₪ انجمن بوف بوفی ₪ » طنز و جوک » ♣♧♣ شما یادتون نمیاد ♣♧♣
₪ انجمن بوف بوفی ₪ » طنز و جوک » ♣♧♣ شما یادتون نمیاد ♣♧♣
1 2

بدون عکس

♣♧♣ شما یادتون نمیاد ♣♧♣

1933 بازدید، 24 پست، نویسنده: serpent

  • serpent

    شما یادتون نمیاد ، توی خاله بازی یه نوع کیک درست میکردیم به اینصورت که بیسکوییت رو توی کاسه خورد میکردیم و روش آب میریختیم ، اییییی الان فکرشو میکنم خیلی مزخرف بود چه جوری میخوردیم ما

    ••••••••••شما یادتون نمیاد••••••••••

    شما یادتون نمیاد ، انگشتامونو تو هم کلید میکردیم یکیشونو قایم میکردیم اینو میخوندیم : بر پاااا . . .
    بر جاااا… . . . کی غایبه ؟ مرجاااان . . . دروغ نگو من اینجااام . . .

    ••••••••••شما یادتون نمیاد••••••••••

    شما یادتون نمیاد ، اون موقعها یکی میومد خونه مون و ما خونه نبودیم ، رو در مینوشتن : آمدیم منزل ،تشریف نداشتید !

    ••••••••••شما یادتون نمیاد••••••••••

    شما یادتون نمیاد افسانه توشی شان رو !!

    ••••••••••شما یادتون نمیاد••••••••••

    شما یادتون نمیاد : تو دبستان سر کلاس وقتی گچ تموم میشد ، خدا خدا میکردیم معلم به ما بگه بریم از دفتر گچ بیاریم !
    همیشه هم گچ های رنگی زیر دست معلم زود میشکست ، بعدم صدای ناهنجار کشیده شدن ناخن روی تخته سیاه !

    ••••••••••شما یادتون نمیاد••••••••••

    آتیش آتیشم ، آتیش آتیشم ، اینجا رو آتیششش میزنم ، اونجا رو آتیششش میزنم ، همه جا رو آتیششش میزنم !

    ••••••••••شما یادتون نمیاد••••••••••

    شما یادتون نمیاد، بچه که بودیم به آهنگها و شعرها گوش میدادیم و بعضی ها رو اشتباهی میشنیدیم و نمی فهمیدیم منظورش چیه ، بعد همونطوری غلط غولوط حفظ میکردیم !

    ••••••••••شما یادتون نمیاد••••••••••

    شما یادتون نمیاد ، برای درس علوم لوبیا لای دستمال سبز میکردیم و میبردیم سر کلاس پز میدادیم

    ••••••••••شما یادتون نمیاد••••••••••

    شما یادتون نمیاد : دختره اینجا نشسته گریه می کنه زاری میکنه از برای من یکی رو بزن ! یه نفر هم مینشست اون وسط توی دایره ، الکی صدای گریه کردن درمیآورد !

    ••••••••••شما یادتون نمیاد••••••••••

    شما یادتون نمیاد : چی شده ای باغ امید، کارت به اینجا کشید ؟ دیدم اجاق خاموشه ، کتری چایی روشه ، تا کبریتو کشیدم، دیگه هیچی ندیدم !

    ••••••••••شما یادتون نمیاد••••••••••

    شما یادتون نمیاد، اون مسلسل های پلاستیکی سیاه رو که وقتی ماشه اش رو میکشیدی ترررررررررررررترررررررررر ررر صدا میداد !

    ••••••••••شما یادتون نمیاد••••••••••

    شما یادتون نمیاد ، با مدادتراش و آب پوست پرتقال ، تارعنکبوت درست می کردیم !

    ••••••••••شما یادتون نمیاد••••••••••

    شما یادتون نمیاد ، تابستونا که هوا خیلی گرم بود، ظهرا میرفتیم با گوله های آسفالت تو خیابون بازی میکردیم ! بعضی وقتا هم اونها رو میکندیم میچسبوندیم رو زنگ خونه ها و فرار میکردیم !

    ••••••••••شما یادتون نمیاد••••••••••

    شما یادتون نمیاد ، خط فاصله هایی که بین کلمه هامون میذاشتیم یا با مداد قرمز بود یا وقتی خیلی میخواستیم خاص باشه ستاره می کشیدیم !

    ••••••••••شما یادتون نمیاد••••••••••

    شما یادتون نمیاد ، برگه های امتحانی بزرگی که سر برگشون آبی رنگ بود و بالای صفحه یه “ برگه امتحان ” گنده نوشته بودن !

    ••••••••••شما یادتون نمیاد••••••••••

    شما یادتون نمیاد ، وقتی دبستانی بودیم قلکهای پلاستیکی سبز بدرنگ یا نارنجی به شکل تانک یا نارنجک بهمون می دادند تا پر از پولهای خرد دو زاری پنج زاری و یک تومنی دوتومنی بکنیم که برای کمک به رزمندگان جبهه ها بفرستند

    ••••••••••شما یادتون نمیاد••••••••••

    شما یادتون نمیاد ، با آب قند اشباع شده و یک نخ ،نبات درست میکردیم میبردیم مدرسه !

    ••••••••••شما یادتون نمیاد••••••••••

    شما یادتون نمیاد ، همسایه ها تو حیاط جمع می شدن رب گوجه می پختن . بوی گوجه فرنگی پخته شده اشتها برانگیز بود ، اما وقتی می چشیدیم خوشمون نمیومد ، مزه گوجه گندیده میداد !

    ••••••••••شما یادتون نمیاد••••••••••

    شما یادتون نمیاد : زندگی منشوری است در حرکت دوار ، منشوری که پرتو پرشکوه خلقت با رنگهای بدیع و دلفریبش آنرا دوست داشتنی ، خیال انگیز و پرشور ساخته است . این مجموعه دریچه ایست به سوی… . . .
    دیری دیری ریییییینگ : داااااستانِ زندگی ی ی ی – تیتراژ سریال هانیکو

    ••••••••••شما یادتون نمیاد••••••••••

    شما یادتون نمیاد ، تو کلاس وقتی درس تموم میشد و وقت اضافه میآوردیم ، تا زنگ بخوره این بازی رو میکردیم که یکی از کلاس میرفت بیرون ، بعد بچه های تو کلاس یک چیزی رو انتخاب میکردند ، اونکه وارد میشد ، هرچقدر که به اون چیز نزدیک تر میشد ، محکمتر رو میز میکوبیدیم !

    ••••••••••شما یادتون نمیاد••••••••••

    شما یادتون نمیاد ، یکی از بازی محبوب بچگیمون کارت جمع کردن بود ، با عکس و اسم و مشخصات ماشین یا موتور یا فوتبالیستها ، یا ضرب المثل یا چیستان . . .

    ••••••••••شما یادتون نمیاد••••••••••

    شما یادتون نمیاد ، دبستان که بودیم، هر چی میپرسیدن و میموندیم توش ، میگفتیم ما تا سر اینجا خوندیم !

    ••••••••••شما یادتون نمیاد••••••••••

    شما یادتون نمیاد، قدیما پشه نیش می زد جاشو پانسمان می کردن الان دیگه بی رگ شدن نیش درست حسابی هم نمی زنن! پشه هم پشه های قدیم

    ••••••••••شما یادتون نمیاد••••••••••

    شما یادتون نمیاد قدیما میگفتن شیخ بهائی یه در واسه حرم امام رضا درست کرده بوده تنها انسان های خوب ازش میگذشتن

    ••••••••••شما یادتون نمیاد••••••••••

    یه خط کشا بود 250 تومن می خریدیم محکم میزدیم دور دستمون حلقه می شد

    ••••••••••شما یادتون نمیاد••••••••••

    شما یادتون نمیاد ، قدیما سیستم عامل ها داس بودن با NC واسه خاموش کردن ِ کامپیوتر باید تایپ می کردی " Park " تا اجازه می داد کامپیوتر خاموش بشه .

    ••••••••••شما یادتون نمیاد••••••••••

    شما یادتون نمیاد ، قدیما ، توپ پلاستیکی می خریدیم می کردیم تو هم ، کلی هم ذوق می کردیم باهاش .

    ••••••••••شما یادتون نمیاد••••••••••

    شما یادتون نمیاد قدیما با مداد رنگی شهر می ساختیم ، توش بنگاه ماشین و ایستگاه پلیس و آتش نشانی می ذاشتیم و شهردار می شدیم .

    ••••••••••شما یادتون نمیاد••••••••••

    شما يادتون نمياد(شايدم بياد..)..قديما تلويزيون خاله بهار و بستنيا رو ميذاشت.. هميشه بعد از ديدنش هوس بستني مي كردم!
    +
    بستنيا..بستنيا!
    دست كي بالا؟
    دست بچه ها!


    منابع:sms.kamyab.ir
    sampadia.com

    8 سپاس: بچه مثبت، jaj، ♥Rose♥، هاچو هاچو، ژنرال، gilas، Kishe Mehr، hadi04

  • بچه مثبت

    برپا، برجا، کی غایبه؟ مرجان! دروغ نگین من اینجام :bahone:
    می‌رسد روزی که بی‌هم می‌شویم ..... یک‌به‌یک از جمع هـم کم می شویم
    می‌رسد روزی کــه مــا در خاطـرات ..... موجـب خنـدیـــدن و غـــم می‌شویم
    گاه گاهـی یـــاد مـا کـن ای رفیـــق ..... می‌رسد روزی که بی‌هم می‌شویم
    5 سپاس: serpent، jaj، ♥Rose♥، ژنرال، Kishe Mehr

  • بچه مثبت

    شما یادتون نمیاد. تو مدرسه، امتحان که میشد یکی باید میرفت زیر میز! روی میزم کیف میذاشتیم که خدای نکرده کسی تقلب نکنه!
    می‌رسد روزی که بی‌هم می‌شویم ..... یک‌به‌یک از جمع هـم کم می شویم
    می‌رسد روزی کــه مــا در خاطـرات ..... موجـب خنـدیـــدن و غـــم می‌شویم
    گاه گاهـی یـــاد مـا کـن ای رفیـــق ..... می‌رسد روزی که بی‌هم می‌شویم
    6 سپاس: serpent، jaj، ♥Rose♥، ژنرال، نغمه، Kishe Mehr

  • serpent

    بچه مثبت,

    شما یادتون نمیاد، گوشه پایین ورقه های دفتر مشقمون، نقاشی می کشیدیم. بعد تند ورق میزدیم میشد انیمیشن :bahone:

    5 سپاس: jaj، ♥Rose♥، بچه مثبت، ژنرال، Kishe Mehr

  • Kishe Mehr

    نسل ما هوش و استعدادمون مثل هم بود مثل نسل الان نبود که لندن پاریس باشه
    5 سپاس: jaj، ♥Rose♥، بچه مثبت، serpent، ژنرال

  • Kishe Mehr

    شما یادتون نمیاد وقتی امتحان داشتیم وسط نیمکت کیف میذاشتیم تا بغلیمون نبینه دستمونم دور برگه امتحان حلقه میکردیم
    5 سپاس: jaj، ♥Rose♥، بچه مثبت، serpent، ژنرال

  • jaj

    5 سپاس: ♥Rose♥، بچه مثبت، serpent، ژنرال، Kishe Mehr

  • ♥Rose♥

    شما یادتون نمیاد با کاغذ باطله پول درست میکردیم و باهاشون بانک بازی میکردیم :65:
    5 سپاس: jaj، بچه مثبت، serpent، ژنرال، Kishe Mehr

  • دیااکو

    شما یادتون نمیاد کاغذ مچاله می کردیم و تو لوله خودکار بیک میگذاشتیم و فوت می کردیم و کاغذ مچاله پرت میشد، معمولأ هدف هم گوش همکلاسی بود، بعضی وقتها هم به جای کاغذ ماش پرت می کردیم که ممکن بود گوش رو هم زخمی کنه.
    7 سپاس: بچه مثبت، jaj، serpent، ژنرال، ♥Rose♥، نغمه، Kishe Mehr

  • بچه مثبت

    شما یادتون نمیاد ناظم میومد سر کلاس میگفت: بی سرو صدا وسایلتونو جمع کنید با صف بیاید برید تو حیاط ، معلمتون نیومده :93: 351
    می‌رسد روزی که بی‌هم می‌شویم ..... یک‌به‌یک از جمع هـم کم می شویم
    می‌رسد روزی کــه مــا در خاطـرات ..... موجـب خنـدیـــدن و غـــم می‌شویم
    گاه گاهـی یـــاد مـا کـن ای رفیـــق ..... می‌رسد روزی که بی‌هم می‌شویم
    5 سپاس: jaj، serpent، ژنرال، ♥Rose♥، Kishe Mehr

  • 2 سپاس: serpent، Kishe Mehr

  • ژنرال

    شما یادتون نمیاد ناظم مدرسه تهدید میکرد که کسی شلوغ کنه یا دیربرسه مدرسه، میندازیمش تو سیاهچال! (سیاهچال = موتورخونه مدرسه در زیرزمین مدرسه واقع بود و معمولا تاریک و نمور بود :51: )

    شما یادتون نمیاد کلاس اول و دوم ابتدایی روزای اول مهر که کلاسا تق و لق بود، یکسره سرمونو باید میذاشتیم رو میز و پائینو نگاه میکردیم! (خدا ازشون نگذره که چه اذیتایی میکردن مارو :frustrated: )

    6 سپاس: serpent، بچه مثبت، ♥Rose♥، نغمه، Kishe Mehr، هاچو هاچو

  • هاچو هاچو

    شما یادتون میاد...هیچی دیگه یادتون میاد نیازی به گفتن نیست :bahone:
    3 سپاس: serpent، نغمه، Kishe Mehr

  • ♥Rose♥

    شما یادتون نمیاد من بچگیام عکس ماشین از آدامس جمع میکردم الانم دارمشون :bahone:
    2 سپاس: serpent، Kishe Mehr

  • serpent

    بچه مثبت,
    Kishe Mehr,
    jaj,
    ♥Rose♥,
    دیااکو,
    هاچو هاچو,
    حورا,
    ژنرال,

    واااااااای :89:

    ملت چقد چیز میز یادشونه :89:

    3 سپاس: ♥Rose♥، Kishe Mehr، هاچو هاچو

  • gilas

    serpent,

    نه خدایی از اینا که گفتی چندتاشو خودت یادته :4:

    شما یادتون نمیاد کلاس اول برای هر درسی که داشتیم مثلا در ص بهمون صابونای کوچولو خوشگل میداد :65:

    شما کارت 100 آفرین و 1000 آفرین یادتون نمیاد که جمع میکردیم بعد از غرفه هدیه میخریدم باهاشون :65:

    5 سپاس: serpent، نغمه، Kishe Mehr، هاچو هاچو، ♥Rose♥

  • serpent

    gilas,
    خداییش خیلیاشو یادمه

    1 سپاس: gilas

  • نغمه

    معلومه خوب من یادم نمیاد شما سن پدربزرگ منو داری 804

    نمایش یا پنهان متنهیعییییییییی یادش به خیر

    2 سپاس: serpent، ♥Rose♥

  • Kishe Mehr

    نقل قول: serpent
    ملت چقد چیز میز یادشونه

    دهه هفتادیا این چیزا یادشون نیست :86:

    2 سپاس: serpent، نغمه

  • hadi04

    شما یادتون نمیاد وقتی داداش بزرگم از تلویزیون درس میخوند به خاطر موشکباران شدن شیراز مدرسه ها تعطیل شده بودن اونوقت من همیشه نگاهم به تلویزیون مثل مدرسه بود به همین خاطر هنوز هم خعلی کم تلویزیون میبینم :4: خیلی جالب بود وسط کلاس درس برق قطع میشد مدرسه داداشم تعطیل میشد میرفتیم توی کوچه با توپ پلاستیکی فوتبال میکردیم
    4 سپاس: serpent، هاچو هاچو، ♥Rose♥، نغمه
پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: