₪ انجمن بوف بوفی ₪ » هنر و ادبیات » این نیز بگذرد یلداتون مبارک
آبان
9
ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شده‌اند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفته‌اند.
ثبت‌نام و ارسال نوشته در این وب‌سایت امکان‌پذیر نیست. چنانچه نوشته‌ای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، می‌توانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.


₪ انجمن بوف بوفی ₪ » هنر و ادبیات » این نیز بگذرد یلداتون مبارک

یک نت روی دیوار انجمن pAshMak
1 هفته پیش

آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com



این نیز بگذرد یلداتون مبارک

1777 بازدید، 10 پست، نویسنده: mojde

  • mojde


    2 تصویر این بخش در دسترس نیستدست پاییز کشیده نقشی از برگ رو زمین

    زرد و سرخ و قهوه ای مثل فرشی رو زمین

    میزنه بارون به پشت شیشه هـــا

    صدای چک چک بارون میاد از ناودونا

    میزنه ناله بـــاد و میخونه آواز بارون

    مثل یک عاشق شیدا مثل عــاشقی پریشون

    اما غافلی تو ای دوست ،چی برات میخونه بارون

    اما غافلی تو ای یار ،چی برات میخونه ناودون

    رنگ غروب خورشید نشسته روی برگا

    انگار خدا طلارو قلم زده به هرجا

    غمگین فصل پاییـــز اما غمش شیرینه

    مثل غم عشق تو یار که بر دلم میشینه
    صدای خش خش برگـا

    رنگارنگی درختــا

    تصویر در دسترس نیست




    چه قشنگ و شاعرانه است

    مثل شعر عاشقانست

    میگذرن از آسمون شهر ما ، دسته دسته فوج فوج پرنده ها

    قصه ی عشق هزاران عاشقو ، میخونن تا دور دست هر کجا

    غمگینه فصل پاییز اما غمش شیرینه

    مثل غم عشق تو یار که بر دلم میشینه

    دست پاییز کشیده نقشی از برگ رو زمین

    زرد و سرخ و قهوه ای مثل فرشی رو زمین

    میزنه بارون به پشت شیشه هـــا

    صدای چک چک بارون میاد از ناودونا

    میزنه ناله بـــاد و میخونه آواز بارون

    مثل یک عاشق شیدا مثل عــاشقی پریشون

    فصل عاشقیست ای دوست ، میخونه شعرشو بارون

    فصل عاشقیست ای یار ،فصل لیلی فصل مجنون

    رنگ غروب خورشید نشسته روی برگا

    انگار خدا طلارو قلم زده به هرجا

    غمگین فصل پاییز اما غمش شیرینه

    مثل غم تو ای یار که بر دلم میشینه...

    تصویر در دسترس نیست






    لطفا خاطرات یلداییتونو تو این تاپیک مرحمت کنین :3:
    .

    9 سپاس: نغمه، ♥Rose♥، garfild، بچه مثبت، هاچو هاچو، تنها، mz56mz، Holtek، ماهی

  • نغمه

    اشعار عالی بود خاطره هم فعلا ندارم :46:
    1 سپاس: mojde

  • ♥Rose♥

    پیشاپیش یلدا بر همگی مبارک :46:
    منم خاطره های مغزم تعطیل شدن
    :bahone:

    1 سپاس: mojde

  • بچه مثبت

    نقل قول: mojde
    خاطرات یلداییتونو تو این تاپیک مرحمت کنین
    تصویر در دسترس نیست

    می‌رسد روزی که بی‌هم می‌شویم ..... یک‌به‌یک از جمع هـم کم می شویم
    می‌رسد روزی کــه مــا در خاطـرات ..... موجـب خنـدیـــدن و غـــم می‌شویم
    گاه گاهـی یـــاد مـا کـن ای رفیـــق ..... می‌رسد روزی که بی‌هم می‌شویم
    2 سپاس: هاچو هاچو، mojde

  • هاچو هاچو

    پر از حساس بود مرسی مژده 1023
    یادمه چند سال پیش میرفتیم خونه عمم شب یلدا ولی یلدا نبود 208

    نمایش یا پنهان متناین نیز بگذرت و یک پست دیگت نشون میداد که خودت خاطرات خوبی نداری :46: اصلا چرا خودت نمیگی؟؟ :5:

    1 سپاس: mojde

  • تنها

    ما همیشه شبای یلدا خونه مادر بزرگم جمع هستیم خیلی هم خوش میگذره :8:
    1 سپاس: mojde

  • beh

    تو بازار میوه فروشان تجریش داشتیم باهم قدم میزدیم ، سیل جمیعت داشتن برای شب یلداشون خرید می کردن ، بهش گفتم بیا ما هم جشن بگیریم این شب آخری که کنار هم هستیم ، رفتیم از هر نوع میوه ، بزرگترینش رو انتخاب کردیم و به بهانه ی عکاسی ، فقط یک دونه خرید کردیم ، یادمه اون سال جمع همون چندتا میوه شد ، نصف حقوقم ، اومدیم طرف خونه ، اما نه برای برپایی جشن ، میوه ها شده بود یه پاکت بزرگ ، من بلیط داشتم برای برگشت به سمت شهرم ، اونم میخواست بره میدون انقلاب که برگرده کرج ، تا اونجا باهاش رفتم ، میوه ها رو دادم بهش ، قبول نکرد و گفت نمیتونم ببرم خونه ، منم گفتم که مسافرم و نمیشه با خودم ببرم ، یه پسر کوچولوی جوراب فروش رو دیدم و پاکت رو بهش دادم ، کلی شوق کرد و تشکر. اونجا هم من و هم عشقم ، خندون شدیم از این حالت. اما وقتی سوار تاکسی شد ، دیگه هیچی ازش نبود. کم کم داشت تنهایی میومد سراغم که خیلی سریع لحظات خوش چند روز سفر و تهرانگردی برام شد خاطره. تو راه برگشت فقط با قطرات اشکم ، یلدا رو برگزار کردم و مطمئنم اونم الان امشب رو به یاد داره.
    (((شرمنده ی همه دوستان اگه خاطره ی من جالب و شیرین نبود)))

    4 سپاس: mojde، بچه مثبت، mz56mz، هاچو هاچو

  • mojde

    beh,
    عالی -پر از احساس و آموزنده:46:

    1 سپاس: beh

  • Holtek

    از اونجايي كه يلدا ازدواج كرده ديگه خاطره اي ازش نداريم :bahone:
    1 سپاس: mojde

  • ماهی

    امسال تفاوت فاحشی در شب یلدای من به چشم می خورد.به طوری که امسال حال خوبی نداشتم و دلم گرفته بود.پارسال این موقع ها هنوز بابا بین ما بود.داداشم فال حافظ می گرفت با اینکه بابا حال خوبی نداشت ولی اشتباهات داداشم رو هنوزم می گرفت. :2:
    هر سال خونه ی بابا جمع بودیم ولی امسال هر کسی یه جایی بود.من تازه از سفر برگشته بودم.داداشم خونه مادر خانومش بود و مامانم هم تهران بود. :44:
    امسال یلدا اثرات نبودنش رو کاملا احساس کردم :2:

    2 سپاس: mojde، هاچو هاچو
پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: