عادتو از بچگی دارم چون معلم کلاس اول دبستانمون گفته بود تابلوی مغازه هارو تیتر روزنامه هارو بخونین تا روخونیتون قوی بشه دیگه این مونده تو سرم!!






    اعتراف میکنم تو نصب بازی یا نرم افزار همش موس رو میگیرم جولویه اون نوار سبزه تا به اون برسه
    بعد که یکم میره جلو خر کیف میشم میگم ایول بودو بودو برس به اون سبزه دیگه چیزی نمونده !!






    اعتراف میکنم وقتی بچه بودم با داداشم توپ پلاستیکی رو که به زور واسم خریده بودن پاره کردیم ببینیم توش چه شکلیه !!!






    اعتراف می کنم تا راهنمایی به سبقت میگفتم سرقت
    اول راهنمایی که رفتم تازه فهمیدم این دوتا باهم فرق دارن






    اعتراف می کنم با دوستم رفته بودیم رستوران که یه پسری که تازه غذاشو سفارش داده بود یک گاز از ساندویچش خورد رفت
    من دوستم یه نگاهی به هم کردیم وحمله کردیم به غذای طرف در حال بلعیدن بودیم که آقا برگشت
    نگو رفته موبایلشو بیرون جواب بده
    دوباره یک نگاهی به هم کردیم و الفرار






    اعتراف می کنم بچه که بودم وقتی می شنیدم یکی میگه موهامو بلند کردم
    فکر می کردم یعنی یه دارویی چیزی میزنه به موهاش تا بلند بشه!






    فکر نکنم به اعتراف نیاز داشته باشم چون هر چی میشد مینداختن گردن من چه اعتراف می کردیم چه نمی کردیم تقصیر من بود ا






    اعتراف میکنم بعد از سه سال برای اولین بار به آبی و قرمزه روی شیر دستشویی دانشگاه اعتماد کردم
    با اینکه ۳ ساعت گذشته اما هنوز خیلی پشیمونم !






    اعتراف می کنم سال دوم دانشگاه بودم یه بار خیلی کلاسم دیر شده بود کرایه رو زودتر دادم به راننده بقیه ی پولی که بهم داد پاره بود
    همزمان می خواستم بگم این پوله پاره ست عوضش کنید هم می خواستم بگم سر ورزنده پیاده میشم گفتم :
    آقا ببخشید لطفن سر ورزنده منو پاره کنید!!!






    اعتراف می کنم اول دبستان که بودم زنگ تفریح که میشد از ترس اینکه آخر زنگ تفریح نتونم صفو پیدا کنم یکی از هم کلاسیامو نشون می کردم تا آخر زنگ تعقیبش می کردم که صفو پیدا کنم!






    اون زمونا که از این نوشابه شیشه ای ها بود یه روز خواستم یه شیشه که اضافه اومده بود رو بذارم تو در یخچال دیدم بلنده و جا نمیشه.
    درش آوردم یکمش رو خوردم دوباره گذاشتم، در کمال تعجب دیدم نه، بازم جا نمیشه!:|






    اعتراف میکنم موقعی که بچه بودم ، کارتون فوتبالیستها رو نشون میداد،منم که بدون استثنا عاشق تک تک پسرای تو کارتون بودم ، میرفتم لباسمو عوض میکردم ،یه لباس خوشگل و شیک میپوشیدم، که وقتی تو دوربین نگاه میکنن،منو ببینن عاشقم بشن!






    اعتراف میکنم چند ماه پیش تو شرکت بودم سر کارام یوهو مدیر عامل از تو اتاق خودش گفت: امیــــــــــــــــــر جووون…بلند گفتم جانم؟ گفت خیلی میخوامـــت….گفتم منم همینطور….گفت پیش ما نمیای؟؟؟؟ گفتم چرا..حمتاً..از پشت میزم بلند شدم برم تو اتاقش..به در اتاقش که رسیدم دیدم داره تلفن حرف میزنه با امیر دوستش و من از شدت ضایگی دیوارو گاز گرفتم

    7 سپاس: mojde، خرزوخان، ♥Rose♥، mahsa joon، Kishe Mehr، Andia، javad1020

  • 1 سپاس: serpent

  • serpent

    1 سپاس: mahsa joon

  • mahsa joon

    serpent,

    داداشیییییییییییییییییییییییییییی مرسی 280 280 280 280 280 280 280 280 280 280

    1 سپاس: serpent

  • Kishe Mehr

    ها ها ها ها ها ها :23:
    1 سپاس: serpent

  • Andia

    نقل قول: serpent
    اعتراف میکنم تو نصب بازی یا نرم افزار همش موس رو میگیرم جولویه اون نوار سبزه تا به اون برسه
    بعد که یکم میره جلو خر کیف میشم میگم ایول بودو بودو برس به اون سبزه دیگه چیزی نمونده !!


    خ باحاله منم اینکارو میکنم وقتی خ طول میکشه :23:

    نقل قول: serpent
    اعتراف می کنم با دوستم رفته بودیم رستوران که یه پسری که تازه غذاشو سفارش داده بود یک گاز از ساندویچش خورد رفت
    من دوستم یه نگاهی به هم کردیم وحمله کردیم به غذای طرف در حال بلعیدن بودیم که آقا برگشت
    نگو رفته موبایلشو بیرون جواب بده
    دوباره یک نگاهی به هم کردیم و الفرار

    :23: :23:

    دستت سپاس :46:

    1 سپاس: serpent

  • serpent

    Kishe Mehr,
    :4:

    Andia,
    :46:

پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: