₪ انجمن بوف بوفی ₪ » هنر و ادبیات » آنـگاه که خداونـد سکـوت را آفریـد ...
آبان
9
ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شده‌اند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفته‌اند.
ثبت‌نام و ارسال نوشته در این وب‌سایت امکان‌پذیر نیست. چنانچه نوشته‌ای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، می‌توانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.


₪ انجمن بوف بوفی ₪ » هنر و ادبیات » آنـگاه که خداونـد سکـوت را آفریـد ...

یک نت روی دیوار انجمن pAshMak
1 هفته پیش

آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com



آنـگاه که خداونـد سکـوت را آفریـد ...

1694 بازدید، 11 پست، نویسنده: baron jon

  • baron jon

    تصویر در دسترس نیست


    سکوت، یعنی گفتن در نگفتن، یعنی مقابله با شهوت رام نشدنی حرف، یعنی تمرین برگشتن به دوران جنینی و شنیدن انحصاری لالائی قلبِ مادر در تنهائی محض.

    سکوت در مکالمه تلفنی، یعنی تردید یا مزاحمت، یا شرم.

    هر سکوتی، سرشار از ناگفته ها نیست، بعضی وقت ها، سرشار از خجالتِ گفته هاست.

    موسیقی، یعنی سکوت بعلاوه سکوت های شکسته شده ی موزون.

    سکوتِ آرام کتابخانه، یعنی رعد و غرش نهفته ی تمامِ حرف های فشرده ی عالم، در پیش از این.

    سکوتِ شاهد، یعنی شهادتِ دروغ، موقع خواب و استراحت و تعطیلی وجدان.

    سکوتِ محکوم بی گناه، یعنی بغض، آه، گریه درون.

    سکوتِ مظلوم، یعنی نفرینی مطلق و ابدی.

    بعضی سکوت را به رشوه ای کلان می خرند و با سودی سرشار، به اسم حق السکوت، می فروشانند.


    سکوتِ عاشق در جفای معشوق، یعنی پاس حرمتِ عشق.

    سکوت، در خود گریه دارد ولی گریه، با خود سکوتی ندارد.

    بعضی با سکوت آنقدر دشمنند که حتی در خواب هم آنرا با پریشان گوئی می شکنند.

    سکوتِ در بیمارستان، بهترین هدیه ی عیادت کنندگان است.

    آدم، بسیاری حرف ها را که می شنود، آرزو می کند کاش بشر گنگ و ساکت بود.

    ایرانی ها، از قدیم معنی سکوت و سخن بخردانه گفتن را خوب بلدند، اشکال فقط در استفاده گاه و بیگاه از این دو نعمت، به جای هم است.

    آنان که حرمت سکوت را پاس می دارند، بیش از حرّافانِ حرفه ای، به بشر امیدواری می دهند.

    وقتی خدا بخواهد فساد کسی را برملا کند، نعمتِ سکوت را از او سلب می کند.

    سکوتِ قاضی، رعب آورترین سکوتِ زمینی است، وقتی بدانی گناهکاری.

    سکوتِ وداعِ واپسین دیدار دو دلدار، همیشه مرطوب است.

    سکوتِ یک محکوم به مرگ، پر از پشیمانی لزج است.

    خیالتان آسوده، سکوتِ مرگ، سرد و منجمد است، ولی شکستنی نیست.

    زیر زمین خانه های قدیمی تمام مادر بزرگ ها، سرشار از سکوتِ ترشی سیر، انار خشکیده، سرکه ی انگور، عروسک ها و دوچرخه دوران بچگی است.

    سینمای صامت، پر از سکوتی گویا و خنده دار بود.

    غیرقابل درک ترین سکوت، متعلق به معلم ادبیات پیری است که، شاگرد قدیمش را در حال غلط خواندن گلستان سعدی از تلویزیون می بیند.

    آزار دهنده ترین سکوت، وقتی است که دروغ می گوئی و مخاطبت در سکوتی سنگین، فقط نگاه می کند.

    در گورستان، فقط در ساعات معینی که ارواح به میهمانی می روند، سکوت برقرار است.

    بعضی، بلدند با تمام وجود مدت ها ساکت باشند، حیف که زبانشان آخر همه را به باد می دهد.

    آدم های ترسو، برای فرار از سکوت، با خود حرف می زنند.

    تابلوهای جهت نما، در خیابان و جاده ها، در سکوتی بی ادعا، عابران را راهنمائی می کنند.

    تمام مردم جهان، با یک زبان واحد سکوت می کنند، ولی به محض باز کردن دهان از هم فاصله می گیرند.

    کرو لال ها، در سکوتِ محض با هم حتی پرچانگی هم می کنند.

    سکوت، خیلی خیلی خوب است، اما نه هر سکوتی.

    بعضی، قادرند تا لحظه مرگ، سکوت کنند، به شرطِ آنکه حق السکوتِ قابلی در قبالش گرفته باشند.

    در آخرت، تو را به خاطر حرفهای نسنجیده، ممکن است مجازات کنند، ولی سکوتِ بی جایت را، هرگز نمی بخشایند.

    سکوت را با هر چیزی می شود شکست، ولی با هر چیزی نمی توان پیوند زد.


    سکوت، حتی از نوع مطلق اش در نهایت شکستنی است.

    دفاترِ سفید و بی خطِ نو، مثل نوارِ خام، مملو از سکوتند.

    تاکنون، هیچ مترجمی پیدا نشده که بتواند سکوت را، از زبانی به زبان دیگر ترجمه کند.

    قطعاً یکی از راههای تحمل ِزندگی، پناه بردن به سکوت است.

    همیشه گفته اند، از آن نترس که های و هو دارد، از آن بترس که برّوبرّ، نگاهت می کند و در سکوت، برایت نقشه ای شیطانی می کشد.

    آدم های خسیس، ممکن است بی بهانه حرف بزنند، ولی بی بها، سکوت نمی کنند.

    سکوت گاهی وقتها واقعا زیباست... مثل وقتایی که آدم توی طبیعته؛ توی یه جای بکر و دنجش. که جز پرنده ها و آب و درختاش کس دیگه ای نیست و صدایی نیست جز همین صداها که گوش دادن بهشون یه شور خاصی به آدم میبخشه.

    سکوت ساحل واقعا زیباست و سکوت زمانیکه یه نوای زیبا به گوش میرسه و همه ی وجود آدم رو در بر میگیره ...

    سکوت؛ در آن می توان شکفت، شکست، خندید، بارید، ترسید، شنید. در او می توان نشست و هیچ نگفت و تنها در سکوت است که می توان فاصله ها را با گوهر خیال، پیوند داد.

    راستی چه زیباست سکوت؛ این واژه پر از فریاد ...



    7 سپاس: نخبه، zrnznn، ♥Rose♥، حورا، serpent، jaj، javad1020

  • 1 سپاس: baron jon

  • 1 سپاس: baron jon

  • baron jon

    نخبه,
    zrnznn
    , Rose


    تشکر دوستان عزیز :46:

    1 سپاس: ♥Rose♥

  • حورا

    نقل قول: baron jon
    سکوت؛ در آن می توان شکفت، شکست، خندید، بارید، ترسید، شنید. در او می توان نشست و هیچ نگفت و تنها در سکوت است که می توان فاصله ها را با گوهر خیال، پیوند داد.


    مرسی بارونی :46:

    1 سپاس: baron jon

  • baron jon

    مرسی حورا جان :46:
    1 سپاس: حورا

  • serpent

    متن را خواندن همانا و هنگ کردن مغز همان 1217
    1 سپاس: baron jon

  • baron jon

    نقل قول: serpent
    متن را خواندن همانا و هنگ کردن مغز همان


    والا به زبان فارسی بود متن ....


  • serpent

    baron jon,
    همین دیگه ، من رو فارسی زیاد تسلط ندارم :9:

    1 سپاس: baron jon

  • baron jon

    نقل قول: serpent
    همین دیگه ، من رو فارسی زیاد تسلط ندارم


    عجب ... :37: در هر صورت ممنون :46:


  • jaj

    بوفیلند هم گاهی اینقدر ساکت میشه که آدم مجبور میشه برای شکستن این سکوت سرک بکشه توی تایپک های قدیمی
    به خصوص اونهایی که قبلی دیده نشده اند

    وقتی که آدم حس تنهاییش زیاد از حد میشه سکوت مثل طبلی میشه که دائم تنهایی رو به آدم یاد آوری می کنه
    کاش یه روز سکوت دیگه سرشار از ناگفته ها نباشه

پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: