₪ انجمن بوف بوفی ₪ » اخبار و حوادث » داستان عجیب مرگ در غسالخانه
آبان
9
ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شده‌اند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفته‌اند.
ثبت‌نام و ارسال نوشته در این وب‌سایت امکان‌پذیر نیست. چنانچه نوشته‌ای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، می‌توانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.


₪ انجمن بوف بوفی ₪ » اخبار و حوادث » داستان عجیب مرگ در غسالخانه

یک نت روی دیوار انجمن pAshMak
1 هفته پیش

آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com

1 2


داستان عجیب مرگ در غسالخانه

3349 بازدید، 29 پست، نویسنده: mojde

  • mojde

    انتشار خبری درباره مرگ عجیب ۲مرد در غسالخانه‌ای در یکی از شهرهای کشور، باعث شگفتی بسیاری از مردم شده است.

    گرچه برخی از وکلای دادگستری در گفت‌وگو با همشهری این خبر را تأیید کرده‌اند اما مقامات پلیس و قوه قضاییه، از صحت این خبر اظهار بی‌اطلاعی می‌کنند و می‌گویند که هنوز با چنین پرونده‌ای روبه‌رو نشده‌اند.این ماجرا به زمانی بر می‌گردد که مردی به‌خاطر اینکه شب‌ها خواب به چشمش نمی‌آمد، تصمیم گرفت نزد یک رمال برود و از او کمک بخواهد. وقتی مرد رمال او را دید، به وی گفت که برای رهایی از این مشکل باید به یک غسالخانه برود و از غسال بخواهد که وی را روی تخت غسالخانه، غسل دهد. او تأکید کرد که فقط در این صورت است که مشکل مرد جوان حل می‌شود و وی پس از آن می‌تواند به راحتی بخوابد و خواب ببیند.

    این نسخه مرد رمال در ادامه ماجرای عجیب تری را رقم زد؛ چرا که مرد جوان تصمیم گرفت هر طوری شده به یک غسالخانه برود و دستوری را که رمال میانسال داده بود، عملی کند. او برای این کار نزد یکی از غسال‌های شهر رفت و ماجرا را با وی در میان گذاشت و از او کمک خواست. غسال که نسخه رمال را باور کرده بود قبول کرد که به مرد جوان کمک کند و برای غسل‌دادن مرد جوان با او قرار گذاشت.

    در روز قرار، مرد جوان راهی غسالخانه شد. آن روز، جسد مردی را که به‌علت بیماری جانش را از دست داده بود برای غسل و شست‌وشو به غسالخانه آورده بودند و مرد غسال سرگرم شست و شوی جنازه بود. وقتی مرد جوان رسید، غسال از او خواست که روی تخت غسالخانه دراز بکشد تا او را هم غسل دهد. وقتی همه‌‌چیز برای اجرای نسخه رمال آماده بود، غسال به طرف مرد جوان رفت تا او را شست و شو دهد اما مرد جوان از وی خواست برای شستن او از لیفی تازه استفاده کند، نه لیفی که با آن مردگان را می‌شوید.

    مرد غسال قبول کرد و برای آوردن لیف تازه، تخت غسالخانه را ترک کرد و در همین هنگام خانواده مردی که آن روز فوت شده و جنازه‌اش روی تخت غسالخانه بود، وارد آنجا شدند. آنها با دیدن 2جنازه روی تخت غسالخانه و غیبت مرد غسال تعجب کردند و یکی از آنها با صدای بلند پرسید: «پس غسال کو؟».

    در همین هنگام مرد جوان از روی تخت غسالخانه برخاست و گفت: «غسال رفته است تا لیف بیاورد». دیدن مردی که از روی تخت غسالخانه بلند شده و شروع به حرف‌زدن کرده بود، برای خانواده متوفی آنقدر ترسناک بود که یکی از آنها سکته کرد و پس از انتقال به بیمارستان جان باخت.

    یکی دیگر نیز چنان وحشت کرد که هنگام فرار، پایش لیز خورد و سرش با زمین برخورد کرد و دچار خونریزی مغزی شد و در نهایت در بیمارستان جان باخت. به این ترتیب غسال و مرد جوان بازداشت شدند و پرونده آنها در حالی در اختیار دادسرا قرار گرفته که هنوز کسی نمی‌دانست جرم آنها چیست.

    این ماجرا دهان به دهان بین مردم چرخید و همین باعث شد که برای بررسی صحت و سقم آن با مقامات پلیس و همچنین قضات تماس بگیریم. این در حالی بود که برخی از وکلای دادگستری در گفت‌وگوی تلفنی با همشهری مدعی شدند که این ماجرا صحت دارد و پرونده آن در یکی از شهرهای لرستان یا یزد رسیدگی می‌شود.

    با این حال خبرنگار همشهری در ادامه پیگیری‌ها با دادستان شهر مورد نظر در لرستان تماس گرفت که وی وجود چنین ماجرایی را تکذیب کرد. همچنین مقامات قضایی در استان یزد گفتند که چنین ماجرایی در آنجا رخ نداده است. حتی معاون جنایی پلیس آگاهی کشور نیز در گفت‌وگو با همشهری از وجود چنین پرونده‌ای ابراز بی‌اطلاعی کرد و گفت که این ماجرا به پلیس آگاهی گزارش نشده است. با این حال بیشتر مقاماتی که خبرنگار همشهری با آنها تماس گرفته بود، مدعی بودند که چنین ماجرایی را شنیده‌اند اما نمی‌دانند که در کدام شهر اتفاق افتاده است.

    15 سپاس: ماهی، mz56mz، gilas، javad1020، baron jon، Holtek، jaj، هاچو هاچو، حورا، KuRoSh، پرهام، garfild، محسن صائب، بچه مثبت، hadi04

  • ماهی

    عجب حکایتی... :4: چه آدمای بی ظرفیتی بودن اون دو تا که کشته شدن.. :32:
    1 سپاس: mojde

  • mz56mz

    عجب اتفاقى !! حالا آخرش چى شد اون طرف خوابش ميبره يا هنوز بيخوابه؟
    1 سپاس: mojde

  • gilas

    :23:

    ببخشید آدم به مرگ کسی راضی نیست و خوشحال نمیشه ولی کل داستان کمدی هستش :4:

    1 سپاس: mojde

  • baron jon

    عجب !
    خواسته خودش مشکلش حل بشه دو نفر دیگه رو به کشتن داده که

    1 سپاس: mojde

  • Holtek

    يبار شب توي يه قبر خوابيدم ، البته همين جوري ها ، رمالي در كار نبوده :bahone:
    اگه عكسشو پيدا كنم ميذارم :1:

    3 سپاس: mojde، هاچو هاچو، محسن صائب

  • mojde

    نقل قول: Holtek
    يبار شب توي يه قبر خوابيدم ، البته همين جوري ها ، رمالي در كار نبوده

    857

    1 سپاس: Holtek

  • Holtek

    mojde,
    آدم فكر مي كنه ترسناكه ولي باور كن اصلا ترس نداره كه هيچ ، يه ارامشي هم به آدم دست ميده ، باور نمي كني يبار امتحان كن.

    1 سپاس: mojde

  • sadra

    چند بار تکرار بشه ترس آدمیزاد میریزه ... مگه اونایی که جنازه ها رو میشورند ادم نیستند... عاقبت همه مارو خواهند شست البته یه موحبتی است که نصیب بعضی ها نمی شود...
    1 سپاس: mojde

  • 1 سپاس: mojde

  • هاچو هاچو

    نمیدونم بخندم یا گریه کنم 1217
    1 سپاس: mojde

  • حورا

    سلام

    استغفرالله :21:

    نمایش یا پنهان متن :83:

    1 سپاس: mojde

  • KuRoSh

    چیزی ندارم بگم
    1 سپاس: mojde

  • zrnznn

    جالب بود :4:
    من هم وقتی وسطش رسیدم فکر کردم الان میخواد بگه که مرده خوابید تو غسالخونه و دیگه بیدار نشد :4:

    1 سپاس: mojde

  • پرهام

    1 سپاس: mojde

  • masoud624

    کل داستان کمدی هستش
    1 سپاس: mojde

  • mojde

    نقل قول: Holtek
    آدم فكر مي كنه ترسناكه ولي باور كن اصلا ترس نداره كه هيچ ، يه ارامشي هم به آدم دست ميده ، باور نمي كني يبار امتحان كن.

    نه تو رو خدا نمیخوام البته شنیدم خیلی برای تعالی معنوی خوبه و به قول شما آرامش میده ولی اعصابشو ندارم به خدا

    1 سپاس: ماهی

  • Holtek

    لطفن اونايي كه ناراحتي قلبي دارن نيگاه نكنن :19:
    نمایش یا پنهان متن

    6 سپاس: mojde، mz56mz، ماهی، hadi04، zrnznn، gilas

  • محسن صائب

    نقل قول: Holtek
    يبار شب توي يه قبر خوابيدم ، البته همين جوري ها ، رمالي در كار نبوده

    یادش بخیر
    یک زمانهایی زیاد توی قبر میخوابیدم
    حس و حال عجیبی به ادم دست میده

    1 سپاس: mojde
پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: