₪ انجمن بوف بوفی ₪ » دانستنیها » "آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است"
₪ انجمن بوف بوفی ₪ » دانستنیها » "آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است"

بدون عکس

"آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است"

1701 بازدید، 3 پست، نویسنده: taha_1990

  • taha_1990

    در باور مسلمانان شب قدر به صورت احتمالی : شب پیش از روز ۱۹ یا ۲۱ و یا ۲۳ ماه رمضان است که دو اتفاق و یک رویکرد بزرگ در این شب به وقوع می پیوندد :

    دو اتفاق :
    • نزول یک باره قرآن
    • تقدیر زندگی یک ساله آینده انسان ها

    یک رویکرد :
    • بخشایش گناهان مسلمانان به وسیله خداوند به صورت فوق العاده و استثنایی

    قرآن در این شب (جدا از وحی تدریجی) همچنین به ‌طور کامل بر پیامبر نازل شده‌است . بنابر آموزه‌های اسلامی خوابیدن در شب قدر مذموم و شب‌ زنده‌داری در آن سفارش شده است و دعا و استغفار به علت توجه فوق العاده خداوند به بندگان برای بخشایش گناهان آنان در این شب توصیه شده‌است . روز قدر هم به اندازه شب آن ارجمند است.

    شب قدر را به معنی منزلت دانسته‌اند و بعضی دیگر آن را به معنی تنگی و گرفتاری دانسته‌اند. برخی نیز قدر را اندازه‌گیری و تقدیر امور معنی کرده‌اند.

    در پاسخ این سؤال که چرا این شب ، شب قدر نامیده شده ، سخن بسیار گفته اند ، از جمله این که:
    • شب قدر به این جهت «قدر» نامیده شده، که جمیع مقدرات بندگان در تمام سال در آن شب تعیین مى شود، شاهد این معنى در آیات 3 و 4 سوره «دخان» است که مى فرماید: «ما این کتاب مبین را در شبى پر برکت نازل کردیم، و ما همواره انذار کننده بوده ایم * در آن شب که هر امرى بر طبق حکمت خداوند تنظیم و تعیین مى گردد». این بیان، هماهنگ با روایات متعددى است که مى گوید: در آن شب، مقدرات یک سال انسان ها تعیین مى گردد ، و ارزاق و سرآمد عمرها، و امور دیگر، در آن لیله مبارکه، تفریق و تبیین مى شود.البته ، این امر هیچگونه تضادى با آزادى اراده انسان و مسأله اختیار ندارد ، چرا که تقدیر الهى به وسیله فرشتگان بر طبق شایستگى ها و لیاقت هاى افراد ، و میزان ایمان، تقوا، پاکى نیت و اعمال آنها است. یعنى: براى هر کس آن مقدر مى کنند که لایق آن است، یا به تعبیر دیگر: زمینه هایش از ناحیه خود او فراهم شده ، و این نه تنها منافاتى با اختیار ندارد ، که تأکیدى بر آن است.
    • آن شب را از این جهت شب قدر نامیده اند که: داراى قدر و شرافت عظیمى است (نظیر آنچه در آیه 74 سوره «حج» آمده است: «آنها قدر خداوند را نشناختند»).
    • به خاطر آن است که، قرآن با تمام قدر و منزلتش بر رسول والا قدر، و به وسیله فرشته صاحب قدر نازل گردید.

    حال این سؤال مطرح می شود که آیا شب قدر در امت هاى پیشین نیز بوده است؟ می توان اینگونه پاسخ داد که: ظاهر آیات سوره «قدر»، نشان مى دهد: شب قدر مخصوص زمان نزول قرآن و عصر پیامبر اسلام (ص) نیست، بلکه، همه سال تا پایان جهان تکرار مى شود.تعبیر به فعل مضارع (تَنَزَّلُ) که دلالت بر استمرار دارد، و همچنین تعبیر به جمله اسمیه «سَلامٌ هِیَ حَتّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ» که نشانه دوام است نیز، گواه بر این معنى است.به علاوه، روایات بسیارى نیز، این معنى را تأیید مى کند (این نسبت به آینده).ولى، آیا در امتهاى پیشین نیز بوده است، یا نه؟.صریح روایات متعددى این است: این از مواهب الهى بر این امت مى باشد، چنان که در حدیثى از پیغمبر اکرم(ص)آمده است: «خداوند شب قدر را به امت من بخشیده، و احدى از امت هاى پیشین از این موهبت برخوردار نبودند».

    در قرآن درباره شب قدر چنین آمده‌است:
    • به راستی که ما آن را در شب قدر فروفرستادیم. و چه تو را به شب قدر آگاه تواند کرد. شب قدر از هزار ماه برتر است. در این شب فرشتگان و روح به اذن پروردگارشان از هر امر فرود می‌آیند. این شب تا صبحگاه «سلام» است.( سوره قدر آیات ۱ تا ۵)

    و نیز در سوره دخان آمده‌است :
    • سوگند به کتاب روشنگر. به راستی ما آن را در شبی مبارک فروفرستادیم زیرا که به حقیقت هشداردهنده بودیم. در آن شبی که هر امری با حکمت معین و ممتاز و جدا می‌گردد. تعیین آن امر البته از سوی ما خواهد بود ، که ما رسولان را فرستنده بودیم. و این البته از رحمت و مهربانی پروردگار توست ، به راستی او شنونده داناست. (سوره دخان آیات ۱ تا ۶)

    و شب قدر شب ضربت خوردن و به شهادت رسیدن مولا علی (ع) است . کسی که همه ی دوران زندگانیش به سه دوره ختم می شود :
    23 سال با پیامبر، برای استقرار مکتب اسلام .
    25 سال سکوت در برابر جبهه های داخلی مخالف ، برای وحدت .
    5 سال حکومت برای استقرار عدالت .

    کسی که استاد بزرگ دکتر شریعتی در مورد ایشان می فرماید:
    من معتقدم اسلام کمتر مدیون شمشیر حضرت علی (ع) و جهاد اوست و بیشتر مدیون سکوت و تحمل اوست .

    طبیب مسیحی دکتر جورج جورداق در کتاب << امام علی ، صورت عدالت انسانی >> می گوید : << ای روزگار ، کاش می توانستی همه ی قدرت هایت را ، و ای طبیعت ، کاش می توانستی همه ی استعدادهایت را در خلق یک انسان بزرگ ، نبوغ بزرگ و قهرمان بزرگ جمع می کردی و یک بار دیگر به جهان ما یک علی دیگر می دادی .>>

    آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است
    یا رب این تأثیر دولت در کدامین کوکب است
    تا به گیسوی تو دست ناسزایان کم رسد
    هر دلی در حلقه ای در ذکر یا رب یارب است
    کشته چاه زنخدان توام کز هر طرف
    صدهزارش گردن جان زیر طوق غبغب است
    شهسوار من که مه آیینه دار روی اوست
    تاج خورشید بلندش خاک نعل مرکب است
    عکس خوی بر عارضش بین کآفتاب گرم رو
    در هوای آن عرق تا هست هر روزش تب است
    من نخواهم کرد ترک لعل یار و جام می
    زاهدان معذور داریدم که اینم مذهب است
    اندر آن ساعت که بر پشت صبا بندند زین
    با سلیمان چون برانم من که مورم مرکب است
    آب حیوانش ز منقار بلاغت می چکد
    زاغ کلک من بنام ایزد چه عالی مشرب است
    آن که ناوک بر دل من زیر چشمی می زند
    قوت جان حافظش در خنده زیر لب است


    این غزل در مدح شاه شجاع و در وصف یک شب نشینی در حضور آن پادشاه دست و دلباز و شاعر نواز سروده شده است. شاعر در بیت مقطع آن شب را به شب قدر تشبیه کرده و از این همه بخت و طالع بلندی که نصیبش شده است در شگفتی است. در بیت دوم بلافاصله توجّه خود را به این موضوع که پای رقیبان شاعر و افراد بی لیاقت به این مجلس باز نشود جلب و دست به دعا بر می دارد. در بیت سوم شاعر می گوید من شیفته و مجذوب بزرگواریهای چون تویی هستم که هزاران فرد دیگر دل در گروی آن دارند. و در بیت چهارم و پنجم شاه را به نام شهسوار یا ابوالفوارس یاد کرده و او را می ستاید. در بیت ششم باز به مطلب مابه الاختلاف خود و زاهدان ریایی پرداخته و با غرور تمام می گوید من اهل ترک یار و باده خوشگوار نیستم. در بیت هفتم در کمال تواضع حسّ تحقیر کرده و خود را دوستدار ضعیفی از میان آن همه حامیان شاه قلمداد می کند. در بیت هشتم از بلاغت غزلی که سروده خود به وجد می آید و در بیتی که می توان آن را شاه بیت این غزل نامید از خامه خود تعریف می کند. توضیحاً در افسانه ها آمده است که خضر به آب حیات دسترسی پیدا کرده و پس از نوشیدن آن مشکی از آن پر کرده با خود از شهر ظلمات بیرون می آید تا آن را برای اسکندر ببرد. در بین راه آن را به درختی که می گویند درخت سرو بوده است آویزان و خود از فرط خستگی به خواب می رود. در این بین کلاغی چشمش به مشک آب می افتد و با منقار خود مشک را سوراخ کرده از آن آب می نوشد و بقیّه آن به پای درخت سرو می ریزد و بدین گونه کلاغ و سرو دارای عُمر طولانی شده و اسکندر از آن محروم می ماند. شاعر در این بیت خامه خود را به منقارِ کلاغ تشبیه کرده و می گوید از آن آب بلاغت که همانند آب حیات است می چکد و از خدا می خواهد که این موهبت از چشم زخم زمانه به دور بماند و بالاخره در مقطع کلام اشارتی به شاه شجاع دارد. ایهام نهفته در این بیت چنین است که شاه شجاع در محاوره و مکالمه و شعرخوانی با حافظ از دَرِ احتجاج در می آمده و با او بحث و انتقاد داشته لیکن در باطن به علوّ مقام و بلاغت کلام او اعتقاد قلبی و باطنی داشته است و این بیت اشاره بدین معنا و مطلب است که رفتار شاه شجاع با من در حکم زهر و پادزهر دارد.


    تصویر در دسترس نیست

    نمایش یا پنهان متنمنابع :
    وب سایت ویکی پدیا
    کتاب نیاز به علی <<دکتر شریعتی>>
    غزل حافظ ترجمه دکتر عبدالحسین جلالیان


    5 سپاس: Andia، محسن صائب، KuRoSh، ♥Rose♥، هوشمند

  • محسن صائب

    التماس دعا
    .
    اهل سنت
    بجز این سه شب ،شبهای 25 و 27 و 29 ماه رمضان رو گرامی میدارند و احتمال بودن شب قدر رو در انها زیاد میدانند

    1 سپاس: taha_1990

  • KuRoSh

    تسلیت عرض می کنم
    قبول باشه مناجات هاتون دوستان

    1 سپاس: taha_1990
پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: