₪ انجمن بوف بوفی ₪ » طنز و جوک » برنامه روزانه پسرا !( اخره خنده )
آبان
9
ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شده‌اند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفته‌اند.
ثبت‌نام و ارسال نوشته در این وب‌سایت امکان‌پذیر نیست. چنانچه نوشته‌ای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، می‌توانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.


₪ انجمن بوف بوفی ₪ » طنز و جوک » برنامه روزانه پسرا !( اخره خنده )

یک نت روی دیوار انجمن pAshMak
1 هفته پیش

آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com



برنامه روزانه پسرا !( اخره خنده )

1662 بازدید، 9 پست، نویسنده: serpent

  • serpent



    ♦ ۸ صبح: تو رخت خواب…..

    ♦ 9 صبح: یکم وول میخوره یه لنگه از پاشو از زیر پتو میده بیرون کفش های مارک دارش هنوز پاشه از پارتی دیشب اومده زحمت در آوردنشم نکشیده….

    ♦۱۰ صبح: مامان در و باز میکنه میبینه پسرش خوابه(الهی مادر فدات شه بچه ام تا صبح خونه دوستش کارای پایان نامه اش رو میدیده گناه داره صداش نکنم یکم دیگه بخوابه!)(اه اه حالم به هم خورد23)

    ♦۱۱ صبح: از جا میپره سمت دستشویی………….(اگه نه که باز خوابه)

    ♦ ۱۲ صبح یا ظهر: موبایلشو میبینه ۹۹ تا میس کال ۱۹۹ تا اس ام اس سرش گیج میره سونیا - رزا- سارا-بهناز -نازی-ژیلا- الناز- بیتا و………اقدس و شوکت هم آخریاشن اوه باز زنگ میخوره؟ سایلنت بهترین راه حله!
    میشه یه ساعت دیگه هم خوابید!

    ♦ ۱ ظهر: مامان اومد دم در باز خوابه؟ پسر گلم بابک جان بیدار شو مادر لنگه ظهر پاشو ضعف می کنیا! خوشگلم مامانت قوربونه ابروهای شمشیریت بره ….بابک جاااااان عللللللللللللی (پتو رو میکشه)….ا…مامان!! بزار بخوابم پاشو دیگه پرتش میکنه

    ♦ ۲ ظهر: ماماااااااااااااان …..ناهار(چه لوس...اییییییییییی23)

    ♦ ۳ ظهر: مامااااان جورابام کو؟(پسرا همیشه شلختن051435)

    ♦ ۴عصر: مامااااااااااان ….سوییچ؟؟

    ♦ ۵ عصر: اولین اتو…(مسافرکشی صلواتی پسرا بیشتر برا ثوابش این عمل انسان دوستانه رو انجام میدن)

    ♦ ۶ عصر: به دستور مامان میره دنبال آبجی کوچیکه کلاس زبان البته این کار هم فقط از روی علاقه به خواهر انجام میده نه برای دید زنی چشم ها مثل چراغ پلیس میگرده که کسی از قلم نیوفته البته این کار هم برای نظارت وحس انسان دوستی انجام میده و فقط کافیه یک پسر ۱۰ ساله بیاد بیرون از کلاس خواهر پشت کنکوریشو خفه میکنه که ..آره کلاس مختلطه تو هم این همه کلاس حتما باید بیای اینجا! حالا باشه خونه حسابتو میرسم به لیدا بگو بیاد برسونیمش دیر وقته زشته..(داداش آخه اون که خونه اش ۲ساعت با ما فاصله است….امان از این خواهر ها که درد برادراشونو نمی فهمن نمی دونن برادر جون بیچاره کمک و امداد…)

    ♦ ۷ عصر: لیدا خانم شما تشنه تون نیست آبجی؟ تو چی؟ با یه آب زرشک چطورین؟
    (زود خودش میخوره دوتا هم میاره میده به خواهرش و لیدا جون سریع راه میوفته یه ترمز شدید که لیدا جان نیازمند به دستمال کاغذی بابک آقا هم که نقشه اش گرفت دستمال حاوی شماره موبایل رو تقدیم میکنه ….)با یه عالمه شرمندگی لیدا که خشکش زده ترجیح میده با مانتوش پاک کنه …

    ♦ ۸ غروب: دم خونه لیدا و لحظه فراق ….چه زود دیر می شود….!!!

    ♦۹ شب: آقا این خانم برسونین به این آدرس با آژانس خواهرو پیچوند…..

    ♦ ۱۰شب: یه مهمونی کوچیک طرفای کامرانیه حیلی خلوت فقط از دور شبیه تظاهرات میمونه…

    ♦۲شب:مادر کجا بودی؟ دلم هزار راه رفت …. چقدر برای پایان نامه ات زحمت میکشی دیگه جون نمونده برات بیا یه لقمه غذا بخور جون بگیری؟ نه مامان خسته ام با لباس تو رختخواب ولو میشه (مادر: الهی مادرت بمیره باز بی غذا خوابید خدا لعنت کنه هر چی دانشگاه بچه های مردم اسیرن برا یه درس هر شب تحقیق!!!)

    منبع:pat-o-mat.com

    6 سپاس: دلشاد، soheyla، garfild، Kishe Mehr، مگس، javad1020

  • دلشاد

    نقل قول: serpent
    ۱۰ صبح: مامان در و باز میکنه میبینه پسرش خوابه(الهی مادر فدات شه بچه ام تا صبح خونه دوستش کارای پایان نامه اش رو میدیده گناه داره صداش نکنم یکم دیگه بخوابه

    :4:

    1 سپاس: serpent

  • serpent

    1 سپاس: دلشاد

  • soheyla

    سلام و سپاس :46: .
    خیلی جالب بود :72: .


    ولی بد نبود تو عنوان اضافه میکردید : برنامه روزانه پسرای دهه ی هفتادی !
    فکر نمیکنم دهه ی شصتیا اینطوری خوش شانس بوده باشن ... :1:

    3 سپاس: serpent، Kishe Mehr، hadi04

  • serpent

    soheyla,
    بله ، بله :46:


  • garfild

    نقل قول: soheyla
    برنامه روزانه پسرای دهه ی هفتادی !

    دقیقا همین که شما میگید :3:

    1 سپاس: serpent

  • hadi04

    نقل قول: soheyla
    فکر نمیکنم دهه ی شصتیا اینطوری خوش شانس بوده باشن ...

    آخی که دست گذاشتی روی خاطرات من چه بدبختی هایی که نکشیدم شاید باورتون نشه الان نزدیک به 17 ساله که خواب بعد از ساعت 6 صبح رو به چشم ندیدم خیلی هم خوشم نمیاد البته بهتره که سحرخیز باشیم ولی این برنامه خعلی خفن بود افرادی که با این برنامه جلو میرن باور کنید جوون مرگ میشن عمری نمیکنن :10:

    1 سپاس: serpent

  • 1 سپاس: serpent

  • serpent

    garfild,

    :4:

    hadi04,

    بعد از ساعت 6 مگه کسی میخوابه ¿¿¿ :37:
    :4:

    مگس,

    :46:

پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: