درود و سلام به تموم دوستان گل در مورد حاتم طایی اطلاعات میخوام هر کس اطلاعی داره و بتونه یاری کنه ممنون میشم فقط از ویکی پدیا نباشه چون خوندم به دردم نخورد ممنونم از دوستان گل
من اینو پیدا کردم زندگی نامه - حاتم طائی | نظر دهید
حاتم بن عبدالله از مشهورترین سخاوتمندان و جوانمردان و دلاوران عرب در زمان جاهلیت، پدرش سعد طائی است. حاتم از قبیله «طی» بود و قبل از اسلام زندگی می کرد. او بسیار بخشنده و باسخاوت بود، اعراب هر وقت می خواستند کسی را به سخاوتمندی مثل بزنند، او را به حاتم طائی متصف میکردند؛ و در ادبیات عرب، او به عنوان شخصیت محبوب جلوه گر است.
گویند که جوانمردی و بخشش در زمان جاهلیت (قبل از اسلام) به سه نفر منتهی می شد: هرم بن سنان، کعبه بن امامه و حاتم طائی. به موجب همین کرم و بخشش او، داستانهای زیادی در کتب ادبی مثل اغانی و عقدالفرید و المستطرف آمده و سعدی شاعر فارسی زبان هم، در کتاب گلستان و بوستان خود، چند حکایت از او به شعر درآورده و چند داستان نقل می کند.
حاتم طائی، اموال خودش را در طول زندگیش، بیش از ده بار در میان فقرا تقسیم کرد. یکبار هم از جلو اسرای قبیله غزه عبور میکرد، یکی از اسرا به او متوسل شد.
حاتم که مالی نداشت تا او را آزاد کند، به افراد قبیله گفت: او را آزاد کنند و خودش به جای آن اسیر، در بند شد. تا زمانی که توانست پول رهایی خود را بدست آورد و آزاد گشت.
از این قبیل وقایع، در زندگی او بسیار اتفاق افتاده، به موجب همین داستانهای رایج نزد اعراب، حاتم بعد از وفاتش هم، حاجات کسانی را که به قبر او پناه می آوردند، روا میکرد.
آنطور که نقل شده بعضی خویشان و نزدیکان او، از جمله مادر حاتم زنی بسیار بخشنده بود. "عدی بن حاتم"، پسر او که از یاران باوفای امیرالمؤمنین علی علیه السلام نیز بود، جوانمرد و سخی بود و "سفانه" دختر حاتم طائی هم، از پدرش جود و سخا را ارث برده بود.
او زنی بزرگوار بود که زمانی در جنگ قبیله خود با نیروهای اسلام، اسیر شد. پیغمبر وقتی از وضعیت او آگاه شد، کسی را مامور کرد تا او را به سلامت به خانواده اش برگرداند.
حاتم مهارتی نیز در شعر و شاعری داشته است. دیوان اشعار او در سال 1872 میلادی در لندن چاپ شد، البته اشعار جعلی هم دارد. موضوع این اشعار بیشتر در موارد سخاوت و گشاده دستی و فروتنی است.
حسین واعظ کاشفی، متوفی 910 هـ ق نیز شرح زندگی و کارهای حاتم طائی را به اختصار در قصص و آثار او در رساله ای به نام «حاتمیه» آورده که در تهران و پاریس چاپ شده و ترجمه ای از آن به زبان ترکی تحت عنوان «داستان حاتم طائی» در 1272 هـ ق در قسطنطنیه به چاپ رسید.
چند ترجمه و گزارش هندی هم از این قصه در دست چاپ است که بعضی منظوم می باشد. چون حاتم طایی فوت کرد، برادر حاتم از مادرش درخواست کرد؛ حال که حاتم فوت کرده او بر جای حاتم نشیند و مردم مستحق و بیچاره را روزها از سفره خانه ، غذا هدیه کند.
مادرش مخالفت کرد و گفت: ای نور چشم من تو نمی توانی جای حاتم را پرکنی، چرا که وقتی حاتم کودک شیرخواری بود و سینه مرا می مکید، هر گاه کودکی وارد می شد، سینه را رها می کرد تا من به آن کودک هم شیر بدهم، اما تو هر گاه مشغول شیر خوردن بودی ، اگر کودکی وارد می شد دست بر سینه دیگر من می نهادی که به آن کودک شیر ندهم، هر چه مادر با دلیل و برهان خواست فرزندش را از این کار منع کند که جای حاتم ننشیند، برادر حاتم قبول نکرد. بالاخره رفت و جانشین حاتم شد.
درویشی مستمند آن روز هفت بار در جامه های مختلف به سفره خانه آمد و جیره دریافت کرد، برادر حاتم در آخرین مرحله درویش را به گوشه ای کشید و گفت: ای مرد نزد خود نگویی این برادر حاتم است و امروز اولین روزی است که بر جای برادر نشسته و حساب و کتاب دستش نیست، با این بار که غذا گرفتی امروز هفت بار از من جیره دریافت کرده ای . درویش گفت: ای مولای من، من سی سال در حیات برادرت هر روز هفت بار جیره می گرفتم، یک دفعه به روی من نیاورد ولی امروز تو در روز اول مرا رسوا کرده و خطایم را به رخم کشیدی. وقتی این واقعه را برادر حاتم برای مادرش بیان کرد، مادر گفت: گفتم تو نمی توانی جانشین حاتم شوی..!
حاتم بن عبدالله بن سعد طائی از مشهورترین، سخاوتمندان و جوانمردان همه دورانهاست. وی از قبیله طی بوده و قبل از اسلام زندگی می کرد. اعراب هرگاه می خواستند کسی را به سخاوتمندی و کرم متصف کنند او را به حاتم مقایسه می کردند.
درباره جوانمردی و سخاوتش داستانهای بی شمار نقل شده و سعدی نیز در بوستان خود چند حکایت را از او به شعر درآورده است. گفته اند که جوانمردی و بخشش در دوره جاهلیت ( پیش از اسلام ) به سه نفر منتهی می شد: هرم بن سنان، کعبه بن امامه و حاتم طائی. وی مال خود را بیش از ده بار در میان مستمندان تقسیم نمود. یکبار از مقابل اسیران قبیله غزه عبور می کرد.
یکی از اسرا به او متوسل شد. حاتم مالی نداشت که او را آزاد کند، به همین خاطر به افراد قبیله گفت که اسیر را آزاد کنند و خودش به جای اسیر دربند قبیله شد، تا زمانی که توانست پول رهایی خود را بدست آورد و آزاد گردید. همانطور که گفته شد، از این قبیل وقایع در زندگی حاتم بسیار اتفاق افتاده که در کتابها مذکور می باشد. فرزند وی عدی بن حاتم از مومنین مخلص و یاران با وفای امیر المومنین است.
دختر وی سفانه نیز زنی بزرگوار است که زمانی در جریان جنگ قبیله اش با نیروهای اسلام اسیر شد . پیامبر هنگامی که از وضعیت او مطلع گردید ،شخصی امین را مامور کرد تا او را به سلامت به خانواده اش برساند.
1. سخاوت حاتم طائی( حکایت) روزی حاتم طایی در صحرا عبور می کرد، درویشی راه بر حاتم گرفت و از او ده هزار دینار کمک بلاعوض خواست. حاتم گفت: ده هزار دینار بسیار خواستی، درویش گفت: یک دینارنده.
حاتم گفت: آن زیاده طلبی چه بود؟ و این کم خواستن از چه سبب است. درویش گفت: از شخصی چون تو کمتر از ده هزار دینار نبایست درخواست کرد و به چون تویی کمتر از این مبلغ نمی توان بخشید!!
حاتم دستور داد: ده هزار دینار درخواستی درویش را به او پرداخت کردند
اطلاعات منم در همین حدیه که توی سایت ها و ویکی پدیا هست.
اینم میدونم که "ابن عربی" عارف بزرگ جهان اسلام و صاحب کتاب های معروف "فتوحات مکیه" و "فصوص الحِکَم" و ملقب به پدر عرفان اسلامی، از نوادگان حاتم طائی هستش.
ارسام جان شما خودت در مورد حاتم طایی چطوری فکر میکنی
والا در مورد ایشون طور دیگه ای شنیده بودم که دیشب در بحثی با دوستان به اینکه اطلاعاتم اشتباه هست پی بردم من شنیده بودم ایشون به دین یهود بودن که ظاهرا اشتباه بوده
نقل قول: محسن صائب
حتما میدونی او در جاهلیت مرد ، بنظرت جایگاهش در اون دنیا چطور هست
سوال من دقیقا همینجاست که وقتی ایشون فوت شدن قبل از اسلام بوده یا بعد از اسلام؟ اگر قبل از اسلام بوده نمیشه به مسلمان نبودنش خرده گرفت و اگر بعد از اسلام بوده هم که از کفار به شمار میامده پس چرا همه ازش تعریف میکنن این خودش دوگانگی نیست؟ ژنرال, ممنون محسن جان از اطلاعاتی که دادی gilas, zrnznn,
سوال من دقیقا همینجاست که وقتی ایشون فوت شدن قبل از اسلام بوده یا بعد از اسلام؟ اگر قبل از اسلام بوده نمیشه به مسلمان نبودنش خرده گرفت و اگر بعد از اسلام بوده هم که از کفار به شمار میامده پس چرا همه ازش تعریف میکنن این خودش دوگانگی نیست؟
ارسام جان خداوند دارای اسمایی هستند که بعنوان مثال ، حمید ، غنی، حکیم ، وووو بعضی از این اسماء مختص ذات خداوند هستند مثلا متکبر که تعریفش برای خالق زیبا و برای مخلوق زیبنده نیست ولی بعضی از اسما مشترک خالق و مخلوق هست حالا این صفات مشترک رو هر کسی بتونه در خودش به معنی واقعی احیاء کنه ، با همون یک صفت میتونه به مقامات بالا برسد مثلا حسن خلق دست و دلبازی یاسخاوت . حاتم طایی توانسته بود این سخاوت رو در خودش به حد علا برساند و از این راه به جایگاه بالایی رسید و با اینکه در جاهلیت فوت کرد مورد احترام رسول الله هم بود در اسلام تأکید بر سخاوت و بخشندگی بقدری زیاد است که به نظر میرسد ، اگر مومنی همین یک صفت نیکو را داشته باشد بعید نیست که اهل نجات باشد . این چند روایت از سخاوت جالب هستند .
- دختر حاتم طائی (سفانه) زمانی در جریان جنگ قبیله اش با نیروهای اسلام اسیر شد ، پیامبر هنگامی که از وضعیت او مطلع گردید ، شخصی امین را مامور کرد تا او را به سلامت به خانواده اش برساند. . - روز قیامت بنده ای را می آورند تا به پرونده او رسیدگی کنند، خطاب به خداوند عرضه می دارد: ای پروردگار بزرگ!مرا خلق کردی و هدایت نمودی و رزق بسیار به من دادی، من هم نسبت به خلقت آسان گرفتم و بخشندگی کردم بخاطر اینکه در این روز(قیامت) بر من آسان بگیری و به من رحم کنی ، سپس خداوند می فرماید: بنده من راست می گوید ، ببرینش به بهشت.
- خداوند وحی کرد به موسی که : سامری را نکش(وتخفیف بده) چون او سخاوتمند است.
حاتم طایی توانسته بود این سخاوت رو در خودش به حد علا برساند و از این راه به جایگاه بالایی رسید و با اینکه در جاهلیت فوت کرد مورد احترام رسول الله هم بود
خوب با توجه به اینکه ایشون قبل از اسلام بودن پس ممکنه این رفتار خوب رو که از صفات خداوندی هم هست بدون آگاهی از اینکه صفت خداوندی هست انجام میداده؟ منظورم اینه که مثلا خود من قبل از اینکه اعتقادی به اسلام داشته باشم و یا هر دین دیگه ای به مدت زیادی اصلا هیچ مراسم دینی رو انجام ندادم آیا همه اون زمانها رو به پای من گناه و بطالت مینویسند و کارهای مثبتی که انجام میدادم به حساب نمیاد؟
منظورم اینه که مثلا خود من قبل از اینکه اعتقادی به اسلام داشته باشم و یا هر دین دیگه ای به مدت زیادی اصلا هیچ مراسم دینی رو انجام ندادم آیا همه اون زمانها رو به پای من گناه و بطالت مینویسند و کارهای مثبتی که انجام میدادم به حساب نمیاد؟
سوال جالبی رو عنوان کردی و من در حد فکر و مطالعه خودم عرض میکنم که 1- ایین زرتشتی رو باید جزو ادیان الهی دونست و با ادیان دیگه الهی مثل یهود و مسیح و اسلام در یک مسیر قرار داره پیروان این ادیان فرق بسیار زیادی با یک عرب بدوی و یا کسانی که پیرو ادیان الهی نیستند وجود داره 2- هر عملی که توسط هر انسانی، خالص انجام شود و هدفش ارضا نفسانیات نباشد ، باعث تعالی روح و مقبول معشوق کل میشود حال اگر این اعمال در مسیر ادیان الهی باشد پیشرفتش سریع خواهد بود و در غیر این صورت باز هم خوبی در نزد معشوق کل پایدار و قابل احترام خواهد بود
محسن صائب, پس در کل خوبی باقی میمونه من یه جایی شنیدم که کار نیک اگر توسط یه اشخاص خاصی انجام نشه (امیدوارم منظورم رو بگیری ) قابل قبول نیست و حتما فرد باید عضوی از اون گروه خاص باشه البته این حرف مورد قبول من واقع نشد در کل ممنونم از توضیحاتت محسن خان عزیز
بنظرم با تفكر در اين كه اديان براي چي بوجود اومدن ، خيلي از سوالات تو ذهن آدم جواب داده ميشه.
حتما همینطوره ولی گاهی برخی افراد هستن که با ارائه برخی مسائل و ایجاد شک در اعتقادات افراد از آب گل آلود ماهی میگیرند با این چیزی که من در بالا گفتم شما تصور کن افراد باید عضوی از یه گروه خاص باشند تا کار نیکشون مورد قبول واقع بشه اونوقت چی میشه کار نیک میشه کالای تجاری و شوربختانه در خیلی از موارد در مملکت ما به این شکل دیده میشه
پس در کل خوبی باقی میمونه من یه جایی شنیدم که کار نیک اگر توسط یه اشخاص خاصی انجام نشه (امیدوارم منظورم رو بگیری ) قابل قبول نیست و حتما فرد باید عضوی از اون گروه خاص باشه البته این حرف مورد قبول من واقع نشد
ارسام جان به هر صورت هر جمع و فکر و ایده ای برای اینکه بتوانند مقبولیت بیشتری نزد مردم بدست بیاورند ، از ابزارهای متفاوتی استفاده میکنند یکیش همین موردی هست که شما عنوان کردید در هر دین و اینی افراد متعصبی وجود دارند که جز خود کسی رو قابل قبول نمیدانند ولی از طرف دیگه بسیار افراد با انصافی وجود دارند که میشه از انها بسیار اموخت . در بین اندیشمندان اسلامی بسیار افراد با انصاف مثل شهید مطهری وجود دارند که بخوبی چهره اسلام و خداوند رو نشان میدهند. .
hadi04
در مورد حاتم طایی اطلاعات میخوام هر کس اطلاعی داره و بتونه یاری کنه ممنون میشم فقط از ویکی پدیا نباشه چون خوندم به دردم نخورد ممنونم از دوستان گل
دلشاد
KuRoSh
زندگی نامه - حاتم طائی
| نظر دهید
حاتم بن عبدالله از مشهورترین سخاوتمندان و جوانمردان و دلاوران عرب در زمان جاهلیت، پدرش سعد طائی است. حاتم از قبیله «طی» بود و قبل از اسلام زندگی می کرد. او بسیار بخشنده و باسخاوت بود، اعراب هر وقت می خواستند کسی را به سخاوتمندی مثل بزنند، او را به حاتم طائی متصف میکردند؛ و در ادبیات عرب، او به عنوان شخصیت محبوب جلوه گر است.
گویند که جوانمردی و بخشش در زمان جاهلیت (قبل از اسلام) به سه نفر منتهی می شد: هرم بن سنان، کعبه بن امامه و حاتم طائی. به موجب همین کرم و بخشش او، داستانهای زیادی در کتب ادبی مثل اغانی و عقدالفرید و المستطرف آمده و سعدی شاعر فارسی زبان هم، در کتاب گلستان و بوستان خود، چند حکایت از او به شعر درآورده و چند داستان نقل می کند.
حاتم طائی، اموال خودش را در طول زندگیش، بیش از ده بار در میان فقرا تقسیم کرد. یکبار هم از جلو اسرای قبیله غزه عبور میکرد، یکی از اسرا به او متوسل شد.
حاتم که مالی نداشت تا او را آزاد کند، به افراد قبیله گفت: او را آزاد کنند و خودش به جای آن اسیر، در بند شد. تا زمانی که توانست پول رهایی خود را بدست آورد و آزاد گشت.
از این قبیل وقایع، در زندگی او بسیار اتفاق افتاده، به موجب همین داستانهای رایج نزد اعراب، حاتم بعد از وفاتش هم، حاجات کسانی را که به قبر او پناه می آوردند، روا میکرد.
آنطور که نقل شده بعضی خویشان و نزدیکان او، از جمله مادر حاتم زنی بسیار بخشنده بود. "عدی بن حاتم"، پسر او که از یاران باوفای امیرالمؤمنین علی علیه السلام نیز بود، جوانمرد و سخی بود و "سفانه" دختر حاتم طائی هم، از پدرش جود و سخا را ارث برده بود.
او زنی بزرگوار بود که زمانی در جنگ قبیله خود با نیروهای اسلام، اسیر شد. پیغمبر وقتی از وضعیت او آگاه شد، کسی را مامور کرد تا او را به سلامت به خانواده اش برگرداند.
حاتم مهارتی نیز در شعر و شاعری داشته است. دیوان اشعار او در سال 1872 میلادی در لندن چاپ شد، البته اشعار جعلی هم دارد.
موضوع این اشعار بیشتر در موارد سخاوت و گشاده دستی و فروتنی است.
حسین واعظ کاشفی، متوفی 910 هـ ق نیز شرح زندگی و کارهای حاتم طائی را به اختصار در قصص و آثار او در رساله ای به نام «حاتمیه» آورده که در تهران و پاریس چاپ شده و ترجمه ای از آن به زبان ترکی تحت عنوان «داستان حاتم طائی» در 1272 هـ ق در قسطنطنیه به چاپ رسید.
چند ترجمه و گزارش هندی هم از این قصه در دست چاپ است که بعضی منظوم می باشد.
چون حاتم طایی فوت کرد، برادر حاتم از مادرش درخواست کرد؛ حال که حاتم فوت کرده او بر جای حاتم نشیند و مردم مستحق و بیچاره را روزها از سفره خانه ، غذا هدیه کند.
مادرش مخالفت کرد و گفت: ای نور چشم من تو نمی توانی جای حاتم را پرکنی، چرا که وقتی حاتم کودک شیرخواری بود و سینه مرا می مکید، هر گاه کودکی وارد می شد، سینه را رها می کرد تا من به آن کودک هم شیر بدهم، اما تو هر گاه مشغول شیر خوردن بودی ، اگر کودکی وارد می شد دست بر سینه دیگر من می نهادی که به آن کودک شیر ندهم، هر چه مادر با دلیل و برهان خواست فرزندش را از این کار منع کند که جای حاتم ننشیند، برادر حاتم قبول نکرد. بالاخره رفت و جانشین حاتم شد.
درویشی مستمند آن روز هفت بار در جامه های مختلف به سفره خانه آمد و جیره دریافت کرد، برادر حاتم در آخرین مرحله درویش را به گوشه ای کشید و گفت: ای مرد نزد خود نگویی این برادر حاتم است و امروز اولین روزی است که بر جای برادر نشسته و حساب و کتاب دستش نیست، با این بار که غذا گرفتی امروز هفت بار از من جیره دریافت کرده ای . درویش گفت: ای مولای من، من سی سال در حیات برادرت هر روز هفت بار جیره می گرفتم، یک دفعه به روی من نیاورد ولی امروز تو در روز اول مرا رسوا کرده و خطایم را به رخم کشیدی. وقتی این واقعه را برادر حاتم برای مادرش بیان کرد، مادر گفت: گفتم تو نمی توانی جانشین حاتم شوی..!
حاتم بن عبدالله بن سعد طائی از مشهورترین، سخاوتمندان و جوانمردان همه دورانهاست. وی از قبیله طی بوده و قبل از اسلام زندگی می کرد.
اعراب هرگاه می خواستند کسی را به سخاوتمندی و کرم متصف کنند او را به حاتم مقایسه می کردند.
درباره جوانمردی و سخاوتش داستانهای بی شمار نقل شده و سعدی نیز در بوستان خود چند حکایت را از او به شعر درآورده است. گفته اند که جوانمردی و بخشش در دوره جاهلیت ( پیش از اسلام ) به سه نفر منتهی می شد: هرم بن سنان، کعبه بن امامه و حاتم طائی.
وی مال خود را بیش از ده بار در میان مستمندان تقسیم نمود. یکبار از مقابل اسیران قبیله غزه عبور می کرد.
یکی از اسرا به او متوسل شد. حاتم مالی نداشت که او را آزاد کند، به همین خاطر به افراد قبیله گفت که اسیر را آزاد کنند و خودش به جای اسیر دربند قبیله شد، تا زمانی که توانست پول رهایی خود را بدست آورد و آزاد گردید. همانطور که گفته شد، از این قبیل وقایع در زندگی حاتم بسیار اتفاق افتاده که در کتابها مذکور می باشد. فرزند وی عدی بن حاتم از مومنین مخلص و یاران با وفای امیر المومنین است.
دختر وی سفانه نیز زنی بزرگوار است که زمانی در جریان جنگ قبیله اش با نیروهای اسلام اسیر شد .
پیامبر هنگامی که از وضعیت او مطلع گردید ،شخصی امین را مامور کرد تا او را به سلامت به خانواده اش برساند.
1. سخاوت حاتم طائی( حکایت)
روزی حاتم طایی در صحرا عبور می کرد، درویشی راه بر حاتم گرفت و از او ده هزار دینار کمک بلاعوض خواست. حاتم گفت: ده هزار دینار بسیار خواستی، درویش گفت: یک دینارنده.
حاتم گفت: آن زیاده طلبی چه بود؟ و این کم خواستن از چه سبب است.
درویش گفت: از شخصی چون تو کمتر از ده هزار دینار نبایست درخواست کرد و به چون تویی کمتر از این مبلغ نمی توان بخشید!!
حاتم دستور داد: ده هزار دینار درخواستی درویش را به او پرداخت کردند
منبع:
لغت نامه دهخدا
hadi04
ممنون داش جلال بسیار اطلاعات خوبی بود
محسن صائب
.
حتما میدونی او در جاهلیت مرد ، بنظرت جایگاهش در اون دنیا چطور هست
ژنرال
اینم میدونم که "ابن عربی" عارف بزرگ جهان اسلام و صاحب کتاب های معروف "فتوحات مکیه" و "فصوص الحِکَم" و ملقب به پدر عرفان اسلامی، از نوادگان حاتم طائی هستش.
gilas
zrnznn
hadi04
والا در مورد ایشون طور دیگه ای شنیده بودم که دیشب در بحثی با دوستان به اینکه اطلاعاتم اشتباه هست پی بردم من شنیده بودم ایشون به دین یهود بودن که ظاهرا اشتباه بوده
سوال من دقیقا همینجاست که وقتی ایشون فوت شدن قبل از اسلام بوده یا بعد از اسلام؟ اگر قبل از اسلام بوده نمیشه به مسلمان نبودنش خرده گرفت و اگر بعد از اسلام بوده هم که از کفار به شمار میامده پس چرا همه ازش تعریف میکنن این خودش دوگانگی نیست؟
ژنرال,
ممنون محسن جان از اطلاعاتی که دادی
gilas,
zrnznn,
محسن صائب
ارسام جان
خداوند دارای اسمایی هستند که بعنوان مثال ، حمید ، غنی، حکیم ، وووو
بعضی از این اسماء مختص ذات خداوند هستند
مثلا متکبر که تعریفش برای خالق زیبا و برای مخلوق زیبنده نیست
ولی بعضی از اسما
مشترک خالق و مخلوق هست
حالا این صفات مشترک رو هر کسی بتونه در خودش به معنی واقعی احیاء کنه ، با همون یک صفت میتونه به مقامات بالا برسد
مثلا حسن خلق
دست و دلبازی یاسخاوت
.
حاتم طایی توانسته بود این سخاوت رو در خودش به حد علا برساند و از این راه به جایگاه بالایی رسید و با اینکه در جاهلیت فوت کرد مورد احترام رسول الله هم بود
در اسلام تأکید بر سخاوت و بخشندگی بقدری زیاد است که به نظر میرسد ، اگر مومنی همین یک صفت نیکو را داشته باشد بعید نیست که اهل نجات باشد .
این چند روایت از سخاوت جالب هستند
.
- دختر حاتم طائی (سفانه) زمانی در جریان جنگ قبیله اش با نیروهای اسلام اسیر شد ، پیامبر هنگامی که از وضعیت او مطلع گردید ، شخصی امین را مامور کرد تا او را به سلامت به خانواده اش برساند.
.
- روز قیامت بنده ای را می آورند تا به پرونده او رسیدگی کنند، خطاب به خداوند عرضه می دارد: ای پروردگار بزرگ!مرا خلق کردی و هدایت نمودی و رزق بسیار به من دادی، من هم نسبت به خلقت آسان گرفتم و بخشندگی کردم بخاطر اینکه در این روز(قیامت) بر من آسان بگیری و به من رحم کنی ، سپس خداوند می فرماید: بنده من راست می گوید ، ببرینش به بهشت.
- خداوند وحی کرد به موسی که : سامری را نکش(وتخفیف بده) چون او سخاوتمند است.
hadi04
خوب با توجه به اینکه ایشون قبل از اسلام بودن پس ممکنه این رفتار خوب رو که از صفات خداوندی هم هست بدون آگاهی از اینکه صفت خداوندی هست انجام میداده؟
منظورم اینه که مثلا خود من قبل از اینکه اعتقادی به اسلام داشته باشم و یا هر دین دیگه ای به مدت زیادی اصلا هیچ مراسم دینی رو انجام ندادم آیا همه اون زمانها رو به پای من گناه و بطالت مینویسند و کارهای مثبتی که انجام میدادم به حساب نمیاد؟
محسن صائب
سوال جالبی رو عنوان کردی
و من در حد فکر و مطالعه خودم عرض میکنم
که
1- ایین زرتشتی رو باید جزو ادیان الهی دونست و با ادیان دیگه الهی مثل یهود و مسیح و اسلام در یک مسیر قرار داره پیروان این ادیان فرق بسیار زیادی با یک عرب بدوی و یا کسانی که پیرو ادیان الهی نیستند وجود داره
2- هر عملی که توسط هر انسانی، خالص انجام شود و هدفش ارضا نفسانیات نباشد ، باعث تعالی روح و مقبول معشوق کل میشود
حال اگر این اعمال در مسیر ادیان الهی باشد پیشرفتش سریع خواهد بود و در غیر این صورت
باز هم خوبی در نزد معشوق کل پایدار و قابل احترام خواهد بود
hadi04
پس در کل خوبی باقی میمونه من یه جایی شنیدم که کار نیک اگر توسط یه اشخاص خاصی انجام نشه (امیدوارم منظورم رو بگیری ) قابل قبول نیست و حتما فرد باید عضوی از اون گروه خاص باشه البته این حرف مورد قبول من واقع نشد
در کل ممنونم از توضیحاتت محسن خان عزیز
Holtek
hadi04
حتما همینطوره
ولی گاهی برخی افراد هستن که با ارائه برخی مسائل و ایجاد شک در اعتقادات افراد از آب گل آلود ماهی میگیرند
با این چیزی که من در بالا گفتم شما تصور کن افراد باید عضوی از یه گروه خاص باشند تا کار نیکشون مورد قبول واقع بشه اونوقت چی میشه کار نیک میشه کالای تجاری و شوربختانه در خیلی از موارد در مملکت ما به این شکل دیده میشه
Holtek
بله دقيقا ، متاسفانه در بعضي اديان هم افراط و تفريط زياد ديده ميشه و خيلي چيزاي من دراوردي و سليقه اي كه تيشه به ريشه زدنه
محسن صائب
ارسام جان
به هر صورت هر جمع و فکر و ایده ای برای اینکه بتوانند مقبولیت بیشتری نزد مردم بدست بیاورند ، از ابزارهای متفاوتی استفاده میکنند
یکیش همین موردی هست که شما عنوان کردید
در هر دین و اینی افراد متعصبی وجود دارند که جز خود کسی رو قابل قبول نمیدانند
ولی
از طرف دیگه بسیار افراد با انصافی وجود دارند که میشه از انها بسیار اموخت
.
در بین اندیشمندان اسلامی بسیار افراد با انصاف مثل شهید مطهری وجود دارند که بخوبی چهره اسلام و خداوند رو نشان میدهند.
.
آخرین ورود:
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→