ساهره رحمانی طراحی لباس اسلامی را بعنوان حرفه مورد علاقهاش برگزید و اکنون چهار سال است که آنرا بطور جدی پیگیری میکند. در مسکو, خانه مُد تاسیس کرد و اکنون چهرهای شناخته شده در این حرفه میباشد.
ساهره رحمانی ، متولد سال ۱۳۶۶در سنندج. دارای مدارک فوق لیسانس زبان انگلیسی از دانشگاه ملل مسکو و مدرک طراحی لباس از Institut ofOpen Business Education and Design . دختر محجبهای که به گفته خودش حجاب را به اختیار خودش و از روی علاقه انتخاب کرده است. همین علاقه اورا به فکر انداخته تا در راه معرفی بیشتر حجاب اسلامی گام بردارد. او طراحی لباس اسلامی را بعنوان حرفه مورد علاقهاش برگزید و اکنون چهار سال است که آنرا بطور جدی پیگیری میکند. در مسکو, خانه مُد تاسیس کرد و اکنون چهرهای شناخته شده در این حرفه میباشد. وی همچنین عضو فعال انجمن زنان روسیه میباشد. فرصتی دست داد تا بشتر از او و کارهایش بپرسیم.خانم رحمانی،
▧ تصویر در دسترس نیست
چند سال است که در خارج از ایران زندگی میکنید؟ چند سال که چه عرض کنم، بلکه تقریبا می شود گفت تمام عمرم را در خارج از ایران زندگی کردم. من پنج سال داشتم که با خانواده به مسکو آمدیم.
پس مشکل زبان ندارید؟ خوشبختانه به زبان روسی و انگلیسی مسلط هستم و البته که به زبان مادری و کشورم یعنی کردی و فارسی هم صحبت میکنم.
چطور شد تصمیم گرفتی به طراحی لباس اسلامی روی بیاوری؟ چون خودم همانطور که گفتم علاقمند به حجاب بودم و فکر کردم چه بهتر که دیگران هم با مقوله حجاب اسلامی بیشتر آشنا بشوند. ضمن اینکه تحصیلات دانشگاهی ام نیز در رشته طراحی لباس میباشد. ان شاءالله می خواهم مداسلامی را گسترش بدهم و در راه معرفی بهتر و بیشتر آن تلاش کنم.
چند وقت است که این کار را شروع کردی؟ تقریبا چهار سال است که بطور جدی پیگیر این کار هستم. پایاننامه دانشگاه هم طراحی لباس هندسهای ابریشمی بود که بسیار موردتوجه قرار گرفت و البته باعث شد من خیلی جدی کارم را ادامه بدهم.
▧ تصویر در دسترس نیست
از دشواریهای کار در اینجا بگویید. راستش مشکلات در شروع هر کاری زیاد هست، آن هم در یک کشوری غیر از کشور خودت. بخشی از مسائل، قابلپیشبینی هستند و برخی هم نه. مشکلات را میتوانم در چند دسته خلاصه کنم. مشکلاتی که گهگاه رقبای بانفوذ در منطقه روسیه بوجود آوردند، شیطنتهای رسانهای که بواسطه مسائل سیاسی یا مذهبی پیش آمده وحتی مسافت طولانی محل سکونت تا محل خانه مد خودم در مرکز مسکو ومشکل رفت و آمد آنهم در زمستان های سرد و برفی اینجا( ترافیک مسکو خود البته حکایتی دارد) را میتوان بعنوان مسائلی که در طول کارم با آنها برخورد داشتم و دارم برشمرد.
انتخاب کارمند با تجربه و فعال، انتخاب مدل برای شو ها و مسابقات نیز بخشی دیگر از سختیهای کارم هستند. کارمندان اینجا با توجه به حمایت قوانین کشور روسیه از آنها، کمی بد قلق هستند.
برای من اما این مشکلات، چندان بزرگ نیستند. من به این بحث اعتقاد دارم که این مشکلات کوچک در واقع مرا از مشکلات بسیار بزرگتر دور کردند و من باور دارم که باید از همه این مسائل برای رسیدن به اهدافم عبور کنم. طراحی لباس با حجاب سخت و مشکل تر است ولی بهر حال هر فعالیت و تجارتی مشکلات خاص خودش را دارد. اگر خدا را بالا سرت ببینی، حتما همهچیز خوب پیش میرود.
بهر حال خداوند همیشه کمک کرده و من الان توانستم با وجود همه موانع "خانه مُد” خودم را در مسکو افتتاح کنم و این نشانگر توجه به نوع کارم هم هست. انشاءالله قصد دارم تا در اینده شعبهای در تهران راهاندازی کنم.
چه طرحهائی را تاکنون ارائه کردید؟ اولین مجموعهای که ارائه کردم، مجموعه "هندسهای ابریشمی ” بود که کار بسیار سختی بود، چرا که کار با ابریشم در طرحهای هندسی یکی از دشوارترین طراحیهاست، البته بخاطر همین مجموعه در مسابقه بینالمللی مد در سال ۲۰۱۰ در کازان موفق به کسب جایزه بزرگ شدمGran Prix. سپس به ترتیب مجموعههای "شعله اتشBlisa ” و "بانوی شهر” را ارائه کردم.
استقبال چطور بود؟ استقبال خوبی شده بود، اگر مورد توجه و استقبال نبود، مناین کار را اینجا شروع نمیکردم. چه از سوی مسلمانان و چه غیر مسلمانان. الان سفارشهای زیادی حتی از قزاقستان و تاتارستان دارم.
آیا فعالیتهای شما تنها در خانه مد خلاصه میشود ؟ خیر، تاکنون در چندین نمایشگاه و مسابقه بینالمللی مد و لباس اسلامی هم بعنوان شرکتکننده و هم بعنوان داور چه در داخل روسیه و چه در خارج از کشور شرکت داشتهام و جوایزی نیز کسب کردهام. تابستان امسال نیز مجموعه ویدئوئی ارائه کردم از شکلهای مختلف بستن روسری که در آن نحوه بستن روسری و شال که از طراحیهای خودم هستند را برای کسانی که قصد استفاده از آنها را دارند، چه مسلمان و چه غیر مسلمان، نشان دادم.
در خارج از موضوع کاری، عضوانجمن زنان مسلمان روسیه هم هستم. در انجمن زنان مسلمان روسیه چه کارهایی میکنید؟ عمده فعالیتهای این انجمن چهها هستند؟ این انجمن از ابتدای سال میلادی جاری با شرکت هیات های زنان از جمهوریهای مختلف روسیه اعلام موجودیت کرد و قرار است با تشکیل مراکزی در زمینه های کمک به تشکیل و تقویت خانواده، اشتغال زایی ، امور خیریه، ترویج شیوه سالم زندگی و نیز انجمن زنان طراح لباس اسلامی فعالیت کند. اعضای این سازمان معتقد هستند که ” زنان مسلمان باید مظهر پاکدامنی و پرهیزکاری” باشند تا بتوانند دین اسلام را بطور شایسته به زنان این کشور معرفی کنند. این سازمان همچنین برای بالا بردن سطح اجتماعی و اخلاقی مردم برنامهائی دارد .
کارهایی که ارائه کردین از چه ویژگیهائی برخوردارند؟ چون خودم اول ایرانی و بعد از آن شرقی هستم ودر اروپا بزرگ شدم، این مطلب حتما در کارهایم نمود پیدا میکند و کاملا به چشم میآید. من سعی میکنم حجاب را اروپایی کنم، مثل طرح های اولم با نام "ابریشم "و یا کلکسیون بعدی با نام "بانوی شهر” که از کارهای جدیدم هستند. اینجا من از ابریشم و تریکواستفاده کردم، در واقع ترکیبی از هر دو که هم نرم و راحت باشند و هم لوکس. کارهایم همیشه منحصر بفرد هستند و کیفیت، خیلی برایم مهم است.
کارهایم طوری هستند که برای هر دو گروه( مسلمان و غیر مسلمان) مناسب هستند. لباسها ممکن است مثلا با روسری یا بدون روسری استفاده بشوند که البته این مسئله در زمان طراحی، مدنظر خواهد بود. در کل آنچه برای من مهم است، نشاندادن تنوع این نوع پوشش در بین همه مردم بویژه مسلمانان است. رعایت حجاب سخت نیست؟ رعایت حجاب برای کسی که عشق به آن دارد، نمیتواند سخت باشد. به نظر من نمی تواند کسی بگوید که من عاشقم ولی از کاری که برای عشقش میکند، ناراحت و ناراضی نیز باشد.بلکه هر کاری را با علاقه و از روی رضایت انجام میدهد. من هم همینطور، از این کار لذت میبرم و مشکل و مانعی از این بابت حس نمیکنم.
شرایط زندگی در یک کشور غیر مسلمان چگونه است؟ چه مشکلاتی برای شما بعنوان یک فرد غیر روسی و در عینحال مسلمان وجود داره؟ روسیه گرچه یک کشور غیر اسلامیست، اما همانور که میدانید مسلمانان زیادی دارد. من خودم تاکنون مشکلی از این بایت نداشتم. گرچه گه گاهی بواسطه اتفاقاتی که ناشی از مسائل سیاسی است، مشکلاتی پیش میآید ولی حاد نیستند و همیشه زودگذر بودند. اینجا شاید تنها استفاده از چادر برای مردم عجیب باشد. کسی با چادر بیرون برود، همه نگاهش می کنند و گاهی هم با وحشت.( بخاطر اندک تبلیغات منفی در مورد مسلمانان بخصوص بعد از اتفاقاتی مانند بمبگذاری).ولی در سایر موارد، رعایت حجاب چندان مورد عجیبی نیست. در مورد خودم هم همیشه نگاه مثبتی از نوع حجابم وجود دارد. اینجا برای زیبایی پوشش، اهمیت زیادی قائل هستند. به حجاب زیبا و زیبایی حجاب هم علاقه نشان میدهند.
نگرش زنان روسیه نسبت به حجاب چطور است؟ نگاه ها خیلی متفاوت است . بعضیها هیچ مشکلی در رعایت حجاب نمیبینند، درحالی که برخیها هم کاملا با این مسئله مخالف هستند. اخیرا در یک شهر کوچک دانشجویان با حجاب،سر درس دانشگاه رفتند و الان هم بحثش همه جا هست. خیلیها پیشنهاد میدهند که مثلا حجاب در مدارس و موسسات دولتی ممنوع بشود مثل فرانسه. در این مورد با من هم تماس گرفتند واز من خواستند که یونیفورم اسلامی برای وزارت فرهنگ طراحی کنم که من هم این کار را کردم. در مجموع درست است که گاهی شلوغ میکنند ولی در نهایت با توجه به وجود آزادی افراد در انتخاب نوع پوشش، مشکل خاصی نیست.
از نقش خانواده خودتان بگویید. ممنون خانوادهام هستم که همواره پیشتیبانم بودند و همیشه حمایتم کردند. این خیلی مهم است که وقتی به مشکلی برمیخوری، حمایت خانواده را پشتسر دارشته باشی، آنوقت آرام میشوی. پدر و مادرم انسانهای بزرگی هستند و الگوی من در زندگی. آنها زمانی که زبان روسی را بلد نبودند، با دو تا بچهی کوچک خیلی تلاش کردند، هر دو مدرک دکترای خود را با رتبه بالا گرفتند. از فعالان در امور مذهبی و اجتماعی در اینجا هستند. هر وقت خسته میشوم وقتی به تلاش ای آنها فکر میکنم که با تمام سختی ها و مشقات هم،خودشان رابالا کشیدند و هم از ما حمایت کردند، آرامش خاصی پیدا میکنم. من خیلی خوشحالم که کارم همان چیزیست که به آن علاقه دارم و این را از پدرو مادرم دارم.
باید از برادرم تشکر کنم که همیشه در کنارم است، بسیار فعال و پر انرژی، عکاس و همچنین برنامهنویس کامپیوتر است. من خوششانسم که برادرم عکاسم است و همدم و همراه من.
از سرگرمیها و ورزش هایی که دوست دارید و کار میکنید بگویید. هیچوقت ورزش را فراموش نمیکنم. هر چهقدر خسته باشم سعی میکنم ورزشم قطع نشود، چون باعث آرامش و سلامتی و استراحت روح و جسم است. بیشتر از همه به یوگا علاقه دارم. اسبسواری، شنا و اسکی هم از ورزش های محبوب من هستند.البته ناگفته نماند که مطالعه را هم هرگز فراموش نمیکنم.
این دختر خانم برعکس خیلی از ایرانیهای مقیم لندن .. که از دین اسلام مرتد میشن ومارا که مسائل اسلامی را رعایت میکنیم مسخره میکنند ومارا متحجر وعقب افتاده خطاب میکنند . -وحجاب نماد تخلف وعقب افتادگی میدونند .وبدتر از همه از ایرانی وزبان فارسی عارشون میاد وقتی بازیان فارسی با او حرف میزنی بازبان انگلیسی جواب میده انجا وقتی یک ایرانی تازه وارد لندن میشه اورا از ایرانیا مقیم برحذر میکنند .رفت .امد ایرانیا انجا خیلی محدوده کلا ایرانیان انجا اینگار از یک کره دیگه وارد زمین شدند ادمهای مغرور خودخواه واز خود راضی .البته شاید ابین حرفهام به مذاق بعضی ها خوش نیاد ولی واقعیت نباید انکار کرد .البته عده خیلی کم از ایرانیان هستند که اصالت وفرهنگ ایرانی را فراموش نکردند وهنوز مهمان نوازی وخوی ایرانی را حفظ کردند عربها وافغانیهای انجا لباس وزبان ودینشون حفظ کردند وبرا هموطن هاشون میمرن با عرض معذرت از دوستان عزیز امیدورم نوشته های من توهین به ایرانیهای عزیز تلقی نکنند واز واقعیت که هست نراحت نشوند
این دختر خانم برعکس خیلی از ایرانیهای مقیم لندن .. که از دین اسلام مرتد میشن ومارا که مسائل اسلامی را رعایت میکنیم مسخره میکنند ومارا متحجر وعقب افتاده خطاب میکنند . -وحجاب نماد تخلف وعقب افتادگی میدونند .وبدتر از همه از ایرانی وزبان فارسی عارشون میاد وقتی بازیان فارسی با او حرف میزنی بازبان انگلیسی جواب میده انجا وقتی یک ایرانی تازه وارد لندن میشه اورا از ایرانیا مقیم برحذر میکنند .رفت .امد ایرانیا انجا خیلی محدوده کلا ایرانیان انجا اینگار از یک کره دیگه وارد زمین شدند ادمهای مغرور خودخواه واز خود راضی .البته شاید ابین حرفهام به مذاق بعضی ها خوش نیاد ولی واقعیت نباید انکار کرد .البته عده خیلی کم از ایرانیان هستند که اصالت وفرهنگ ایرانی را فراموش نکردند وهنوز مهمان نوازی وخوی ایرانی را حفظ کردند عربها وافغانیهای انجا لباس وزبان ودینشون حفظ کردند وبرا هموطن هاشون میمرن با عرض معذرت از دوستان عزیز امیدورم نوشته های من توهین به ایرانیهای عزیز تلقی نکنند واز واقعیت که هست نراحت نشوند
متاسفانه من تو اتریش هم اینگونه دیدم فارسی جواب نمیدادند
همه قومیتها به هم میرسیدند با گویش خودشون صحبت میکردند بعضی ایرانیها با لهجه ناب آلمانی
این دختر خانم برعکس خیلی از ایرانیهای مقیم لندن .. که از دین اسلام مرتد میشن ومارا که مسائل اسلامی را رعایت میکنیم مسخره میکنند ومارا متحجر وعقب افتاده خطاب میکنند . -وحجاب نماد تخلف وعقب افتادگی میدونند
تا جایی که من دیده ام و البته دقت کرده ام .همین هایی که شما خیلی راحت بهشون حکم ارتداد میچسبونین ,جزو بی آزار ترین موجودات هستن که معمولا دخالتی تو کار سایرین ندارن شاید فقط دلشون نمیخاد که قاطی بقیه بشن و این حق طبیعی هر کسی هست که بخاد اطرافیان خاص خودش رو داشته باشه . کسی هم که دلش بخاد تو ی مملکت دیگه مثلا همین انگستان با مدل و سبک چه میدونم مثلا ایرانی یا سومالیایی زندگی کنه ,خوب چه کاریه بشینه همون مملکته خودش راحت, نه الکی غصه وطن بخوره نه واسه اون وریا قانون بزاره .
شاید بعضی ها مجبور باشن ک برن ب ی کشور های دیگه ، شما از کجا اینقدر مطمئن حرف میزنید ¿
کسی برای اونوریا قانون نزاشت ، میشه ی نمونه از قوانینی ک مامان مریم گفت رو شما ب من نشون بدید ¿
این قسمت مربوط به این دختر صحبت شده تو تاپیک بود که فرموده میخام اسلامو گسترش بدم نه مریم خانوم . کسی هم که مجبوری رفته بهتره با محیطش سازگار بشه نه که عالم و آدم رو محکوم کنه .اگر هم نمیتونه لااقل نتونستن خودش رو با بد جلوه دادن دیگران پوشش نده .
کلا ایرانیان انجا اینگار از یک کره دیگه وارد زمین شدند ادمهای مغرور خودخواه واز خود راضی .البته شاید ابین حرفهام به مذاق بعضی ها خوش نیاد ولی واقعیت نباید انکار کرد .البته عده خیلی کم از ایرانیان هستند که اصالت وفرهنگ ایرانی را فراموش نکردند وهنوز مهمان نوازی وخوی ایرانی را حفظ کردند
متاسفانه من با این فرمایش شما موافق هستم من به کشورهای همسایه رفتم مثل دبی و عربستان و گرجستان و به کشورهای شرق هم مثل اندونزی و مالزی رفتم یک سفر کوتاه هم به ایتالیا رفتم توی سوریه و اندنزی مسافرات هام بیشتر طول میکشه باور کنید بعضی وقتها از اینهمه تغییر تعجب میکنم . توی هواپیما که هستی یکباره همه چیز عوض میشه پوشش لهجه و حتی خوراک توی اندنزی چند تا ویلا هست که همسایه ها اماراتی و عربستانی و ایرلندی هستند یکشون ایرانی هست . اکه میتونستم عکسش رو نشون میدادم شاید تعجب میکردید که این بابا ایرانی هست یا نه . اماراتی دقیقا مثل کشور خودش رفتار میکنه ایرلندی هم همین طور ولی امان از ایرانی................... انشاا........... در اینده اگه حوصله کنه خاطراتی رو مینویسم تا بهتر عرایضم رو بتونم منتقل کنم
تا جایی که من دیده ام و البته دقت کرده ام .همین هایی که شما خیلی راحت بهشون حکم ارتداد میچسبونین ,جزو بی آزار ترین موجودات هستن که معمولا دخالتی تو کار سایرین ندارن شاید فقط دلشون نمیخاد که قاطی بقیه بشن و این حق طبیعی هر کسی هست که بخاد اطرافیان خاص خودش رو داشته باشه . کسی هم که دلش بخاد تو ی مملکت دیگه مثلا همین انگستان با مدل و سبک چه میدونم مثلا ایرانی یا سومالیایی زندگی کنه ,خوب چه کاریه بشینه همون مملکته خودش راحت, نه الکی غصه وطن بخوره نه واسه اون وریا قانون بزاره .
لیلی جون اعصابت لطفا من به اونا حکم ارتداد نمیچسبونم بلکه دین اسلام این میگه هرکس از اسلام خارج بشه مرتد محسوب میشه . خیلی از ایرانیا هستند که بهائی زردشتی ومسیحی هستند از اول بودند والان هم هستند نه کسانی که تو ایران قسم حضرت عباس میخوردند وقتی میان خارج بی دین میشن .مثل همسایه ایرانیمون اسمش علی اقا این علی اقا جد وابادش مسلمان بودند والان هم هستند ولی خودش الان بی دین هست ولی خیلی برام تعجب اوره که چرا علی اقا اسمش عوض نکرده البته علی اقا همیشه به ما مسلمانها انگ بی فرهنگی وامل وعقب افتاده میچسونه وبه قول شما زندگی صومالیا مارا مسخره میکنه وهمیشه این سوال از او میپرسم که چرا اسمت عوض نمیکنی ؟؟ جوابی نداره بده در ثانی من وامثال من وقتی به لندن امدیم یک هدف داشتیم تحصیل وفارغ التحصیلی بچه هام همین تعداد معدودی از ایرانیا هستند مثل من که دین وزبان وفرهنگشون نفروختند به خاطر پناهندگی من انجا شرم دارم بنویسم برا پناهندگی چه کیس های میدن خلاصه همون حرفا که شما نوشتید هر روز ما میشنویم .ویک موردش هم این که شما چرا انجا امدید برید دهات زندگی کنید چرا حلال وحرام میگید چرا غذای حلال میخورید چرا به بچه هاتون ازادی وبی بند وباری نمیدهید وخیلی حرفا که نگم سنگینترم لیلی جون عیسی به دین خود وموسی به دین خود ولی هر کاری بکنیم وهر کجا که باشیم اصالتمون نفروشیم میدونی یک موردی مسخره بود که خانم چهار سال با دوست پسرش عین زن وشوهر زندگی میکنه وپدر ومادر اگاه بودند خانواده از دین اسلام خارج شدن وعید نوروز نمیگیرند کریسمس ودیوالی براشون عیده ولی موقع خواستگاری میخواهند دخترشون مهریه حضرت فاطمه داشته باشه وبه فرهنگ ایرانی دختره به خانه بخت بفرستند . لطفا به این دوسوال هم عزیزان جواب بدن ایا ما تو فرهنگ ایرانی موردی داریم که دختر نه نامزاده نه عقده خانواده دار هم باشه با دوست پسرش زندگی کنه . ایا خانواده پسر ی سراغ داری خواستگاری همچین دختری بره ؟؟. ..یک مورد دیگه خانم ایرانی بنگاهی هستند ما د نبال خونه اجاره ای میگشتیم .خونه برامون پیدا کرد یک شب قرار گذشتیم وبا همسرم رفتیم خونه را ببینیم خانم یک اقای همراه خودش اورده بود خانم اورا پسر عموش به ما معرفی کرد ما هم با او سلام وعلیک کردیم .وخونه را دیدیم . خانم با ما قرار گذشت فردا بیام قرار داد ببندیم ما بهش گفتیم نه فردا تاسوعا میریم حسینیه اون اقا با تعجب از ما پرسید مگه انجا حسینه هم هست گفت خیلی دوست دارم بیام حسینه من بانگاه با تعجب به صلیب که گردن خانم بود نگاه کردم وبهش گفتم دختر عموی شما که مسیحی هستند مگه شما نیستی یک هو خانم به پت پتی افتاده وما دیگه چیزی نگفتیم خلاصه تا انجا دیگه من بحث نمیکنم . اگه هم حرف بی ربطی زدم با عرض معذرت از دوستان عزیز م همگی بوسسسسسس
مریم خانم,دور از جون من با هیچ کس بی اعصاب صحبت نمیکنم ,شما که جای خود دارید و عزیز دل هستید که ابدا. بیشتر این ارادی که توصیف کردید رو من هم دیده ام .این ها همینقدر رو اعصاب هستند که گروه دیگر که به هیچ حال نمیخوان رفتارشون رو معتدل کنند. ولی نظرم همونه که هیچ کدوم حق نداریم مزاحمتی برای دیگری بوجود بیاریم چه لفظی چه عملی . و البته همچنان حیرانم که چطور طرف دنبال گوشت حلاله تو قلب دنیای حرام ولی از امکانات خیلی حرام !! اونا هم نمیگذره !!!
و البته همچنان حیرانم که چطور طرف دنبال گوشت حلاله تو قلب دنیای حرام ولی از امکانات خیلی حرام !! اونا هم نمیگذره !!
ما انجا از هیچ ا ز امکانات حرام انها استفاده نمیکنیم . بلکه اونا از امکانات ما استفاده میکنند شوهرم کار میکنه نفس که میکشیم بابتش مالیات پرداخت میکنیم .نمیدونم منظور شما از امکانات حرامشون چه هست ؟؟؟؟نمیخواستم بحث ادامه بدم ولی مجبور شدم جواب شمارا بدم
مخلوط کن, maryamlondon1, مامان مريم منظور ايشون شما نبوديد، مخلوط كن (قرمه سبزي سابق ) به طور كلي دارن ميگن اينكه مسلمانها از بلاد كفر ابراز انزجار ميكنن و در عين حال از همه امكاناتشون استفاده ميكنن، هر دو دچار سو تفاهم شديد چون منظورتونو واضح بيان نكرديد و هر كدوم فكر ميكنيد كه داريد همو مورد خطاب قرار ميديد!!
طبق قدرتي كه به من داده شده در اين لحظه تاپيكو ميبندم تا درس عبرتي شود براي بي عبرتان!
aac198000
ساهره رحمانی ، متولد سال ۱۳۶۶در سنندج. دارای مدارک فوق لیسانس زبان انگلیسی از دانشگاه ملل مسکو و مدرک طراحی لباس از Institut ofOpen Business Education and Design . دختر محجبهای که به گفته خودش حجاب را به اختیار خودش و از روی علاقه انتخاب کرده است. همین علاقه اورا به فکر انداخته تا در راه معرفی بیشتر حجاب اسلامی گام بردارد. او طراحی لباس اسلامی را بعنوان حرفه مورد علاقهاش برگزید و اکنون چهار سال است که آنرا بطور جدی پیگیری میکند. در مسکو, خانه مُد تاسیس کرد و اکنون چهرهای شناخته شده در این حرفه میباشد. وی همچنین عضو فعال انجمن زنان روسیه میباشد. فرصتی دست داد تا بشتر از او و کارهایش بپرسیم.خانم رحمانی،
چند سال است که در خارج از ایران زندگی میکنید؟
چند سال که چه عرض کنم، بلکه تقریبا می شود گفت تمام عمرم را در خارج از ایران زندگی کردم. من پنج سال داشتم که با خانواده به مسکو آمدیم.
پس مشکل زبان ندارید؟
خوشبختانه به زبان روسی و انگلیسی مسلط هستم و البته که به زبان مادری و کشورم یعنی کردی و فارسی هم صحبت میکنم.
چطور شد تصمیم گرفتی به طراحی لباس اسلامی روی بیاوری؟
چون خودم همانطور که گفتم علاقمند به حجاب بودم و فکر کردم چه بهتر که دیگران هم با مقوله حجاب اسلامی بیشتر آشنا بشوند. ضمن اینکه تحصیلات دانشگاهی ام نیز در رشته طراحی لباس میباشد. ان شاءالله می خواهم مداسلامی را گسترش بدهم و در راه معرفی بهتر و بیشتر آن تلاش کنم.
چند وقت است که این کار را شروع کردی؟
تقریبا چهار سال است که بطور جدی پیگیر این کار هستم. پایاننامه دانشگاه هم طراحی لباس هندسهای ابریشمی بود که بسیار موردتوجه قرار گرفت و البته باعث شد من خیلی جدی کارم را ادامه بدهم.
از دشواریهای کار در اینجا بگویید.
راستش مشکلات در شروع هر کاری زیاد هست، آن هم در یک کشوری غیر از کشور خودت. بخشی از مسائل، قابلپیشبینی هستند و برخی هم نه. مشکلات را میتوانم در چند دسته خلاصه کنم. مشکلاتی که گهگاه رقبای بانفوذ در منطقه روسیه بوجود آوردند، شیطنتهای رسانهای که بواسطه مسائل سیاسی یا مذهبی پیش آمده وحتی مسافت طولانی محل سکونت تا محل خانه مد خودم در مرکز مسکو ومشکل رفت و آمد آنهم در زمستان های سرد و برفی اینجا( ترافیک مسکو خود البته حکایتی دارد) را میتوان بعنوان مسائلی که در طول کارم با آنها برخورد داشتم و دارم برشمرد.
انتخاب کارمند با تجربه و فعال، انتخاب مدل برای شو ها و مسابقات نیز بخشی دیگر از سختیهای کارم هستند. کارمندان اینجا با توجه به حمایت قوانین کشور روسیه از آنها، کمی بد قلق هستند.
برای من اما این مشکلات، چندان بزرگ نیستند. من به این بحث اعتقاد دارم که این مشکلات کوچک در واقع مرا از مشکلات بسیار بزرگتر دور کردند و من باور دارم که باید از همه این مسائل برای رسیدن به اهدافم عبور کنم. طراحی لباس با حجاب سخت و مشکل تر است ولی بهر حال هر فعالیت و تجارتی مشکلات خاص خودش را دارد. اگر خدا را بالا سرت ببینی، حتما همهچیز خوب پیش میرود.
بهر حال خداوند همیشه کمک کرده و من الان توانستم با وجود همه موانع "خانه مُد” خودم را در مسکو افتتاح کنم و این نشانگر توجه به نوع کارم هم هست. انشاءالله قصد دارم تا در اینده شعبهای در تهران راهاندازی کنم.
چه طرحهائی را تاکنون ارائه کردید؟
اولین مجموعهای که ارائه کردم، مجموعه "هندسهای ابریشمی ” بود که کار بسیار سختی بود، چرا که کار با ابریشم در طرحهای هندسی یکی از دشوارترین طراحیهاست، البته بخاطر همین مجموعه در مسابقه بینالمللی مد در سال ۲۰۱۰ در کازان موفق به کسب جایزه بزرگ شدمGran Prix. سپس به ترتیب مجموعههای "شعله اتشBlisa ” و "بانوی شهر” را ارائه کردم.
استقبال چطور بود؟
استقبال خوبی شده بود، اگر مورد توجه و استقبال نبود، مناین کار را اینجا شروع نمیکردم. چه از سوی مسلمانان و چه غیر مسلمانان. الان سفارشهای زیادی حتی از قزاقستان و تاتارستان دارم.
آیا فعالیتهای شما تنها در خانه مد خلاصه میشود ؟
خیر، تاکنون در چندین نمایشگاه و مسابقه بینالمللی مد و لباس اسلامی هم بعنوان شرکتکننده و هم بعنوان داور چه در داخل روسیه و چه در خارج از کشور شرکت داشتهام و جوایزی نیز کسب کردهام. تابستان امسال نیز مجموعه ویدئوئی ارائه کردم از شکلهای مختلف بستن روسری که در آن نحوه بستن روسری و شال که از طراحیهای خودم هستند را برای کسانی که قصد استفاده از آنها را دارند، چه مسلمان و چه غیر مسلمان، نشان دادم.
در خارج از موضوع کاری، عضوانجمن زنان مسلمان روسیه هم هستم.
در انجمن زنان مسلمان روسیه چه کارهایی میکنید؟ عمده فعالیتهای این انجمن چهها هستند؟
این انجمن از ابتدای سال میلادی جاری با شرکت هیات های زنان از جمهوریهای مختلف روسیه اعلام موجودیت کرد و قرار است با تشکیل مراکزی در زمینه های کمک به تشکیل و تقویت خانواده، اشتغال زایی ، امور خیریه، ترویج شیوه سالم زندگی و نیز انجمن زنان طراح لباس اسلامی فعالیت کند. اعضای این سازمان معتقد هستند که ” زنان مسلمان باید مظهر پاکدامنی و پرهیزکاری” باشند تا بتوانند دین اسلام را بطور شایسته به زنان این کشور معرفی کنند. این سازمان همچنین برای بالا بردن سطح اجتماعی و اخلاقی مردم برنامهائی دارد .
کارهایی که ارائه کردین از چه ویژگیهائی برخوردارند؟
چون خودم اول ایرانی و بعد از آن شرقی هستم ودر اروپا بزرگ شدم، این مطلب حتما در کارهایم نمود پیدا میکند و کاملا به چشم میآید. من سعی میکنم حجاب را اروپایی کنم، مثل طرح های اولم با نام "ابریشم "و یا کلکسیون بعدی با نام "بانوی شهر” که از کارهای جدیدم هستند. اینجا من از ابریشم و تریکواستفاده کردم، در واقع ترکیبی از هر دو که هم نرم و راحت باشند و هم لوکس. کارهایم همیشه منحصر بفرد هستند و کیفیت، خیلی برایم مهم است.
کارهایم طوری هستند که برای هر دو گروه( مسلمان و غیر مسلمان) مناسب هستند. لباسها ممکن است مثلا با روسری یا بدون روسری استفاده بشوند که البته این مسئله در زمان طراحی، مدنظر خواهد بود. در کل آنچه برای من مهم است، نشاندادن تنوع این نوع پوشش در بین همه مردم بویژه مسلمانان است.
رعایت حجاب سخت نیست؟
رعایت حجاب برای کسی که عشق به آن دارد، نمیتواند سخت باشد. به نظر من نمی تواند کسی بگوید که من عاشقم ولی از کاری که برای عشقش میکند، ناراحت و ناراضی نیز باشد.بلکه هر کاری را با علاقه و از روی رضایت انجام میدهد. من هم همینطور، از این کار لذت میبرم و مشکل و مانعی از این بابت حس نمیکنم.
شرایط زندگی در یک کشور غیر مسلمان چگونه است؟ چه مشکلاتی برای شما بعنوان یک فرد غیر روسی و در عینحال مسلمان وجود داره؟
روسیه گرچه یک کشور غیر اسلامیست، اما همانور که میدانید مسلمانان زیادی دارد. من خودم تاکنون مشکلی از این بایت نداشتم. گرچه گه گاهی بواسطه اتفاقاتی که ناشی از مسائل سیاسی است، مشکلاتی پیش میآید ولی حاد نیستند و همیشه زودگذر بودند. اینجا شاید تنها استفاده از چادر برای مردم عجیب باشد. کسی با چادر بیرون برود، همه نگاهش می کنند و گاهی هم با وحشت.( بخاطر اندک تبلیغات منفی در مورد مسلمانان بخصوص بعد از اتفاقاتی مانند بمبگذاری).ولی در سایر موارد، رعایت حجاب چندان مورد عجیبی نیست. در مورد خودم هم همیشه نگاه مثبتی از نوع حجابم وجود دارد. اینجا برای زیبایی پوشش، اهمیت زیادی قائل هستند. به حجاب زیبا و زیبایی حجاب هم علاقه نشان میدهند.
نگرش زنان روسیه نسبت به حجاب چطور است؟
نگاه ها خیلی متفاوت است . بعضیها هیچ مشکلی در رعایت حجاب نمیبینند، درحالی که برخیها هم کاملا با این مسئله مخالف هستند. اخیرا در یک شهر کوچک دانشجویان با حجاب،سر درس دانشگاه رفتند و الان هم بحثش همه جا هست. خیلیها پیشنهاد میدهند که مثلا حجاب در مدارس و موسسات دولتی ممنوع بشود مثل فرانسه. در این مورد با من هم تماس گرفتند واز من خواستند که یونیفورم اسلامی برای وزارت فرهنگ طراحی کنم که من هم این کار را کردم. در مجموع درست است که گاهی شلوغ میکنند ولی در نهایت با توجه به وجود آزادی افراد در انتخاب نوع پوشش، مشکل خاصی نیست.
از نقش خانواده خودتان بگویید.
ممنون خانوادهام هستم که همواره پیشتیبانم بودند و همیشه حمایتم کردند. این خیلی مهم است که وقتی به مشکلی برمیخوری، حمایت خانواده را پشتسر دارشته باشی، آنوقت آرام میشوی. پدر و مادرم انسانهای بزرگی هستند و الگوی من در زندگی. آنها زمانی که زبان روسی را بلد نبودند، با دو تا بچهی کوچک خیلی تلاش کردند، هر دو مدرک دکترای خود را با رتبه بالا گرفتند. از فعالان در امور مذهبی و اجتماعی در اینجا هستند. هر وقت خسته میشوم وقتی به تلاش ای آنها فکر میکنم که با تمام سختی ها و مشقات هم،خودشان رابالا کشیدند و هم از ما حمایت کردند، آرامش خاصی پیدا میکنم. من خیلی خوشحالم که کارم همان چیزیست که به آن علاقه دارم و این را از پدرو مادرم دارم.
باید از برادرم تشکر کنم که همیشه در کنارم است، بسیار فعال و پر انرژی، عکاس و همچنین برنامهنویس کامپیوتر است. من خوششانسم که برادرم عکاسم است و همدم و همراه من.
از سرگرمیها و ورزش هایی که دوست دارید و کار میکنید بگویید.
هیچوقت ورزش را فراموش نمیکنم. هر چهقدر خسته باشم سعی میکنم ورزشم قطع نشود، چون باعث آرامش و سلامتی و استراحت روح و جسم است. بیشتر از همه به یوگا علاقه دارم. اسبسواری، شنا و اسکی هم از ورزش های محبوب من هستند.البته ناگفته نماند که مطالعه را هم هرگز فراموش نمیکنم.
jaj
maryamlondon1
aac198000
متاسفانه من تو اتریش هم اینگونه دیدم فارسی جواب نمیدادند
همه قومیتها به هم میرسیدند با گویش خودشون صحبت میکردند
بعضی ایرانیها با لهجه ناب آلمانی
مخلوط کن
تا جایی که من دیده ام و البته دقت کرده ام .همین هایی که شما خیلی راحت بهشون حکم ارتداد میچسبونین ,جزو بی آزار ترین موجودات هستن که معمولا دخالتی تو کار سایرین ندارن شاید فقط دلشون نمیخاد که قاطی بقیه بشن و این حق طبیعی هر کسی هست که بخاد اطرافیان خاص خودش رو داشته باشه .
کسی هم که دلش بخاد تو ی مملکت دیگه مثلا همین انگستان با مدل و سبک چه میدونم مثلا ایرانی یا سومالیایی زندگی کنه ,خوب چه کاریه بشینه همون مملکته خودش راحت, نه الکی غصه وطن بخوره نه واسه اون وریا قانون بزاره .
serpent
شاید بعضی ها مجبور باشن ک برن ب ی کشور های دیگه ، شما از کجا اینقدر مطمئن حرف میزنید ¿
کسی برای اونوریا قانون نزاشت ، میشه ی نمونه از قوانینی ک مامان مریم گفت رو شما ب من نشون بدید ¿
مخلوط کن
شاید بعضی ها مجبور باشن ک برن ب ی کشور های دیگه ، شما از کجا اینقدر مطمئن حرف میزنید ¿
کسی برای اونوریا قانون نزاشت ، میشه ی نمونه از قوانینی ک مامان مریم گفت رو شما ب من نشون بدید ¿
این قسمت مربوط به این دختر صحبت شده تو تاپیک بود که فرموده میخام اسلامو گسترش بدم نه مریم خانوم .
کسی هم که مجبوری رفته بهتره با محیطش سازگار بشه نه که عالم و آدم رو محکوم کنه .اگر هم نمیتونه لااقل نتونستن خودش رو با بد جلوه دادن دیگران پوشش نده .
محسن صائب
متاسفانه من با این فرمایش شما موافق هستم
من به کشورهای همسایه رفتم مثل دبی و عربستان و گرجستان و به کشورهای شرق هم مثل اندونزی و مالزی رفتم یک سفر کوتاه هم به ایتالیا رفتم
توی سوریه و اندنزی مسافرات هام بیشتر طول میکشه
باور کنید بعضی وقتها از اینهمه تغییر تعجب میکنم . توی هواپیما که هستی یکباره همه چیز عوض میشه
پوشش لهجه و حتی خوراک
توی اندنزی چند تا ویلا هست که همسایه ها اماراتی و عربستانی و ایرلندی هستند یکشون ایرانی هست . اکه میتونستم عکسش رو نشون میدادم شاید تعجب میکردید که این بابا ایرانی هست یا نه . اماراتی دقیقا مثل کشور خودش رفتار میکنه ایرلندی هم همین طور ولی امان از ایرانی...................
انشاا........... در اینده اگه حوصله کنه خاطراتی رو مینویسم تا بهتر عرایضم رو بتونم منتقل کنم
maryamlondon1
تا جایی که من دیده ام و البته دقت کرده ام .همین هایی که شما خیلی راحت بهشون حکم ارتداد میچسبونین ,جزو بی آزار ترین موجودات هستن که معمولا دخالتی تو کار سایرین ندارن شاید فقط دلشون نمیخاد که قاطی بقیه بشن و این حق طبیعی هر کسی هست که بخاد اطرافیان خاص خودش رو داشته باشه .
کسی هم که دلش بخاد تو ی مملکت دیگه مثلا همین انگستان با مدل و سبک چه میدونم مثلا ایرانی یا سومالیایی زندگی کنه ,خوب چه کاریه بشینه همون مملکته خودش راحت, نه الکی غصه وطن بخوره نه واسه اون وریا قانون بزاره .
لیلی جون اعصابت لطفا
عموش به ما معرفی کرد ما هم با او سلام وعلیک کردیم .وخونه را دیدیم . خانم با ما قرار گذشت فردا بیام قرار داد ببندیم ما بهش گفتیم نه فردا تاسوعا میریم حسینیه اون اقا با تعجب از ما پرسید مگه انجا حسینه هم هست گفت خیلی دوست دارم بیام حسینه من بانگاه با تعجب به صلیب که گردن خانم بود نگاه کردم وبهش گفتم دختر عموی شما که مسیحی هستند مگه شما نیستی یک هو خانم به پت پتی افتاده وما دیگه چیزی نگفتیم خلاصه تا انجا دیگه من بحث نمیکنم . اگه هم حرف بی ربطی زدم با عرض معذرت از دوستان عزیز م همگی بوسسسسسس
jaj
zrnznn
Life Dream
الان با مامان مريم موافقم
Life Dream
مامان مريم كي بريم خواستگاري؟
تنها
مخلوط کن
بیشتر این ارادی که توصیف کردید رو من هم دیده ام .این ها همینقدر رو اعصاب هستند که گروه دیگر که به هیچ حال نمیخوان رفتارشون رو معتدل کنند.
ولی نظرم همونه که هیچ کدوم حق نداریم مزاحمتی برای دیگری بوجود بیاریم چه لفظی چه عملی .
و البته همچنان حیرانم که چطور طرف دنبال گوشت حلاله تو قلب دنیای حرام ولی از امکانات خیلی حرام !! اونا هم نمیگذره !!!
maryamlondon1
حاضری بزن بریم
و البته همچنان حیرانم که چطور طرف دنبال گوشت حلاله تو قلب دنیای حرام ولی از امکانات خیلی حرام !! اونا هم نمیگذره !!
ما انجا از هیچ ا ز امکانات حرام انها استفاده نمیکنیم . بلکه اونا از امکانات ما استفاده میکنند شوهرم کار میکنه نفس که میکشیم بابتش مالیات پرداخت میکنیم .نمیدونم منظور شما از امکانات حرامشون چه هست ؟؟؟؟نمیخواستم بحث ادامه بدم ولی مجبور شدم جواب شمارا بدم
Life Dream
maryamlondon1,
مامان مريم منظور ايشون شما نبوديد، مخلوط كن (قرمه سبزي سابق
طبق قدرتي كه به من داده شده در اين لحظه تاپيكو ميبندم تا درس عبرتي شود براي بي عبرتان!
ااااااااااااااااااا...، نشد، دوباره اااااااااااااااااااااا...
چرا بسته نميشه، اهان يادم نبود من الان ديگه كاربري بيش نيستم
♥Rose♥
هاچو هاچو
aac198000
آخرین ورود:
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→