₪ انجمن بوف بوفی ₪ » هجده » پایان مرگبار دروغ‌های زن متاهل در رابطه پنهانی
₪ انجمن بوف بوفی ₪ » هجده » پایان مرگبار دروغ‌های زن متاهل در رابطه پنهانی
1 2


پایان مرگبار دروغ‌های زن متاهل در رابطه پنهانی

2674 بازدید، 21 پست، نویسنده: aac198000

  • aac198000

    مردی که متهم است زن متاهلی به نام یاسمن را بعد از برقراری رابطه به قتل رسانده در زندان در انتظار برگزاری دادگاه به سر می‌برد. این مرد که حسن نام دارد در گفت‌وگویی ماجرای قتل را توضیح داده است.


    تصویر در دسترس نیست


    چطور با مقتول آشنا شدی؟
    اولین بار او پیامک داد و نوشت با من تماس بگیر. چون شماره را نمی‌شناختم پیامک دادم و پرسیدم شما شماره من را از کجا آورده‌ای؟ بعد از آن مقتول زنگ زد و گفت ببخشید شماره شما شبیه شماره دوستم است و شماره آخر را اشتباه گرفته‌ام. ارتباط ما از آنجا شروع شد. بعد از مدتی او دوباره زنگ زد و از من درباره مجرد یا متاهل‌بودنم پرسید. به دروغ گفتم مجرد هستم البته او هم دروغ گفته بود و درحالی که شوهر و سه فرزند داشت گفته بود شوهر و فرزندش در تصادف کشته شده‌اند.

    به غیر از مقتول با زن دیگری هم ارتباط داشتی؟
    بعد از ازدواج اصلا به فکر ارتباط با زن دیگری نبودم تا اینکه پارسال با همسرم به مشکل خوردم و بعد با یاسمن آشنا شدم البته اصلا به فکر دوستی با او نبودم اما وقتی پیش آمد وسوسه شدم. من در کل زندگی‌ام فقط با یک دختر دوست بودم. قبل از سربازی با او آشنا شدم و بعد سربازی ازدواج کردیم و الان هم همسر من است.

    چند سال داری؟
    35 سال دارم. یاسمن گفته بود با من هم‌سن است اما وقتی به اتهام قتل او بازداشت شدم فهمیدم سه سال از من بزرگ‌تر بود.

    مقتول دروغ دیگری هم به تو گفته بود؟
    گفته بود استاد دانشگاه شهرری است و در قیطریه زندگی می‌کند در حالی که حقیقت نداشت. او در ورامین زندگی می‌کرد. حتی به من گفته بود پدرش تاجر فرش است و در بازار اسم و رسم دارد.

    قبل از قتل هم با مقتول اختلاف داشتی؟
    یک‌بار ارتباط ما قطع شده بود و فردی که مقتول به من گفته بود از دوستانش است باعث شروع دوباره ارتباط ما شد.

    ارتباط دوباره چگونه شکل گرفت؟

    نزدیک عید بود. گوشی‌ام را در خانه جا گذاشته بودم و همسرم گوشی‌ام را دیده و متوجه ارتباط من با زن دیگری شده بود. همان موقع یاسمن متوجه شد من همسر دارم. همسرم پس از اینکه ماجرا را فهمید داد و بیداد راه انداخت و من هم چند ماهی گوشی‌ام را خاموش کردم و همین باعث شد ارتباط ما قطع شود. از یاسمن خبری نداشتم تا اینکه فردی به من زنگ زد و گفت حال یاسمن بد و در بیمارستان بستری است و سراغ شما را می‌‌گیرد و از آنجا بود که دوباره ارتباط ما شروع شد.

    واکنش همسرت چه بود؟
    واکنش همسرم واقعا دور از انتظار من بود او تا الان پای من ایستاده است. او اولین زنی بود که عاشقش شدم الان هم شرمنده او هستم و نمی‌دانم چطور می‌توانم اشتباهاتم را جبران کنم.

    چرا دوباره با یاسمن رابطه برقرار کردی؟
    طمع کردم. هم طمع پول پدر یاسمن و هم طمع رابطه با زنی غیر از همسرم را البته یاسمن هم با زبان‌بازی مرا نرم می‌کرد. علاوه بر آن یاسمن علایقم را می‌دانست.

    رابطه‌ات با مقتول در چه حدی بود؟

    رابطه ما در حد بیرون‌رفتن و دوستی معمولی بود. هیچ رابطه جنسی با هم نداشتیم. من چند باری بعد از شروع دوباره ارتباطمان با دخترم پیش او رفته بودم. یاسمن خیلی به دخترم توجه و محبت می‌کرد حتی به من می‌گفت می‌تواند برای او مادری کند. او حتی می‌گفت هر مشکلی که داشته باشم در حل آن کمکم می‌کند.

    دخترت چند سال دارد؟

    یکسال و چهار ماه دارد اما وقتی که یاسمن او را دید و این حرف‌ها را به من زد دخترم هشت ماهه بود.

    در تمام این مدت چطور با یاسمن ملاقات می‌کردی؟

    معمولا در میدان رسالت با هم قرار می‌گذاشتیم و من با ماشین دنبالش می‌رفتم. او با مترو می‌آمد.

    آیا هیچ‌وقت او را به خانه‌شان نرساندی تا نشانی واقعی‌اش را بفهمی؟
    نه معمولا بعد از ملاقات او را به میدان هروی می‌بردم.

    شغلت چیست؟
    10 سال انباردار یک شرکت غذایی معروف و دوسال هم در شرکت غذایی دیگری انباردار بودم اما یکی، دو سالی بود که آزاد کار می‌کردم. شارژ تلفن همراه می‌خریدم و به مغازه‌ها می‌فروختم.

    از روز حادثه بگو. چطور شد یاسمن را کشتی؟

    من قصد قتل نداشتم. وقتی متوجه تناقض‌گویی‌های یاسمن شدم با او جر و بحث کردم. آن موقع سوار ماشین من بودیم. یاسمن بعد از جر و بحث بخشی از حقیقت را به من گفت. او گفت سه بچه و شوهر دارد، من هم ناگهان عصبانی شدم و یک یا دو مشت به او زدم، سرش به ستون ماشین خورد و بعد دیدم هیچ حرکتی نمی‌کند.

    از کجا مطمئن شدی فوت شده است؟
    من در هلال احمر دوره آموزشی دیده بودم. وقتی دیدم بی‌حرکت است نبضش را گرفتم. نفس هم نمی‌کشید.

    بعد از آن چه کار کردی؟
    خیلی ترسیده بودم. با ماشین به سمت بیابان‌های اطراف کهریزک رفتم. در راه بنزین گرفتم و بعد جسد را به بیابان بردم و آتش زدم.

    بعد از اینکه جسد را از بین بردی چه کردی؟

    کارهایم را جمع و جور کردم چون می‌دانستم دستگیر می‌شوم و اگر هم دستگیر نمی‌شدم فکر کنم خودم را تسلیم می‌کردم کما اینکه قبل از افشای حقیقت خودم ماجرا را به افسر پرونده گفتم.

    چطور دستگیر شدی؟

    چند روز بعد از آنکه جسد را سوزاندم از پلیس آگاهی به من زنگ زدند و گفتند به آنجا بروم. از من در مورد یاسمن پرسیدند و من همه چیز را انکار کردم. صبح هم به دادسرا رفتم و بازجویی شدم. عذاب وجدان داشتم ظهر که به آگاهی برگشتم راستش را گفتم و اعتراف کردم جنازه را سوزانده‌ام. محل جسد را هم به ماموران نشان دادم و پس از آن بود که سبک و راحت شدم.

    گفته‌اند طلاهای یاسمن را سرقت کرده‌ای، در این مورد توضیح بده.
    من هیچ چیزی از او نگرفتم هیچ چیزی هم برنداشتم چون نیازی به آنها نداشتم.

    الان چه حسی داری؟
    عذاب می‌کشم و احساس گناه می‌کنم. بعد از این اتفاق دوبار می‌خواستم خودکشی کنم. بار اول در اولین روز بازپرسی در دادسرای جنایی می‌خواستم خودم را از پنجره دستشویی به پایین پرت کنم که افسر بدرقه به موقع رسید و پایم را گرفت. یک‌بار هم در حمام زندان تیغ را شکستم و ‌خواستم رگم را بزنم که موفق نشدم.

    خودت را در این قتل چقدر مقصر می‌دانی؟

    20درصد. چون نباید جواب اولین پیامک او را می‌دادم.

    این روزها را در زندان چگونه می‌گذرانی؟
    بعد از دومین باری که خودکشی کردم در زندان رجایی‌شهر با فردی به نام مهرداد آشنا شدم که او هم متهم به قتل است. او با من خیلی صحبت کرد و آرام شدم. بعد از آن من که 11 سال نماز نمی‌خواندم دوباره نماز می‌خوانم و روزه می‌گیرم. مهرداد حرف خیلی خوبی به من زد و گفت ما نصف‌مان مرده است حداقل می‌توانیم با این کارها به بخشش گناهانمان امید داشته باشیم و با طلب بخشش پای چوبه‌دار برویم.

    الان چه آرزویی داری؟

    هیچ چیزی برای خودم نمی‌خواهم اما آرزو دارم که بالای سر دخترم باشم و مدرسه‌رفتن او را ببینم در نهایت هم امیدوارم بتوانم از اولیای دم رضایت بگیرم.

    17 سپاس: jaj، Kishe Mehr، mz56mz، بچه مثبت، نخبه، Holtek، سوگند، mahsa joon، javad1020، gilas، حورا، garfild، تنها، پرهام، هوشمند، Hani.ice girl، lion1360

  • jaj

    4 سپاس: ماهی، Kishe Mehr، aac198000، javad1020

  • ماهی

    بله..متاهل ها گوی سبقت رو به شدت از مجرد ها گرفتن.اونقدر که یه خانوم مجرد که نخواد وارد روابط این چنینی بشه براشون خیلی خیلی عجیبه. :3:
    50 درصد حرفای این آقائه هم دروغ بود.خیلی از مردها هم جدیدا ترجیح می دن با زنای شوهر دار ارتباط برقرار کنن.اینجوری هزینه های مادی و معنوی کمتری پرداخت می کنن :4:

    3 سپاس: Kishe Mehr، jaj، aac198000

  • Kishe Mehr

    همیشه پای یک زن در میان است :57:

    نمایش یا پنهان متنتا زنی نخواد وارد رابطه ای نشه ، مردی نمیتونه زنی رو مجبور به داشتن رابطه بکنه!

    3 سپاس: jaj، aac198000، javad1020

  • mz56mz

    خداوند ما رو از خانمهاى متآهل حفظ و دور كند انشاالله :1:
    3 سپاس: aac198000، Holtek، javad1020

  • بچه مثبت

    نقل قول: aac198000
    رابطه ما در حد بیرون‌رفتن و دوستی معمولی بود. هیچ رابطه جنسی با هم نداشتیم.
    :57:

    می‌رسد روزی که بی‌هم می‌شویم ..... یک‌به‌یک از جمع هـم کم می شویم
    می‌رسد روزی کــه مــا در خاطـرات ..... موجـب خنـدیـــدن و غـــم می‌شویم
    گاه گاهـی یـــاد مـا کـن ای رفیـــق ..... می‌رسد روزی که بی‌هم می‌شویم
    2 سپاس: aac198000، javad1020

  • 1 سپاس: aac198000

  • aac198000

    نقل قول: ماهی
    بله..متاهل ها گوی سبقت رو به شدت از مجرد ها گرفتن.اونقدر که یه خانوم مجرد که نخواد وارد روابط این چنینی بشه براشون خیلی خیلی عجیبه.
    50 درصد حرفای این آقائه هم دروغ بود.خیلی از مردها هم جدیدا ترجیح می دن با زنای شوهر دار ارتباط برقرار کنن.اینجوری هزینه های مادی و معنوی کمتری پرداخت می کنن

    آموزنده بود :4:

    1 سپاس: ماهی

  • Holtek

    نقل قول: mz56mz
    خداوند ما رو از خانمهاى متآهل حفظ و دور كند انشاالله

    عمو جان من از دست اين خانمهاي متاهل ، دادم جيب هامو دوختن ، از بس تو خيابون شماره تلفن ميذاشتن تو جيبم :bahone:

    5 سپاس: javad1020، mz56mz، aac198000، Kishe Mehr، میهمان68b

  • ماهی

    نقل قول: aac198000
    آموزنده بود :4:

    :83:

    2 سپاس: javad1020، aac198000

  • 1 سپاس: aac198000

  • javad1020

    ماهی,
    ماهی,
    aac198000,
    aac198000,
    ارتباط با زن شوهر دار بدترین نوع گناه ممکن در جهانه .

    2 سپاس: Kishe Mehr، aac198000

  • حورا

    متاسفانه معضلی شده این کار خانمها :32:

    علل خیانت خانمهای متاهل یکی از موضوعاتی بود برای پایان نامه در نظر داشتم اما دیدم تحقیق در بارش مستلزم ایجاد ارتباط با اشخاص مختلف وبعضا صحبتهای خاصه ترسیدم بار فکریش بیش از توانم باشه .منصرف شدم و هنوز این موضوع ذهنمو اشغال کرده .

    3 سپاس: Kishe Mehr، jaj، aac198000

  • 1 سپاس: aac198000

  • ali92

    از بزگی در همین رابطه سوال کردند که اگر این شرایط برای شما پیش امد چه میکند?فرمود قبلش دعا مکنم چنین شرایطی برایمپیش نیاید..گفتن اگر پیش امد چطور?فرمود فقط به خدا پناه میبرم!
    1 سپاس: aac198000

  • ali92

    1 سپاس: aac198000

  • ali92

    از بزرگی در همین رابطه سوال کردند که اگر این شرایط برای شما پیش امد چه می کنید?فرمود قبلش دعا مکنم چنین شرایطی برایم پیش نیاید..گفتن اگر پیش امد چطور?فرمود فقط به خدا پناه میبرم!
    1 سپاس: aac198000

  • ali92

    از بزرگی در همین رابطه سوال کردند که اگر این شرایط برای شما پیش امد چه می کنید?فرمود قبلش دعا میکنم چنین شرایطی برایم پیش نیاید..گفتن اگر پیش امد چطور?فرمود فقط به خدا پناه میبرم!
    1 سپاس: aac198000

  • aac198000

    نقل قول: حورا
    علل خیانت خانمهای متاهل یکی از موضوعاتی بود برای پایان نامه در نظر داشتم اما دیدم تحقیق در بارش مستلزم ایجاد ارتباط با اشخاص مختلف وبعضا صحبتهای خاصه ترسیدم بار فکریش بیش از توانم باشه .منصرف شدم و هنوز این موضوع ذهنمو اشغال کرده .

    شما کار درست را کردید بعضی اوقات بعضی موضوعات امواج و بار منفی سنگینی دارد

    نقل قول: ali92
    از بزرگی در همین رابطه سوال کردند که اگر این شرایط برای شما پیش امد چه می کنید?فرمود قبلش دعا مکنم چنین شرایطی برایم پیش نیاید..گفتن اگر پیش امد چطور?فرمود فقط به خدا پناه میبرم!

    جزء پناه بردن به خدا هر کاری کنی باختی
    سپاس از بیان متذکرانه شما


  • mansour12247

    داریم به کجا میریم
    1 سپاس: aac198000
پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: