₪ انجمن بوف بوفی ₪ » هنر و ادبیات » بچه های دستفروش
آبان
9
ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شده‌اند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفته‌اند.
ثبت‌نام و ارسال نوشته در این وب‌سایت امکان‌پذیر نیست. چنانچه نوشته‌ای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، می‌توانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.



یک نت روی دیوار انجمن pAshMak
1 هفته پیش

آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com



بچه های دستفروش

1400 بازدید، 5 پست، نویسنده: ali.shafei

  • ali.shafei

    بچه های دستفروش و کودکان کار
    تصویر در دسترس نیست

    10 سپاس: jaj، Life Dream، sib، KuRoSh، علیرضا، بچه مثبت، بچه ايران، gilas، zrnznn، ♥Rose♥

  • 3 سپاس: Life Dream، ali.shafei، KuRoSh

  • Life Dream

    كودكي كه مجبور چيزهايي رو بفروشه يا از دست بده كه براي خودش نياز هست، دستاشو بستن تا نتونه ازشون استفاده كنه يا براي خودش برداره، ولي از نگاه پر تمناش ميشه ديد كه چقدر دوست داشته اون وسايل يا اشيا مال خودش بود.
    2 سپاس: ali.shafei، KuRoSh

  • KuRoSh

    نقل قول: jaj
    من نمیدونم بعضی پدر مادر ها چطوری دلشون میاد این بچه های نازنین رو بفرستن سر کار

    حرفت رو قبول دارم ولی بعضی موقع شرایط اینگونه ایجاب میکنه که به چنین کاری دست بزنن

    1 سپاس: ali.shafei

  • zrnznn

    جالب بود و تاسف بر انگیز..... :72:
    روز های که صبح زود میرم دانشگاه ..از جاییی که میگذرم تا سوار تاکسی های دانشگاه بشم دقیقاً محلیه که صبح ماشین این متکدیا میاد پیادشون میکنننن........اصلان یه وضعیه توصیف نشدنی باید خودتون بببنید...یه روز از همون جا داشتم میگذشتم که یه زن و شوهر جون هم جلوی من داشتن رد میشدن ...یکی از این دخترا که تقریبان 17 یا 18 سال سن داشت گیر داده بود به پسره ...پسره رو ول نمیکرد
    لباسشو گرفته بوددددددد.....حالا هی زنش حرص میخورد و مجبوری که دختره شوهرشو ول کنه پولی بهش داد.........دلم میخواست بزنم داغونش کنم اون دختره رو که آویزون اون شوهره مردم شده بود واسه فیلمش که کمکش کنننن.......یه صحنه خیلی بد رو به وجود اورده بود....... :21: چهارشنبه هم یکی از این بچه های کوچیک اومده بود گیر من افتاده بود از شانس هم خودم دیرم شده بود..........با چه زحمتی اینو از خودم جدا کردم خدا میدونه :21:

    1 سپاس: ali.shafei
پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: