سلاّخ ها حال طبیعی نداشتند، مست بودند و داشتند تشت جگرها را هم می زدند که مرد آمد جلو پیش خوان و گفت: «احمد آقا! بی زحمت دو تا جگری را که سفارش داده بودم بیار». یکی از سلاّخ ها خودش را به مرد رساند؛ یک کشیده خواباند توی گوشش و همان طور یک ریز به او فحش داد. یکی از همراه های مرد پرید جلو، سلاّخ را محکم کوبید و داد زد: «مرتیکه! تو گوش تختی می زنی؟!» اسم تختی که آمد، انگار مستی از سر سلاّخ ها پرید. تختی اما آن طرف نشسته بود روی زمین، دو تا دست هایش را گذاشته بود روی صورتش و زیر لب چیزی می گفت تا غیظش بخوابد. سلاّخ ها حلقه زدند دور او، خواستند دستش را ببوسند، ولی پهلوان پیش دستی کرد و صورت آنها را بوسید و برخاست.
غلامرضا تختی (۵ شهریور ۱۳۰۹ در خانی آباد تهران - ۱۷ دی ۱۳۴۶ در هتل آتلانتیک تهران)
▧ 4 تصویر این بخش در دسترس نیستجهان پهلوانا صفای تو باد / دل مهرورزان سرای تو باد
روحش شاد و يادش زنده باد يادمه اونموقع رونامه اي نوشته بود : تختي رو خودكشي كردند نمایش یا پنهان متنخواهشن نگيد كه اونموقع من اصلا بودم يا چند سالم بوده كه سوال تكراريه
ژنرال
یکی از سلاّخ ها خودش را به مرد رساند؛ یک کشیده خواباند توی گوشش و همان طور یک ریز به او فحش داد. یکی از همراه های مرد پرید جلو، سلاّخ را محکم کوبید و داد زد: «مرتیکه! تو گوش تختی می زنی؟!»
اسم تختی که آمد، انگار مستی از سر سلاّخ ها پرید. تختی اما آن طرف نشسته بود روی زمین، دو تا دست هایش را گذاشته بود روی صورتش و زیر لب چیزی می گفت تا غیظش بخوابد. سلاّخ ها حلقه زدند دور او، خواستند دستش را ببوسند، ولی پهلوان پیش دستی کرد و صورت آنها را بوسید و برخاست.
غلامرضا تختی (۵ شهریور ۱۳۰۹ در خانی آباد تهران - ۱۷ دی ۱۳۴۶ در هتل آتلانتیک تهران)
▧ 4 تصویر این بخش در دسترس نیستجهان پهلوانا صفای تو باد / دل مهرورزان سرای تو باد
Holtek
يادمه اونموقع رونامه اي نوشته بود : تختي رو خودكشي كردند
نمایش یا پنهان متن
خواهشن نگيد كه اونموقع من اصلا بودم يا چند سالم بوده كه سوال تكراريهسوگند
mz56mz
soheyla
سلام و سپاس
خیلی عجیبه که تا حالا هیچ کس بطور قطع نتونسته بگه تختی چطور به رحمت خدا رفت ...
خدا بیامرزدش ...
sarkaniemi
میگن ساواک اون موقع ترتیبش رو داد چون بین مَردم خیلی محبوب بود. حکومتِ آن زمان از محبوبییتش میترسید و مقداری نگران بود.
mojde
gilas
ژنرال
سوگند,
mz56mz,
soheyla,
sarkaniemi,
mojde,
gilas,
صفای مرامتون؛ قدم رو تخم چشای من گذاشتید
حتما حکمتی داره که مرگش هم در هاله ای از ابهام مونده.
هرچند که چطور مردنش خیلی مهم نیست؛ چطور زندگی کردنش مهمه.
تنها
ژنرال
روح شمام شاد
آخرین ورود:
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→