₪ انجمن بوف بوفی ₪ » طنز و جوک » فرق عروسی رفتن دخترها و پسرها
آبان
9
ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شده‌اند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفته‌اند.
ثبت‌نام و ارسال نوشته در این وب‌سایت امکان‌پذیر نیست. چنانچه نوشته‌ای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، می‌توانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.


₪ انجمن بوف بوفی ₪ » طنز و جوک » فرق عروسی رفتن دخترها و پسرها

یک نت روی دیوار انجمن pAshMak
1 هفته پیش

آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com



فرق عروسی رفتن دخترها و پسرها

2794 بازدید، 13 پست، نویسنده: تنها

  • تنها

    فرق عروسی رفتن دخترها و پسرها



    تصویر در دسترس نیست


    عروسی رفتن دخترها:


    دو، سه هفته قبل از عروسی، دغدغه ی خاطرش اینه که : من چی بپوشم؟!

    توی این مدت هر روز یا دو روز یه بار پرو لباس داره...

    اون دامن رو با این تاپ ست می کنه، یا اون شلوار رو با اون شال!!

    ممکنه به نتایجی برسه یا نرسه! آخر سر هم می ره لباس می خره!!

    بعد از اینکه لباس مورد نظر رو انتخاب کرد...حالا متناسب رنگ لباس، رنگ آرایش صورتش و تعیین می کنه...اگر هم توی این مدت قبل از مهمونی، چیزی از لوازم آرایش مثل لاک و سایه و...که رنگهاشو نداره رو تهیه می کنه...

    حتی مدل مویی که اون روز می خواد داشته باشه رو تعیین می کنه...مثلا ممکنه شینیون کنه یا مدل دار سشوار بکشه...!

    البته سعی می کنه با رژیم غذایی سفت و سخت تناسب اندامشم حفظ بکنه...

    یه رژیمی هم برای پوست صورت و بدنش می گیره..! مثل پرهیز از خوردن غذاهای گرم!

    ماسک های زیادی هم می زاره، از شیر و تخم مرغ و هویج و خیار و توت فرنگی و گوجه فرنگی(اینا دستور غذا نیستا!!)گرفته تا لیمو ترش

    خوب، روز موعود فرا می رسه!

    ساعت 8 صبح از خواب بیدار می شه( انگار که یه قرار مهم داره) بعد از خوردن صبحانه، می پره تو حموم،...بالاخره ساعت 10 تا 10:30 می یاد بیرون...( البته ممکنه یه بار هم تو حموم ماسک بزاره...که تا ساعت 11 در حمام تشریف داره!)

    بعد از ناهار...!

    لباس می پوشه می ره آرایشگاه، چون چند روز قبلش زنگ زده و وقت آرایشگاه گرفته برای ساعت 1:30 بعد از ظهر...

    توی آرایشگاه کلی نظر خواهی می کنه از اینو اون که چه مدل مویی براش بهترتره، هر چی هم ژورنال آرایشگر بنده خدا داره رو می گرده آخر سر هم خود آرایشگر به داد طرف می رسه و یه مدل بهش پیشنهاد می کنه و اونم قبول می کنه!!

    ساعت 3 می رسه خونه... بعد شروع می کنه به آرایش کردن...!

    بعد از پوشیدن لباس که خیلی محتاطانه صورت می گیره( که مدل موهاش خراب نشه) یه عکس یادگاری از چهره ی زیباش می گیره که بعدا به نامزد آینده اش نشون بده!!

    ساعت 8 عروسی شروع می شه...یه جوری راه می افته که نیم ساعت زودتر اونجا باشه!!


    عروسی رفتن پسرها:


    اگر دو، سه هفته قبل بهشون بگی یا دو، سه ساعت قبل هیچ فرقی نمی کنه!!

    روز عروسی، ساعت 12 ظهر از خواب بیدار می شه... خیلی خونسرد و ریلکس! صبحانه خورده و تمام برنامه های تلویزیون رو می بینه!

    ساعت 6 بعد از ظهر، اون هم حتما با تغییر جو خونه که همه دارن حاضر می شن یادش می افته که بعله...عروسی دعوتیم..!

    بعد از خبر دار شدن انگار که برق گرفته باشنش...! می پره تو حموم...

    توی حموم از هولش، صورتشم با تیغ می بره...!!( بستگی به عمق بریدن داره، ممکنه مجبور بشه با همون چسب زخم بره عروسی!)

    ریش هاش زده نزده( نصف بیشترو تو صورتش جا می زاره!!)از حموم می یاد بیرون...

    ساعت 6:30 بعد از ظهره...هنوز تصمیم نگرفته چه تیپی بزنه، رسمی باشه یا اسپرت...!

    تازه یادش می افته که پیرهنشو که الان خیلی به اون شلوارش می یاد اتو نکرده! شلوارشم که نگاه می کنه می بینه چند روز پیش درزش پاره شده بوده و یادش رفته بوده که بگه بدوزن..!!

    کلی فحش و بد و بیراه به همه می ده که چرا بهش اهمیت نمی دن و پیرهنشو تو کمد لباساش بوده رو پیدا نکردن و اتو نکردن و شلوارشو چرا از علم غیبشون استفاده نکرد که بدونن که نیاز به دوختن داره...!

    خلاصه...بالاخره یه لباس مناسب با کلی هول هول کردن پیدا می کنند و می پوشه(البته اگر نیاز بود که حتما به کمد لباس پدر و بردار هم دستبرد می زنه!!)

    ساعت 8 شب عروسی شروع می شه، ساعت 9:30 شب به شام عروسی می رسه..! البته اگر از عجله ی زیادش، توی راه تصادف نکرده باشه دیر تر از این به عروسی نمی رسه!!


    11 سپاس: hadi04، mz56mz، SePaNDaR313، jaj، garfild، KuRoSh، بچه مثبت، نغمه، Life Dream، zrnznn، ژنرال

  • hadi04

    ای شیطون :83:
    والا منکه هر گاه میخوام برم بیرون ماست بخرم هم مانند اینه که بخوام برم عروسی :4: از بسکه خوشتیپ هستم اصلا والا... :15:

    4 سپاس: mz56mz، jaj، نغمه، تنها

  • mz56mz

    عمو جان نه ديگهههههههههههه :4:
    درسته فورى آماده ميشيم و غصه چيچيى بپوشم و نداريم اما نه به اون اندازه كه شما فرموديد والو لباسهاى رسمييم كه هميشه اتو شده و آماده است اما لباسهاى اسپرتم نه , همون موقع اتو و ست ميكنم ريشامون هم هميشه كوتاه و مرتبه فقط موهام نامرتب هستد كه او نم خودم دوست دارم اونجورى باشه :1: عكس پرفايلمو ببن عمووووووو :9:
    hadi04,
    ها والو من شاهدم بزن زنگو

    5 سپاس: jaj، KuRoSh، نغمه، Life Dream، تنها

  • 1 سپاس: تنها

  • 1 سپاس: تنها

  • KuRoSh

    :4: میدونی چرا چون ما همه کارامون رو میدونیم چطور و سریع هماهنگ کنیم با خودمون ولی دخترا کلی باید فکر کنن و کلی وقت بزارن که لباس ها رو ست کنن و اخرش هم ناراضی هستن و اون طور که خودشون دوست دارن نمیشن ولی اقایون همه از اونی که هستند راضی هستند چون خدا دادای خوش گل هستند فقط خانوما درک نمی کنن :74:
    2 سپاس: SePaNDaR313، تنها

  • KuRoSh

    :4: میدونی چرا چون ما همه کارامون رو میدونیم چطور و سریع هماهنگ کنیم با خودمون ولی دخترا کلی باید فکر کنن و کلی وقت بزارن که لباس ها رو ست کنن و اخرش هم ناراضی هستن و اون طور که خودشون دوست دارن نمیشن ولی اقایون همه از اونی که هستند راضی هستند چون خدا دادای خوش گل هستند فقط خانوما درک نمی کنن :74:


    راستی تاپیک جدیدت مبارک بعد از مدتی دیدیم تاپیک زدی

    1 سپاس: تنها

  • بچه مثبت

    من فقط به خاطر شامش میرم عروسی :4: :42:
    می‌رسد روزی که بی‌هم می‌شویم ..... یک‌به‌یک از جمع هـم کم می شویم
    می‌رسد روزی کــه مــا در خاطـرات ..... موجـب خنـدیـــدن و غـــم می‌شویم
    گاه گاهـی یـــاد مـا کـن ای رفیـــق ..... می‌رسد روزی که بی‌هم می‌شویم
    2 سپاس: KuRoSh، تنها

  • Life Dream

    تنها,
    در مورد آقايون بي انصافي شده، عروسي رفتشنونم مثل رفتن به مهموني هست، فرقي نداره به اون صورت چون آقايون در هر لحظه خوشتيپن :9:
    نقل قول: mz56mz
    عمو جان نه ديگهههههههههههه
    درسته فورى آماده ميشيم و غصه چيچيى بپوشم و نداريم اما نه به اون اندازه كه شما فرموديد والو لباسهاى رسمييم كه هميشه اتو شده و آماده است اما لباسهاى اسپرتم نه , همون موقع اتو و ست ميكنم ريشامون هم هميشه كوتاه و مرتبه فقط موهام نامرتب هستد كه او نم خودم دوست دارم اونجورى باشه عكس پرفايلمو ببن عمووووووو

    خوشم مياد اينقدر خاكي و بي غل و غشيد داداش محمود :11:

    2 سپاس: KuRoSh، تنها

  • zrnznn

    یعنی الان با این استقبالی که شده نباید بگم تکراری بودددددددددددددددددددددد؟! :4:
    نمایش یا پنهان متن351

    1 سپاس: تنها

  • تنها

    نقل قول: hadi04
    والا منکه هر گاه میخوام برم بیرون ماست بخرم هم مانند اینه که بخوام برم عروسی از بسکه خوشتیپ هستم اصلا والا...

    بله بله حق با شماست :4:

    نقل قول: mz56mz
    عمو جان نه ديگهههههههههههه

    ولی عمو جان داداش من دقیقل همین طوریه :4:

    نقل قول: SePaNDaR313
    عروسی داداشم ظهر روز عروسی رفتم تازه لباس خریدم

    شما دیگه خیلی بیخیالید :83:

    jaj, :46:
    garfild, :46:


    نقل قول: KuRoSh
    راستی تاپیک جدیدت مبارک بعد از مدتی دیدیم تاپیک زدی

    نه بابا هفته پیش هم دو تا تاپیک آهنگ زدم هفته قبل ترشم چند تا تاپیک زدم شما نیومدی سر بزنی :1:

    نقل قول: بچه مثبت
    من فقط به خاطر شامش میرم عروسی

    آفرین به شما :4:

    نقل قول: Life Dream
    عروسي رفتشنونم مثل رفتن به مهموني هست

    والا آقایون برا مهمونی رفتنشون هم دقیقه آخر حاضر میشن...بابای من همیشه آخرین نفر از خونه میاد بیرون :4:

    نقل قول: zrnznn
    یعنی الان با این استقبالی که شده نباید بگم تکراری بودددددددددددددددددددددد؟!

    گفتی دیگه نجمه ای :12:

    از حضور همه دوستان ممنونم 280

    2 سپاس: Life Dream، hadi04

  • ژنرال

    نقل قول: تنها
    ساعت 8 عروسی شروع می شه...یه جوری راه می افته که نیم ساعت زودتر اونجا باشه!!

    معمولا عروسی ها بسته به اینکه در چه فصلی از سال هست، بین ساعت 6 تا 7 شروع میشه! ساعت 8 دیره :bachemosbat:

    1 سپاس: تنها

  • تنها

    نقل قول: ژنرال
    معمولا عروسی ها بسته به اینکه در چه فصلی از سال هست، بین ساعت 6 تا 7 شروع میشه! ساعت 8 دیره

    ساعت 8 برسید به شام رسیدید دیگه :4:

    1 سپاس: ژنرال
پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: