₪ انجمن بوف بوفی ₪ » روانشناسی و روابط اجتماعی » ████◀ نزن در کسی رابا انگشت که میزنند درت را با مشت ▶████
آبان
9
ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شده‌اند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفته‌اند.
ثبت‌نام و ارسال نوشته در این وب‌سایت امکان‌پذیر نیست. چنانچه نوشته‌ای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، می‌توانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.


₪ انجمن بوف بوفی ₪ » روانشناسی و روابط اجتماعی » ████◀ نزن در کسی رابا انگشت که میزنند درت را با مشت ▶████

یک نت روی دیوار انجمن pAshMak
1 هفته پیش

آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com

1 2


████◀ نزن در کسی رابا انگشت که میزنند درت را با مشت ▶████

3400 بازدید، 22 پست، نویسنده: Kishe Mehr

  • Kishe Mehr

    تصویر در دسترس نیست


    ﺯﻥ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﺑﻪ ﻋﻘﺪ ﻣﺮﺩ ﺯﺍﻫﺪ ﻭ ﻣﻮﻣﻨﯽ ﺩﺭ ﺁﻣﺪ. ﻣﺮﺩ
    ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻗﺎﻧﻊ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺯﻥ ﺗﺤﻤﻞ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺳﺎﺩﻩ ﺯﯾﺴﺘﯽ ﺭﺍ
    ﻧﺪﺍﺷﺖ. ﺭﻭﺯﯼ ﺗﺎﺏ ﻭ ﺗﻮﺍﻥ ﺯﻥ ﺑﻪ ﺳﺮ ﺭﺳﯿﺪ ﻭ ﺑﺎ
    ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ ﺭﻭ ﺑﻪ ﻣﺮﺩ ﮔﻔﺖ: ﺣﺎﻻ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﺳﺘﻪ
    ﻫﺎﯼ ﻣﻦ ﺗﻮﺟﻪ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﯽ، ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﮐﻮﭼﻪ ﻭ ﺑﺮﺯﻥ ﻣﯽﺭﻭﻡ
    ﺗﺎ ﻫﻤﮕﺎﻥ ﺑﺪﺍﻧﻨﺪ ﮐﻪ ﺗﻮ ﭼﻪ ﺯﻧﯽ ﺩﺍﺭﯼ ﻭ
    ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺑﯽ ﺗﻮﺟﻬﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ، ﻣﻦ ﺯﺭ ﻭ ﺯﯾﻮﺭ
    ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ ! ﻣﺮﺩ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺭﻭﺑﻪ ﺯﻥ
    ﻣﯽﮔﻮﯾﺪ: ﺑﺮﻭ ﻫﺮ ﺟﺎ ﺩﻟﺖ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ! ﺯﻥ ﺑﺎ ﻧﺎ ﺑﺎﻭﺭﯼ ﺍﺯ
    ﺧﺎﻧﻪ ﺧﺎﺭﺝ ﺷﺪ، ﺯﯾﺒﺎ ﻭ ﺯﯾﺒﻨﺪﻩ! ﻏﺮﻭﺏ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺁﻣﺪ .
    ﻣﺮﺩ ﺧﻨﺪﺍﻥ ﮔﻔﺖ: ﺧﻮﺏ ! ﺷﻬﺮ ﭼﻪ ﻃﻮﺭ ﺑﻮﺩ؟ ﺭﻓﺘﯽ؟
    ﮔﺸﺘﯽ؟ ﭼﻪ ﺳﻮﺩ ﮐﻪ ﻫﯿﭻ ﻣﺮﺩﯼ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻧﮕﺎﻩ
    ﻧﮑﺮﺩ . ﺯﻥ ﻣﺘﻌﺠﺐ ﮔﻔﺖ: ﺗﻮ ﺍﺯ ﮐﺠﺎ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﯽ؟
    ﻣﺮﺩ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ : ﻭ ﻧﯿﺰ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﻢ ﺩﺭ ﮐﻮﭼﻪ ﭘﺴﺮﮐﯽ
    ﭼﺎﺩﺭﺕ ﺭﺍ ﮐﺸﯿﺪ! ﺯﻥ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﻣﺘﻌﺠﺐ ﮔﻔﺖ : ﻣﮕﺮ
    ﻣﺮﺍ ﺗﻌﻘﯿﺐ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﯼ؟ ﻣﺮﺩ ﺑﻪ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﺯﻥ ﻧﮕﺎﻩ
    ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ: ﺗﻤﺎﻡ ﻋﻤﺮ ﺳﻌﯽ ﺑﺮ ﺍﯾﻦ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺗﺎ ﺑﻪ
    ﻧﺎﻣﻮﺱ ﻣﺮﺩﻡ ﻧﮕﺎﻩ ﻧﯿﺎﻧﺪﺍﺯﻡ، ﻣﮕﺮ ﯾﮑﺒﺎﺭ ﮐﻪ ﺩﺭ
    ﮐﻮﺩﮐﯽ ﭼﺎﺩﺭ ﺯﻧﯽ ﺭﺍ ﮐﺸﯿﺪﻡ...

    14 سپاس: jaj، بندری، هاچو هاچو، lion1360، zrnznn، تنها، نخبه، محسن صائب، serpent، soheyla، ماهی، ژنرال، tiktik، behnam25

  • jaj

    2 سپاس: Kishe Mehr، محسن صائب

  • Kishe Mehr

    نقل قول: jaj
    خیلی سنگیم بود من که عمقشو درک نکردم

    با عنوان تاپیک سعی کردم که عمقشو کمتر کنم.... :24:

    1 سپاس: jaj

  • بندری

    خيلي زيبا بود و آموزنده اخوي لذت بردم :72:
    2 سپاس: Kishe Mehr، jaj

  • هاچو هاچو

    واقعا مفاکات خونه همین دنیاست :51:
    2 سپاس: محسن صائب، Kishe Mehr

  • دیااکو

    انگشت مزن بر در مردم؛ یه چیزی می زنند درت که نه در ماند و نه دروازه؛
    اصلأ تا زنگ هست و میشه زنگ زد و محترمانه دخول کرد چرا با انگشت در مردم رو می زنی؛

    2 سپاس: Kishe Mehr، jaj

  • 1 سپاس: Kishe Mehr

  • تنها

    تو این دنیا هرکاری کنی نتیجشو میبینی همینه :17:
    2 سپاس: محسن صائب، Kishe Mehr

  • نخبه

    منم موافق بیدم تو این دنیا هر کاری کنی یه روز سر خودت یا خانواده ات میاد تا با تمام وجودت حس کنی کارت چقدر بد بوده
    4 سپاس: محسن صائب، soheyla، Kishe Mehr، ماهی

  • محسن صائب

    نقل قول: نخبه
    منم موافق بیدم تو این دنیا هر کاری کنی یه روز سر خودت یا خانواده ات میاد تا با تمام وجودت حس کنی کارت چقدر بد بوده

    کاملا موافق هستم
    البته
    به این صورتی که در اینجا نوشته شده شاید نباشد
    منظورم اینکه اینجوری نیست که دقیقا عین کارهایی که ما کردیم برامون اتفاق بیوفته
    شکل ان عوض میشود
    و بعضی از این برگشت ها مشمول زمان میشود ، بصورتی که اصل اتفاق شاید از یاد رفته باشد
    بعضی از مواقع تاثیرش بروی نسل های بعد ما دیده میشود

    2 سپاس: soheyla، Kishe Mehr

  • serpent

    این الان کلیده اسرار بود یا داستان های باور نکردنی ¿:bahone:
    1 سپاس: Kishe Mehr

  • soheyla

    سلام و سپاس :46: .


    نقل قول: Kishe Mehr
    ﻣﺮﺩ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺭﻭﺑﻪ ﺯﻥ
    ﻣﯽﮔﻮﯾﺪ: ﺑﺮﻭ ﻫﺮ ﺟﺎ ﺩﻟﺖ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ !



    پس بخاطر همینه هروقت میخوام برم بیرون همسرم مثل برق آماده میشه و میگه واستا منم بیام 1174 .

    453

    بگمانم خوب میدونه قبلاً چها کرده ... :83:

    3 سپاس: Kishe Mehr، tiktik، jaj

  • ماهی

    بله منم واقعا اعتقاد دارم به این قضیه... :24:
    1 سپاس: Kishe Mehr

  • Kishe Mehr

    نقل قول: دیااکو
    یه چیزی می زنند درت که نه در ماند و نه دروازه؛

    یه چیزی توی اون مایه های "چون که پرده ها بر افتد نه تو مانی و نه من" ؟ :50: البته نه این پرده بلکه اون پرده :83: دیگه دیدم شما ذهنتون حساسه گفتم یه ذهنتون جهت دهی بدم که ذهنتون جاهای چیز داره نره :4:
    نقل قول: دیااکو
    اصلأ تا زنگ هست و میشه زنگ زد و محترمانه دخول کرد چرا با انگشت در مردم رو می زنی؛

    مسئله بر سر در زدن یا زنگ زدن نیست، مسئله بر سر ِ "نفس ِ" در و زنگ زدنه :bahone:
    نقل قول: zrnznn
    :21:

    :21: چیه چی میخوای بگی هر چی میخواد دل تنگت بگوی همه خودمونی اند :21:
    نقل قول: تنها
    تو این دنیا هرکاری کنی نتیجشو میبینی همینه

    :72:
    نقل قول: هاچو هاچو
    واقعا مفاکات خونه همین دنیاست

    شما خودشو راحت و ناراحت نکن :51:
    نقل قول: بندری
    خيلي زيبا بود و آموزنده اخوي لذت بردم

    مخلص چوک بندر :46:
    نقل قول: نخبه
    منم موافق بیدم تو این دنیا هر کاری کنی یه روز سر خودت یا خانواده ات میاد تا با تمام وجودت حس کنی کارت چقدر بد بوده

    :72:
    شما دیگه با چی موافقی؟ :4:

    1 سپاس: نخبه

  • Kishe Mehr

    نقل قول: محسن صائب
    به این صورتی که در اینجا نوشته شده شاید نباشد

    حاج محسن در مطالبی که بنده میگذارم همیشه به کـُنه ِ مطلب فکر بکنید :3:
    نقل قول: محسن صائب
    و بعضی از این برگشت ها مشمول زمان میشود ، بصورتی که اصل اتفاق شاید از یاد رفته باشد

    دیر و زود داره سوخت و سوز نداره :4:
    نقل قول: serpent
    این الان کلیده اسرار بود یا داستان های باور نکردنی ¿

    زاییده ذهن خلاق و متفکر کارگردان ِ ما بود :bahone:
    نقل قول: soheyla
    پس بخاطر همینه هروقت میخوام برم بیرون همسرم مثل برق آماده میشه و میگه واستا منم بیام .
    بگمانم خوب میدونه قبلاً چها کرده ...

    :83:

    1 سپاس: محسن صائب

  • serpent

    ای ذهنه کارگردانه تون بره تو گونی با این زاییدنش ، قابله کی بوده ¿ فکر کنم کارگردانه تون عقب مونده زاییده :4:
    1 سپاس: Kishe Mehr

  • محسن صائب

    نقل قول: Kishe Mehr
    حاج محسن در مطالبی که بنده میگذارم همیشه به کـُنه ِ مطلب فکر بکنید

    چشم
    راستی
    کنه مطلب ،کجای مطالب شما جای داره
    :74:

    1 سپاس: Kishe Mehr

  • نخبه

    نقل قول: محسن صائب
    به این صورتی که در اینجا نوشته شده شاید نباشد
    منظورم اینکه اینجوری نیست که دقیقا عین کارهایی که ما کردیم برامون اتفاق بیوفته
    شکل ان عوض میشود

    مهم شکل و نوع اتفاق نیست مهم سوختن ..ون طرف بعد از حادثه هستش:23: پس کاری نکنیم که همون اتفاق یا مشابهش برامون پیش بیاد.. راستی مغرورانه هم هیچ وقت نگیم فلان اتفاق برا من نمیافته و هیچ وقت کسی رو محکوم نکنیم حتی اگه کارش بد باشه بهتر جایی غیبتش رو نکنیم چو ممکنه خدا همون مسئله رو جلوت بزاره ببینه دووم میاری یا نه بعد اگه کم بیاری خیلی بد میشهههههههههههههههه دقیقا میشیم عین همون ادمی که پشتش حرف زدیم

    1 سپاس: Kishe Mehr

  • ژنرال

    نقل قول: Kishe Mehr
    ﻣﮕﺮ ﯾﮑﺒﺎﺭ ﮐﻪ ﺩﺭ
    ﮐﻮﺩﮐﯽ ﭼﺎﺩﺭ ﺯﻧﯽ ﺭﺍ ﮐﺸﯿﺪﻡ

    عجب زاهدی هفت خطی! از کودکی تو چه فازایی بوده :25:
    به نظر من زنه باید درخواست طلاق میداد.

    1 سپاس: Kishe Mehr

  • Kishe Mehr

    نقل قول: ژنرال
    به نظر من زنه باید درخواست طلاق میداد.

    443 453

    1 سپاس: ژنرال
پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: