ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شدهاند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفتهاند.
ثبتنام و ارسال نوشته در این وبسایت امکانپذیر نیست. چنانچه نوشتهای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، میتوانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.
یک نت روی دیوار انجمن
pAshMak
1 هفته پیش
آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com
آب را گل نکنیم ؛ پدرم در خاک است …
baron jon
“آن مرد در باران آمد” را به یاد آوردم
“آن مرد با نان آمد”
یادم آمد که دیگر پدرم در باران
با نانی در دست
و لبخند بر لب
نخواهد آمد
دیروز دلم تنگ شد و با آسمان و دلتنگیاش
با زمین و تنهائیش
با خورشید و نبودنش
به یاد پدر سخت گریستم
پدرم وقتی رفت سقف این خانه ترک بر میداشت
پدرم وقتی رفت دل من سخت شکست
خاطر خاطره ها رخ بنمود
زندگی چرخش یک خاطره است
خاطر خاطره ها را نبریدش از یاد
پدرم وقتی رفت آسمان غمزده بود
و زمین منتظر …..
زندگی چرخش ایام و گذار من و توست
و کسی گفت به من:
آب را گل نکنید
پدرم در خاک است
زندگی میگذرد
کاش یک فاتحه مهمان شقایق باشیم
و زمین کوچک نیست
دل ما تنگ و نفس سنگین است
کاش میشد آموخت که سفر نزدیک است
خاطر خاطرهها را نبریدش از یاد
زندگی میگذرد
کاش یک فاتحه مهمان شقایق باشیم...
بیاد همهی پدرای دنیا ...
jaj
zrnznn
hadi04
garfild
شایسته
کوچکو بزرگ-دختروپسر-زن و مرد-مجردو متاهل نداره.پدر پشتوانست
Kishe Mehr
خدا اموات همه رو رحمت کنه و اونها رو مورد رحمت واسعه ی خودش قرار بده
baron jon
اما تو بر بامی از ابرها
خیره به من
به سرگردانی ام به جستجوی بیهوده ام مینگری
من در خاک تو را می جویم
اما تو خنکای سایه ی خود را از بام ابرها بر من می باری
من در خاک تو را می جویم اما تو.....
ژنرال
baron jon
zrnznn,
alizaker
, hadi04,
ژنرال
garfild,
Kishe Mehr
از همگی دوستان ممنونم
ماهی
نمی دونم چند بار این متن زیبا رو خوندم..
دلم تنگ میشه..این چند ماه که همه ش درگیر کارام بودم خیلی وقتا توی شلوغی کارام به محض اینکه یه فرصت کوچولو پیدا میشد بهش فکر می کردم..اندوه بزرگی سراغم می اومد..و دوباره شلوغی کارا منو از فکرش بیرون می برد...
مرسی .خیلی قشنگ بود
ممنون جلال عزیز..خدا رفتگان شما رو هم رو هم بیامرزه
baron jon
نمی دونم چند بار این متن زیبا رو خوندم..
دلم تنگ میشه..این چند ماه که همه ش درگیر کارام بودم خیلی وقتا توی شلوغی کارام به محض اینکه یه فرصت کوچولو پیدا میشد بهش فکر می کردم..اندوه بزرگی سراغم می اومد..و دوباره شلوغی کارا منو از فکرش بیرون می برد...
سلام ماهی خانم خوبین چند وقت بود ندیده بودمتون ایشالا که خوب و سلامت باشین همیشه . خدا پدر شما رو هم رحمت کنه
هر چی که به روزای پارسال نزدیک تر میشیم همه خاطرات عین یه فیلم برام مرور میشه انگار همین دیروز بود .... منم خیلی خیلییی دلم تنگ شده دیگه تا 19 اسفند چیز زیادی نمونده ...
ماهی
هر چی که به روزای پارسال نزدیک تر میشیم همه خاطرات عین یه فیلم برام مرور میشه انگار همین دیروز بود .... منم خیلی خیلییی دلم تنگ شده دیگه تا 19 اسفند چیز زیادی نمونده ...
می فهم کاملا..جند روز پیش باید برای کاری می رفتم اداره مهاجرت..توی راه یاد بابا افتادم.و همینجور که می گی خاطرات جلوی چشم راه می رفت.دلم داشت می ترکید..وقتی رسیدم اونجا آقایی که باهاش کار داشتم هم سن و سال بابا بود.ازم پرسید از کجا اومدی؟ گفتم ایران..آغوشش رو باز کرد و گفت به کانادا خوش اومدی..من و گروهم همه دوستای تو هستیم ..شاید غمی رو که توی چهره م بود احساس کرده بود.نا خود آگاه رفتم توی بغلش و ازش تشکر کردم...
می دونی چی خیلی سخته؟ اینکه دیگه هرگز نمی بینیش..این محدودیت سخت آزار دهنده ست
ژنرال
بگذارید و بگذرید، ببینید و دل مبندید ...
چشم بیاندازید و دل مبازید، که دیر یا زود باید گذاشت و گذشت ...
pAshMak
مرسی
▧ تصویر در دسترس نیست
Life Dream
همچنين خدا پدر ماهي خانم و pAshMak عزيز رو رحمت كنه و روحشون در آرامش و شادي باشه انشالله
baron jon
امیدوارم همیشه سلامت باشین و کمتر احساس دلتنگی کنین
اما کاش محبت همه آدما از ته دل باشه از ترحم و دلسوزی نباشه....
درسته آقا محسن اما یه کم گفتنش راحته وقتی تو شرایطش قرار می گیری سخت میشه ...
مرسی دوست عزیز . خدا پدر عزیز شما رو هم رحمت کنه
مرسی آقا مازیار - خدا رفتگان شما رو هم رحمت کنه ممنونم از محبتت شما و همه دوستان خوبم
هوای دلم ابریست پدرم
....
و من...
....
میبارم و میبارم و میبارم
هاچو هاچو
خدا پدر ماهی خانوم و pashmak عزیز رو هم غریق در رحمت کنه
نمایش یا پنهان متن
با زدن این تاپیک کلی خیرات واسه پدرتون فرستادین، آفرینbaron jon
مرسی آقا مهدی خدا رفتگان شما رو هم رحمت کنه . منم برای شما آرزوی بهترین ها رو دارم انشاا... خوشبخت بشین
این دو بیت از یادداشت های پدرمه قشنگ بود برای همین روی سنگ قبر پدرم همین دو بیت رو نوشتیم ....
دو روز عمر خوابی بود و بگذشت
حباب روی آبی بود و بگذشت
به دنیا تا نظرکردیم رفتیم
طلوع آفتابی بود و بگذشت....
ژنرال
کاملا موافقم.
آخرین ورود: امروز, 07:39
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→