ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شدهاند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفتهاند.
ثبتنام و ارسال نوشته در این وبسایت امکانپذیر نیست. چنانچه نوشتهای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، میتوانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.
یک نت روی دیوار انجمن
pAshMak
1 هفته پیش
آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com
jaj
دور از دسترس ها همیشه می تابند ، مثل ستاره ، ماه
در دسترس ها لامپی بیش نیستند !
اونم اکثرا لامپ دستشویی !
پلیس شهر حیف نون از شهروندان خواهش کرد :
از تعریف کردن مشکلات
جلوى دوربین هاى بزرگراه ها جدأ خوددارى کنند !
شاید باور نکنید ولی هنوز هم آدم هایی وجود دارن
که تا دوربین و میکروفن می بینن
اولین چیزی که به ذهنشون می رسه اینه :
من کوچیکتر از اونی هستم که پیامی داشته باشم!
آقا کیف پول من مثل پیازه
بازش که میکنی گریت میگیره :|
آقا وقتی گوشیم خاموش باشه
حتی بیل گیس هم شخصأ برای استخدام شدنم توی مایکروسافت تماس گرفته
ولی بدلیل خاموش بودن بیخیالم شده
بعععععله اینجور شخص بد شانسیم من
دختر همسایمون زنگ خونمون زده
رفتم درو باز کردم میگم سلام بفرمائید
میگه : سلام، خونه اید؟؟!؟
گفتم نه منو که می بینی آخرین مدل پیغام گیر هستم
کودک درونم مدام پیرمرد درونم رو اسکل می کنه می خنده
قدیم اینجوری نبود والله جرات نمی کرد پاشو جلوش دراز کنه
نمیدونم چیزی راجع به مثلث عشقی شنیدین ؟
این روزا هشت ضلعیش هم اومده !
قبلنا میگفتن
مرد باید ایستاده بمیرد
یا با گلوله سربی توی سینه
بعضی مردای امروزی زیر موچین وعمل بینی جون ندن خیلیه !
خـــاطــرات هـمـه دخــتـرا شـبــیـه بـه هـمـه
فـقـط اسـم پـسـراش بـا هـم فـرق مـی کـنـه !
از وقتی رفتی شارژا رو خوراکی می خرم میخورم
و زمانایی که باهات صحبت میکردم رومیشنم سریال میبینم!
یه حالی میده که نگو !
یه جور گشنگی هم هست که فقط بعد مسواک میاد سراغ آدم !
من از بیگانگان هرگز ننالم
برخورد فیزیکی میکنم باهاشون پدرشونم در میارم
قهرمان بچگی های ما بروسلی بود شدیم این
نمی دونم این جدیدیا با امثال جاستین بیبر به کجا میخوان برسن ؟
من که رکیک ترین فحش بابام ” دیوانه “ و مستهجن ترین حرف مامانم ” بی شخصیت ” بود شدم این !!!
خدایا به حق همین ماه عزیز ت بچمو به تو سپردم!
بچه که بودیم
هی بهمون می گفتن مهربون باش همه رو دوس داشته باش
حالا بزرگ شدیم میگن چرا مهربونی؟
خاک تو سر هالوت بدبخت زرنگ باش حقتو بگیر
گرفتن اینا هم ما رو
فولادی ترین اراده رو کسی داره که برای حفظ سلامتیش !!!
به موقع از پای اینترنت بلند بشه و بره دستشویی
این آدم به جایی رسیده که لذتهای دنیا براش تموم شدست
دقت کردین بعضی وقتا شیطونه بی شرف چه پیشنهادات خوبی می ده ؟
اصلا نمیشه ردشون کرد
بیخودی صدای گاو درنیار
من و تو خیلی وقته دیگه ما نیستیم
زندگی رویاست ، زندگی خاطره ست ، زندگی آرزوست ، زندگی شادیست
یکی به من بگه چرا زندگی جعفر نیست ، چرا بهرام نیست ، چرا فرشاد نیست ؟؟؟
عاقا یه چیزی بدجور ذهنمو در گیر کرده
به این دوتا ضرب المثل دقت کنید :
حالا طرف یه شکری خورد
ببخشید میون کلامتون شکر
کتلت هدفش این بوده که کباب کوبیده بشه
ولی مشکلات زندگی مانع پیشرفت بیشترش شده !
نسل ما پیر شه شبا جای دندون مصنوعی مچ دست رو باید بذاره تو لیوان آب اینقد موس گرفته
فرق بین مردای قدیم و جدید
قدیم ترها لحن مردها : این شام من چی شد
حالا : عسلم امشب ظرفا نوبت منه یا تو
فقط یه دختر ایرانی میتونه،
وقتی تو کوچه داره راه میره دم هر خونه که شیشه رفلکس داره وایسته،
خودشو چک و مرتب کنه و تو دلش بگه : به به من چقد خوشگلم !
ﺍﻋﺘﺮﺍﻑ ﻣﻴﮑﻨﻢ : ﻣﻦ ﻳﻪ ﺯمانی ﺟﺰﺀ ﺍﻗﻠﻴﺖ ﻫﺎی ﻫﻨﺪی ﺑﻮﺩﻡ !
ﺁﺧﻪ ﻳﻪ ﮔﺎﻭی ﺭﻭ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻋﺸﻖ می ﭘﺮﺳﺘﻴﺪﻡ
بابام یه چن روزیٍ رفته شهرستان واسه کارش!!
نصفه شب بودش دیدم مامانم وحشتناک اومده میگه؛ امیـــــــــــــــــــــر بیدارشو ایمان(داداشم 5سالشه) تب کرده پاشو ببریمش بیمارستان!! آقا تا اینو گف مثٍ قرقی سوییچو برداشتم ماشینو از پارکینگ بیارم بیرون هیچی مامانمم اومد سوار شد با سرعتٍ نور رانندگی میکردم!! 3تا خیابونو ردش کردم!! میبینم مامانم ميگه یا حسین!!! ایمان کو؟؟ امیر؟؟
من؛ کجاس؟؟ مگه تو نیاوردیش؟؟
مامانم؛ آچمز مگه نگفتم تو بغلش کن بیارش؟؟؟ خاک تو سرت!! دور بزن ! جــــــــــــاش گـــــــــــذاشتـیـم!!
رفتم خونه میبینم بچه زده زیرٍ گریه ترسیده زهره ترک شده!!
بعد مامانم زده زیرٍ خنده میگه تقصیرٍ داداشٍ سر به هواته!!!
خدا وکیلی مامانٍ نگران و حواس جمه من دارم؟؟
برگی از اعترافات دختران:
بچه که بودیم هرکی مارو میدید لپامونو میکشید
میگفت عروس من میشی خوشگله؟؟
خب لامصبااااااا... حالا که بزرگ شدیم و
به شماها نیازداریم کدوم گوری هستین؟؟؟
الان دیگه زنها در همه ورزشها مثل فوتبال، همه علوم بویژه انرژی اتمی و حتی در کار و تجارت موفق هستند
،... خدا وکیلی اینطوری که دارن پیشرفت میکنن امید این میره یه روزی بیاد که " پارک دوبل" رو هم یاد بگیرن!!!
یارو داشت هی تف میکرد و زیر لب دری وری میگفت بهش گفتم چی شده؟ گفت تو کوچه 6متری یه تریلی داشت عقب و جلو میکرد دور بزنه بهش گفتم آقانمیشه گفت اگه شد چی گفتم برین تودهنمهیچی دیگه، نامرد چه دست فرمونی داشت
دور و زمونه بدی شده،وقتی پول داری و میگ*وزی همه میگن چی فرمودین؟ ولی وقتی پول نداری و حرف میزنی میگن:باز تو گ*وزیدی؟!؟
jaj
نخبه
نصفه شب بودش دیدم مامانم وحشتناک اومده میگه؛ امیـــــــــــــــــــــر بیدارشو ایمان(داداشم 5سالشه) تب کرده پاشو ببریمش بیمارستان!! آقا تا اینو گف مثٍ قرقی سوییچو برداشتم ماشینو از پارکینگ بیارم بیرون هیچی مامانمم اومد سوار شد با سرعتٍ نور رانندگی میکردم!! 3تا خیابونو ردش کردم!! میبینم مامانم ميگه یا حسین!!! ایمان کو؟؟ امیر؟؟
من؛ کجاس؟؟ مگه تو نیاوردیش؟؟
مامانم؛ آچمز مگه نگفتم تو بغلش کن بیارش؟؟؟ خاک تو سرت!! دور بزن ! جــــــــــــاش گـــــــــــذاشتـیـم!!
رفتم خونه میبینم بچه زده زیرٍ گریه ترسیده زهره ترک شده!!
بعد مامانم زده زیرٍ خنده میگه تقصیرٍ داداشٍ سر به هواته!!!
خدا وکیلی مامانٍ نگران و حواس جمه من دارم؟؟
عجب هیجانی داشت ماجرا